مقدمه
زبان تمثیلی یا مجاز (Figurative Language) ابزاری شناختی و گفتمانی است که فراتر از معنای تحتاللفظی عمل میکند و به توانایی فرد در تفسیر معانی ضمنی و به بافت زبانی وابسته است. درک زبان مجاز مستلزم مهارتهای پیشرفته زبانی، شناختی است [1]. براساس نظریه مفاهیم واژگانی و الگوهای شناختی، پردازش زبان مجاز حاصل تعامل همزمان دانش زبانی و ساختارهای شناختی است؛ بهگونهای که فرد با بهرهگیری از واژگان، ساختارهای نحوی و تجربیات پیشین، معنای غیرمستقیم جملات را تفسیر میکند. در این چارچوب، استعاره، اصطلاح، ضربالمثل و تشبیه جلوههایی متفاوت از یک سازه شناختی زبانی مشترک محسوب میشوند [1، 2].
گیورا بیان میکند که درک زبان مجازی بیش از تمایز میان معنای تحتاللفظی و غیرتحتاللفظی، به برجستگی معنا وابسته است؛ برجستگیای که تحت تأثیر تجربیات فرد شکل میگیرد [3]. همچنین لیکاف و جانسون، زبان مجاز را بخشی جداییناپذیر از زبان و تفکر روزمره میدانند و معتقدند انسانها برای بیان مفاهیم انتزاعی از آن استفاده میکنند [4].
استعاره از مهمترین مباحث معنیشناسی شناختی است و بهصورت درک یک حوزه مفهومی برحسب حوزه دیگر تعریف میشود؛ برایمثال، در استعاره «عشق، سفر است»، مفهوم انتزاعی عشق از طریق ویژگیهای ملموس سفر درک میشود [5]. استعارهها نگاشتهایی نظاممند میان حوزه مبدأ و حوزه هدف هستند و افزون بر سطح زبان، در سازماندهی ساختارهای مفهومی ذهن نیز نقش دارند. بااینحال، استعارهها ازنظر میزان آشنایی و نو بودن متفاوتاند [6]. استعارههای متعارف، مانند «وقت طلاست»، بسامد بالا و درک سریعتری دارند؛ درحالیکه استعارههای نو و نامتعارف، مانند «غیرت گدازه است»، به پردازش ذهنی بیشتری نیاز دارند [7، 8]. همچنین، اگرچه بسیاری از استعارههای مفهومی در فرهنگهای مختلف مشترکاند، زبان و فرهنگ در شکلگیری و تفسیر آنها نقش مهمی دارند [9، 10].
اصطلاحات نیز از جلوههای مهم زبان مجاز هستند [11]. این عبارات، مانند «آبغوره نگیر»، معنایی فراتر از مجموع معانی واژههای تشکیلدهنده خود دارند [12]. پژوهشها نشان دادهاند میزان آشنایی فرد با اصطلاحات در سرعت و دقت درک آنها نقش اساسی دارد؛ بهطوریکه اصطلاحات آشنا سریعتر و آسانتر فهمیده میشوند [13].
ضربالمثلها شکل دیگری از زبان مجاز به شمار میآیند که نسبت به اصطلاحات، ساختار نحوی ثابتتری دارند و بهصورت عبارات کاملاً ثابت به کار میروند، درحالیکه اصطلاحات میتوانند ازنظر شخص و زمان صرف شوند [14]. ضربالمثلها ساختارهای استعاری و دانش فرهنگی و جمعی را بازتاب میدهند و نوعی دانش فشردهشده محسوب میشوند که مفاهیم انتزاعی و تجربی را در قالب استعاری منتقل میکنند [15، 16]. درک ضربالمثلهای آشنا معمولاً به پردازش شناختی کمتری نیاز دارد، درحالیکه ضربالمثلهای ناآشنا مستلزم استنتاج بیشتری هستند [17]. افزونبراین، آزمونهای مبتنی بر ضربالمثلها میتوانند شاخص مناسبی برای ارزیابی عملکردهای شناختی و زبانی باشند [18].
درنهایت، تشبیهها شکلی از بیان مجازیاند که ساختاری صریح و مقایسهای دارند. در زبان فارسی، این عبارات زیرگروهی از ضربالمثلها محسوب میشوند که ساختاری تثبیتشده و فرهنگی دارند و برخلاف بسیاری از ضربالمثلها، غالباً با استفاده از ادات تشبیه (مانند «مثل»، «انگار»، «همچو»، «چون») مقایسهای صریح میان دو پدیده ایجاد میکنند. مانند «معلمها مثل فانوس در شب تاریکاند» یک تشبیه محسوب میشود [19]. با وجود شفافیت ساختاری بیشتر تشبیهها، درک آنها همچنان به فرایندهای استنتاجی وابسته است، بهویژه زمانی که شباهت میان دو مفهوم آشکار نباشد [20].
مطالعات علوم اعصاب شناختی نشان دادهاند نیمکرههای مغز نقش متفاوتی در پردازش زبان مجاز دارند. نیمکره چپ بیشتر در پردازش استعارههای آشنا فعال است، درحالیکه نیمکره راست در پردازش استعارههای جدید و پیچیده نقش برجستهتری دارد [21، 22]. این تفاوت بیشتر به عواملی مانند تازگی، دشواری و نیاز به یکپارچگی اطلاعات مربوط است، نه صرفاً ماهیت استعاری زبان [23]. بررسی این فرایندها ازنظر بالینی نیز اهمیت دارد و میتواند به تمایز افراد سالم از مبتلایان به اختلالات شناختی کمک کند [24].
باتوجهبه نقش مهم زبان مجاز در تفکر انتزاعی و ارتباطات انسانی، ارزیابی آن در پژوهشها و محیطهای بالینی ضروری است. در این راستا، آزمون تفسیر زبان مجاز برای سنجش درک استعاره، تشبیه، ضربالمثل و شخصیتبخشی طراحی و در ایالات متحده آمریکا هنجاریابی شده است [25]. همچنین آزمون ارزیابی تواناییهای کاربردشناختی و زیرساختهای شناختی در سال ۲۰۱۶ برای ارزیابی مهارتهای کاربردشناختی و زبان مجاز، از جمله استعاره و کنایه، در بزرگسالان ایتالیایی تدوین شد [26].
در ایران نیز ابزارهایی برای سنجش برخی جنبههای زبان مجاز طراحی شدهاند. نجاتی و رامش در سال ۱۳۹۴ آزمون ضربالمثلها را برای دانشآموزان تهرانی تدوین کردند. این آزمون برای سنجش کارکردهای اجرایی و زبان در این دامنه سنی کاربرد دارد [27]. همچنین مطالعه قوامی و همکاران در سال 1٣9٤، نسخه فارسی مجموعه آزمون متداول کارکردهای اجرایی دنیس کاپلان را در دامنه سنی 16 تا 40 سال تهیه نمودند [28]. رحیمیفر و همکاران نیز در سال ۱۳۹۹ «آزمون مهارتهای زبانی سطح بالا» را برای بیماران نورولوژیک و بزرگسالان طراحی کردند که این آزمون شامل خردهآزمون شامل تکرار جملات طولانی، جملهسازی، استنتاج، درک جملات پیچیده دستوری، درک جملات مبهم، تعریف کلمه و درنهایت ضربالمثلها است [29].
باوجوداین ابزارها، همچنان کمبود آزمونهای جامع و استاندارد برای ارزیابی همزمان استعاره، اصطلاح، ضربالمثل و تشبیه در زبان فارسی احساس میشود. این کمبود، ارزیابی دقیق تواناییهای زبان مجاز را، بهویژه در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، آسیب مغزی تروماتیک و بیماریهای عصبی مانند زوال عقل فرونتوتمپورال و اسکلروز جانبی آمیوتروفیک ، محدود کرده است [30، 31].
بنابراین، هدف پژوهش حاضر طراحی و بررسی ویژگیهای روانسنجی «آزمون درک زبان مجاز فارسی» در بزرگسالان سالم فارسیزبان 25 تا 65 سال بود. این محدوده سنی بهدلیل تأثیر تغییرات رشدی پیش از 25 سالگی و فرایند پیری پس از 65 سالگی بر پردازش زبان مجاز انتخاب شد [32]. پژوهش حاضر با فراهم کردن ابزاری جامع برای سنجش زبان مجاز، میتواند در ارزیابیهای بالینی و پژوهشهای آینده کاربرد گستردهای داشته باشد.
روش مطالعه
مطالعه حاضر یک پژوهش روششناختی است که بهصورت مقطعی با هدف توسعه و ارزیابی آزمون درک زبان مجاز فارسی طراحی شد. در این مطالعه، ابتدا گویههای زبان مجاز در چهار حوزه استعاره، ضربالمثل، اصطلاحات و تشبیه استخراج شد و سپس ویژگیهای روانسنجی آن تعیین شد. مطالعه در سه مرحله صورت گرفت: ۱. طراحی گویههای آزمون، ۲. تعیین روایی محتوایی و صوری آنها، ۳. اجرای نهایی آزمون.
جامعه آماری پژوهش
جامعه آماری این پژوهش، 418 نفر فرد بزرگسال 25 تا 65 ساله بودند که 41 نفر در مرحله تعیین سطح آشنایی گویهها، 40 نفر در مطالعه آزمایشی و 337 نفر در مرحله نهایی مطالعه شرکت داشتند. حجم نمونه براساس جدول مورگان مشخص شد [33]. نمونهگیری به شیوه در دسترس در استان تهران در پارکها، محل کار، پاساژها، شرکتها بهمدت 6 ماه در سالهای 1402 و 1403 انجام گرفت.
معیارهای ورود به مطالعه عبارت بودند از قرار گرفتن در محدوده سنی ۲۵ تا ۶۵ سال، تکزبانه فارسی، داشتن حداقل تحصیلات ابتدایی بهمنظور پاسخگویی به آزمون، و عدم وجود اختلالات بینایی یا شنوایی غیرقابلاصلاح با وسایل کمکی که تمام موارد فوق براساس پرسشنامه اطلاعات فردی جمعآوری میشد. همچنین داشتن سلامت شناختی شرکتکنندگان که با استفاده از نسخه فارسی آزمون رتبهبندی بالینی زوال عقل (CDR-P) تأیید گردید [34].
روش اجرا
مرحله اول: طراحی گویههای آزمون
نسخه فارسی آزمون درک زبان مجاز براساس آزمون چشلیسکا و همکاران توسعه یافت. این آزمون چهار مؤلفه اصلی زبان مجازی شامل استعاره، اصطلاح، ضربالمثل و تشبیه را دربر میگیرد [35]. در مرحله نخست، عبارات مرتبط با این مؤلفهها از منابع و متون مختلف بهصورت گسترده و با روش قیاسی استخراج شدند. پس از استخراج، این عبارات در قالب جملات کوتاه و ساده بهعنوان گویههای آزمون صورتبندی شدند.
بهمنظور کنترل متغیرهای زبانی مداخلهگر، ویژگیهای ساختاری گویهها ازجمله تعداد کلمات، طول جمله و الگوی دستوری تا حد امکان یکسان نگهداشته شد؛ بهگونهای که تمامی گویهها در قالب جملات ساده و کوتاه (4 تا 7 کلمهای) تنظیم شدند. ازآنجاییکه در مرحله تدوین آزمون بهتر است تعداد گویهها 2 تا 3 برابر تعداد موردنیاز نهایی باشد [36]؛ در مرحله اولیه ۸۶ استعاره، ۱۱۲ اصطلاح، ۴۸ ضربالمثل و ۴۸ تشبیه انتخاب شدند. دو مقوله استعارهها و اصطلاحات بخش گسترده و بنیادی نظام مفهومی و واژگانی زبان را تشکیل میدهند، بنابراین به تعداد بیشتری انتخاب شدند [4].
مرحله دوم: تعیین روایی صوری و محتوایی و میزان آشنایی
در این مرحله گویهها در اختیار ۱۰ دانشجوی دکتری زبانشناسی شناختی قرار گرفت که 5 نفر مدرس دانشگاه ،3 نفر دارای سابقه کار در پژوهشکدههای مختلف و 2 نفر سابقه درمان در حوزه گفتار و زبان را داشتند تا گویهها ازنظر تناسب با سازه، شفافیت، میزان نمایندگی و تناسب با هدف آزمون ارزیابی شوند. سپس شاخص نسبت روایی محتوایی (CVR) براساس قانون لاوشه محاسبه شد و گویههایی که مقدار CVR آنها کمتر از 62/0 بود، حذف شدند.
همچنین روایی صوری گویهها ازنظر وضوح، قابلفهم بودن، سادگی نگارش، خوانایی، چیدمان و نظم کلی ارزیابی شد و براساس بازخوردهای دریافتی، اصلاحاتی ازجمله رفع ابهام، سادهسازی جملات و بازآرایی ساختار برخی گویهها انجام گردید. در پایان این مرحله، ۲۸ استعاره، ۲۷ ضربالمثل، ۳۱ تشبیه و ۵۹ اصطلاح در قالب گویههای آزمون باقی ماند.
در ادامه، بهمنظور جلوگیری از بروز اثر سقف و کف، سطح دشواری گویهها براساس میزان آشنایی کنترل شد [37]. بهمنظور سنجش این شاخص، نسخه اولیه آزمون در اختیار ۴۱ فرد بزرگسال واجد شرایط قرار گرفت و از آنان خواسته شد میزان آشنایی خود را با هر گویه براساس مقیاس لیکرت 5 درجهای (از «خیلی کم» تا «خیلی زیاد») گزارش کنند. گویههایی با میانگین بالاتر از ۳ بهعنوان آشنا و کمتر از ۳ بهعنوان ناآشنا طبقهبندی شدند [35].
درنهایت، براساس نتایج تحلیل آشنایی و نظر تیم پژوهشی، نسخه نهایی آزمون شامل ۱۸ استعاره، ۳۲ اصطلاح، ۱۵ ضربالمثل و ۱۵ تشبیه تدوین شد که بهصورت پیوسته از سطح آسان به دشوار سازماندهی شدند.
پس از این مراحل، برای سنجش پردازش شناختی زبان مجازی، گویههای آزمون در دو قالب طراحی شدند:
پرسشهای چندگزینهای (سهگزینهای)
در این قالب، هر گویه بهصورت یک واحد شامل جمله محرک (حاوی عبارت مجازی) و سه گزینه پاسخ طراحی شد: 1. پاسخ صحیح با معنای مجازی یا مورد انتظار، 2. گزینه انحرافی مبتنی بر معنای تحتاللفظی، و 3. گزینه کاملاً نامرتبط. شرکتکنندگان موظف بودند، گزینه صحیح را انتخاب کنند. نمرهدهی بهصورت (0) و (1) انجام شد. این نوع پرسشها برای سنجش درک معنای استعارهها، اصطلاحات و بخشی از ضربالمثلها و تشبیهها بهکار رفتند. بهعنواننمونه، در گویه «عموی من از دار دنیا رفت»، پاسخ صحیح «عموی من مرد» بود.
پرسشهای تکمیل جمله
بخشی از گویههای مربوط به ضربالمثلها و تشبیهها بهصورت تکمیل جمله طراحی شد. در این قالب، جمله بهصورت ناقص ارائه میشود و شرکتکنندگان میبایست آن را در حد یک یا دو واژه تکمیل کنند. این نوع پرسشها بهمنظور سنجش پردازش عمیقتر معنایی، دسترسی به معانی ذخیرهشده در حافظه بلندمدت و توانایی استنتاج رابطه معنایی بهکار رفتند [38]. نمرهدهی در این بخش نیز بهصورت (0) و (1) انجام شد و اشتباهات نگارشی در ارزیابی لحاظ نشد. بهعنوانمثال، در ضربالمثل «پایان شب...»، پاسخ مورد انتظار «سیه سپید است» بود.
نمونه سؤالات طراحیشده در طی یک مطالعه آزمایشی بر روی ۴۰ شرکتکننده واجد شرایط اجرا شد. پیش از اجرا، از شرکتکنندگان درخواست شد درباره اندازه و نوع قلم نوشتاری و همچنین فاصله خطوط اظهار نظر کنند تا آزمون از نظر خوانایی بهینه شود. تمامی شرکتکنندگان نسخه آمادهشده را تأیید کردند.
پس از اجرای آزمایشی، فراوانی و درصد انتخاب هر گزینه محاسبه و میزان جذابیت گزینههای انحرافی ارزیابی شد. همچنین، همبستگی انتخاب هر گزینه با نمره کل آزمون بررسی گردید تا قدرت تمییزدهندگی گزینهها مشخص شود. گزینههایی که فراوانی انتخاب بسیار پایین یا عملکرد تمییزدهنده مناسبی نداشتند و از گزینههای انحرافی قابلتفکیک نبودند، شناسایی و اصلاح شدند و نسخه نهایی آزمون تهیه شد.
مرحله سوم: اجرای نهایی آزمون
نسخه نهایی آزمون بهمنظور بررسی همسانی درونی، پایایی بازآزمون و روایی سازه بر روی ۳۳۷ شرکتکننده واجد معیارهای ورود اجرا شد. اجرای آزمون در محیطی آرام انجام گرفت. در ابتدا، هدف پژوهش بهصورت شفاهی برای شرکتکنندگان توضیح داده شد و در صورت تمایل، رضایتنامه آگاهانه تکمیل و سپس پرسشنامه اطلاعات فردی تکمیل میشد. بهمنظور اطمینان از سلامت شناختی، آزمون رتبهبندی بالینی زوال عقل (CDR-P) اجرا گردید. آزمون اصلی بهصورت مداد-کاغذی خوداجرا در اختیار شرکتکنندگان قرار گرفت.
بهمنظور آشنایی شرکتکنندگان با نحوه پاسخدهی، دو گویه نمونه (یکی چندگزینهای و دیگری تکمیل جمله) در ابتدای هر بخش از آزمون قرار داده شد.
بهمنظور کاهش خستگی شرکتکنندگان، گویهها به دو بخش مساوی تقسیم شدند و بین دو بخش، استراحت کوتاهی در نظر گرفته شد. پس از پایان اجرای آزمون، نمرهدهی گویهها توسط یک ارزیاب مستقل که در فرایند نمونهگیری دخالتی نداشت، انجام شد. ورود دادهها به نرمافزار SPSS نیز توسط فردی مستقل از فرایند نمونهگیری و نمرهدهی صورت گرفت تا دقت دادهها افزایش یابد. بهمنظور بررسی پایایی پایایی آزمونبازآزمون، آزمون مجدداً با فاصله زمانی دو هفته بر روی ۶۷ نفر از شرکتکنندگان اجرا شد.
روش تحلیل دادهها
جهت تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS با نسخه20 و شاخصهای توصیفی و استنباطی استفاده شد. آمار توصیفی برای محاسبه شاخصهایی مانند میانگین، انحرافمعیار، و میانه بود که برای توصیف ویژگیهای عملکرد آزمودنیها در خردهآزمونها استفاده شد. روایی صوری بهصورت کیفی براساس نظر متخصصان و شرکتکنندگان ، روایی محتوایی براساس CVR، همسانی درونی از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ. روایی بازآزمون از طریق محاسبه ضریب همبستگی درونطبقهای (ICC) و روایی سازه به کمک تحلیل عاملی اکتشافی انجام شد.
یافتهها
آزمون در مراحل مختلف بر روی 418 فرد بزرگسال سالم در دامنه سنی ۲۵ تا ۶۵ سال در سال ۱۴۰2 اجرا شد. از میان شرکتکنندگان، 70 درصد (293 نفر) زن و 30 درصد (125نفر) مرد بودند
از نظر توزیع سنی، ۱۸ درصد در گروه سنی ۲۵ تا ۳۴ سال، 6/51 درصد در گروه سنی ۳۵ تا ۴۴ سال، ۲۳ درصد در گروه سنی ۴۵ تا ۵۴ سال و 4/7 درصد در گروه سنی ۵۵ تا ۶۵ سال قرار داشتند. درخصوص سطح تحصیلات، ۱ درصد از شرکتکنندگان دارای تحصیلات زیر دیپلم، ۶/16 درصد دیپلم، 4/7 درصد فوقدیپلم، ۴/47 درصد کارشناسی، 6/22 درصد کارشناسی ارشد و ۵ درصد دارای مدرک دکتری بودند.
روایی محتوایی و میزان آشنایی با گویهها
برای تعیین روایی محتوایی آزمون از نظر متخصصان و محاسبه CVR استفاده شد و میزان آشنایی گویهها، با یک مقیاس لیکرت 5 درجهای مشخص شد که نتایج حاصل در جدول شماره 1 نشان داده شده است.
پایایی آزمون زبان مجاز
جهت تعیین پایایی آزمون زبان مجاز از دو روش همسانی درونی و پایایی بازآزمون استفاده شد.
همسانی درونی زیرآزمونهای زبان مجاز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در جدول شماره 2 نشان میدهد آزمون زبان مجاز در هر بخش دارای همسانی درونی مناسبی است (7/0<α).
پایایی بازآزمون، با گرفتن آزمون مجدد پس از 2 هفته از 67 فرد که در مرحله اول شرکت داشتند، انجام شد. برای بررسی پایایی بازآزمون از ضریب همبستگی درون طبقهای (ICC) با فاصله اطمینان 95 درصد (ICC) براساس مدل دوطرفه مختلط و تعریف توافق مطلق استفاده شد (جدول شماره 3). نتایج نشان داد مقادیر ICC برای چهار مؤلفه بین 71/0 تا 81/0 بود که بیانگر پایایی بازآزمون مطلوب است.
روایی سازه آزمون
تعیین روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد در هر مؤلفه، بهطور جداگانه دادهها ساختار مورد نظر را پشتیبانی مینمایند، بهطوریکه مقدار KMO برای هر مؤلفه بهترتیب، 739/0، 778/0، 74/0 و 804/0 به دست آمد. سطح معناداری آزمون بارتلت در همه موارد و برای هر مؤلفه کمتر از 05/0 به دست آمد (05/0>P). ازآنجاکه مقادیر بار عاملی هر سؤال در هر مؤلفه، بالای 4/0 یا نزدیک 4/0 به دست آمد، نشان از مناسب بودن سؤالات مربوطه هر حوزه داشت.
همچنین برای دامنه مرجع عملکرد نمونه سالم، کمترین نمره، بیشترین نمره، میانگین و انحرافمعیار محاسبه شد که در جدول شماره 4 قابلمشاهده است.
باتوجهبه مقادیر میانگین و میانه بهدستآمده، میتوان نتیجه گرفت دامنه مرجع عملکرد نمونه سالم برای آزمون 32 گویهای اصطلاحات 26، برای آزمون 18 گویهای استعارهها 15، برای آزمون 10 گویهای ضربالمثلها 9، برای آزمون 10 گویهای تشبیهی 9، برای آزمون 5 گویهای تکمیل جمله ضربالمثل، 4 و برای آزمون 5 گویهای تکمیل جمله تشبیهی 3 میباشد.
بحث
این مطالعه با هدف توسعه و اعتبارسنجی آزمون درک زبان مجاز فارسی چهار مؤلفهای استعارهها، اصطلاحات، ضربالمثل و تشبیهات در بزرگسالان فارسیزبان طراحی شد. یافتهها نشان داد آزمون طراحیشده از روایی محتوایی، صوری و سازهای مطلوب و شاخصهای پایایی آن از انسجام درونی و ثبات زمانی مناسبی برخوردار است. تحلیلها نشان دادند گویههای آزمون بهطور منسجم ابعاد مختلف زبان مجاز را پوشش میدهند و ساختار چهار مؤلفهای بهدستآمده در تحلیل عاملی اکتشافی با چارچوب نظری شناختی و کاربردشناختی همخوانی دارد. از این منظر، تفکیک آزمون به چهار مؤلفه در پژوهش حاضر با این پیشفرض نظری همراستاست که هر نوع زبان مجاز، اگرچه در سطح زبانی متفاوت است، اما در سطح شناختی به شبکههای مشترک پردازش معنا وابسته است. یافتههای تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد گویهها بهطور منسجم در چهار عامل متمایز قرار میگیرند. همخوانی ساختار عاملی با چارچوب نظری نشان داد دادههای تجربی از مدل مفهومی زبان مجاز در زبانشناسی شناختی و کاربردشناختی حمایت میکند [4، 5].
مقایسه آزمون حاضر با آزمون (FLIT) [25] نشان داد هر دو ابزار بهطور مستقیم توانایی پردازش زبان مجاز شامل استعاره، تشبیه و ضربالمثل را ارزیابی میکنند و ازنظر هدف طراحی همراستا هستند. در هر دو آزمون، روایی صوری و محتوایی از طریق نظر متخصصان و بازبینی گویهها تأیید شده است و شاخصهای روانسنجی مشابه ازجمله آلفای کرونباخ گزارش شده است. بااینحال، تفاوت اصلی در آن است که آزمون (FLIT) عمدتاً بر سنجش کلی توانایی پردازش آیتمهای استعاری و غیرمستقیم تمرکز دارد و نتایج آن در سطح نمره کل یا زیرمقیاسهای محدود ارائه میشود، درحالیکه در پژوهش حاضر، زبان مجاز بهصورت یک ساختار چندمؤلفهای تفکیک شده و هر مؤلفه بهطور مستقل تحلیل روانسنجی شده است.
یافتههای این پژوهش با نتایج آکرا و بامبینی [26] ازنظر شاخصهای پایایی همسو است. همچنین از نظر ساختاری، نتایج تحلیل عاملی با مطالعه APACS همخوانی دارد که در آن نیز تواناییهای مرتبط با زبان مجاز در قالب مؤلفههای قابلتفکیک و منسجم قابلاندازهگیری گزارش شده است. این امر نشان میدهد سازماندهی شناختی زبان مجاز در هر دو مطالعه قابلیت مدلسازی ساختاری دارد. بااینحال، در مطالعه APACS از مدلهای پیشرفتهتر روانسنجی و در چارچوب استانداردسازی ابزار در زبان انگلیسی استفاده شده است، درحالیکه در پژوهش حاضر تحلیل عاملی اکتشافی با هدف استخراج ساختار چهارمؤلفهای در بافت زبانی– فرهنگی فارسی انجام شده است.
در مقایسه با مطالعه قوامی و همکاران [28] باید گفت هر دو پژوهش بر اهمیت زبان مجاز و نقش بافت فرهنگی در درک آن تأکید دارند. بااینحال، تفاوت اصلی با آزمون حاضر در رویکرد پژوهشی است؛ بهطوریکه مطالعه مذکور بر یک بعد خاص از زبان مجاز و تحلیلهای کاربردشناختی تمرکز داشته، درحالیکه در پژوهش حاضر زبان مجاز بهصورت چندمؤلفهای و در قالب یک ابزار روانسنجی ساختاریافته بررسی شده است.
تفاوت در شاخصهای روانسنجی و بهویژه میزان پایایی بین مؤلفه های مختلف را میتوان از منظر پردازش معنا و بار شناختی تبیین کرد. انواع مختلف زبان مجاز از نظر میزان شفافیت معنایی و نیاز به استنتاج شناختی با یکدیگر تفاوت دارند؛ بهطوریکه تشبیهها بهدلیل وجود نشانههای صریح مقایسه از شفافیت معنایی بیشتری برخوردار بوده و با بار اجرایی کمتر و پردازش مستقیمتر همراه هستند. درمقابل، استعارهها بهویژه در صورت ناآشنا بودن، نیازمند پردازش استنباطی و نگاشتهای مفهومی پیچیدهتر هستند. همچنین میزان آشنایی فرهنگی با گویهها نقش مهمی در عملکرد آزمودنیها دارد، بهگونهای که آیتمهای آشنا (بهویژه اصطلاحات و ضربالمثلهای رایج) با پردازش خودکارتر و بار شناختی کمتر پردازش میشوند؛ درحالیکه آیتمهای ناآشنا بار اجرایی بیشتری بر سیستم شناختی تحمیل میکنند [7، 20].
از منظر عصبی نیز این تفاوتها میتوانند با میزان درگیری شبکههای زبانی کلاسیک در نیمکره چپ، شبکههای مرتبط با پردازش معنایی انتزاعی در نیمکره راست و شبکه اجرایی فرونتال–پریتال مرتبط باشند. بنابراین تفاوت در آشنایی، شفافیت معنایی و نوع ساختار زبانی میتواند به تفاوت در دشواری گویهها و در نتیجه تغییر در شاخصهای پایایی و الگوی پاسخدهی منجر شود که این امر بخشی از تفاوتهای مشاهدهشده میان مطالعات را تبیین میکند [21].
در این مطالعه، تمرکز اصلی بر ویژگیهای روانسنجی آزمون بود و نه بر کارکرد تشخیصی آن. بنابراین بهجای تعیین نقطه برش، از میانگین عملکرد افراد سالم بهعنوان شاخص مرجع استفاده شد. این رویکرد با مراحل اولیه ابزارسازی همخوان است، زیرا هدف اصلی در این مرحله بررسی روایی سازه، پایایی و ارائه چارچوبی برای تفسیر نسبی عملکرد است، نه تشخیص قطعی. استفاده از میانگین عملکرد افراد سالم امکان مقایسه عملکرد فردی با الگوی طبیعی را فراهم میکند و میتواند به تفسیر بالینی در حوزه توانبخشی زبانی کمک کند، بدون آنکه به تشخیص قطعی منجر شود.
نتیجهگیری
درمجموع، یافتههای این پژوهش نشان میدهد آزمون ارزیابی درک زبان مجاز در بزرگسالان فارسیزبان از ساختاری منسجم و قابلاندازهگیری برخوردار است و میتوان آن را در قالب مؤلفههای متمایز اما مرتبط تبیین کرد. الگوی بهدستآمده بیانگر آن است که پردازش انواع زبان مجاز تحت تأثیر میزان شفافیت معنایی، آشنایی فرهنگی و بار شناختی متفاوت قرار دارد. از منظر کاربردی، نتایج نشان میدهد آزمون طراحیشده میتواند ابزار مناسبی برای ارزیابی تواناییهای مرتبط با درک زبان مجاز در بافت زبان فارسی باشد و در موقعیتهای آموزشی و بالینی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، همراستایی ساختار عاملی با چارچوبهای نظری زبانشناسی شناختی از کفایت نظری ابزار حمایت میکند.
محدودیتها
این مطالعه نیز مانند پژوهشهای مشابه دارای محدودیتهایی است. اجرای آن در شهر تهران ممکن است تعمیمپذیری نتایج را به سایر فرهنگها و مناطق جغرافیایی محدود کند. همچنین، دامنه سنی شرکتکنندگان (25 تا 65 سال) موجب میشود نتایج صرفاً به این گروه سنی قابلتعمیم باشد. از نظر ترکیب نمونه، عدم توازن جنسیتی (غلبه نسبی زنان) نیز از محدودیتها محسوب میشود که احتمالاً ناشی از تمایل بیشتر زنان به مشارکت در پژوهشهای روانشناختی و زبانشناختی و همچنین همکاری و دسترسی بالاتر آنان در فرآیند نمونهگیری بوده است. اگرچه شواهد پژوهشی تفاوت معناداری بین زنان و مردان در درک زبان مجاز نشان نمیدهد، بااینحال این عدم توازن ممکن است بر برخی الگوهای پاسخدهی تأثیر جزئی داشته باشد. بنابراین تعمیمپذیری نتایج باید با احتیاط انجام شود. همچنین، در بررسی روایی صوری و محتوایی ابزار، از دانشجویان مقطع دکتری استفاده شد و متخصصان دارای تجربه بالینی در این فرایند مشارکت نداشتند که این امر میتواند بهعنوان یکی از محدودیتهای روششناختی مطالعه در نظر گرفته شود. درنهایت، یکی دیگر از محدودیتهای مطالعه، عدم استفاده از نمونه بالینی برای تعیین نقطه برش تشخیصی بود؛ ازاینرو تفسیر نمرات ابزار صرفاً براساس عملکرد افراد سالم انجام شد که اگرچه برای مراحل اولیه ابزارسازی مناسب است، اما نمیتواند جایگزین معیارهای تشخیصی قطعی مبتنی بر مقایسه با گروههای بالینی باشد.
پیشنهادها
پیشنهاد میشود در مطالعات آتی، سایر شاخصهای روایی و پایایی، ازجمله روایی ملاکی و افتراقی نیز برای آزمون محاسبه گردد. همچنین، اجرای این آزمون بر روی گروههای بالینی، مانند بیماران مبتلا به زبانپریشی یا اختلالات عصبی-شناختی، میتواند به بررسی حساسیت و کاربرد بالینی آن و تعیین نقاط برش کمک کند. بهعلاوه، بررسی آزمون در جمعیتهای مختلف سنی و جنسیتی و همچنین سایر مناطق نیز میتواند به تعمیمپذیری و اعتبار بیرونی ابزار بیفزاید.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
طرح این پژوهش پیش از اجرا، در کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه شهید بهشتی تصویب شد و دارای کد تأییدیه اخلاقی از کمیته اخلاق مؤسسه آموزش عالی علوم شناختی با شناسه اخلاق (IR.UT.IRICSS.REC.1402.033) میباشد. تمامی مراحل تحقیق مطابق با اصول اخلاقی پذیرفتهشده در مطالعات انسانی انجام گرفت. پیش از شروع گردآوری دادهها، اطلاعات کامل و شفافی درخصوص هدف، مراحل اجرا و شیوه استفاده از دادهها به شرکتکنندگان ارائه شد. به آنها اطمینان داده شد که اطلاعاتشان بهصورت محرمانه نگهداری خواهد شد و مشارکت در پژوهش کاملاً داوطلبانه است؛ به این معنا که هر زمان تمایل داشته باشند، میتوانند بدون هیچ پیامدی از ادامه همکاری انصراف دهند و سپس از آنها در دو نسخه رضایت اخلاقی گرفته شد که یک نسخه نزد پژوهشگران و دیگری نزد شرکتکننده بود. همچنین، امکان دسترسی به نتایج کلی پژوهش برای داوطلبان فراهم شده است تا از یافتههای تحقیق بهرهمند شوند.
حامی مالی
مطالعه حاضر بخشی از یافته حاصل از رساله دکتری زهرا امینی میباشد که در پژوهشکده علوم شناختی دانشگاه شهید بهشتی تصویب شده است. برای انجام این پژوهش کمک مالی دریافت نشده و تمامی هزینههای آن بهصورت شخصی توسط پژوهشگران تأمین شده است.
مشارکت نویسندگان
مفهومسازی، روششناسی، تحلیل، تحقیق و بررسی، ویراستاری و نهاییسازی نوشته و تأمین مالی: همه نویسندگان؛ اعتبارسنجی و نگارش پیشنویس: لیلا قسیسین و زهرا امینی؛ منابع: لیلا قسیسین، زهرا امینی و مهدی پورمحمد؛ نظارت و مدیریت پروژه: لیلا قسیسین.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
بیانیه استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی
در تهیه این مقاله از ابزار هوش مصنوعی(ChatGPT) صرفاً بهمنظور بازبینی نگارشی، بهبود روانی متن، ارتقای انسجام و پیوستگی بین پاراگرافها، و پیشنهاد اصلاحات زبانی استفاده شده است. تمامی ایدههای پژوهش، طراحی مطالعه، گردآوری و تحلیل دادهها، تفسیر یافتهها و نتیجهگیریهای علمی توسط نویسندگان انجام شده است. نویسندگان تمامی پیشنهادهای ارائهشده توسط ابزار هوش مصنوعی را بهدقت بررسی و در صورت لزوم ویرایش کردهاند و مسئولیت کامل محتوای نهایی مقاله را بر عهده دارند.
تشکر و قدردانی
نویسندگان مقاله از تمامی شرکتکنندگان در مراحل مختلف این پژوهش تشکر و قدردانی میکنند.