مقدمه
ترمور به حرکات غیرعادی یک یا چند بخش از بدن در حین انجام فعالیتهای مختلف گفته میشود که ماهیت این حرکات بهصورت غیرارادی بوده و فرد قادر به متوقف کردن آن نمیباشد.ترمور را میتوان به انواع ترمور استراحت، پاسچرال، کینتیک و وابسته به فعالیت تقسیم نمود [1]؛ ازجمله دلایل ترمور میتوان به دلایل فیزیولوژیک (مانند ترس و استرس)، سایکولوژیک، سکته، پارکینسون، مالتیپل اسکلروزیس، مصرف الکل، دیستونی، خستگی عضلانی، تب، مشکلات تیروئید، کمبود ویتامین B12 و داروهایی مانند کورتیکواستروئیدها، داروهای ضدافسردگی و داروهای آنتی آریتمی اشاره نمود [2]. براساس مطالعاتی که اخیراً صورت گرفته است ترمور شایعترین اختلال نورودژنراتیو میباشد و شیوع آن 3/1 درصد در جمعیت کلی و 9/5 درصد در جمعیت بالای 60 سال است [3].
یکی از شایعترین ترمورها، ترمور اساسی میباشد که منشأ مرکزی دارد [4] و ممکن است بهعلت تغییرات نورو دژنراتیو در مخچه، اختلال در تون گابا و یا اختلال در شبکه عصبی باشد [5]. یکی از علتهای اصلی ایجادکننده ترمور وجود اختلال در مدار تالاموس –کورتکس –مخچه میباشد [6].
درمان لرزشهای اساسی با استفاده از آزمون و خطا میباشد؛ ازجمله درمانهای پیشنهادی قبلی در این زمینه میتوان به استفاده از داروهایی مانند گاباپنتین و بتابلاکرها و عملهای جراحی مانند تحریک عمقی مغز اشاره نمود. زمانی که ترمور فعالیت روزمره فرد را مختل مینماید استفاده از داروها توصیه میشود و اگر فرد به داروها پاسخ ندهد جراحی پیشنهاد میگردد [7]. باتوجهبه عوارض درمانهای پیشنهادی فعلی و درصد بالای مبتلایان به ترمور که اکثریت آنها را افراد مبتلا به ترمورهایی با منشأ نامشخص تشکیل میدهند، استفاده از درمانهای غیرتهاجمی بیشازپیش اهمیت مییابد [8]. امروزه بیشتر از تحریکات مغزی که شبکه عصبی دخیل در ترمور را تحت تأثیر قرار میدهند، جهت درمان استفاده میشود. یکی از این تحریکات مغزی غیرتهاجمی، تحریک مغناطیسی فراجمجمهای ناحیه مخچه است که برای درمان ترمور استفاده شده است.
گیرونل و همکاران در سال 2002 بر روی 10 بیمار با ترمور اساسی، تحریک مغناطیسی در ناحیه مخچه انجام دادند و مشاهده کردند که 5 دقیقه بعد از درمان باعث کاهش شدت ترمور شده است، اما 1 ساعت بعد، این اثرات پایدار نبودند [9]. براساس یافتههای مطالعه سیستماتیک در سال 2024، تفاوتی بین تأثیر تحریک مغناطیسی مغزی فعال و گروه شم روی شدت ترمور مشاهده نشده است [10]. تحریک فراجمجمهای مغز با جریان الکتریکی مستقیم از دیگر انواع تحریکات مغزی غیرتهاجمی دیگر است. این جریان موجب تغییر در تحریکپذیری کورتکس و افزایش قابلیت نوروپلاستیسیتی مغز میگردد [11].
از دو مطالعه تحریک مغز با جریان الکتریکی مستقیم یکی از آنها در بهبود ترمور تأثیر معنادار داشته و دیگری تأثیر معنادار نداشته است [12، 13]. تحریک مغز با جریان الکتریکی مستقیم درمقایسه با تحریک مغناطیسی درمان غیرتهاجمیتر و استفاده از آن راحتتر، ارزانتر و دارای عوارض کمتری میباشد [14].همچنین براساس مطالعات اخیر تحریک مناطق مغزی دیگر علاوهبر مخچه میتواند بر روی ترمور مؤثر باشد [6].
روش جدیدتر تحریک فراجمجمهای مغز با جریان مستقیم، استفاده همزمان از تحریک دو ناحیه از کورتکس میباشد. باتوجهبه نتایج مطالعات اخیر تحریک همزمان کورتکس اولیه حرکتی و ناحیه خلفی خارجی پری فرونتال تأثیر بیشتری در افزایش تحریکپذیری کورتکس در افراد سالم و کاهش زمان عکسالعمل در افراد سکته مغزی داشته است [15، 16]. ازآنجاییکه که در مطالعاتی که تاکنون تأثیر تحریک مغز با جریان الکتریکی مستقیم را بر ترمور بررسی کردهاند، تنها یک ناحیه از مغز و غالباً مخچه تحریک شده است؛ باتوجهبه اثرات بیشتر تحریک همزمان دو ناحیه از کورتکس نسبت به تحریک تنها یک ناحیه، تاکنون مطالعهای در دسترس ما نبوده است که تأثیر تحریک همزمان این دو ناحیه را بر ترمور بررسی کرده باشد. همچنین بهنظر میرسد تحریک ناحیه حرکتی اولیه قبل از اعمال تحریکات دیگر بتواند تأثیر آنها را افزایش دهد. هدف از این مطالعه گزارش موردی بررسی تأثیر تحریک ناحیه کورتکس اولیه حرکتی در یک جلسه و سپس تحریک همزمان کورتکس اولیه حرکتی و ناحیه خلفی خارجی پری فرونتال در جلسه دوم روی ترمور است. فرض بر این بوده است که تحریک همزمان این دو نقطه با جریان الکتریکی مستقیم میتواند با تأثیر بر ارتباط این دو نقطه، بر پاسخ سیستم عصبی مرکزی تأثیر بگذارد و موجب کاهش ترمور گردد.
گزارش مورد
بیمار
این مطالعه در کلینیک دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1401 صورت گرفت. بیمار آقای 75 ساله با سابقه فشار خون بالا و ناراحتی قلبی بود که از حدود 4 سال قبل از مراجعه در حین فعالیتهای روزمره دچار ترمور در دست راست شده بود اما در حین استراحت ترمور نداشت (ترمور اساسی یا Essential tremor) و این ترمور در صورت بروز استرس یا ناراحتی و بالابردن دست بدتر میشد. بیمار قبل از مراجعه هیچگونه درمانی درجهت بهبود ترمور دریافت نکرده بود و همچنین در حین این مطالعه نیز به غیر از تحریک فراجمجمهای با جریان الکتریکی مستقیم درمان دیگری نداشته است.
درمان تحریک فراجمجمهای
بیمار دو جلسه درمان تحریک فراجمجمهای با جریان الکتریکی مستقیم در وضعیت نشسته روی صندلی با فاصله یک هفته بین جلسات دریافت نمود. جهت پیداکردن نقاط تحریکی از سیستم 10-20 استفاده شد (تصویر شماره 1).
در جلسه اول از تحریک ناحیه حرکتی اولیه یا M1 استفاده کردیم. این نقطه بر روی سمت چپ سر معادل نقطه C3 است. برای این کار الکترود آند (فعال) را در ناحیه کورتکس اولیه حرکتی (C3) قرار دادیم که جهت پیدا کردن این نقطه، فاصله بین محل اتصال پیشانی با استخوان بینی (نازیون) تا برجستگی استخوان پس سری (اینیون) با متر نواری اندازه گرفته شد. سپس نصف این فاصله را بر روی پوست سر علامت زده و درحالیکه متر نواری از روی نقطه علامت زده میگذرد، فاصله بین پری اریکولار گوش چپ و راست را اندازه گرفتیم و نصف این فاصله بر روی پوست سرعلامت زده شد. محل تلاقی این دو نقطه Cz میباشد. برای تعیین محل C3 بهاینترتیب عمل شد که به اندازه یکپنجم یا 20 درصد فاصله بین ناحیه پری اریکولار راست و چپ که از Cz میگذرد به چپ رفتیم و آن را علامت زدیم تا الکترود فعال یا آند را در این نقطه بگذاریم. الکترود کاتد (غیرفعال) در ناحیه سوپرااوربیتال طرف راست قرار داده شد و هر دو الکترود با استرپ بر روی ناحیه ثابت شدند.
در جلسه دوم جهت تحریک همزمان کورتکس اولیه حرکتی و کورتکس خلفی خارجی پری فرونتال (DLPFC) که هر دو این نواحی در لوب پیشانی مغز قرار دارند (تصاویر شماره 2، 3)، از دو دستگاه تحریک فراجمجمهای با جریان الکتریکی مستقیم بهصورت همزمان استفاده شد. نقطه DLPFC معادل نقطه F3 در سمت چپ سر است. الکترودهای آند در نواحی کورتکس اولیه حرکتی و خلفی خارجی پری فرونتال قرار داده شدند. برای یافتن کورتکس خلفی خارجی پری فرونتال سمت چپ یا نقطه F3، دراندازهگیری مورب از نازیون تا اینیون ازطریق نقطه C3، 20 درصد فاصله نازیون تا اینیون و در قدام C3 مشخص میگردید. الکترودهای کاتد در ناحیه سوپرااوربیتال سمت راست قرار داده شدند.
از دو دستگاه تحریک فراجمجمهای با جریان الکتریکی مستقیم، مارک active dose ساخت شرکت active tek کشور تایوان استفاده شد. سایز الکترودها 5×4 (20 سانتیمتر مربع) بود که قبل از درمان با محلول سالین آغشته میشدند. تحریک الکتریکی در هر دو جلسه با شدت 2 میلیآمپر (شدت بهتدریج 1/0 میلیآمپر،1/0 میلیآمپر بالا برده میشد) و مدتزمان 20 دقیقه اعمال شد. طول دوره درمان، بهمدت 2 هفته بهصورت 1 جلسه در هفته بود که قبل ازشروع درمان و بعد از اتمام جلسه دوم و 1 و 3 ماه بعد از اتمام جلسات درمانی ارزیابی ترمور و کیفیت زندگی انجام شد.
ابزار مطالعه
مقیاس Fahn-Tolosa-Marin جهت ترمور
در این مقیاس براساس ترمور موجود در فعالیتها به فرد امتیاز داده میشود (0-144)، که امتیاز بالاتر نشانه شدت بالاتر ترمور میباشد که شامل سه بخش A,B,C میباشد و هرکدام از بخشها به تنهایی قابلارزیابی میباشد. در این مطالعه از بخش C که ناتوانی عملکردی بیمار را ارزیابی میکند و شامل امتیاز کل 28 میباشد استفاده شد [17]. پایایی و روایی مطلوب نسخه فارسی این ابزار در مطالعات مختلف ازجمله مطالعه الفتی و همکاران در سال 2020 نشان داده شده است [18، 19].
پرسشنامه کیفیت زندگی SF12
این پرسشنامه از 12 سؤال تشکیل شده است که کیفیت زندگی را از نظر جسمانی و روانی مورد بررسی قرار میدهد. تفسیر امتیازات این پرسشنامه بهصورت خوب (37-48)، متوسط (25-36) و ضعیف (12-24) میباشد [20]. این پرسشنامه توسط منتظری و همکاران در سال 2009 ترجمه شده و روایی و پایایی نسخه فارسی آن نیز تأیید شده است [21].
یافتهها
همانطور که در جدول شماره 1 مشاهده میشود امتیاز پرسشنامه کیفیت زندگی SF12 از 26 به 40 افزایش یافته است و امتیاز Fahn-Tolosa-Marin از 9 به 1 کاهش یافته است.
بحث
باتوجهبه نتایج این مطالعه به نظر میرسد تحریک فراجمجمهای مغز با جریان مستقیم با روش انجامشده، در کاهش ترمور مؤثر بوده است. به نظر میرسد ترمور بیمار تا حد زیادی برطرف گردیده (کاهش امتیاز Fahn-Tolosa-Marin از 9 به 1 که نشاندهنده کاهش چشمگیر ترمور میباشد) و افزایش امتیاز پرسشنامه کیفیت زندگی SF12 (افزایش امتیاز از 26 به 40) نشان میدهد کیفیت زندگی وی به این سبب افزایش یافته است. 1 ماه و 3 ماه بعد از اتمام مداخلات ارزیابی مجدد صورت گرفت که امتیازهای این دو مقیاس، مشابه نتایج بهدستآمده بلافاصله پس از پایان مداخله بوده که نشاندهنده پایداری بهبودی ناشی از درمان میباشد. نوآوری موجود در این مطالعه تحریک کورتکس اولیه حرکتی در یک جلسه و تحریک همزمان نواحی کورتکس اولیه حرکتی و خلفی خارجی پری فرونتال در جلسه دیگر بهمنظور بهبود رابطه کورتکس اولیه حرکتی با ناحیه حرکتی پیشین میباشد، درحالیکه مطالعات قبلی بیشتر بر تحریک مخچه تمرکز کردهاند.
نتایج مطالعه حاضر مشابه نتایج مطالعه ایلماز و همکاران در سال 2016 میباشد که در یک مطالعه کیس سری روی 6 نفر با ترمور با منشأ نامشخص، 5 جلسه الکترود آند را در ناحیه خلفی خارجی پری فرونتال و 5 جلسه بر روی مخچه با شدت 2 میلیآمپر قرار دادند و مشاهده کردند تحریک فراجمجمهای با جریان الکتریکی مستقیم بلافاصله بعد از مداخله و 50 روز بعد از مداخله باعث بهبود فعالیتهای روزمره و شاخص ارزیابی ترمور شده است [12].
نتایج مطالعه حاضر با نتایج گیرونل و همکاران در سال 2014 تفاوت دارد. آنها در افراد با ترمور با منشأ نامشخص بهمدت 10 جلسه تحریک فراجمجمهای با جریان الکتریکی مستقیم را با الکترودهای کاتد در دو سمت نیمکرههای مخچه با شدت 2 میلیآمپر و الکترودهای آند در نواحی پریفرونتال اعمال کردند و مشاهده کردند بلافاصله بعد از مداخله و ماه بعد از مداخله تأثیری روی شدت ترمور، فعالیتهای روزمره و عملکرد حرکتی ندارد [13]. شاید این تفاوت در نتایج بهعلت متفاوت بودن محل تحریک در دو مطالعه باشد.
براساس مطالعات صورتگرفته بهوسیله تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI) احتمالاً یکی از دلایل ایجاد ترمور بهدلیل کاهش ارتباط کورتکس اولیه حرکتی با مخچه و ناحیه حرکتی پیشین میباشد [6]. باتوجه به اینکه بین کورتکس اولیه حرکتی و ناحیه خلفی خارجی پری فرونتال اتصال عملکردی وجود دارد، به نظر میرسد تحریک همزمان کورتکس اولیه حرکتی و ناحیه خلفی خارجی پری فرونتال این مسیر را فعال مینماید و سبب افزایش ارتباط بین کورتکس اولیه حرکتی و ناحیه حرکتی پیشین میگردد [15]. ازسویدیگر براساس مطالعهای که اثر تحریک کورتکس اولیه حرکتی بر مسیر میان کورتکس اولیه حرکتی و مخچه بررسی شده است، تحریک ناحیه کورتکس اولیه حرکتی میتواند موجب افزایش تحریکپذیری مسیر میان کورتکس اولیه حرکتی و مخچه گردد [22] و درنتیجه باعث کاهش شدت ترمور میگردد. بنابراین در این مطالعه از یک جلسه تحریک ناحیه کورتکس حرکتی اولیه و سپس در جلسه دیگر از تحریک همزمان کورتکس اولیه حرکتی و خلفی خارجی پریفرونتال جهت تأثیرات تحریکی بیشتر، ماندگارتر و بهبود ترمور استفاده شده است.
محدودیت اصلی این مطالعه آن است که این مطالعه یک مطالعه موردی است و نمیتوان نتایج آن را بهراحتی تعمیم داد؛ بنابراین توصیه میشود مطالعه کارازمایی بالینی همراه با گروههای کنترل برای تعیین تأثیر دقیق این روش درمانی بر روی درمان ترمور انجام گیرد.
نتیجهگیری
به نظر میرسد تحریک ناحیه کورتکس اولیه حرکتی در یک جلسه و سپس تحریک همزمان کورتکس اولیه حرکتی و خلفی خارجی پریفرونتال در جلسه دوم میتواند بر روی کاهش شدت ترمور و بهبود کیفیت زندگی افراد دارای ترمور اساسی مؤثر باشد که این تأثیر مثبت باتوجهبه ارزیابی مجدد صورتگرفته در این مطالعه ماندگار بوده است. باتوجهبه عدم اتفاقنظر بر روی محل الکترودگذاری tDCS در درمان ترمور، این مطالعه میتواند راهکار جدیدی در این زمینه جهت مطالعات بیشتر ارائه نماید.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این مطالعه از کمیته اخلاق در پژوهشهای زیست پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی (IR.SBMU.RETECH.REC.1400.498) کد اخلاق دریافت کرده است. قبل از شروع درمان به بیمار دررابطه با روند اجرای پژوهش و هدف مطالعه توضیح داده شد و از او رضایتنامه کتبی آگاهانه گرفته شد. به بیمار گفته شد اطلاعات او محرمانه خواهد بود و هر زمان که بخواهد میتواند از مطالعه خارج شود.
حامی مالی
این پژوهش هیچگونه کمک مالی از سازمانیهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
مفهومسازی و روششناسی و اعتبارسنجی: مینو خلخالی زاویه و خسرو خادمی کلانتری؛ تحلیل، تحقیق و بررسی: منیره عالم و علیرضا اکبرزاده باغبان؛ بصریسازی، منابع و نگارش پیشنویس: منیره عالم؛ ویراستاری، نهاییسازی نوشته، نظارت و مدیریت پروژه: مینوخلخالی زاویه.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.