دوره 27، شماره 2 - ( تابستان 1405 )                   دوره، شماره، فصل و سال، شماره مسلسل | برگشت به فهرست نسخه ها

Ethics code: IR.USWR.REC.1403.204


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Rostaei M, Shahshahani S, Hedayati M, Vahedi M. Determining the Validity and Reliability of the Persian Version of the University of Washington Self-efficacy Scale (UW-SES) in Iranian Adults With Physical Disabilities. Arch Rehabil 2026; 27 (2) :218-235
URL: http://rehabilitationj.uswr.ac.ir/article-1-3734-fa.html
روستائی مهناز، شهشهانی سهیلا، هدایتی مریم، واحدی محسن. بررسی روایی و پایایی نسخه فارسی ابزار «خودکارآمدی دانشگاه واشنگتن» در بزرگسالان دارای معلولیت جسمی-حرکتی. مجله توانبخشی. 1405; 27 (2) :218-235

URL: http://rehabilitationj.uswr.ac.ir/article-1-3734-fa.html


1- گروه مدیریت توانبخشی، دانشکده علوم‌توانبخشی، دانشگاه علوم‌توانبخشی و سلامت ‌اجتماعی، تهران، ایران
2- گروه مدیریت توانبخشی، مرکز تحقیقات توانبخشی اعصاب اطفال، دانشکده علوم‌توانبخشی، دانشگاه علوم‌توانبخشی و سلامت ‌اجتماعی، تهران، ایران. ، sol_shah@yahoo.com
3- گروه آمار زیستی و اپیدمیولوژی، مرکز تحقیقات سالمندی، دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، تهران، ایران.
متن کامل [PDF 2369 kb]   (60 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (1207 مشاهده)
متن کامل:   (27 مشاهده)
مقدمه
معلولیت مفهومی چندبعدی است که فراتر از یک وضعیت صرفاً پزشکی، نتیجه تعامل پیچیده میان محدودیت‌های جسمی یا روانی فرد و موانع محیطی و اجتماعی پیرامون اوست. براساس کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت سازمان ملل متحد (2007)، افراد دارای معلولیت کسانی هستند که به‌دلیل اختلالات جسمی، روانی، ذهنی یا حسی بلندمدت، در تعامل با موانع مختلف، با محدودیت در مشارکت کامل و مؤثر در جامعه مواجه می‌شوند [1]. به‌طورکلی بیش از 1 بیلیون نفر یا حدود 15 درصد از جمعیت در دنیا با درجاتی از معلولیت زندگی می‌کنند [1]. در ایران نیز براساس آمار سازمان بهزیستی کشور، بیش از 1 میلیون و 600 هزار نفر دارای معلولیت ثبت‌شده هستند که بخش قابل‌توجهی از آنان با معلولیت جسمی-حرکتی زندگی می‌کنند و به خدمات توان‌بخشی و حمایت اجتماعی نیاز دارند [2].
خودکارآمدی به باور فرد نسبت به توانایی خود برای سازمان‌دهی و اجرای رفتارهای لازم جهت دستیابی به نتایج مطلوب اشاره داشته [3] و نقش مهمی در توانبخشی دارد. این باورها تعیین می‌کنند که فرد چه اهدافی را انتخاب کند، چه میزان برای دستیابی به آن‌ها تلاش نماید و در مواجهه با موانع، تا چه اندازه پایداری نشان دهد [4-6].
شواهد پژوهشی نشان می‌دهد سطوح بالاتر خودکارآمدی در افراد دارای معلولیت جسمی حرکتی مانند ام‌اس و ضایعه نخاعی با پیامدهای مثبت متعددی ازجمله کاهش افسردگی و اضطراب، افزایش مشارکت اجتماعی، بهبود کیفیت زندگی و مشارکت فعال‌تر در فرایند توان‌بخشی همراه است [7-11]. ابزارهایی عمومی سنجش خودکارآمدی مانند مقیاس خودکارآمدی عمومی (GSE) در ایران موجود هستند اما برای مدیریت ناتوانی اختصاصی نمی‌باشند [4]. برای ارزیابی جنبه‌های مختلف مانند مدیریت علائم ثانویه، حفظ عدم وابستگی و سازگاری با موانع محیطی، دسترسی به ابزارهای اختصاصی ضرورت دارد. پرسش‌نامه خودکارآمدی دانشگاه واشنگتن UW-SES یک ابزار با 17 گویه است که به‌‌طور ویژه برای افراد دارای ناتوانی‌های جسمی حرکتی طراحی شده و بر کارآمدی در مدیریت چالش‌های مرتبط با ناتوانی تمرکز دارد [12، 13]. نسخه‌انگلیسی [12]، کره‌ای [14] و هلندی [15] آن ویژگی‌های روان‌سنجی مطلوبی نشان داده‌اند. بااین‌حال، تاکنون نسخه فارسی معتبر و بومی‌شده‌ای از این ابزار برای استفاده در جامعه ایرانی در دسترس نبوده است. پژوهش حاضر با هدف ترجمه، بررسی روایی و پایایی نسخه فارسی پرسش‌نامه خودکارآمدی دانشگاه واشنگتن در افراد دارای معلولیت جسمی–حرکتی در ایران انجام شد. 

روش بررسی

نوع مطالعه و شرکت‌کنندگان

این مطالعه روش‌شناختی‌مقطعی بود که از آذر سال 1402 تا آبان سال 1403 در تهران انجام شد. جامعه آماری شامل بزرگسالان دارای معلولیت جسمی-حرکتی (ام‌اس، ضایعه نخاعی و سایر معلولیت‌های جسمی-حرکتی با حداقل 1 سال سابقه) بود که معلولیت آنان براساس طبقه‌بندی بین‌المللی عملکرد، معلولیت و سلامت توسط سازمان بهزیستی تعیین شده بود. داشتن اختلال شناختی، عود بیماری یا عدم تمایل به ادامه مشارکت نیز به‌عنوان معیار خروج در نظر گرفته شد. نمونه‌گیری به‌صورت طبقه‌ای انجام شد تا توزیع سنی، جنسیتی و نوع معلولیت متناسب باشد. براساس شیوع ضایعه نخاعی و ام‌اس در تهران، حدود 32 درصد نمونه از بیماران ضایعه نخاعی و 68 درصد از بیماران ام‌اس انتخاب شدند. حجم نمونه باتوجه‌به تعداد 19 گویه پرسش‌نامه و با در نظر گرفتن ۱۰ نفر به ازای هر گویه و افزودن ۲۰ درصد برای ریزش، درنهایت ۲۳۰ نفر تعیین گردید. مطالعه دارای کد اخلاق از دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی است. در مورد محرمانه ماندن اطلاعات به مشارکت‌کنندگان اطمینان داده شد و رضایت آگاهانه کتبی از آنان اخذ شد.

ابزار
پرسش‌نامه خودکارآمدی دانشگاه واشنگتن شامل 19 سؤال است که به‌صورت لیکرت 5 درجه‌ای نمره‌بندی می‌شود (1= اصلاً و 5= کاملاً) و 17 سؤال نخست آن برای محاسبه نمره کل خودکارآمدی به کار می‌رود و مدیریت زندگی روزمره، ارتباطات و سلامتی را پوشش می‌دهد. دو سؤال پایانی مروط به روابط جنسی و صمیمانه بوده و در نمره‌گذاری لحاظ نمی‌شوند. امتیاز کلی بین 17 تا 85 متغیر بوده و نمره بالاتر به معنی خودکارآمدی بیشتر است. مطالعات پیشین نشان داده‌اند UW-SES دارای ویژگی‌های روان‌سنجی مطلوبی ازجمله عملکرد مناسب گزینه‌های پاسخ، نبود اثر کف و سقف، روایی همگرای بسیار بالا با مقیاس خودکارآمدی بیماری‌های مزمن (83/0=r) و پایایی عالی براساس ضریب آلفای کرونباخ (90/0=α) است [12، 13].

روند ترجمه 
پس از دریافت نسخه انگلیسی از نگارنده اصلی، پرسش‌نامه براساس پروتکل سازمان بهداشت جهانی توسط دو مترجم به فارسی ترجمه و سپس توسط یک مترجم دیگر بازترجمه شد. دو متخصص توان‌بخشی نسخه بازترجمه را با نسخه اصلی مقایسه و از نظر وضوح، معادل‌سازی مفهومی و کاربرد زبان ارزیابی کردند و تست پایلوت توسط 10 نفر فرد دارای معلولیت از نظر مفهوم بودن سؤالات انجام شد.

روایی 
روایی محتوایی نسخه فارسی پرسش‌نامه UW-SES توسط ۱۱ متخصص حوزه توان‌بخشی بررسی شد. از متخصصان خواسته شد گویه‌ها را از نظر وضوح، شفافیت، سادگی و تناسب زبانی با جامعه هدف ارزیابی کنند. بدین‌ترتیب از نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) استفاده شد. میزان قابل‌قبول برای 59/CVR≥0(براساس جدول لاوشه برای ۱۱ متخصص) و برای 79/CVI≥0 بود. روایی صوری به‌صورت کیفی توسط 10 نفر از مشارکت‌کنندگان ( شفافیت و ارتباط گویه‌ها) تأیید شد. برای بررسی روایی سازه تحلیل عاملی تأییدی (CFA) با نرم‌افزار AMOS انجام شد. 
در مرحله نخست، برای بررسی روایی سازه‌ پرسش‌نامه‌، مدل اندازه‌گیری اولیه در نرم‌افزارAMOS ترسیم و برآورد شد. این مدل شامل یک متغیر مکنون (خودکارآمدی) و ۱۷ گویه مشاهده‌پذیر بود. نتایج تحلیل اولیه نشان داد مدل از برازش مناسبی برخوردار نیست. به‌منظور بهبود برازش مدل، پس از بررسی شاخص‌های تعدیل رعایت مبانی نظری، خطاهای اندازه‌گیری گویه‌هایی که همپوشانی مفهومی بالایی داشتند (مانند گویه‌های «مدیریت علائم جسمی» و «کنترل درد مزمن» یا «مقابله با خستگی» و «مدیریت خواب») با یکدیگر همبسته شدند. این اصلاحات صرفاً براساس شباهت محتوایی و تجربه زیسته افراد دارای ناتوانی مزمن انجام شد و از همبستگی‌های صرفاً آماری اجتناب گردید. این وضعیت در پژوهش‌های بین‌المللی نیز گزارش شده است؛ برای‌مثال، چانگ در مطالعه خود بر روی ۲۹۲ فرد مبتلا به ام‌اس در کره جنوبی گزارش کرد که مدل اولیه UW-SES به اصلاحات محدود نیاز دارد و تنها پس از هم‌بستگی برخی خطاهای نظری‌شده، شاخص‌های برازش به سطح مناسب رسید [14].

 پایایی 
به‌منظور بررسی پایایی ابزار، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای محاسبه آلفای کرونباخ، داده‌های به‌دست‌آمده از 230 نمونه وارد نرم‌افزار SPSS شدند و مقدار آلفای برای 17 گویه اصلی پرسش‌نامه «خودکارآمدی» محاسبه گردید. جهت بررسی تکرارپذیری نیز از ۲۸ نفر از شرکت‌کنندگان تقاضا شد بعد از گذشت 2 هفته، مجدد پرسش‌نامه را تکمیل کنند، سپس تکرارپذیری بین دو نوبت اندازه‌گیری با استفاده از ضریب همبستگی درونی کلاس (ICC) محاسبه شد.

روش جمع‌آوری داده‌ها
پس از دریافت مجوزهای لازم، پرسش‌نامه به‌صورت آنلاین از طریق گروه‌های تلگرامی مرتبط و حضوری در مراکز توان‌بخشی توزیع شد. در تمامی مراحل رضایت آگاهانه و حفظ محرمانگی رعایت گردید. از ۵۰۰ پرسش‌نامه توزیع‌شده، ۲۳۰ نفر به‌طور کامل پاسخ دادند که با حجم نمونه تعیین‌شده مطابقت داشت.

تحلیل داده‌ها
تمامی داده‌ها با نرم‌افزار SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 تحلیل شدند. روایی محتوایی با CVR و CVI، روایی سازه با CFA و پایایی با آلفای کرونباخ و ICC محاسبه گردید.

یافته‌ها

ویژگی‌های جمعیت‌شناختی شرکت‌کنندگان

خصوصیات جمعیت‌شناختی مشارکت‌کنندگان در جدول شماره 1 قابل‌مشاهده است. میانگین سنی شرکت‌کنندگان در گروه میانسالی (2/11±5/42 با محدوده سنی 22-68 سال) قرار داشت و اکثراً (55 درصد) مرد بودند. بیشتر مشارکت‌کنندگان (130 نفر، 6/56 درصد) تحصیلات دانشگاهی داشته و نیمی از افراد (4/50 درصد) شاغل بودند. ۱۵ نفر با تشخیص «سایر موارد ناتوانی جسمی-حرکتی» (غیر از ام‌اس و ضایعه نخاعی) نیز در مطالعه شرکت کردند تا تنوع نمونه حفظ شود. معیار ورود براساس طبقه‌بندی ICF بود.




تحلیل تفاوت نمرات خودکارآمدی براساس متغیرهای جمعیت‌شناختی
 برای بررسی تفاوت نمرات خودکارآمدی براساس متغیرهای جمعیت‌شناختی، از آزمون‌های تی مستقل برای جنس و نوع معلولیت (MS vs SCI) و آنووا برای سن و تحصیلات استفاده شد. نتایج نشان داد هیچ تفاوت معناداری بین نمرات خودکارآمدی مردان و زنان وجود ندارد (15/0=P ، 45/1=t). همچنین بیماران ام‌اس نمرات کمی بالاتر از بیماران SCI داشتند، اما تفاوت معنادار نبود (78/1=t ، 08/0=P) در گروه‌های سنی زیر ۴۰ سال و بالای ۴۰ سال نیز تفاوت معناداری مشاهده نشد (12/2=F ، 12/0=P). این یافته‌ها نشان‌دهنده ثبات سازه خودکارآمدی در زیرگروه‌های مختلف جمعیت موردمطالعه و تعمیم‌پذیری ابزار در جمعیت‌های متفاوت افراد دارای معلولیت است.

روایی صوری 
روایی صوری به‌صورت کیفی از طریق مصاحبه با 10 فرد دارای معلولیت (5 نفر از هر کدام از موارد MS و SCI) بررسی شد. براین‌اساس همه گویه‌ها واضح، قابل‌درک و مرتبط با تجربه روزمره زندگی با معلولیت بودند. اصلاحات ویرایشی مختصر در مورد 2 گویه انجام شد (ساده‌سازی عبارات مرتبط با دیسترس عاطفی) اما حذف یا تغییر اساسی در مورد هیچ گویه‌ای انجام نشد.

روایی محتوایی
روایی محتوا به‌صورت کمی براساس نظرات اساتید و با محاسبه نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) تعیین شد. نتایج نشان داد 99/0=CVR ، 95/0=CVI است و هیچ گویه‌ایی حذف نشد. این یافته‌ها نشان می‌دهد تمامی گویه‌ها ازنظر وضوح، سادگی و تناسب فرهنگی برای جامعه هدف مناسب هستند.

روایی سازه و تحلیل عاملی تأییدی

مدل اولیه

مدل اولیه تحلیل عاملی تأییدی شامل یک متغیر مکنون (خودکارآمدی) و ۱۷ گویه مشاهده‌پذیر بود. شاخص‌های برازش مدل اولیه نشان داد مدل داده‌ها را به‌خوبی تبیین نمی‌کند:
χ²/df=88/5
 RMSEA=146/0
CFI<9/0
TLI<9/0
پایین بودن مقادیر GFI و AGFI و شاخص>Hoelter 50 نشان‌دهنده برازش ضعیف مدل اولیه و نیاز به اصلاح بود. بنابراین براساس شاخص‌های تعدیل و منطق نظری، برخی خطاهای اندازه‌گیری گویه‌هایی که همپوشانی مفهومی داشتند، همبسته شدند و گویه‌هایی با بار عاملی کمتر از 4/0 اصلاح شدند. پس از اصلاح، شاخص‌های برازش مدل طبق جدول شماره 2 و تصویر شماره 1 بهبود یافت. 






این نتایج نشان می‌دهد ساختار عاملی UW-SES با داده‌های نمونه ایرانی منطبق است و روایی سازه ابزار تأیید می‌شود. هرچند برخی شاخص‌ها در محدوده مرزی هستند، اما الگوی کلی برازش و همخوانی نظری اصلاحات، اعتبار ساختاری ابزار را تأیید می‌کند و با مطالعات بین‌المللی همسو است. مقدار 088/0=RMSEA هرچند کمی بالاتر از حد ایدئال 08/0 است، اما در محدوده قابل‌قبول (کمتر از 10/0) قرار دارد. این مقدار باتوجه‌به حجم نمونه متوسط و پیچیدگی مدل، همچنان نشان‌دهنده برازش مناسب است و مشابه با مطالعه پست و همکاران می‌باشد [15]. همچنین مقدار 706/0=PCFI مطلوب است. بارهای عاملی استاندارد گویه‌ها در مدل تأییدی اصلاح‌شده در جدول شماره 3 قابل‌مشاهده است. همه بارهای عاملی بالاتر از 60/0و مقادیر CR بالاتر از 96/1 هستند که روایی سازه قوی را تأیید می‌کند. 



پایایی ابزار
پرسش‌نامه دارای همسانی درونی بسیار عالی بود (943/0=α).ضرایب همبستگی اصلاح‌شده هر گویه با نمره کل بین 486/0 تا 784/0 قرار داشت که همگی بالاتر از حداقل قابل‌قبول (30/0) هستند و نشان‌دهنده ارتباط مناسب هر گویه با سازه کلی پرسش‌نامه است. بررسی آلفای کرونباخ در صورت حذف گویه نشان داد حذف هیچ گویه‌ای موجب بهبود معنادار α نمی‌شود (محدوده با حذف گویه بین 937/0 تا 944/0)، بنابراین تمامی گویه‌ها در ابزار نهایی حفظ شدند.
برای ارزیابی تکرارپذیری، ۲۸ نفر از شرکت‌کنندگان پس از گذشت 2 هفته مجدداً پرسش‌نامه را تکمیل کردند. نتایج نشان داد ضریب همبستگی درونی کلاس (ICC) برابر با 97/0 بود (94/0-98/0: 95% CI)، که پایایی و ثبات زمانی بسیار عالی ابزار را تأیید می‌کند.

بحث
مطالعه حاضر نشان داد نسخه فارسی پرسش‌نامه خودکارآمدی دانشگاه واشنگتن در بزرگسالان دارای معلولیت فیزیکی تهران به‌خصوص افراد دارای ام‌اس و ضایعه نخاعی از روایی محتوایی، روایی سازه (پس از اصلاح مدل) و پایایی بالایی برخوردار است. این یافته‌ها نیاز به استفاده از ابزار مناسب را در مقایسه با ابزارهای موجود ارزیابی خودکارآمدی در افراد دارای معلولیت نشان می‌دهد. مقیاس خودکارآمدی عمومی یا مقیاس خودکارآمدی در بیماری مزمن، خودکارآمدی کلی یا مختص بیماری را ارزیابی می‌کنند و جنبه‌های ظریف مرتبط با مدیریت ناتوانی شامل کنترل علائم ثانویه و سازگاری با موانع محیطی را مدنظر قرار نمی‌دهند [13، 16].
CVR معادل 99/0 و CVI برابر با 95/0 در این مطالعه، بیانگر روایی محتوای قوی ابزار بوده و با میزان به‌دست‌آمده در نسخه اصلی انگلیسی آن‌ که بیانگر توافق بالای متخصصین بود، هم‌راستا می‌باشد [12]. همچنین نسخه بومی‌شده کره‌ای [14] و هلندی [15] ابزار نیز به‌ترتیب CVI معادل 94/0 و 92/0 داشت. این امر نشان می‌دهد مفاهیم اصلی UW-SES مانند مدیریت خستگی، درد، اختلالات عاطفی و مشکلات ارتباطی در فرهنگ‌های مختلف مناسب و قابل‌قبول هستند. مقادیر بالای CVR و CVI به‌دست‌آمده در این مطالعه می‌تواند به‌خاطر ترکیب پنل متخصصین باشد که شامل متخصین آشنا با زمینه فرهنگ ایرانی بود که در آن حمایت خانواده و نگرش جامعه نسبت به معلولیت نقش مهمی ایفا می‌کنند؛ برای‌مثال گویه‌های مربوط به «پیشگیری از تداخل بیماری با ارتباطات خانوادگی»، قویاً مؤید ارزش‌های پایبندی به اصول وابستگی جمعی است [17]. متخصصین در این پژوهش حساسیت بیشتری به زمینه‌های فرهنگی مانند نقش خانواده در مدیریت ناتوانی دارند که این امر ابزار را برای کاربرد در ایران مناسب‌تر می‌کند.
روائی سازه به‌وسیله تحلیل عاملی تأییدی (CFA) از طریق استفاده از مدل تعدیل‌شده، دارای شاخص‌های قابل‌قبول بود(77/2=χ²/df=، 088/0=RMSEA ، 932/0=CFI). نیاز به تعدیل مدل مثل همبسته کردن خطاهای اندازه‌گیری شده (مانند موارد شباهت محتوایی گویه‌ها از نظر علائم بالینی)، در پژوهش‌های دیگر مانند مطالعه چانگ و همکاران [14] و پست و همکاران [15] نیز گزارش شده است. در فرهنگ‌های جمع‌گرا مانند ایران، مفهوم خودکارآمدی اغلب با حمایت‌های خانوادگی و اجتماعی درهم‌تنیده است که می‌تواند به همبستگی بالاتر برخی گویه‌ها منجر شود.
چانگ در مطالعه خود در کره جنوبی گزارش کرد که مدل اولیه UW-SES به اصلاحات محدود نیاز دارد و تنها پس از هم‌بستگی برخی خطاهای نظری‌، شاخص‌های برازش به سطح مناسب رسید [14]. به نظر می‌رسد ماهیت مفهومی پیچیده «خودکارآمدی در مدیریت ناتوانی»، معمولاً به اصلاحات کوچک CFA نیاز دارد. 
همچنین پست و همکاران در بررسی روائی نسخه هلندی فرم کوتاه ابزار، مرزی بودن RMSEA را ناشی از حساسیت به حجم نمونه و تفسیرهای فرهنگی از مفهوم کنترل و عدم وابستگی دانستند [15]. افزایش اندک RMSEA در جمعیت ایرانی ممکن است با عوامل فرهنگی مرتبط باشد. در فرهنگ‌های جمع‌گرا (مانند ایران)، مفهوم «خودکارآمدی » ممکن است با حمایت‌های بیرونی (مثل خانواده یا اجتماع) تلفیق گردد و به دادن پاسخ‌های مشابه به گویه‌های دربرگیرنده مدیریت اجتماعی و شخصی منجر شود [17، 6]. بار عاملی (60/0<) و مقدار بحرانی (96/1<) از ساختار تک‌بعدی حمایت می‌کند و درهم‌تنیدگی مدل اولیه، بر ساختار منسجم خودکارآمدی برای مدیریت ناتوانی تأکید دارد [12]. شاخص هولتر (103) بیانگر کافی بودن حجم نمونه است اگرچه حجم نمونه بالاتر از مراکز متعدد، می‌تواند به تثبیت بیشتر مدل کمک کند.
بررسی پایایی، بیانگر همبستگی درونی عالی (943/0=α) و ثبات زمانی بسیار بالای (97/0=ICC) ابزار بود که قوی‌تر از میانگین جهانی است (برای‌مثال در مطالعه آمتمن، آلفای کرونباخ معادل 90/0 و در پژوهش چانگ، میزان ICC برابر 90/0 بود) [12، 14]. همبستگی ضرایب گویه‌ها با نمره کل ( 486/0 تا 784/0) بیانگر انسجام قوی هر گویه با سازه‌ی کلی پرسش‌نامه بوده و همراه با عدم نیاز به حذف گویه، در راستای نتایج مطالعه پست و همکاران می‌باشد [15]. آلفای بالاتر این پژوهش نسبت به برخی مطالعات بین‌المللی می‌تواند ناشی از همگن بودن نمونه پژوهش با سابقه طولانی ناتوانی (بیش از 1 سال) باشد که احتمالاً ممکن است تجربه زیسته مشترک‌تری در مدیریت محدودیت‌های جسمی داشته باشند. این همگنی نسبی می‌تواند به افزایش همسانی درونی گویه‌ها منجر شود. علاوه‌براین، زمینه فرهنگی ایران که در آن حمایت و نقش شبکه‌های خانوادگی پررنگ‌تر است، ممکن است موجب درک منسجم‌تر از مفهوم خودکارآمدی شود؛ چراکه افراد تاب‌آوری جمعی بیشتر داشته که می‌تواند به حفظ استقلال و سازگاری با ناتوانی منجر شده باشد [6، 17]. تحلیل زیرگروهی نیز نشان داد نمرات خودکارآمدی تحت تأثیر متغیرهای جمعیت‌شناختی قرار نگرفته که نشان‌دهنده ثبات سازه خودکارآمدی در زیرگروه‌های مختلف از نظر جنس، سن، میزان تحصیلات و نوع معلولیت است. این یافته نشان‌دهنده تعمیم‌پذیری و کاربرد گسترده ابزار در شرایط بالینی می‌باشد.
نسخه فارسیUW-SES، خلأ ناشی از فقدان ابزار ارزیابی مختص ناتوانی را پر نموده و امکان بررسی دقیق حیطه‌های خودکارآمدی را که بر نتایج توانبخشی تأثیرگذار است، فراهم می‌کند. خودکارآمدی یک پیشگویی‌کننده کلیدی رفتارهای سلامتی، پایبندی به درمان و کیفیت زندگی در افراد دارای ناتوانی است [3، 18، 19]. مطالعاتی مانند سیجسو و همکاران [7] و بهاتارای و همکاران [9] به نقش میانجی خودکارآمدی بین درد/ناتوانی و رضایت از زندگی/مشارکت اجتماعی با نمرات بالاتر خودکارآمدی تأکید دارند که دیسترس‌های روانی را کاهش و عدم وابستگی را افزایش می‌دهد. در ایران که بیش از 6/1 میلیون نفر از افراد دارای معلولیت وجود داشته و با موانع متعدد مانند عدم دسترسی به خدمات شهری و نابرابری‌های اجتماعی روبه‌رو هستند [2، 20]، این ابزار می‌تواند موجب مداخلات هدفمند مانند برنامه‌های شناختی-رفتاری یا توانبخشی خانواده‌محور در جهت افزایش خودکارآمدی شود که به‌نوبه‌خود می‌تواند از عوارض ثانویه پیشگیری نماید [21، 22]. مختصر بودن ابزار (17 گویه) و تمرکز آن بر حیطه‌های قابل‌بررسی، آن را برای مانیتورینگ بالینی، پژوهش و احتمالاً بهبود تصمیم‌گیری در شرایط محدود اقتصادی مناسب ساخته است [9، 23].

نتیجه‌گیری
نسخه فارسی UW-SES ابزاری روان‌سنجی‌شده، معتبر و پایا برای سنجش خودکارآمدی افراد دارای معلولیت جسمی–حرکتی در ایران است. این پرسش‌نامه می‌تواند به متخصصان بالینی و پژوهشگران کمک کند تا با دقت بیشتری وضعیت خودکارآمدی بیماران را ارزیابی و تقویت کنند و درنهایت موجب افزایش سازگاری، مشارکت و کیفیت زندگی آنان شوند. ادغام آن در شبکه توانبخشی کشور می‌تواند موجب بهبود مداخلات مبتنی بر شواهد، کمک به سیاست‌گذاری در راستای تلفیق معلولیت و برابری فرصت‌ها شود. مطالعات بعدی می‌تو‌اند کاربرد آن در قومیت‌های مختلف را افزایش داده و به نظام توانبخشی کشور کمک کند.
نمونه پژوهش محدود به شهر تهران بود که ممکن است تعمیم‌پذیری نتایج به سایر مناطق یا قومیت‌های ایران را که در آن‌ها دسترسی به خدمات و یا نگرش‌های اجتماعی ممکن است متفاوت باشند، کاهش دهد [21، 24]. تفاوت‌های فرهنگی و دسترسی به خدمات در مناطق دیگر ممکن است سطوح خودکارآمدی متفاوتی ایجاد کند. برای افزایش اعتبار و تعمیم‌پذیری، مطالعات چندمرکزی با نمونه‌های وسیع‌تر پیشنهاد می‌شود.
ابزار به‌صورت خودگزارشی است و ممکن است تحت تأثیر سوگیری پاسخ قرار گیرد. همچنین پژوهش از نوع مقطعی است و نمی‌تواند رابطه علیتی یا حساسیت به تغییرات را نشان دهد. روایی واگرا و همگرا با سایر ابزارهای مرتبط مانند WHOQOL-BREF یا GSE بررسی نشده که می‌تواند در مطالعات بعدی صورت گیرد. نمونه‌گیری محدود به شهر تهران و عمدتاً افراد مبتلا به ام‌اس و ضایعه نخاعی بود که تعمیم‌پذیری به سایر گروه‌های معلولیت (مانند قطع عضو، فلج مغزی) یا مناطق جغرافیایی دیگر را محدود می‌کند. 
مطالعات بعدی می‌توانند کاربرد ابزار UW-SES را در طیف وسیعتری از معلولیت‌ها، مطالعات طولی برای ارزیابی اثربخشی مداخلات و یا بعنوان معیاری جهت سنجش روائی سایر ابزارها به کار برند. مطالعات چندمرکزی در ایران می‌تواند معرف بودن ابزار را از نظر فرهنگی ارزیابی کند. همچنین ادغام آن در پلتفرم‌های الکترونیکی می‌تواند موجب تسهیل استفاده گسترده‌تر از آن در توانبخشی از راه دور شود.

ملاحظات اخلاقی

پیروی از اصول اخلاق پژوهش

این پژوهش در کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی (IR.USWR.REC.1403.204) تصویب شده است. کلیه مشارکت‌کنندگان پس از دریافت توضیحات کافی، آگاهی از محرمانه ماندن اطلاعات و داشتن حق خروج از مطالعه، فرم رضایت آگاهانه را امضا نمودند. عدم شرکت در مطالعه مانع دریافت خدمات نبود.

حامی مالی
این پژوهش برگرفته از پایان‌نامه کارشناسی ارشد مهناز روستایی گروه مدیریت توانبخشی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی است. این پژوهش هیچ‌گونه کمک مالی از سازمانی‌های دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.

مشارکت نویسندگان
مفهوم‌سازی، طراحی مطالعه، تحقیق و تأیید نهایی: همه نویسندگان؛ نگارش پیش‌نویس اولیه: مهناز روستایی؛ بررسی و ویرایش: سهیلا شهشهانی و مریم هدایتی.

تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.

بیانیه استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی
نویسندگان اذعان دارند که در تهیه مقاله از هوش مصنوعی استفاده نشده است.

تشکر و قدردانی
نویسندگان از کلیه مشارکت‌کنندگانی که در اجرای این پژوهش همکاری داشتند قدردانی می‌نمایند.


 
References
  1. Assembly UG. Convention on the Rights of Persons with Disabilities. The General Assembly. 2006; 61:106. [Link]
  2. State Welfare Organization. [Prevalance of disability (Persian)].Tehran: State Welfare Organization; 2025. [Link]
  3. Bandura A. Self-efficacy: Toward a Unifying Theory of Behavioral Change. Psychological Review. 1977; 84(2):191-215. [DOI:10.1037/0033-295X.84.2.191] [PMID] 
  4. Kariminezhad. K, Mansouri L, Movahedi M, Hoseini H. [The effectiveness of self-efficacy training on self-esteem and motivation to improve the welfare of women with disabilities in Khorram Abad city (Persian)]. Quarterly Journal of Social Work. 2018; 6(4):43-50. [Link]
  5. Raman S, Sharma P. Self-efficacy as a mediator of the relationship between pain and disability in chronic pain patients: A narrative review. Bulletin of Faculty of Physical Therapy. 2022; 27(42). [DOI:10.1186/s43161-022-00101-y]
  6. Emamgholizadeh-Baboli E, Pashaei-Sabet F, Haghani H, Fotokian Z. Predicting the relationship of general self-efficacy and quality of life of the older adults with physical/mobility disabilities: A cross-sectional study in Northern Iran. BMC Geriatrics. 2025; 25(1):723. [DOI:10.1186/s12877-025-06348-z] [PMID] 
  7. Cijsouw A, Adriaansen JJ, Tepper M, Dijksta C, Van Linden S, De Groot S, et al. Associations between disability-management self-efficacy, participation and life satisfaction in people with long-standing spinal cord injury. Spinal Cord. 2017; 55(1):47-51. [DOI:10.1038/sc.2016.80] [PMID]
  8. Taheri S, Moradi A, Pazouhesh S. [Share of Self-Efficacy, Self-Esteem and Achievement Motivation in Predicting Quality of Life of Physically Disabled Youth in Shahrekord (Persian)]. Psychology of Exceptional Individuals. 2013; 3(9):145-70. [Link]
  9. Bhattarai M, McDaniels B, Jin Y, Smedema SM. Pain and quality of life in persons with spinal cord injury: Mediating effects of mindfulness, self-efficacy, social support, and functional independence. Journal of Clinical Psychology. 2024; 80(2):406-20. [DOI:10.1002/jclp.23616] [PMID]
  10. Kim HM. Effects of self-efficacy, self-esteem, and disability acceptance on the social participation of people with physical disabilities: Focusing on COVID-19 pandemic. Brain and Behavior. 2023; 13(1):e2824. [DOI:10.1002/brb3.2824] [PMID] 
  11. Shabbir A, Hassan B, Ahmad I, Iqbal N. Resilience, Self-Efficacy and Quality Of Life among Assistive and Non-Assistive Technology Users: A Mixed Method Study. Annals of Allied Health Sciences. 2023; 9(2):33-40. [Link]
  12. Amtmann D, Bamer AM, Cook KF, Askew RL, Noonan VK, Brockway JA. University of Washington self-efficacy scale: A new self-efficacy scale for people with disabilities. Archives of Physical Medicine and Rehabilitation. 2012; 93(10):1757-65. [DOI:10.1016/j.apmr.2012.05.001] [PMID]
  13. University of Washington. University of Washington Self-Efficacy Scale (UW-SES) Generic Version Users Guide. Washington : University of Washington; 2018. [Link]
  14. Chung H, Kim J, Park R, Bamer AM, Bocell FD, Amtmann D. Testing the measurement invariance of the University of Washington Self-Efficacy Scale short form across four diagnostic subgroups. Quality of Life Research. 2016; 25(10):2559-64. [DOI:10.1007/s11136-016-1300-z] [PMID] 
  15. Post MWM, Adriaansen JJE, Peter C. Rasch analysis of the University of Washington Self-Efficacy Scale short-form (UW-SES-6) in people with long-standing spinal cord injury. Spinal Cord. 2018; 56(11):1095-101. [DOI:10.1038/s41393-018-0166-z] [PMID]
  16. Self-Management Resource Center. Self-efficacy for managing chronic disease 6-item scale [Internet]. 2026 [Updated 2026 Aug 1]. Available from: [Link]
  17. Oliver M. The politics of disablement: A sociological approach. New York: Martin's Press; 1990. [Link] 
  18. Amer FA, Mohamed MS, Elbur AI, Abdelaziz SI, Elrayah ZA. Influence of self-efficacy management on adherence to self-care activities and treatment outcome among diabetes mellitus type 2. J Pharmacy Practice. 2018; 16(4):1274. [DOI:10.18549/PharmPract.2018.04.1274] [PMID] 
  19. Emamgholizadeh baboli E, Pashaii Sabet F, Fotokian Z. [Investigating Factors Affecting General Self-efficacy in the Elderly with Physical-motor Disabilities (Persian)]. Iranian Journal Of Nursing Research. 2023; 18(1):21-33. [Link]
  20. Sajjadi H, Zanjari N. [Disability in Iran: Prevalence, Characteristics, and Socio-Economic Correlates (Persian)]. Archives of Rehabilitation. 2015; 16(1):36-47. [Link]
  21. Sidiq M, Muzaffar T, Janakiraman B, Masoodi S, Vasanthi RK, Ramachandran A, et al. Effects of pain education on disability, pain, quality of life, and self-efficacy in chronic low back pain: A randomized controlled trial. PLoS One. 2024; 19(5):e0294302. [DOI:10.1371/journal.pone.0294302] [PMID] 
  22. Sarcami Z, Naviporh H, Amadi F. [Effect of Continuous Care Model-based Intervention on the Care Burden of the Caregivers of Patients With Spinal Cord Injury (Persian)]. Iran Journal of Nursing. 2024; 37(147):50-63. [DOI:‎ 10.32598/ijn.37.147.3276.1] 
  23. Shrout PE, Fleiss JL. Intraclass correlations: Uses in assessing rater reliability. Psychological Bulletin. 1979; 86(2):420-8. [DOI:10.1037//0033-2909.86.2.420] [PMID]
  24. Human Rights Watch, Center for Human Rights in Iran. “I am equally human”: discrimination and lack of accessibility for people with disabilities in Iran [Internet]. New York: Human Rights Watch; 2018. [Link] 
     
نوع مطالعه: پژوهشی | موضوع مقاله: مدیریت توانبخشی

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه آرشیو توانبخشی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Archives of Rehabilitation

Designed & Developed by : Yektaweb