مقدمه
کمردرد تجربهای متداول در بین مردم در سراسر جهان است [1]، بهطوریکه ۸۵ درصد از افراد در طول زندگی خود حداقل یک بار کمردرد را تجربه میکنند [1، 2]. براساس مطالعات قبلی، در ۸۵ درصد از افراد مبتلا به کمردرد، یافتههای پاراکلینیکی منفی بوده و پاتولوژی خاصی یافت نمیشود [2]. این موارد از کمردرد، گروههای غیرهمسان زیادی را شامل میشود که اصطلاحاً به همگی آنها کمردرد غیراختصاصی گفته میشود [3]. در 80 درصد از افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی، نشانههای مزمن تا 1 سال پس از شروع درد، همچنان تداوم دارد [4]. کمردرد غیراختصاصی مزمن بر روی استقلال و کیفیت زندگی افراد، تأثیر منفی گذاشته و مهمترین علت محدودکننده فعالیت در سنین زیر ۴۵ سال به شمار میرود [5، 6]. اگرچه براساس شواهد موجود، ماهیت چند علتی کمردرد غیراختصاصی مزمن مورد تأیید است، اما به نظر میرسد در بین علتهای متعدد فیزیکی و روانی-اجتماعی شناختهشده [7، 8]، تغییر کنترل حرکت یکی از مهمترین فاکتورهای مشارکتکننده در ایجاد و تداوم کمردرد میباشد [7-9]، بهطوریکه، نقص در کنترل حرکت ارتباط قوی با مزمن شدن وعود مجددکمردرد دارد [10]. علاوهبرآن، نقایص کنترل حرکت بهعنوان عوامل مؤثر در بروز اختلال تعادل در افراد مبتلا به کمردرد مزمن شناخته شدهاند [11]. این در حالی است که حفظ تعادل پویا حین انجام فعالیتهای روزمره ضروری است و نادیده گرفتن اختلالات کنترل تعادل میتواند با افزایش احتمال زمین خوردن مرتبط باشد [12].
کنترل حرکت، اغلب با استفاده از مفهوم تنظیمات وضعیتی در تحقیقات مورد بررسی قرار میگیرد. برایناساس، برای حفظ تعادل پویا، سیستم عصبی مرکزی با استفاده از تنظیمات وضعیتی همپوشانیشده و مرتبط از قبیل تنظیمات وضعیتی پیشبینانه و جبرانی، شروع حرکات ارادی را کنترل میکند [11]. تنظیمات وضعیتی پیشبینانه از طریق استراتژی کنترلی پیشخوراندی قبل از شروع حرکت ارادی تولید میشود؛ تنظیمات وضعیتی پیشبینانه، بهطور معمول ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیثانیه قبل از حرکت ارادی ایجاد میشود [12-14] و نشاندهنده سازماندهی سیستم عصبی مرکزی برای حفظ مرکز جرم بدن بر روی سطح تکیهگاه میباشد که بهوسیله مقابله با نیروهای واکنشی داخلی و تحمیلشده از حرکات ارادی و از طریق پیشفعالیت گروهای عضلانی خاص صورت میگیرد و در نتیجه اغتشاش وضعیتی تحمیلشده ناشی از شروع حرکت ارادی را کاهش میدهد [15]. در ادامه و پس از شروع اغتشاش وضعیتی ناشی از حرکت ارادی، سیستم عصبی مرکزی از استراتژی بازخوردی برای کنترل وضعیت بدن استفاده مینماید [16] که از این پاسخهای پویا بهعنوان تنظیمات وضعیتی جبرانی یاد میشود [17]. بنابراین، هدف از تنظیمات وضعیتی جبرانی بازگرداندن موقعیت مرکز جرم بدن بعد از وقوع اغتشاش میباشد [18]. این تنظیمات بهطور معمول 50 تا ۳۰۰ میلیثانیه بعد از اغتشاش ایجاد میشوند [19-21] و از جریان اطلاعات حسی واردشده به سیستم استفاده میکند [19]. مهم آنکه عملکرد مؤثر سیستم کنترلی در تنظیمات وضعیتی پیشبینانه، میتواند نیاز به تنظیمات وضعیتی جبرانی را کاهش دهد [22]. بنابراین، سیستم عصبی مرکزی از استراتژیهای مختلفی مانند تنظیمات وضعیتی پیشبینانه و تنظیمات وضعیتی جبرانی برای کنترل وضعیت بدن حین انجام فعالیتهای پویا استفاده میکند.
نتایج یک مطالعه مروری، تأخیر در شروع فعالیت عضلات تنه در پاسخ به اغتشاشات قابلانتظار (مانند حرکات ارادی اندام) و غیرقابلانتظار را در افراد مبتلا به کمردرد نشان داد. این یافته، منعکسکننده اختلال در تنظیمات وضعیتی پیشبینانه و جبرانی در این افراد میباشد [23]، هرچند خلأهای تحقیقاتی مختلفی در این زمینه باقی مانده که پاسخ به آنها هنوز نامشخص است. اول آنکه در مطالعات قبلی، اغلب حفظ وضعیت خنثی تنه حین انجام حرکت بالا آوردن اندام فوقانی مورد بررسی قرار گرفته است [24-26] و تنظیمات وضعیتی حین جابهجاییهای بزرگ تنه مورد ارزیابی قرار نگرفته است. این در حالی است که احتمال بروز آسیبهای کمری با جابهجاییهای بزرگ تنه مرتبط دانسته شده است [27، 28]. بنابراین، بررسی کنترل حرکت حین انجام فعالیتهایی که با حرکت و جابهجایی تنه همراه است، ضروری میباشد. دوم آنکه ، اگرچه تنظیمات وضعیتی اغلب در شرایط ایستاده بررسی شدهاند، اما نقش عضلات وضعیتی اندام تحتانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. به اعتقاد آلری و همکاران، کمردرد الزاماً با نقص کنترل حرکت در یک عضله یا یک گروه عضلانی خاص مرتبط نیست و این اختلال میتواند ناشی از نقایص کنترل عصبی گسترده در سگمان پیچیده کمری لگنی - اندام تحتانی باشد که براساس تقاضاهای وضعیتی و یا فعالیتهای عملکردی خاص تظاهر میکند [25]، بهطوریکه پیشتر، اختلال کنترل حرکت در عضلات گاسترکنمیوس، هامسترینگ و گلوتئوس ماگزیموس در افراد مبتلا به کمردرد گزارش شده است [24].
از دیگر خلأهای موجود، آن است که ارتباط بین نقایص تنظیمات وضعیتی و توانایی حفظ کنترل تعادل در افراد مبتلا به کمردرد حین انجام فعالیتهای عملکردی مورد بررسی قرار نگرفته است. آزمون رسیدن عملکردی یکی از ابزارهای بالینی رایج، ساده و تکرارپذیر برای سنجش کنترل تعادل پویا میباشد. حفظ تعادل حین انجام این آزمون که در وضعیت ایستاده انجام میشود و با جابهجایی تنه همراه است، نیازمند توانایی کنترل حرکت بهینه در عضلات تنه و اندام تحتانی میباشد [29]. بنابراین، باتوجهبه خلأهای تحقیقاتی مطرحشده، هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین تنظیمات وضعیتی و کنترل تعادل پویا حین انجام آزمون رسیدن عملکردی در افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن بود.
روش بررسی
در این مطالعه مقطعی که در مرکز تحقیقات توانبخشی واقع در دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز انجام شد، زنان و مردان در بازه سنی ۱۸ تا ۴5 سال و مبتلا به کمردرد که از طرف متخصصین ارتوپدی به کلینیکهای فیزیوتراپی ارجاع داده شده بودند، شرکت کردند. حجم نمونه باتوجهبه مقالات مرتبط [23، 24] و در نظر گرفتن و توان آماری 80 درصد و سطح معناداری 05/0 و اندازه تأثیر 25/0، به تعداد 25 نفر محاسبه شد. نمونهگیری از میان جامعه در دسترس و با روش غیراحتمالی ساده انجام گرفت. درد در سمت راست ناحیه کمری (بین اولین مهره کمری و چین گلوتئال) با یا بدون درد راجعه به اندام تحتانی راست، که حداقل ۳ ماه از شروع آن گذشته باشد و شدت کمردرد کمتر از ۳ براساس مقیاس دیداری درد، از معیارهای ورود به مطالعه در نظر گرفته شد.
باتوجهبه تأثیر درد مزمن بر عملکرد عضلات، تنها افراد مبتلا به کمردرد با علائم درد در سمت راست در مطالعه شرکت داده شدند. سرگیجه، صرع، مشکلات گوش داخلی، درد در ناحیه کمر بهعلت عفونت،, شکستگی و یا پاتولوژی و یا کمردرد با علائم نرولوژیک، سابقه جراحی در ناحیه کمر و یا اندامهای تحتانی، وجود دیگر مشکلات عضلانی اسکلتی مانند شکستگیهای قبلی اندامهای تحتانی،گردن درد، زانو درد و غیره، آسیب مغزی شدید و ناتوانایی در اجرای دستورات، سابقه مشکلات قلبی و عروقی و مصرف داروهای اپیویید بهعنوان معیارهای خروج از مطالعه در نظر گرفته شد.
در ابتدا، سطح ناتوانی با استفاده از شاخص ناتوانی اسوستری و سطح فعالیت بدنی با استفاده از پرسشنامه فعالیت فیزیکی بک ارزیابی شد. در ادامه، تعادل پویا با استفاده از آزمون رسیدن عملکردی در وضعیت ایستاده بررسی شد. حین انجام این آزمون، دادههای فعالیت الکتریکی عضلات با استفاده از دستگاه الکترومایوگرافی و نیز دادههای مرکز فشار با استفاده از صفحه نیرو بهصورت همزمان ثبت میشد که برای این منظور، از شتابسنج قرار دادهشده بر روی آرنج دست راست افراد شرکتکننده استفاده میشد.
پس از اتصال الکترودهای سطحی دستگاه الکترومایوگرافی به بدن فرد و درحالیکه سمت راست بدن فرد مجاور به دیوار بود و پاهایش به اندازه عرض شانهها باز بود، بر روی صفحه نیرو میایستاد. بر روی دیوار مجاور، یک متر نواری در راستای شانه فرد چسبانده شده بود. سپس، فرد هر دو دست خود را تا 90 درجه از جلو بالا میآورد و درحالیکه آرنجها کاملاً کشیده و مچها در وضعیت پرونیشن قرار داشت، یک میله کوچک در دست گرفته و در وضعیت آماده باش و آرام قرار میگرفت. در ادامه از او خواسته میشد تا پس از شنیدن دستور حرکت، 3 شماره بهصورت ذهنی (از 1 تا 3) بشمرد و سپس بدون آنکه تعادل خود را از دست دهد و یا گام بردارد و درحالیکه پاها بر روی زمین ثابت است تا حد ممکن خود را به سمت جلو حرکت دهد. فاصله بین نقطه شروعی و پایانی حرکت افقی میله برحسب سانتیمتر اندازهگیری میشد (تصویر شماره 1). این آزمون، 3 بار (بین هر تکرار 1 دقیقه استراحت) تکرار میشد و میانگین مسافت جابهجایی ثبت میشد. توجه به این نکته اهمیت دارد که بهدلیل تأثیر طول قد افراد بر مسافت جابهجایی در آزمون رسیدن عملکردی، میانگین مسافت جابهجایی بر طول قد افراد تقسیم میشد و عدد حاصل که نشاندهنده تعادل عملکردی فرد بود جهت آنالیزهای بعدی مورد استفاده قرار میگرفت.
ثبت فعالیت الکتریکی عضلات
با استفاده از دستگاه ثبت فعالیت الکتریکی بیسیم و الکترودگذاری سطحی فعالیت الکتریکی عضلات وضعیتی تنه و اندام تحتانی شامل عرضی شکمی/مایل داخلی، مستقیم کمری، هامسترینگ داخلی و خارجی و سولئوس در سمت راست مورد سنجش قرار گرفت. انتخاب عضلات، باتوجهبه گزارش مطالعات قبلی مبنی بر نقش این عضلات در تنظیمات وضعیتی و با در نظر گرفتن نوع فعالیت موردبررسی (آزمون رسیدن عملکردی) صورت گرفت. پس از تمیز کردن پوست با الکل، الکترودها بهصورت موازی با فیبرهای عضله قرار داده میشدند. نحوه الکترودگذاری با استفاده از راهنمای استاندارد SENIAM انجام شد (جدول شماره 1).
بهمنظور پردازش دادههای الکترومایوگرافی با استفاده از دادههای شتابسنج، لحظهای که فرد شروع به حرکت اندام میکند (T0) تعیین شد. سپس، دو متغیر اصلی تنظیمات وضعیتی شامل زمان شروع (تأخیر) فعالیت و نیز سطح فعالیت الکتریکی عضلات مستقیم کمری، عرضی شکمی/ مایل داخلی، هامسترینگ داخلی، هامسترینگ خارجی و عضله سولئوس سمت راست در بازه 150میلیثانیه قبل تا200 میلیثانیه بعد از شروع حرکت اندام نسبت به T0 محاسبه شد. برای این منظور، دو بازه زمانی در نظر گرفته شد: بازه 150 میلیثانیه قبل تا 50 میلیثانیه بعد نسبت به T0 که برای بررسی تنظیمات وضعیتی پیشبینانه و بازه 50 میلیثانیه بعد تا200 میلیثانیه بعد نسبت به T0 که برای بررسی تنظیمات وضعیتی جبرانی در نظر گرفته شد. پردازش کلیه دادهها با استفاده از نرمافزار متلب نسخه a-۲۰۱۶ صورت گرفت. سیگنالهای الکترومایوگرافی بین ۱۰ هرتز و ۵۰۰ هرتز فیلتر شد و سپس نمونهبرداری با فرکانس ۱۰۰۰ هرتز انجام شد. برای تعیین تأخیر در شروع فعالیت الکتریکی عضلات، ابتدا لازم است زمان شروع فعالیت عضلات تعیین گردد. زمان شروع فعالیت الکتریکی عضلات، بهعنوان لحظهای که افزایش دامنه سیگنال از مقدار میانگین بهعلاوه 2 برابر انحرافمعیار سطح فعالیت الکتریکی زمینه (800تا 600 میلیثانیه قبل از شروع حرکت) بیشتر شود و این افزایش ۵۰ میلیثانیه باقی بماند، در نظر گرفته شد. سپس، فاصله زمانی بین زمان شروع فعالیت الکتریکی عضلات تا لحظه حداکثر انحراف اولیه شتابسنج بهعنوان تأخیر در شروع فعالیت الکتریکی عضلات در نظر گرفته شد. برای تعیین سطح فعالیت الکتریکی عضلات نیز پس از یکسویه کردن و اعمال فیلتر دو جهته پایینگذر باترورث با قطع ۲۵۰ هرتز، فعالیت الکتریکی زمینه 800 تا 600 میلیثانیه قبل از زمان شروع حرکت تعیین گردید. سپس، مجذور میانگین ریشه فعالیت الکتریکی عضلات در بازه فعالیت پیشبینانه و جبرانی محاسبه شد. بدین ترتیب، سیگنالهای الکترومیوگرافی میانگین در بازههای زمانی ادغام شدند. فعالیت الکتریکی ادغام به مجموع فعالیت عضلانی در هر بازه زمانی برای هر عضله اشاره دارد که فعالیت عضلانی زمینه از آن کم شده است. همچنین، برای اینکه فعالیت الکتریکی عضلات بین افراد مختلف قابلمقایسه باشد، نسبت سطح فعالیت عضلانی ادغامشده بر فعالیت عضلانی زمینه محاسبه شد. برای هر دو متغیر الکترومایوگرافی (تأخیر در شروع فعالیت الکتریکی و سطح فعالیت الکتریکی عضلات)، میانگین سیگنالهای ۳ تکرار برای هر شخص محاسبه شد.
کنترل وضعیت پویا
از دستگاه صفحه نیرو برای ثبت دادههای مرکز فشار حین انجام آزمون رسیدن عملکردی استفاده شد. بنابراین، گشتاور و نیروی عکسالعمل زمین با استفاده از صفحه نیرو Kistler شش کاناله و با فرکانس نمونهبرداری 100 هرتز ثبت شد. پس از کدنویسی با استفاده از نرمافزار متلب، میزان جابهجایی مرکز فشار در جهات قدامی-خلفی و داخلی-خارجی جهت آنالیزهای بعدی استفاده شد.
پرسشنامه شاخص ناتوانی اسوستری
این پرسشنامه روشن میسازد که کمردرد چه تأثیری بر روی توانایی افراد حین انجام فعالیتهای روزمره میگذارد و شامل ۱۰سؤال میباشد که هر سؤال براساس مقیاس لیکرت بین (0) تا (5)، نمرهدهی میشود. جمع نمرات بهدستآمده بر نمره کلی پرسشنامه که ۵۰ نمره میباشد، تقسیم میشود و درصد آن محاسبه میشود. در صورتی که نمره کسبشده از این پرسشنامه در محدوده ۱۰تا ۲۰ درصد باشد، نشاندهنده ناتوانی خفیف، نمره ۲۱ تا ۴۰ درصد، نشاندهنده ناتوانی متوسط و نمره ۴۱ تا ۶۰ درصد، نشاندهنده ناتوانی شدید میباشد. ویژگیهای روانسنجی نسخه فارسی این پرسشنامه توسط سید جواد موسوی و همکاران در ایران انجام شده است [30].
پرسشنامه فعالیت فیزیکی بک
هدف از این پرسشنامه ارزیابی میزان تمایل افراد به فعالیت بدنی عمومی میباشد و شامل 16 پرسش و 3 بخش میباشد. بخش اول مربوط به شغل، بخش دوم مربوط به فعالیت ورزشی و بخش سوم، مربوط به فعالیت بدنی در زمان اوقات فراغت است. پرسشنامه براساس طیف لیکرت (از هرگز=1 تا همیشه=5) نمرهگذاری میشود. اعداد بهدستآمده در بازه 0-15 میباشد که هر چقدر این عدد به 15 نزدیکتر باشد نشاندهنده فعالیت بدنی بالاتر و هرچقدر به صفر نزدیک باشد فعالیت بدنی کمتر را نشان میدهد. ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه قابلقبول بیان شده است [31].
مقیاس دیداری درد
این مقیاس برای اندازهگیری میزان کمردرد افراد شرکتکننده استفاده شد. برای این منظور، بر روی یک صفحه کاغذ یک خط افقی 10 سانتیمتری کشیده شد که در انتهای چپ آن کلمه «بدون درد» و در انتهای راست آن کلمه « بدترین درد» قابلتصور نوشته شده بود. از شرکتکنندگان خواسته میشد یک خط عمودی روی این محور افقی برای توضیح میزان دردشان رسم کنند. در این مطالعه، میزان کمردرد بلافاصله پس از ورود افراد به محل تحقیق اندازهگیری میشد.
آنالیز آماری
آزمونهای آماری با نرمافزار SPSS نسخه 29 انجام شد. برای بررسی ارتباط بین متغیرها از آزمون پیرسون (باتوجهبه نرمال بودن توزیع متغیر) استفاده شد. در بررسی نتایج، عدم وجود ارتباط با میزان 0/0_25/0=r ، وجود ارتباط ضعیف با 50/0_25/0=r، وجود ارتباط متوسط تا خوب با 75/0_50/0=r و وجود ارتباط قوی با 75/0≤r تفسیر شد. سطح معناداری ۰۵/۰ در نظر گرفته شد.
یافتهها
در این مطالعه، 25 فرد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن (15 زن) با میانگین سنی نزدیک به 30 سال شرکت کردند (جدول شماره 2).
شرکتکنندگان سطع فعالیت فیزیکی متوسطی داشتند و میزان ناتوانی در آنان خفیف بود. ارتباط بین تأخیر در شروع فعالیت الکتریکی عضلات و میزان جابهجایی قدامی –خلفی و داخلی-خارجی مرکز فشار، ارتباط بین سطح فعالیت الکتریکی عضلات در بازه زمانی پیشبینانه و میزان جابهجایی قدامی –خلفی و داخلی-خارجی مرکز فشار و ارتباط بین سطح فعالیت الکتریکی عضلات در بازه زمانی جبرانی و میزان جابهجایی قدامی –خلفی و داخلی-خارجی مرکز فشار بهترتیب در جداول شماره 3، 4 و 5 بیان شده است. باتوجهبه نرمال بودن توزیع دادهها از آزمون پیرسون برای آنالیز آماری استفاده شد. براساس نتایج بهدستآمده ارتباط بین سطح فعالیت الکتریکی عضله هامسترینگ داخلی در بازه زمانی پیشبینانه و میانگین میزان جابهجایی داخلی-خارجی مرکز فشار بهطور معناداری مثبت بود (38/0=r ، 019/0=P).
علاوهبراین، ارتباط بین سطح فعالیت الکتریکی عضله هامسترینگ خارجی و میانگین میزان جابهجایی داخلی-خارجی مرکز فشار در بازه زمانی جبرانی بهطور معناداری مثبت بود (46/0=r ، 009/0=P). باتوجهبه میزان ضریب همبستگی (کمتر از50/0)، میزان این ارتباطات در محدوده ضعیف میباشد. در سایر بررسیها، ارتباط آماری معنادار دیگری مشاهده نشد.
بحث
هدف اصلی مطالعه حاضر، تعیین ارتباط بین تنظیمات وضعیتی و کنترل تعادل پویا حین انجام آزمون رسیدن عملکردی در افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن بود. براساس نتایج بهدستآمده، در افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن، ارتباط معنادار مثبتی بین سطح فعالیت الکتریکی عضلات هامسترینگ داخلی و خارجی در هر دو بازه زمانی پیشبینانه و جبرانی با میانگین جابهجایی مرکز فشار در جهت داخلی-خارجی یافت شد. بهعبارتدیگر، در افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن، تغییر استراتژیهای کنترل حرکت پیشخوراندی و جبرانی میتواند با جابهجایی بیشتر مرکز فشار در صفحه جانبی و درنتیجه بروز اختلال کنترل تعادل پویا در این جهت (صفحه) حین انجام آزمون رسیدن عملکردی مرتبط باشد. در مطالعه اخیر، نقایص کنترل تعادل پویا در صفحه جانبی در افراد مبتلا به کمردرد مزمن گزارش شده است [32]. توجه به این نکته ضروری است که در مطالعه جاری، افراد شرکتکننده جوان و سطع فعالیت فیزیکی متوسطی داشتند و میزان ناتوانی در آنان خفیف بود. بنابراین، اگر چه میزان ارتباطات مشاهدهشده بین متغیرهای موردبررسی ضعیف بود، اما میتوان فرض کرد که تشدید نقایص کنترل حرکت با افزایش سن، مدتزمان کمردرد، شدت درد و ناتوانی در افراد مبتلا به کمردرد مزمن احتمالاً ارتباطات قویتری را با اختلال در محدوده ثباتی ایمن و عدم توانایی حفظ کنترل تعادل پویا نشان دهد. هرچند، این فرضیه نیازمند بررسی بیشتر در مطالعات آتی میباشد.
براساس مطالعات قبلی، میزان فعالیت الکتریکی عضلات در بازه جبرانی، به در دسترس بودن فعالیت پیشخوراندی (پیشبینانه) آنها بستگی دارد، بهطوریکه تولید تنظیمات وضعیتی پیشخوراندی قوی، پاسخهای جبرانی کمتری را به دنبال خواهد داشت [33، 34]. بهعبارتدیگر، سیستم عصبی مرکزی پس از بررسی اثرات وقوع تنظیمات وضعیتی پیشخوراندی، تولید یا تضعیف فعالیت وضعیتی جبرانی را برنامهریزی میکند [35]، زیرا تولید سطح فعالیت الکتریکی بالا پس از شروع حرکت ارادی و در بازه جبرانی، علاوهبر بالا بردن مصرف انرژی، میتواند تهدیدی برای ایجاد اغتشاش در سیستم باشد. بنابراین، وقتی با اغتشاشات وضعیتی بزرگ مواجه هستیم، استفاده بهینه از تصحیحات وضعیتی پیشخوراندی و درنتیجه کاهش فعالیت جبرانی عضلات وضعیتی از قوانین کلی سیستم عصبی مرکزی میباشد [35]. هرچند، در موارد ناکافی بودن فعالیت پیشخوراندی و یا بزرگ بودن اغتشاش، تولید فعالیت عضلانی بزرگ در بازه جبرانی برای حفظ تعادل امری گریزناپذیر است. بدینترتیب، اغتشاشات واردشده ناشی از شروع حرکت ارادی از طریق پاسخهای عضلانی تولیدشده بعد از اغتشاش و در بازه جبرانی، مقابله میشوند. [36]. براساس مطالعات قبلی، آزمون رسیدن عملکردی که برای سنجش محدوده ثباتی افراد به کار میرود تحت تأثیر عوامل متعددی از قبیل فاکتورهای فیزیکی (انعطافپذیری و قدرت) و روانشناختی (ترس از افتادن و افسردگی) قرار دارد [37، 38]. اگرچه در مطالعه حاضر، این عوامل بهطور مستقیم مورد سنجش قرار نگرفتهاند، اما باتوجهبه میانگین سنی پایین (حدود 30 سال) و سطح ناتوانی خفیف گزارششده با استفاده از پرسشنامه شاخص ناتوانی اوسوستری میتوان فرض کرد که نقایص تنظیمات وضعیتی حین انجام آزمون رسیدن عملکردی بهخوبی توسط عوامل متعدد دیگری در افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاص مزمن جبران شده است. بررسی این فرضیه در افراد مبتلا به کمردرد سالمند با سطوح بالای درد و ناتوانی پیشنهاد میگردد.
نتیجهگیری
تغییر استراتژیهای کنترل حرکت پیشخوراندی و جبرانی عضلات وضعیتی اندام تحتانی در افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن با جابهجایی بیشتر مرکز فشار در صفحه جانبی حین انجام آزمون رسیدن عملکردی مرتبط بود.
از مهمترین محدودیتهای پژوهش در مطالعه جاری کم بودن سن و میزان ناتوانی افراد شرکتکننده در گروه مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن بود. همچنین، به رغم اهمیت متغیر جابهجایی مرکز فشار بهعنوان یک شاخص تکرارپذیر در بررسی کنترل تعادل که در مطالعه جاری از آن استفاده شد، پیشنهاد میگردد در مطالعات بعدی، سایر متغیرهای مرکز فشار از قبیل سرعت جابهجایی و مساحت نوسان نیز مورد تجزیهوتحلیل قرار گیرند. همچنین، بهدلیل محدودیتهای آزمایشگاهی، در مطالعه حاضر ثبت فعالیت الکتریکی تنها در پنج عضله صورت گرفت. پیشنهاد میشود در مطالعات آتی ثبت فعالیت الکتریکی از عضلات بیشتر و بهصورت دو طرفه انجام شود.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این طرح از کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور کد اخلاق به شماره (IR.AJUMS.REC.1401.239) دریافت کرده است. قبل از جمعآوری دادهها، شرکتکنندگان از روند اجرای پژوهش مطلع شده و فرم رضایت آگاهانه مصوب کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز را تکمیل میکردند. هیچگونه هزینهای برای شرکت در این طرح از افراد دریافت نشد و کلیه افراد شرکتکننده مختار بودند در هر مرحله از تحقیق و به هر علتی، حتی بدون علت مشخص از ادامه همکاری در این تحقیق منصرف شده و از تحقیق خارج شوند. محقق متعهد به جبران هر گونه هزینه احتمالی تحمیلی ناشی از شرکت در این مطالعه به آزمودنیها بود. محرمانه ماندن اطلاعات شرکتکنندگان در این طرح رعایت شد.
حامی مالی
این مقاله برگرفته از پایاننامه کارشناسی ارشد فیزیوتراپی خانم «فاطمه براتی» با شماره طرح PHT-0117 میباشد. کلیه هزینههای این طرح توسط دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز تأمین شده است.
مشارکت نویسندگان
مفهومسازی و نگارش پیشنویس: ندا اورکیفر؛ تحقیق و بررسی منابع: فاطمه براتی؛ ویراستاری و نهاییسازی نوشته: راضیه مفتح؛ روششناسی: محمد مهراور و رامین ساکی؛ تحلیل آماری: مریم سید طبیب؛ نهاییسازی نوشته: امین بهداروندان.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
بیانیه استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی
از هوش مصنوعی در نگارش یا ویرایش مقاله استفاده نشده است.
تشکر و قدردانی
از حمایتهای دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز سپاسگزاری میشود.