دوره 27، شماره 3 - ( پاییز 1405 )                   دوره، شماره، فصل و سال، شماره مسلسل | برگشت به فهرست نسخه ها

Ethics code: IR.MUI.REC.1395.2.260


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Jafarian F S, Sadeghi Demneh E. Effect of Orthotic Interventions on Pain Intensity and Hand Function in People With De Quervain’s Tenosynovitis: A Systematic Review and Meta-analysis of Randomized Controlled Trials. Arch Rehabil 2026; 27 (3) :422-445
URL: http://rehabilitationj.uswr.ac.ir/article-1-3735-fa.html
جعفریان فهیمه سادات، صادقی دمنه ابراهیم. بررسی تأثیر درمان‌های ارتوزی بر شدت درد و عملکرد دست در افراد مبتلا به ضایعه تنوساینیویت دکورون: یک مرور نظام‌مند و فراتحلیلِ کارآزمایی‌های بالینی تصادفی‌سازی‌شده و کنترل‌شده. مجله توانبخشی. 1405; 27 (3) :422-445

URL: http://rehabilitationj.uswr.ac.ir/article-1-3735-fa.html


1- مرکز تحقیقات اختلالات اسکلتی و عضلانی، دانشکده علوم توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران.
2- مرکز تحقیقات اختلالات اسکلتی و عضلانی، دانشکده علوم توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران. ، sadeghi@rehab.mui.ac.ir
متن کامل [PDF 3932 kb]   (545 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (1779 مشاهده)
متن کامل:   (22 مشاهده)
مقدمه
ضایعه دکورون که به‌‌عنوان تنوساینیویت تنگ‌کننده اولین کمپارتمان پشتی مچ دست شناخته می‌شود، یکی از شایع‌ترین اختلالات تاندونی ناحیه دست و مچ دست به شمار می‌رود [1]. پاتوفیزیولوژی این عارضه عمدتاً به بارگذاری مکانیکی تکرارشونده‌ بر تاندون‌های عضلات ابدکتور پولیسیس لانگوس و اکستانسور پولیسیس برویس نسبت داده می‌شود که در اثر عبور از زیر رتیناکولوم اکستانسور دچار ضخیم‌شدگی، با محدودیت لغزش و درنهایت گیرافتادگی تاندون‌ همراه می‌شوند [1، 2]. از نظر بالینی، ضایعه تنوساینیویت دکورون با درد موضعی در سمت رادیال مچ دست تظاهر می‌یابد که در فعالیت‌های عملکردی مانند گرفتن اشیا یا حرکاتی که مستلزم انحراف اولنار مچ همراه با مشت‌کردن دست و فلکشن هم‌زمان مفصل متاکارپوفالانژیال اول هستند، تشدید می‌شود [3]. 
مانور فینکل‌اشتاین به‌طور گسترده به‌عنوان آزمون تحریک‌کننده اصلی برای این ضایعه شناخته می‌شود، زیرا با افزایش کشش مکانیکی بر تاندون عضلات ابدکتور پولیسیس لانگوس و اکستانسور پولیسیس برویس، درد به‌طور قابل‌توجهی بازتولید می‌شود [4]. ضایعه تنوساینیویت دکورون عمدتاً بزرگسالان (به‌ویژه زنان بالای 40 سال) را درگیر می‌کند [2]، اما ممکن است در تمامی گروه‌های سنی و هر دو جنس مشاهده شود، به‌خصوص در افرادی که در مشاغل، ورزش‌ها یا فعالیت‌هایی با حرکات تکراری مچ و شست و یا استفاده طولانی‌مدت از ابزارهای دستی مشارکت دارند [5].
درمان محافظه‌کارانه همچنان به‌عنوان اولین انتخاب در درمان ضایعه تنوساینیویت دکورون محسوب می‌شود و معمولاً براساس شدت علائم و مزمن‌بودن ضایعه به‌صورت فردمحور تنظیم می‌گردد [6]. مداخلات غیرجراحی شامل داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی، تزریق کورتیکواستروئید، فیزیوتراپی، اولتراسوند، و یا استفاده از اسپلینت‌ است [6، 7]. هدف اصلی مداخلات غیرجراحی، کاهش درد، التهاب و درعین‌حال بهبود عملکرد دست، انعطاف‌پذیری، و دامنه حرکتی می‌باشد [6]. 
شواهد مربوط به رویکرد مؤثر درمان محافظه‌کارانه همچنان نامشخص مانده است. برخی مطالعات نتایج بالینی بهتری را برای تزریق کورتیکواستروئید به‌تنهایی در مقایسه با تزریق کورتیکواستروئید همراه با گچ‌گیری گزارش کرده‌اند [8، 9]، درحالی‌که سایر پژوهش‌ها نشان می‌دهند بی‌حرکت کردن اندام می‌تواند اثربخشی درمانی را افزایش دهد [10]. اسپلینت‌های اسپایکای شست، یکی از شایع‌ترین مداخلات ارتوزی محسوب می‌شوند که با هدف تثبیت انگشت شست و محدودسازی حرکت در اولین کمپارتمان پشتی دست طراحی می‌شوند [7]. این اسپلینت‌ها بسته به اهداف درمانی، به دو دسته کلی استاتیک و داینامیک تقسیم می‌شوند؛ اسپلینت‌های استاتیک با ایجاد بی‌حرکتی نسبی، موجب کاهش تحریک تاندونی می‌شوند، درحالی‌که اسپلینت‌های داینامیک با اجازه حرکت کنترل‌شده مچ یا شست، می‌توانند راحتی بیشتر و پایبندی بالاتر بیمار را فراهم کنند [11]. بااین‌حال، شواهد موجود درباره برتری هریک از این طراحی‌ها همچنان محدود و بعضاً متناقض است. به‌علاوه، مدت و دفعات توصیه‌شده برای پوشیدن ارتوز، به‌طور قابل‌توجهی متغیر است، به‌گونه‌ای که بیماران براساس تظاهرات بالینی، از استفاده تمام‌وقت تا پاره‌وقت ارتوز، می‌توانند بهره‌مند شوند [12].
علی‌رغم استفاده گسترده از اسپلینت در عرصه بالینی، شواهد مربوط به اثربخشی آن در مقایسه با سایر مداخلات محافظه‌کارانه همچنان قطعی نیست. برخی مطالعات برتری تزریق کورتیکواستروئید را گزارش کرده‌اند، درحالی‌که پژوهش‌های دیگر بر نقش مکمل بی‌حرکتی در بهبود نتایج درمانی تأکید دارند [8-10]. علاوه‌براین، تنوع در نوع اسپلینت (استاتیک در مقابل داینامیک)، میزان محدودسازی حرکت، و مدت‌زمان استفاده، به ناهمگنی قابل‌توجهی در نتایج مطالعات منجر شده و تفسیر یافته‌ها را دشوار ساخته است.
با وجود انتشار مرورهای متعدد درباره مدیریت تنوساینوویت دکورون، شواهد موجود همچنان در تبیین اثربخشی اختصاصی مداخلات ارتوزی ناکافی و غیرقطعی هستند. اغلب مطالعات پیشین بر مقایسه کلی درمان‌های جراحی و غیرجراحی تمرکز داشته‌اند و مداخلات ارتوزی عمدتاً در قالب رویکردهای درمانی ترکیبی بررسی شده‌اند؛ موضوعی که تفکیک اثر مستقل اسپلینت از سایر مداخلات هم‌زمان، ازجمله تزریق کورتیکواستروئید و فیزیوتراپی را محدود می‌کند [3، 13-15]. افزون‌براین، تفاوت میان انواع اسپلینت در مرورهای پیشین به‌صورت نظام‌مند ارزیابی نشده و شواهد روشنی درباره برتری نسبی هریک در بهبود درد و عملکرد دست در دسترس نیست.
علاوه‌بر محدودیت‌های مفهومی، مطالعات موجود با چالش‌های روش‌شناختی متعددی نیز مواجه‌اند. تعداد کارآزمایی‌های بالینی تصادفی‌سازی‌شده با کیفیت بالا محدود بوده و ناهمگنی قابل‌توجهی در طراحی مطالعات، ویژگی‌های مداخله، مدت استفاده از ارتوز، پیامدهای موردسنجش، و دوره‌های پیگیری مشاهده می‌شود. این ناهمگنی، قابلیت مقایسه یافته‌ها و تعمیم نتایج را به حیطه بالینی کاهش داده است. همچنین، در بسیاری از مطالعات، اثربخشی استفاده مستقل از اسپلینت در مقایسه با کاربرد ترکیبی آن با سایر مداخلات درمانی به‌طور مشخص بررسی نشده است.
براین‌اساس، همچنان خلأ معناداری در پژوهش‌های موجود درباره نقش انواع اسپلینت در مدیریت تنوساینوویت دکورون وجود دارد. بنابراین، مرور نظام‌مند و فراتحلیل حاضر با هدف تجمیع و تحلیل انتقادی شواهد موجود درباره اثربخشی مداخلات ارتوزی انجام شد و به‌طور ویژه به مقایسه اسپلینت‌ها و نیز بررسی اثربخشی استفاده مستقل در برابر کاربرد ترکیبی آن‌ها پرداخت تا شواهد دقیق‌تری برای هدایت تصمیم‌گیری بالینی و پژوهش‌های آینده فراهم شود.

روش‌بررسی
این مرور نظام‌مند و فراتحلیل براساس پروتکلی که ازپیش تدوین‌شده و در پایگاه بین‌المللی ثبت مرورهای نظام‌مند آینده‌نگر (PROSPERO) با شماره 42018104494CRD ثبت گردیده است، انجام شد. کیفیت روش‌شناختی و خطر سوگیری مطالعات، با استفاده از نسخه بازنگری‌شده ابزار کاکرین برای ارزیابی خطر سوگیری در کارآزمایی‌های تصادفی (RoB 2) بررسی گردید. سنتز کمی داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار RevMan نسخه 3. 5 انجام شد. برای هر متغیر، تفاوت میانگین‌ها همراه با فاصله اطمینان 95٪ محاسبه و گزارش شد.

راهبرد جست‌وجو
جست‌وجوی جامع الکترونیکی منابع در پایگاه‌های استنادی پابمد، وب‌آو‌ساینس و اسکوپوس انجام شد و بازه زمانی از ابتدای سال 2000 تا پایان سال 2025 را پوشش داد. راهبرد جست‌وجو بر اساس مؤلفه‌های جمعیت و مداخله چارچوب PICO (جمعیت، مداخله، مقایسه و پیامد) طراحی شد. کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی‌شده‌ای که اثربخشی ارتوز یا مداخلات ارتوزی را بر درد و عملکرد دست در افراد مبتلا به ضایعه دکورون ارزیابی کرده بودند، واجد شرایط ورود به مطالعه در نظر گرفته شدند. اصطلاحات جست‌وجو توسط پژوهشگر اصلی با استفاده از سرعنوان‌های موضوعی پزشکی مش و واژگان کلیدی مرتبط شناسایی و انتخاب گردید. نحو جست‌وجو متناسب با الزامات هر پایگاه تنظیم شد تا حساسیت حداکثری حاصل شده و بازیابی جامع مطالعات مرتبط تضمین گردد (جدول شماره 1).


به‌منظور کاهش سوگیری انتشار و شناسایی شواهد تکمیلی، جست‌وجوهای دیگری در منابع ادبیات خاکستری ازجمله OpenGrey و همچنین پایگاه‌های ثبت کارآزمایی‌های بالینی نظیر سازمان جهانی بهداشت، پلتفرم بین‌المللی ثبت کارآزمایی‌های بالینی (ICTRP) و پایگاه ثبت کارآزمایی‌های بالینی انجام شد. افزون‌براین، فهرست منابع تمامی مطالعات واجد شرایط و مقالات مروری مرتبط به‌صورت دستی بررسی گردید تا مطالعات بیشتری که معیارهای ورود ازپیش تعریف‌شده را برآورده می‌کردند، شناسایی شوند.

انتخاب مطالعات
کلیه رکوردهای حاصل از جست‌وجوی الکترونیکی پایگاه‌ها به نرم‌افزار اندنوت، نسخه 20/1 منتقل شد و منابع تکراری شناسایی و حذف گردید. دو پژوهشگر به‌طور مستقل، عناوین و چکیده‌ تمامی رکوردهای باقیمانده را به‌منظور تعیین واجد شرایط بودن مقاله بررسی کردند. مقالاتی که مرتبط یا بالقوه مرتبط، تشخیص داده شدند متعاقباً به‌صورت متن کامل بازیابی شده و برای ارزیابی دقیق‌تر و استخراج داده‌ها مورد بررسی قرار گرفتند.
اختلاف‌نظر میان دو پژوهشگر در هر مرحله از فرآیند انتخاب مطالعات، از طریق بحث و تبادل نظر حل‌وفصل شد، در مواردی که توافق حاصل نمی‌شد، با پژوهشگر سوم برای اتخاذ تصمیم نهایی مشورت انجام گرفت. داده‌های استخراج‌شده از مطالعات منتخب شامل موارد زیر بود: 1. نام نویسنده اول؛ 2. سال انتشار؛ 3. کشور محل انجام مطالعه؛ 4. طراحی مطالعه؛ 5. ویژگی‌های شرکت‌کنندگان؛ 6. نوع مداخلات؛ 7. مدت پیگیری؛ 8. متغیرها؛ و 9. یافته‌های اصلی.
معیارهای خروج شامل کارآزمایی‌های بالینی غیرتصادفی، مطالعاتی که مداخلات جراحی یا درمان‌های ترکیب‌شده با روش‌هایی غیر از ارتوز را بررسی کرده بودند، گزارش‌های موردی و مرورهای نظام‌مند یا روایتی بود.

ارزیابی خطر سوگیری
خطر سوگیری در مطالعات کارآزمایی بالینی منتخب، توسط دو پژوهشگر به‌طور مستقل و با استفاده از ابزار RoB 2 ارزیابی شد. ابتدا این ابزار را هیگینز و همکاران [16] توسعه دادند و متعاقباً استرن و همکاران [17] آن را اصلاح کردند. ابزار RoB 2 پنج حوزه‌ سوگیری مرتبط با طراحی، اجرای مطالعه، و گزارش‌دهی را موردارزیابی قرار می‌دهد.
هر حوزه از طریق مجموعه‌ای از پرسش‌های راهنما (بین 2 تا 6 سؤال در هر حوزه) بررسی شد که به هدایت قضاوت در مورد میزان سوگیری کمک می‌کنند. پاسخ‌ها به هر پرسش راهنما، در سه دسته «بله/احتمالاً بله»، «خیر/احتمالاً خیر» یا «اطلاعات ناکافی» طبقه‌بندی شدند. پاسخ «بله/احتمالاً بله» نشان‌دهنده خطر پایین سوگیری و پاسخ «خیر/احتمالاً خیر» بیانگر خطر بالای سوگیری بود. پاسخ «اطلاعات ناکافی» عموماً بسته به حوزه مربوطه و زمینه مطالعه، به‌عنوان وجود نگرانی یا خطر بالای سوگیری تفسیر شد.

قضاوت کلی درباره خطر سوگیری
قضاوت نهایی خطر سوگیری برای هر مطالعه براساس معیارهای زیر انجام گرفت:
مطالعه‌ای با خطر سوگیری «پایین» تلقی شد که هر پنج حوزه در آن در سطح خطر «پایین» ارزیابی شده باشند.
مطالعه‌ای که حداقل در یک حوزه «برخی نگرانی‌ها» وجود داشت اما هیچ حوزه‌ای دارای خطر «بالا» نبود، در طبقه «برخی نگرانی‌ها» قرار گرفت.
مطالعه‌ای با حداقل یک حوزه دارای خطر «بالای» سوگیری، به‌عنوان دارای خطر «بالای» سوگیری طبقه‌بندی شد.

سنتز داده‌ها
داده‌های مربوط به ویژگی‌های شرکت‌کنندگان، پروتکل‌های مداخله، و متغیرها که به‌دلیل ناهمگنی ابزارهای اندازه‌گیری یا مقیاس‌های متغیر، امکان تجمیع کمی نداشتند، به‌صورت روایتی سنتز شدند و به همین دلیل سنتز کمی، فقط برای پیامد درد با استفاده از نرم‌افزار RevMan انجام گرفت.
شدت درد به‌عنوان متغیر پیوسته تحلیل شد و به‌صورت تفاوت میانگین‌ها همراه با فاصله اطمینان 95٪ گزارش گردید. ناهمگنی آماری با استفاده از آزمون کای‌‌اسکوئر و شاخص I² ارزیابی شد. داده‌ها زمانی همگن تلقی شدند که 05/P>0 و 50/0I² بود ناهمگن در نظر گرفته شدند. شدت ناهمگنی به‌صورت کم (25–0 درصد)، متوسط (50–25 درصد) یا زیاد (50-100 درصد) تفسیر شد [18].
در مواردی که ناهمگنی پایین بود، مدل اثرات ثابت به کار رفت، درحالی‌که در ناهمگنی قابل‌توجه، از مدل اثرات تصادفی استفاده شد. به‌دلیل تعداد محدود مطالعات در هر مقایسه (10>)، نمودار قیفی ترسیم نگردید. مقدار P کمتر از 0/05 به‌عنوان سطح معناداری آماری در نظر گرفته شد.

یافته‌ها
تصویر شماره 1 نمودار پریزما را نشان می‌دهد روند ورود مطالعات را در مراحل مختلف، ترسیم می‌کند.

 
جست‌وجوی پایگاه‌های الکترونیکی درمجموع 140 کارآزمایی تصادفی‌سازی‌شده را شناسایی کرد. پس از حذف 15 رکورد تکراری، 125 مطالعه برای غربالگری عناوین و چکیده‌ها باقی ماند. از میان این موارد، 70 مطالعه براساس معیارهای ازپیش تعیین‌شده واجد شرایط نبودند و حذف شدند.
متون کامل 55 مقاله باقی‌مانده، برای بررسی بیشتر مورد ارزیابی قرار گرفتند. پس از بررسی متن کامل، مطالعاتی که معیارهای ورود را نداشتند کنار گذاشته شدند. درنهایت، 13 کارآزمایی تصادفی‌سازی‌شده، تمامی معیارهای ورود را احراز کرده و در سنتز کیفیت و کمیت نهایی وارد شدند [7، 11، 12، 19-28]. فرآیند کامل انتخاب مطالعات و دلایل حذف آن ها در تصویر شماره 1 ارائه شده است.  

ویژگی‌ مطالعات
درمجموع، 13 کارآزمایی بالینی شامل 662 شرکت‌کننده در مطالعه حاضر وارد شدند [7، 11، 12، 19-28]. میانگین سنی شرکت‌کنندگان در مطالعات مختلف بین 18 تا 65 سال، متغیر بود. همه افراد شرکت‌کننده دارای تشخیص قطعی ضایعه تنوساینیویت دکورون بودند به‌طوری‌که درد و ناراحتی را در سمت رادیال مچ دست خود گزارش کرده بودند.
مداخلات انجام‌شده در مطالعات منتخب، طیف گسترده‌ای از روش‌های درمانی محافظه‌کارانه را دربر می‌گرفت که شامل تزریق کورتیکواستروئید، اولتراسوند، نوروتراپی، گچ‌گیری، و انواع مختلف اسپلینت‌ بود. هر مطالعه دو یا سه مداخله را با یکدیگر مقایسه کرده و متغیرهای مربوطه را گزارش کرده بودند. 
متغیرها شامل شدت درد، نتایج آزمون فینکلشتاین، قدرت گرفتن دست، پینچ کف‌دستی و جانبی، و وضعیت عملکرد اندام فوقانی بودند. متغیر شدت درد از طریق مقیاس بصری و یا نمره‌ای اندازه‌گیری شده بود و در برخی مطالعات از طریق نمره پرسش‌نامه DASH به‌صورت درصد گزارش شده بود. وضعیت عملکرد اندام فوقانی با استفاده از پرسش‌نامه ناتوانی‌های اندام فوقانی، شانه و دست (DASH) یا نسخه کوتاه‌شده‌ آن (Q)DASH) ارزیابی شده بودند. همچنین متغیر قدرت گرفتن و پینچ از طریق ابزارهایی مانند دایناموتر دستی و پینچ گیج اندازه‌گیری و گزارش شده بود. مدت‌زمان پیگیری متفاوت بود و از ارزیابی بلافاصله پس از مداخله تا پیگیری‌های بلندمدت (حداکثر 1 ‌ساله) متغیر بود.
دو مطالعه بر زیرگروه‌های خاصی از بیماران تمرکز داشتند. یکی از این مطالعات اثربخشی مداخلات محافظه‌کارانه را در زنان باردار 25 تا 35 ساله بررسی کرده بود [26]، درحالی‌که مطالعه دیگر، پاسخ به درمان را در افراد مبتلابه دیابت در مقایسه با افراد سالم مبتلابه ضایعه تنوساینیویت دکورون مورد ارزیابی قرار داده بود [21].
براساس ماهیت مداخلات، مطالعات منتخب به چهار گروه طبقه‌بندی شدند. نخست، تعدادی از مطالعات، تأثیر اسپلینت‌ به‌تنهایی را با مداخله‌ای دیگر یا شرایط بدون مداخله مقایسه کرده بودند [7، 19، 24]. دوم، در برخی مطالعات، اسپلینت‌ به‌عنوان درمان پایه‌ استاندارد، برای هر دو گروه ارائه شده بود و مداخلات اضافی-‌مانند نوروتراپی، اولتراسوند، پارافین‌تراپی یا تزریق- تنها به یک گروه اعمال گردیده بود تا امکان مقایسه فراهم شود [22، 25، 26، 28]. سوم، برخی مطالعات، طراحی‌های متفاوت اسپلینت یا تفاوت در مدت‌زمان استفاده از اسپلینت را بین گروه‌ها مقایسه کرده بودند [7، 11، 12]. درنهایت، سایر مطالعات تزریق یا اولتراسونددرمانی را به‌طور مستقیم به‌عنوان مداخله اصلی، در برابر اسپلینت‌ مورد مقایسه قرار داده بودند [20، 21، 27]. ویژگی‌های کلی مطالعات منتخب در جدول شماره 2 خلاصه شده است.






ارزیابی خطر سوگیری
نتایج ارزیابی خطر سوگیری مبتنی بر حوزه‌ها با استفاده از ابزار بصری‌سازی خطر سوگیری (robvis) [30] به‌صورت بصری نمایش داده شد که در تصویر شماره 2- الف ارائه شده است.

 
دو پژوهشگر کیفیت روش‌شناختی 13 کارآزمایی بالینی منتخب را به‌طور مستقل ارزیابی کردند. هرگونه اختلاف‌نظر از طریق بحث و بررسی بیشتر برطرف شد و درنهایت توافق کامل میان ارزیابان حاصل گردید.
درمجموع، 1 مطالعه به‌عنوان دارای «خطر بالای سوگیری» طبقه‌بندی شد [19]، 8 مطالعه در دسته «برخی نگرانی‌ها» قرار گرفتند [12، 20-22، 24، 27-29] و 4 مطالعه به‌عنوان دارای «خطر پایین سوگیری» مشخص شدند [7، 11، 25، 26]. شایع‌ترین محدودیت‌های روش‌شناختی در حوزه 2 (انحراف از مداخلات موردنظر) و حوزه 4 (اندازه‌گیری متغیرها) مشاهده شد.
درمقابل، حوزه 1 (فرآیند تصادفی‌سازی) بالاترین کیفیت روش‌شناختی را نشان داد؛ به‌طوری‌که 12 مطالعه در سطح «خطر پایین سوگیری» [7، 11، 12، 19، 21، 22، 24-26، 28، 29] و تنها یک مطالعه «برخی نگرانی‌ها» را در این حوزه داشتند [27]. به همین ترتیب، حوزه 3 (داده‌های پیامدی مفقودشده) و حوزه 5 (انتخاب نتایج گزارش‌شده) نیز عموماً رتبه‌بندی مطلوبی داشتند، به‌گونه‌ای که 11 مطالعه در طبقه «خطر پایین سوگیری» و 2 مطالعه در دسته «برخی نگرانی‌ها» قرار گرفتند. قضاوت کلی خطر سوگیری در مطالعات منتخب، به‌صورت خلاصه و گرافیکی در تصویر شماره 2- ب ارائه شده است.
 
نتایج فراتحلیل متغیر شدت درد
به‌منظور سنتز کمی داده‌ها، متغیر درد در دو بازه زمانی از نظر بالینی تحلیل شد:

 پیگیری کوتاه‌مدت (1ماه) و پیگیری بلندمدت (6 تا 12ماه). 
این نقاط زمانی با هدف حداکثری قابلیت مقایسه میان مطالعات انتخاب شدند. مطالعاتی که تنها، اثر فوری را گزارش کرده بودند یا از مقیاس‌های دردِ غیرقابل‌مقایسه و یا قالب‌های گزارش‌دهیِ متفاوت استفاده کرده بودند، از فراتحلیل کنار گذاشته شده و صرفاً در سنتز کیفی (روایتی) وارد شدند. این رویکرد موجب حفظ انسجام روش‌شناختی و افزایش قابلیت تفسیر برآوردهای تجمیع‌شده درخصوص اثربخشی مداخلات ارتوزی در افراد مبتلا به ضایعه تنوساینیویت دکورون گردید.

اسپلینت‌ شست به‌عنوان درمان پایه‌ استاندارد: پیگیری کوتاه‌مدت (1ماه)
مطالعات حسن و سنلیکی، دو کارآزمایی تصادفی‌سازی‌شده [22، 26] اثربخشی مداخلات محافظه‌کارانه کمکی-شامل فونوفورزکتوپروفن، اولتراسوند و نوروتراپی- را در ترکیب با اسپلینت‌ شست بر متغیر شدت درد ارزیابی کرده‌اند. درمجموع 86 شرکت‌کننده وارد این تحلیل شدند که 43 نفر در گروه‌های مداخله و 43 نفر در گروه‌های کنترل تخصیص یافتند.
نتایج فراتحلیل، کاهش معنادار آماری شدت درد را به نفع گروه‌های مداخله نشان داد (0/00001>P، (2/29- و 3/21-) CI95% و 2/75-= تفاوت میانگین‌ها) (تصویر شماره 3).

 
ازآنجاکه هیچ ناهمگنی آماری بین مطالعات مشاهده نشد 0/0=I²، مدل اثرات ثابت با استفاده از روش واریانس معکوس به کار گرفته شد. این یافته‌ها نشان می‌دهند ترکیب اسپلینت‌ شست با فونوفورزکتوپروفن یا نوروتراپی، در مقایسه با اسپلینت‌ به‌تنهایی، به‌طور معناداری موجب تسکین درد در کوتاه‌مدت می‌شود.

اسپلینت‌ شست همراه با تزریق کورتیکواستروئید: پیگیری بلندمدت (6 تا 12ماه)
مطالعات باسار و ایپولیتو [21، 27] اثرات بلندمدت ترکیب اسپلینت‌ شست با تزریق کورتیکواستروئید را بررسی کردند. در هر دو کارآزمایی، تمامی شرکت‌کنندگان تزریق دریافت کردند، درحالی‌که تنها گروه‌های مداخله تحت درمان با اسپلینت شست قرار گرفتند. در مجموع، 124 شرکت‌کننده وارد این تحلیل شدند که 62 نفر در هر گروه قرار داشتند.
با استفاده از مدل اثرات تصادفی و روش واریانس معکوس، تحلیل تجمیعی نشان داد در پیگیری بلندمدت تفاوت معنادار آماری در کاهش درد بین گروه‌ها وجود ندارد (0/54=P، (0/73 و 1/40-) 95%CI و 0/34-= تفاوت میانگین‌ها) (تصویر شماره 4).

 
ناهمگنی قابل‌توجهی میان مطالعات مشاهده شد (50/0>I²) که می‌تواند بیانگر وجود تفاوت در پروتکل‌های مداخله یا ویژگی‌های بیماران در دو مطالعه باشد.

نتایج تأثیر مداخلات بر عملکرد دست
در بین 13 مطالعه منتخب، تنها 7 مطالعه عملکرد دست را از طریق اندازه‌گیری قدرت گرفتن با ابزاری مانند دایناموتر دستی و پینچ گیج بررسی و گزارش کرده بودند [7، 11، 12، 25، 26، 28، 29]. تفاوت در نحوه اندازه‌گیری و همین‌طور عدم تشابه در ارائه گزارش‌های عملکرد دست، مانعی برای انجام سنتز کمی این مطالعات شد. 
شواهد حاصل از مطالعات کارآزمایی نشان می‌دهد استفاده از اسپلینت‌های شست در بیماران مبتلا به تنوساینوویت دکورون می‌تواند به‌طور معناداری بر برخی ابعاد عملکرد دست، به‌ویژه قدرت گرفتن و نیشگون‌گیری اثرگذار باشد؛ بااین‌حال، این تأثیر به‌شدت وابسته به نوع اسپلینت، مدت استفاده و هم‌زمانی با سایر مداخلات است؛ برای‌مثال، نتایج مطالعاتی نظیر نعمتی و همکاران [11] و همین‌طور محمدزاده و همکاران [7] نشان داد اسپلینت‌های دینامیک یا اختصاصی شست می‌توانند بهبود قابل‌توجهی در قدرت گرفتن ایجاد کنند که این امر به‌طور غیرمستقیم عملکرد دست را ارتقا می‌دهد. بااین‌حال، مطالعه منندز و همکاران [12] تفاوت معنی‌داری بین استفاده مداوم و استفاده برحسب نیاز از اسپلینت گزارش نکرده‌ است که این موضوع نقش عوامل رفتاری و تطابق بیمار را در اثربخشی مداخله برجسته می‌کند. همچنین، مقایسه اسپلینت با مداخلاتی نظیر تزریق کورتیکواستروئید یا فیزیوتراپی نشان می‌دهد اسپلینت به‌تنهایی ممکن است در بهبود عملکرد دست محدودتر عمل کند و بیشتر به‌عنوان یک درمان کمکی مطرح است [20، 24].

بحث
این مرور نظام‌مند و فراتحلیل نشان داد اثربخشی مداخلات ارتوزی، به‌ویژه اسپلینت‌های شست و مچ، در درمان تنوساینوویت دکورون با وجود پذیرش گسترده در عرصه بالینی، همچنان با عدم قطعیت‌هایی همراه است. نتایج کلی حاکی از کاهش درد و بهبود عملکرد دست در مقایسه با گروه کنترل بود، اما این اثرات در میان مطالعات مختلف یکنواخت نبوده و به‌طور قابل‌توجهی تحت تأثیر نوع مداخله هم‌زمان، مدت پیگیری و طراحی مطالعات قرار داشت. این ناهمگنی، تفسیر قطعی درباره میزان اثربخشی اسپلینت را با چالش مواجه می‌کند.
درحالی‌که اسپلینت به‌عنوان یکی از ارکان درمان محافظه‌کارانه پیش از مداخلات جراحی مطرح است، یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد درمان با اسپلینت به‌تنهایی ممکن است مزیت قابل‌توجهی نسبت به سایر گزینه‌های درمانی نداشته باشد. به‌ویژه، در مقایسه با تزریق کورتیکواستروئید، برخی شواهد نشان می‌دهد تزریق می‌تواند بهبود سریع‌تر و بیشتری در علائم بالینی ایجاد کند. بااین‌حال، باید توجه داشت که بسیاری از این مطالعات با محدودیت‌هایی ازجمله خطر سوگیری متوسط تا بالا همراه بوده‌اند که می‌تواند اعتبار این نتایج را تحت تأثیر قرار دهد. ازسوی‌دیگر، نتایج فراتحلیل نشان داد ترکیب اسپلینت با مداخلات کمکی مانند فونوفورز کتوپروفن یا نوروتراپی، در کوتاه‌مدت (1ماه) با کاهش معنی‌دار درد و افزایش عملکرد دست همراه است [22، 26]. بااین‌حال، این اثرات در پیگیری‌های بلندمدت پایدار نبوده و به‌ویژه ترکیب اسپلینت با تزریق کورتیکواستروئید در بلندمدت (بازه 6 تا 12ماه)، برتری مشخصی نسبت به سایر مداخلات نشان نداد [21، 27]. این یافته می‌تواند بیانگر آن باشد که مزایای برخی درمان‌های ترکیبی بیشتر جنبه تسکینی کوتاه‌مدت دارند و لزوماً به بهبود پایدار منجر نمی‌شوند.
 براساس داده‌های موجود، می‌توان مطالعات منتخب در زمینه تأثیر مداخلات ارتوزی در درمان ضایعه تنوساینیویت دکورون را به بخش‌های مختلفی طبقه‌بندی کرد که در ادامه به آن پرداخته می شود. 
اسپلینت‌ شست -صرف‌نظر از نوع اسپلینت- برتری مشخصی نسبت به مداخلات جایگزین، در کاهش درد یا بهبود عملکرد دست نشان نداد. چندین مطالعه اسپلینت شست را با تزریق متیل‌پردنیزولون مقایسه کردند [19، 21، 24، 27] و یک مطالعه‌ دیگر نیز اسپلینت را در مقایسه با بانداژ الاستیکی بررسی نمود [29]. در این مطالعات، تزریق مداوم کورتیکواستروئید، باعث بهبود بیشتر علائم بالینی شد [19، 24]. بنابراین، اسپلینت‌ ممکن است برای بیماران با علائم خفیف مناسب‌تر باشد، درحالی‌که بیماران مبتلا به علائم بیماری متوسط تا شدید، احتمالاً می‌توانند از درمان ترکیبی اسپلینت و تزریق برای دستیابی به تسکین درد و پیامدهای عملکردی مطلوب‌تر بهره‌مند ‌شوند. مطالعات آوسی و همکاران [19]، داس و همکاران [24] و جانگ و همکاران [29] دارای «برخی نگرانی‌ها» یا خطر «بالای» سوگیری ارزیابی شدند اما یافته‌های آن‌ها به‌طور کلی همسو بود.
بی‌حرکتی شست در وضعیت ابداکشن به‌طور معمول با هدف کاهش تنش وارد بر تاندون‌ها و درعین‌حال حفظ عملکرد دست توصیه می‌شود [3]. دو وضعیت اصلی مورداستفاده در طراحی اسپلینت شامل ابداکشن پالمار و رادیال است که هر دو در حیطه بالینی مورد پذیرش درمانگران قرار دارند. بااین‌حال، برخی شواهد نشان می‌دهند قرارگیری شست در ابداکشن پالمار ممکن است با کاهش بیشتر درد و عملکرد بهتر حین فعالیت همراه باشد [7]. باوجوداین، این یافته‌ها عمدتاً مبتنی بر مطالعاتی با حجم نمونه محدود هستند و بنابراین قابلیت تعمیم آن‌ها نیازمند احتیاط است. 
علاوه‌بر وضعیت قرارگیری شست، طراحی اسپلینت نیز می‌تواند بر پذیرش درمان و پایبندی بیمار تأثیرگذار باشد. در برخی مطالعات، اسپلینت‌های داینامیک که امکان حرکت مچ دست را فراهم می‌کنند، با راحتی بیشتر، محدودیت عملکردی کمتر و رضایت بالاتر بیماران همراه بوده‌اند [11]. بااین‌حال، به‌دلیل محدود بودن تعداد مطالعات و ناهمگنی در طراحی مداخلات، هنوز شواهد کافی برای برتری قطعی یک نوع طراحی نسبت به سایر گزینه‌ها وجود ندارد.
 نکته قابل‌توجه دیگر، عدم تأثیر معنادار مدت‌زمان استفاده از اسپلینت بر شدت درد و عملکرد دست است [12]. این یافته می‌تواند نشان دهد اثربخشی مداخلات ارتوزی لزوماً به استفاده طولانی‌مدت از اسپلینت وابسته نیست و از نظر بالینی، انعطاف‌پذیری بیشتری در تجویز مدت استفاده فراهم می‌کند. بااین‌حال، تفسیر این نتیجه باید با احتیاط انجام شود، زیرا ناهمگنی موجود در پروتکل‌های درمانی، تفاوت در نوع و مدت استفاده از اسپلینت، و همچنین نبود پایش دقیق پایبندی بیماران در برخی مطالعات، می‌تواند بر نتایج تأثیر گذاشته باشد. علاوه‌براین، احتمال دارد عوامل دیگری مانند شدت علائم، مداخلات همراه، و ویژگی‌های فردی بیماران دررابطه‌با مدت استفاده از اسپلینت و پیامدهای درمانی نقش داشته باشند. باوجوداین محدودیت‌ها، این یافته‌ها عمدتاً از مطالعاتی با خطر سوگیری «پایین» یا «برخی نگرانی‌ها» حاصل شده‌اند که تا حدی قابلیت اعتماد نتایج را تقویت می‌کند [7، 11، 12].
چندین کارآزمایی مثل مطالعات سنلیکی و همکاران [22]، داندار و همکاران [25]، حسن و فوزی [26] و کارلیبل و همکاران [28]، اسپلینت‌ شست را به‌عنوان مداخله‌ پایه استاندارد برای تمامی گروه‌های موردمطالعه به کار برده‌اند و اثرات درمان‌های کمکی دیگر را ارزیابی کردند. در مطالعه‌ای بر روی زنان باردار، ترکیب فونوفورزکتوپروفن با اسپلینت‌ به کاهش بیشتر درد و بهبود عملکرد دست نسبت به اولتراسوند معمول منجر شده است [26]. نوروتراپی [22]، پارافین‌تراپی [28] و لیزر پرتوان [25] نیز هنگام ترکیب با اسپلینت شست، اثرات سودمندی بر درد و عملکرد دست نشان داده است. 
درمجموع، این یافته‌ها حاکی از آن است که اسپلینت‌ می‌تواند به‌عنوان پایه درمانی مؤثر عمل کند و هم‌زمان می‌توان سایر روش‌های محافظه‌کارانه را به آن افزود تا پیامدهای بالینی شامل درد و عملکرد دست، بهتر و مؤثرتر ارتقا یابند. 

محدودیت‌ها
متغیرها و روش‌های گزارش‌دهی به‌طور قابل‌توجهی در مطالعات مختلف، متفاوت بودند که این امر مستلزم حذف برخی کارآزمایی‌ها از سنتز کمی شد. افزون‌براین، ناهمگنی در طراحی اسپلینت، مدت‌زمان استفاده و درمان‌های ترکیبی، تجمیع داده‌ها را محدود کرده و ممکن است بر برآورد اندازه اثر تأثیر گذاشته باشد. ازاین‌رو، یافته‌های تجمیع‌شده بهتر است با احتیاط تفسیر شوند.

نتیجه‌گیری
درمجموع، یافته‌های این مرور نظام‌مند و فراتحلیل نشان می‌دهد مداخلات ارتوزی، به‌ویژه اسپلینت‌های شست، می‌توانند در کاهش درد و بهبود عملکرد دست در بیماران مبتلا به تنوساینوویت دکورون، به‌ویژه در کوتاه‌مدت، مؤثر باشند. بااین‌حال، شواهد موجود برتری قطعی اسپلینت را نسبت به سایر درمان‌های محافظه‌کارانه نشان نمی‌دهد و به نظر می‌رسد اثربخشی آن تحت تأثیر نوع اسپلینت، مداخلات همراه و ویژگی‌های پروتکل درمانی قرار داشته باشد. علاوه‌براین، ناهمگنی مطالعات، تفاوت در طراحی مداخلات و محدودیت‌های روش‌شناختی، قابلیت تعمیم نتایج را محدود می‌کند. بنابراین، اگرچه اسپلینت می‌تواند به‌عنوان بخشی از رویکرد درمان محافظه‌کارانه مورد استفاده قرار گیرد، شواهد فعلی برای توصیه قطعی درباره نوع بهینه اسپلینت یا نحوه کاربرد آن کافی نیست. انجام کارآزمایی‌های بالینی تصادفی‌سازی‌شده با کیفیت بالا، استفاده از پروتکل‌های استاندارد و پیگیری بلندمدت، برای تبیین دقیق‌تر نقش مداخلات ارتوزی در حیطه بالینی ضروری است.

ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش

این مقاله براساس طرح تحقیقاتی مصوب در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با کد اخلاق (IR.MUI.REC.1395.2.260) انجام شده است.

حامی مالی
این مقاله برگرفته از طرح تحقیقاتی مصوب دانشگاه علوم پزشکی اصفهان (کد طرح: 295260) می‌باشد. هزینه‌های این طرح از طریق معاونت تحقیقات و فناوری این دانشگاه تأمین می‌گردد.

مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان به‌طور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمع‌آوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، تفسیر نتایج و تهیه پیش‌نویس مقاله مشارکت داشتند.

تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.

بیانیه استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی
برای نگارش و ویرایش این مقاله از هیچ نوع هوش مصنوعی استفاده نشده است.


 
References
  1. Ilyas AM, Ast M, Schaffer AA, Thoder J. De quervain tenosynovitis of the wrist. The Journal of The American Academy of Orthopaedic Surgeons. 2007; 15(12):757-64. [DOI:10.5435/00124635-200712000-00009] [PMID]
  2. Wolf JM, Sturdivant RX, Owens BD. Incidence of de Quervain’s tenosynovitis in a young, active population. The Journal of Hand Surgery. 2009; 34(1):112-5. [DOI:10.1016/j.jhsa.2008.08.020] [PMID]
  3. Goel R, Abzug JM. de Quervain’s tenosynovitis: A review of the rehabilitative options. Hand (N Y). 2015; 10(1):1-5. [DOI:10.1007/s11552-014-9649-3] [PMID]
  4. Wu F, Rajpura A, Sandher D. Finkelstein’s test is superior to Eichhoff’s test in the investigation of de Quervain’s disease. Journal of Hand and Microsurgery. 2018; 10(02):116-8. [DOI:10.1055/s-0038-1626690] [PMID]
  5. Cockenpot E, Lefebvre G, Demondion X, Chantelot C, Cotten A. Imaging of sports-related hand and wrist injuries: Sports imaging series. Radiology. 2016; 279(3):674-92. [DOI:10.1148/radiol.2016150995] [PMID]
  6. Huisstede BM, Coert JH, Fridén J, Hoogvliet P. Multidisciplinary Consensus Guideline for Managing Trigger Finger: Results From the European HANDGUIDE Study. Physical Therapy. 2014; 94(10):1421-33. [DOI:10.2522/ptj.20130135]
  7. Mohammadzadeh H, Zarezadeh A, Mardani MA, Sadeghi-Demneh E. Studying the Immediate Effects of Two Types of Thumb Splints on the Pain, Grip Strength, and Hand Function in People With De Quervain Tenosynovitis. Archives of Rehabilitation. 2023; 23(4):464-81. [DOI:10.32598/RJ.23.4.1775.8]
  8. Shahzad K, Khan RDA, Iqbal S, Zahid FM, Israr M, Aslam B. Comparison of intralesional corticosteroid injection with and without thumb Spica cast for de-Quervain tenosynovitis. The Professional Medical Journal. 2021; 28(11):1682-6. [DOI:10.29309/TPMJ/2021.28.11.4732]
  9. Zarezadeh A, Rastegar S, Arabzadeh N. [Comparing the therapeutic results of methylprednisolone acetate injection with or without thumb spica casting in patients with de Quervain’s disease (Persian)]. Journal of Isfahan Medical School. 2015; 33(331):554-62. [Link]
  10. Mardani-Kivi M, Karimi Mobarakeh M, Bahrami F, Hashemi-Motlagh K, Saheb-Ekhtiari K, Akhoondzadeh N. Corticosteroid injection with or without thumb spica cast for de Quervain tenosynovitis. The Journal of Hand Surgery. 2014; 39(1):37-41. [DOI:10.1016/j.jhsa.2013.10.013] [PMID]
  11. Nemati Z, Javanshir MA, Saeedi H, Farmani F, Aghajani Fesharaki S. The effect of new dynamic splint in pinch strength in De Quervain syndrome: a comparative study. Disability and Rehabilitation. Assistive Technology. 2017; 12(5):457-61. [DOI:10.3109/17483107.2016.1139635] [PMID]
  12. Menendez ME, Thornton E, Kent S, Kalajian T, Ring D. A prospective randomized clinical trial of prescription of full-time versus as-desired splint wear for de Quervain tendinopathy. International Orthopaedics. 2015; 39(8):1563-9. [DOI:10.1007/s00264-015-2779-6] [PMID]
  13. Challoumas D, Ramasubbu R, Rooney E, Seymour-Jackson E, Putti A, Millar NL. Management of de Quervain Tenosynovitis: A Systematic Review and Network Meta-Analysis. JAMA Network Open. 2023; 6(10):e2337001. [DOI:10.1001/jamanetworkopen.2023.37001] [PMID]
  14. Cuenca-Zaldívar JN, Martínez-Pozas O, Riba E, Rouafi H, Ucero-Lozano R, Selva-Sarzo F, et al. Conservative treatments for De Quervain’s tenosynovitis: A systematic review and network meta-analysis. Journal of Hand Therapy. 2026; 39(3):479-95. [DOI:10.1016/j.jht.2025.09.001] [PMID]
  15. Cevik J, Keating N, Hornby A, Salehi O, Seth I, Rozen WM. Corticosteroid injection versus immobilisation for the treatment of De Quervain’s tenosynovitis: A systematic review and meta-analysis. Hand Surgery & Rehabilitation. 2024; 43(3):101694. [DOI:10.1016/j.hansur.2024.101694] [PMID]
  16. Higgins JPT, Green S. Cochrane handbook for systematic reviews of interventions. Chichester (UK): John Wiley & Sons; 2008. [Link]
  17. Sterne JA, Savović J, Page MJ, Elbers RG, Blencowe NS, Boutron I, et al. RoB 2: A revised tool for assessing risk of bias in randomised trials. BMJ. 2019; 366:l4898. [DOI:10.1136/bmj.l4898] [PMID]
  18. Huedo-Medina TB, Sánchez-Meca J, Marín-Martínez F, Botella J. Assessing heterogeneity in meta-analysis: Q statistic or I² index? Psychological Methods. 2006; 11(2):193-206. [DOI:10.1037/1082-989X.11.2.193] [PMID]
  19. Avci S, Yılmaz C, Şaylı U. Comparison of nonsurgical treatment measures for de Quervain’s disease of pregnancy and lactation. The Journal of Hand Surgery. 2002; 27(2):322-4. [DOI:10.1053/jhsu.2002.32084] [PMID]
  20. Awan WA, Babur MN, Masood T. Effectiveness of therapeutic ultrasound with or without thumb spica splint in the management of De Quervain’s disease. Journal of Back and Musculoskeletal Rehabilitation. 2017; 30(4):691-7. [DOI:10.3233/BMR-160591] [PMID]
  21. Başar B, Aybar A, Basar G, Başar H. The effectiveness of corticosteroid injection and splint in diabetic de Quervain’s tenosynovitis patients: A single-blind, randomized clinical consort study Medicine (Baltimore). 2021; 100(35):e27067. [DOI:10.1097/MD.0000000000027067] [PMID]
  22. Bölük Şenli̇Kci H, Odabaşı ÖS, Ural Nazlıkul FG, Nazlikul H. Effects of local anaesthetics (neural therapy) on pain and hand functions in patients with De Quervain tenosynovitis: A prospective randomised controlled study. International Journal of Clinical Practice. 2021;75(10):e14581. [DOI:10.1111/ijcp.14581] [PMID]
  23. Chongkriengkrai T, Koonalinthip N, Jongprasitkul H, Piriyajarukul A, Surarangsit T, Boonhong J. Effectiveness of high-intensity laser application combined with splinting and therapeutic exercise in subacute de Quervain’s tenosynovitis: A pilot study. Lasers in Medical Science. 2023; 38(1):229. [DOI:10.1007/s10103-023-03892-1] [PMID]
  24. Das R, Bimol N, Deb D, Meethal SA, Singh YN. Efficacy of thumb abduction orthosis versus local methylprednisolone acetate injection in de quervain’s tenosynovitis: A randomized controlled trial. Journal of Medical Society. 2021; 35(1):35-9. [DOI:10.4103/jms.jms_125_20]
  25. Dundar Ahi E, Sirzai H. Short-term Effectiveness of High-intensity Laser Therapy in De Quervain Tenosynovitis: A Prospective, Randomized, Controlled Study. Medeniyet Medical Journal. 2023; 38(1):24-31. [DOI:10.4274/MMJ.galenos.2023.67279] [PMID]
  26. Hasan T, Fauzi M. De quervain’s tenosynovitis and phonophoresis: A randomised controlled trial in pregnant females. Journal of Orthopaedics, Trauma and Rehabilitation. 2015; 19(1):2-6. [DOI:10.1016/j.jotr.2014.04.001]
  27. Ippolito JA, Hauser S, Patel J, Vosbikian M, Ahmed I. Nonsurgical Treatment of De Quervain Tenosynovitis: A Prospective Randomized Trial. Hand (N Y). 2020; 15(2):215-9. [DOI:10.1177/1558944718791187] [PMID]
  28. Karlıbel İA, Aksoy MK, Alkan A. Paraffin bath therapy in De Quervain’s tenosynovitis: A single-blind randomized controlled trial. International Journal of Biometeorology. 2021; 65(8):1391-8. [DOI:10.1007/s00484-021-02111-2] [PMID]
  29. Jongprasitkul H, Suputtitada A, Kitisomprayoonkul W, Pintawiruj K. Elastic bandage vs neoprene thumb stabilizer splint in acute De Quervain’s tenosynovitis. Asian Biomedicine. 2011; 5(2):263-7. [DOI:10.5372/1905-7415.0502.035]
  30. McGuinness LA, Higgins JPT. Risk-of-bias VISualization (robvis): An R package and Shiny web app for visualizing risk-of-bias assessments. Research Synthesis Methods. 2021; 12(1):55-61. [DOI:10.1002/jrsm.1411] [PMID]
نوع مطالعه: مروری | موضوع مقاله: اورتز و پروتز

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه آرشیو توانبخشی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Archives of Rehabilitation

Designed & Developed by : Yektaweb