مقدمه
کمردرد، با یا بدون درد اندام تحتانی، یکی از شایعترین اختلالاتی است که به مراکز فیزیوتراپی ارجاع داده میشوند [1، 2]. شیوع کمردرد بسته به جمعیت بین 30 تا 80 درصد است که با افزایش سن افزایش مییابد [3]. کمردرد به انواع اختصاصی (ناشی از مکانیسمهای پاتوفیزیولوژیکی خاص) و غیراختصاصی (بدون علت مشخص درد) طبقهبندی میشود. کمردرد غیراختصاصی تقریباً 80 تا 90 درصد از تمام موارد کمردرد را تشکیل میدهد. کمردرد براساس مدتزمان ابتلاء بهعنوان حاد (کمتر از 6 هفته)، تحت حاد (6 تا 12 هفته) و مزمن (بیش از 12 هفته) طبقهبندی میشود [4].
اندازه قوس کمر و تیلت لگن، استاتیک نیست بلکه بسته بهعوامل مختلف تغییر میکند، ازجمله ممکن است بهدلیل بروز پاتولوژی در ستون مهرهای یا مفاصل مجاور تغییر کند. همچنین ممکن است تحت تأثیر اختلالات اسکلتی عضلانی یا عصبی عضلانی، اندازه قوس کمری و تیلت لگن متعاقب حرکات ساده اندام تحتانی (مانند اکستنشن هیپ و یا فلکشن زانو) در بیماران با LBP ، نسبت به افراد سالم، بهطور متفاوتی تغییر کند. این موضوع در دیدگاه سهرمن تحت عنوان انعطافپذیری نسبی جبرانی در فقرات کمری بیان شده است. در این دیدگاه، اختصاصاً بر نقش احتمالی راستای ناصحیح ستون مهرهای و حرکت نادقیق و یا جبرانی ناحیه کمری لگنی در بروز سندرومهای درد تأکید شده است [5].
لوردوز کمری بهعنوان یک راستای بیومکانیکی مهم میباشد که بهطور معمول در ارزیابی ارتوپدیکی بیماران کمردرد مورد توجه قرار میگیرد. ازسویدیگر، تستهای اکستنشن فعال هیپ و فلکشن فعال زانو در وضعیت به شکم خوابیده (پرون) بهعنوان دو تست مهم جهت ارزیابی و تشخیص سندرومهای نقصهای حرکتی فقرات کمری معرفی شدهاند [5].
در ارتباط با مقایسه میزان لوردوز کمری و تیلت لگن در بیماران کمردرد و افراد سالم و نیز تأثیر تستهای اکستنشن فعال هیپ و فلکشن زانو بر این متغیرها در مقالات، نتایج متفاوتی گزارش شده است. سینگ و همکاران [6]، هاریسون و همکاران [7] و ایفتکار و همکاران [8] گزارش نمودند که میزان لوردوز کمری بین بیماران کمردرد و افراد سالم تفاوت معنیداری نداشت. عرب و همکاران بیان کردند تغییرات لوردوز کمری متعاقب تست فلکشن زانو در وضعیت پرون در افراد با و بدون کمردرد ازنظر آماری معنیدار نبود [9]، اما تغییرات لوردوز کمری متعاقب تست اکستنشن هیپ در وضعیت پرون بین دو گروه تفاوت معنیدار داشت [10]. یافتههای متفاوت درخصوص نقش احتمالی لوردوز (افزایش یا کاهش) در بروز کمردرد در مطالعات سیستماتیک نیز گزارش شده است.
چان و همکاران در یک مطالعه سیستماتیک، بر روی 13 مطالعه شامل 796 بیمار مبتلا به کمردرد و 927 فرد سالم، با استفاده از کلیشههای رادیوگرافی، گزارش نمودند که گروه بیماران بهطورکلی، نسبت به گروه کنترل سالم، زاویه لوردوز کمری کمتری داشتهاند. براساس آنالیز زیرگروهها مشخص شد بیماران مبتلا به فتق دیسک یا تخریب، در مقایسه با گروه کنترل سالم، زاویه لودوز کمری کمتری داشتهاند. مطالعات بررسیشده در این مقاله سیتماتیک هتروژنوس بودهاند [11].
هی سونگ لیم و همکاران یک تفاوت کوچک اما معنیدار در زاویه تیلت لگن بین بین افراد سالم و افراد مبتلا به کمردرد را گزارش نمودند [12]؛ درحالیکه یاسوکو و همکاران، تفاوت معنیداری در تغییرات تیلت لگن در وضعیتهای مختلف ایستاده و نشسته در افراد سالم و بیماران مبتلا به کمردرد مشاهده نکردند [13].
درخصوص ضرورت انجام این مطالعه، میتوان به چند مورد اشاره نمود [1]: علیرغم مطالعات زیاد در این زمینه، گزارشات متفاوت در مطالعات متعدد در مورد اندازه زوایه لوردوز و تیلت لگن در مبتلایان به کمردرد، خود به این معنی است که هنوز درک درست و روشنی از رابطه و تأثیر این متغیرها در بروز و ظهور کمردرد وجود ندارد. هم افزایش لوردوز و هم کاهش لوردوز در مبتلایان به کمردرد خاص گزارش شده است [11]. اما در جمعیت بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی که شامل انواعی از سندرومها و اختلالات مختلف میباشد (دیسفانکشن محدودیت، بیثباتی عملکردی، سندرومهای نقص حرکتی فلکشن یا اکستنشن، و غیره) این ارتباط کاملاً روشن و مشخص نیست و هنوز به انجام مطالعات بیشتر نیاز دارد [2]. آیا «مدت و شدت ابتلاء به کمردرد» بر میزان لوردوز کمری در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی تأثیرگذار است، که به بررسی بیشتری نیاز دارد [3]. ازلحاظ تئوری، بیماران مبتلا به کمردرد ممکن است بهدلیل اختلال سفتی و حرکت جبرانی در ناحیه کمری، در قبال حرکت فلکشن زانو و اکستنشن هیپ، پاسخ متفاوتی در اندازه لوردوز کمری نشان دهند. تأثیر فلکشن فعال زانو و اکستنشن هیپ در هر دو وضعیت پرون و ایستاده بر هر دو متغیر لوردوز و تیلت لگن مورد بررسی قرار نگرفته است.
هدف این مطالعه بررسی و مقایسه لوردوز کمری و تغییرات آن متعاقب تستهای اکستنشن هیپ و فلکشن زانو در وضعیت پرون و نیز بررسی و مقایسه تیلت لگن و تغییرات آن متعاقب تستهای اکستنشن هیپ و فلکشن زانو در وضعیت ایستاده در افراد مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی و افراد بدون علامت بود. همچنین در گروه بیماران مبتلا به کمردرد مزمن، میزان لوردوز کمری و تیلت لگن براساس مدت و شدت ابتلاء به کمردرد مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج این مطالعه میتواند در ارزیابی ارتوپدیکی بیماران مبتلا به کمردرد غیراختصاصی و نیز برنامه توانبخشی این بیماران مورد استفاده قرار گیرد.
مواد و روش
طرح پژوهش و شرکتکنندگان
پژوهش حاضر یک مطالعه آزمون-کنترلی (توصیفی-تحلیلی) بود. این پژوهش در بیمارستان شهید بهشتی دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام شد. در این مطالعه، بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی مراجعهکننده به درمانگاه ارتوپدی یا فیزیوتراپی بیمارستان شهید بهشتی در بازه زمانی مهر لغایت اسفند سال 1403 بهعنوان گروه مورد، و افراد سالم داوطلب بدون کمردرد (براساس خوداظهاری و معاینه بالینی) نیز بهعنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند. روش نمونهگیری در این مطالعه بهصورت دردسترس از بیماران واجد شرایط براساس معیارهای ورود و خروج بود. نمونهگیری بعد از گرفتن کد اخلاق شروع و تا رسیدن به حد اشباع نمونه موردنظر در گروهها ادامه یافت. باتوجهبه اینکه مطالعه آزمون-کنترلی در معرض مخدوشگرهایی قرار دارد و این مخدوشگرها باید در مرحله طراحی مطالعه در نظر گرفته شوند؛ متغیرهای مخدوشگر سن و وزن در این مطالعه همسان شدند.
معیارهای ورود به مطالعه عبارت بودند از: بیماران با سابقه کمردرد غیراختصاصی مزمن با دامنه سنی 20-45 سال، بهعنوان گروه آزمایش، وارد مطالعه شدند [10، 14]. نمونهها براساس معیارهای بالینی و معاینه یک متخصص ارتوپدی انتخاب شدند. همچنین افراد سالم و فاقد سابقه درد در کمر با دامنه سنی 20-45 سال، به عنوان گروه کنترل، وارد مطالعه شدند. معیارهای خروج از مطالعه عبارت بودند از: سابقه تنگی نفس در وضعیت به شکم خوابیده؛ دررفتگی یا شکستگی؛ کمردرد حاد (درد با شدت 8 و بیش از آن در مقیاس آنالوگ بصری VAS) یا اختصاصی مانند فتق دیسک واضح، تنگی کانال نخاعی و غیره؛ سابقه جراحیهای ستون فقرات کمری؛ سابقه آسیب یا پارگی رباط قدامی زانو؛ سابقه درد قدامی زانو؛ اختلاف طول ساق بیش از 1 سانتیمتر؛ ناتوانی برای انجام اکستنش فعال هیپ و فلکشن فعال زانو؛ سابقه آسیب اندام تحتانی در 3 ماه گذشته؛ علائم عصبی مثبت؛ و عدم توانایی برای ادامه همکاری.
براساس نمونه مقاله مشابه با اندازه اثر 68/0 [10] و با در نظر گرفتن سطح اطمینان 95 درصد و توان مطالعه 95 درصد، با استفاده از نرمافزار جیپاور نسخه 3، با فرض دوسویه، تعداد حداقل 56 مورد در هر گروه (112 نفر کل) بهعنوان نمونه اولیه محاسبه شد. با در نظر گرفتن 10 درصد موارد ریزش در این طرح، در مجموع تعداد 124 نمونه (62 نمونه در هر گروه) مد نظر قرار گرفت.
روش اجرا
بیماران مبتلا به کمردرد مراجعهکننده به بیمارستان شهید بهشتی بابل و نیز افراد بدون علامت شرکتکننده در این مطالعه، پس از معاینه پزشک متخصص، در صورت داشتن معیارهای ورود به مطالعه و تکمیل فرم رضایتنامه آگاهانه وارد مطالعه شدند. این طرح در کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی بابل مورد تأیید قرارگرفت. در ابتد، مراحل انجام مطالعه به نمونهها شرح داده شد و سپس اطلاعات جمعیتشناختی کلیه افراد و همچنین در گروه بیماران، متغیرهای مدت ابتلاء به کمردرد و شدت کمردرد (بر مبنای معیار دیداری درد VAS) ثبت گردید.
در هر دو گروه، ابتدا در وضعیت پرون راحت، و سپس بلافاصله پس از انجام اکستنشن فعال هیپ (تا 10 درجه) و فلکشن کامل فعال زانو، اندازه لوردوز کمری با استفاده از خط کشش انعطافپذیر اندازهگیری شد. فلسفه استفاده از این دو تست حرکتی (اکستنشن هیپ و فلکشن زانو) در اندازهگیری قوس کمر، بررسی نقش یا تأثیر احتمالی انعطافپذیری نسبی جبرانی در ناحیه کمری میباشد. هدف آن است که در قبال انجام این دو تست حرکتی، رفتار یا پاسخ لگن و فقرات کمری در افراد سالم و افراد LBP مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد.
برای اندازهگیری قوس کمری، ابتدا نقطه مهره دوازدهم پشتی (T12) بهعنوان نقطه شروع و زایده خاری مهره دوم خاجی (S2) بهعنوان انتهای قوس مشخص شدند. پس از علامتگذاری این نقاط روی بدن، خطکش منعطف در ناحیه کمری فرد قرار داده شده و نقاطی از آن که در تماس با قسمت میانی برچسبها بود با ماژیک علامت زده شد. با ترسیم انحنای خطکش منعطف بر روی صفحه شرنجی و با استفاده از فرمول شماره 1 لوردوز کمری تعیین شد [15، 16].
1. θ=4×arctan(2H/L)
در این رابطه: L به معنی طول از نقطه T12 تا S2، و H به معنی بیشترین ارتفاع قوس کمری میباشد.
همچنین در هر دو گروه، میزان تیلت لگن در وضعیت ایستاده راحت، و نیز بلافاصله متعاقب تست اکستنشن فعال هیپ (تا 10 درجه) و تست فلکشن فعال کامل زانو انجام شد. تیلت لگن با استفاده از شیبسنج یا ساخت کشور بلژیک اندازهگیری شد. برای اندازهگیری تیلت لگن، بیمار در وضعیت ایستاده قرار داشت و تیلتسنج طوری تنظیم میشد که دو سر آن در راستای خار خاصره قدامی فوقانی و خار خاصره خلفی تحتانی باشد. زاویهای که شاقول تیلتسنج نشان میداد بیانگر تیلت لگن بود. هریک از متغیرهای لوردوز کمری در وضعیت پرون و تیلت لگن در وضعیت ایستاده، در هریک از سه حالت بررسی (وضعیت راحت، بلافاصله پس از فلکشن فعال زانو و اکستنشن فعال هیپ)، 3 بار اندازهگیری شد و میانگین آنها جهت تجزیهوتحلیل آماری ثبت شد.
روش تجزیهوتحلیل دادهها
باتوجهبه برقراری پیش فرض نرمالیته دادهها (براساس آزمون کولموگروف اسمیرنوف)، برای مقایسه میانگین لوردوز کمری و تیلت لگن در حالتهای مختلف اندازهگیری بین دو گروه از آزمون تی مستقل و جهت مقایسه میانگین دادهها در وضعیتهای مختلف اندازهگیری در داخل هر گروه از آزمون آنالیز واریانس یکطرفه استفاده شد. همبستگی بین مدت و شدت کمردرد با متغیرهای اندازه لوردوز کمری و تیلت لگن، در مبتلایان به کمردرد، با استفاه از آزمون همبستگی پیرسون بررسی شد. همچنین اختلاف میانگین و فاصله اطمینان 95 درصد برای نشان دادن اندازه اثر استفاده گردید. تمامی آنالیزها بهوسیله نرمافزار SPSS نسخه 23 و سطح معنیداری (05/0>P) در نظر گرفته شد. همچنین جهت بررسی قابلیت اطمینانبخشی اندازهگیریهای متغیرهای اصلی در مطالعه نیز ریب همبستگی درونگروهی (ICC) برای 10 نفر گزارش شد.
یافتهها
مطالعه حاضر به صورت آزمون-کنترل بر روی 62 بیمار مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی (با میانگین سنی 55/36 سال و میانگین وزن 04/75 کیلوگرم) و 62 فرد بدون علامت (با میانگین سنی 86/35 سال و میانگین وزن 19/75 کیلوگرم) انجام شد. آزمون کایاسکوئر نشان داد بین دو گروه از نظر جنسیت تفاوت آماری معنیداری وجود ندارد (999/0=P). همچنین بین دو گروه آزمایش و کنترل ازنظر مشخصات جمعیتشناختی، تفاوت آماری معنیداری مشاهده نشد (P>0/05). با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف، توزیع نرمال دادهها تأیید شد؛ لذا از آزمونهای پارامتری در این مطالعه استفاده گردید. همچنین قابلیت اطمینانبخشی درونسنجی اندازه گیری های قوس کمر و تیلت لگن در حالتهای مختلف باالی 0/9 بود که قابلیت اطمینان باالیی را نشان میدهد.
نتایج این مطالعه نشان داد میانگین قوس کمر در حالتهای مختلف اندازه گیری در وضعیت پرون ( پرون راحت، پس از اکستنشن هیپ و پس از فلکشن زانو) بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری نداشت (P>0/05) . همچنین اندازه اثرهای استاندارد نشان دهنده تفاوت کوچک بین گروهها بود (جدول شماره 1).
مقایسه نتایج در داخل هر دو گروه نشان داد اندازه لوردوز کمری در وضعیتهای پرون با اکستنشن هیپ و پرون با فلکشن زانو، نسبت به وضعیت پرون راحت، به طور معنی داری بیشتر بود (P<0/001)
(جدول شماره 2).

در بررسی تیلت لگن در حالتهای مختلف اندازهگیری در وضعیت ایستاده، تفاوت معنیداری بین دو گروه آزمایش و کنترل از نظر میزان تیلت لگن یافت نشد (P>0/05
). همچنین اندازه اثرهای استاندارد نشاندهنده تفاوت کوچک بین گروهها بود (جدول شماره 3).

مقایسه نتایج در داخل هر دو گروه نشان داد اندازه تیلت لگن در وضعیت ایستاده با اکستنشن هیپ، نسبت به وضعیت ایستاده راحت، بهطور معنیداری بیشتر بود (P<0/05) (جدول شماره 4).

بهجز یک همبستگی ضعیف مثبت و معنیداری بین شدت درد با تیلت لگن در وضعیت ایستاده توأم با اکستنشن هیپ (022/0=P)، در سایر موارد بین متغیرهای مدتزمان ابتلاء و شدت کمردرد با هریک از متغیرهای اندازه لوردوز کمر و تیلت لگن در حالتهای مختلف اندازهگیری، همبستگی معنیداری یافت نشد.
بحث
براساس یافتههای این مطالعه، گرچه در هر دو گروه آزمایش و کنترل، میزان لووردوز کمر بعد از اکستنشن هیپ و فلکشن زانو، نسبت به وضعیت پرون راحت، بهطور معنیداری بیشتر بوده است؛ اما میانگین لوردوز کمری بین دو گروه آزمایش و کنترل در هیچیک از وضعیتهای تست، (پرون راحت، پرون با اکستنشن هیپ و پرون با فلکشن زانو)، تفاوت معنیداری نداشت. این نتایج با یافتههای برخی مطالعات همسو و با یافتههای برخی مطالعات دیگر متفاوت است. عرب و همکاران گزارش دادند که میزان تغییرات لوردوز کمری در طی تست فلکشن زانو در حالت پرون بین مبتلایان به کمردرد و افراد سالم ازنظر آماری معنیدار نبود، گرچه این تغییرات در بیماران مبتلا به کمردرد بیشتر بود [10]. عرب و همکاران در مطالعهای دیگر، تفاوت معنیداری را بین دو گروه ازلحاظ میزان تغییرات لوردوز کمری بین وضعیتهای تست (پرون راحت و پرون با اکستنشن هیپ) گزارش نمودند [9].
همچنین سینگ و همکاران [6]، هریسون و همکاران [7]، و افتخار و همکاران [8] طرح نمودند که میانگین زاویه لوردوز کمری بین افراد سالم و بیماران کمردرد تفاوت معنیداری نداشت.
نتایج مطالعه حاضر نشان داد در هر دو گروه، میانگین تیلت لگن در حالت ایستاده با اکستنشن هیپ، نسبت به حالت ایستاده راحت، بهطور معنیداری بیشتر بود؛ اما این اختلاف بین سایر حالتهای اندازهگیری معنیدار نبود. مقایسه دادهها بین دو گروه نشان داد میزان تیلت لگن بین مبتلایان به کمردرد مزمن و افراد بدون علامت در هیچیک از وضعیتهای تست (ایستاده راحت، ایستاده با 10 درجه اکستنشن هیپ، و ایستاده با فلکشن زانو)، تفاوت معنیداری نداشت. این نتایج با یافتههای برخی مطالعات همسو و با یافتههای برخی دیگر از مطالعات متفاوت بود.
برایمثال، هی سونگ لیم و همکاران، یک تفاوت کوچک اما معنیدار در زاویه تیلت لگن بین افراد سالم و افراد مبتلا به کمردرد گزارش نمودند [12]. همچنین دی و همکاران مطرح کردند تیلت لگن در بیماران مبتلا به کمردرد میتواند باعث تغییرات معنیداری در قوس کمری و تیلت لگن شود [17]. اما یاسوکو و همکاران نشان دادند تغییرات تیلت لگن در وضعیتهای مختلف ایستاده و نشسته در افراد سالم و بیماران مبتلا به کمردرد تفاوت معنیداری ندارد [13]. ازسویدیگر آدمیک و همکاران، گزارش دادند بیماران کمردردی دارای کاهش تیلت قدامی لگن بودند [18].
در این مطالعه، در بررسی رابطه بین مدت ابتلاء به کمردرد و شدت کمردرد با هریک از متغیرهای لوردوز کمری و تیلت لگن، تنها بین«شدت کمردرد» و «اندازه تیلت لگن در وضعیت ایستاده با اکستنشن هیپ»، یک همبستگی ضعیف مثبت و معنیداری یافت شد. در این مورد نیز نتایج متفاوتی گزارش شده است. ممکن است وجود همبستگی معنیدار (هرچند ضعیف) بین «شدت کمردرد» و «اندازه تیلت لگن در وضعیت ایستاده با اکستنشن هیپ» را به بیشتر بودن تیلت لگن در این وضعیت (ایستاده با اکستنشن هیپ) نسبت به سایر وضعیتهای اندازهگیری نسبت داد.
شورتز و همکاران [19] و نیز سینگ و همکاران [6] مطرح کردند که همبستگی معنیداری بین لوردوز کمری و شدت درد کمر وجود ندارد، اما بزرگمهر و همکاران بین شدت درد و تغییرات تیلت لگن [20]، الابد و همکاران بین شدت درد و لوردوز کمری [21] و لئو و همکاران بین شدت درد و تغییرات لوردوز کمری و زاویه تیلت لگن در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن، همبستگی مثبت و معنیداری گزارش نمودند [22].
به استناد نتایج این مطالعه، میزان لوردوز کمری (در وضعیت پرون) و اندازه تیلت لگن (در وضعیت ایستاده)، در حالت عادی و توأم با اکستنشن فعال هیپ و فلکشن فعال زانو، در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی و افراد بدون علامت، تفاوت معنیداری ندارد. بنابراین چنین به نظر میرسد تنها عامل کمردرد نمیتواند عاملی تعیینکننده برای تغییرات لوردوز کمری و تیلت لگن در مبتلایان به کمردرد نسبت به افراد سالم باشد.
در مطالعه سیستماتیک چان و همکاران [11]، کاهش زاویه لوردوز کمری در مبتلایان به کمردرد با پاتولوژی دیسک کمری، نسبت به افراد سالم، گزارش شد. آنها استدلال کردند که در اثر کاهش لودوز کمری، مرتبط با حفظ وضعیتهای ممتد فلکشن فقرات کمری، دیسکهای بین مهرهای دچار بیرونزدگی و یا فتق در جهت خلفی میشوند. در مطالعه حاضر، بیماران به کمردرد مزمن غیراختصاصی مبتلا بودهاند و این گروه از بیماران ممکن است به انواع مختلفی از سندرومهای درد اسکلتی عضلانی مانند اختلالات محدودیتی، سندروم نقص حرکتی اکستنشن، سندروم نقص حرکتی فلکشن، بیثباتیهای عملکردی و غیره مبتلا باشند.
وجود اختلالات مختلف در مبتلایان به کمردرد مزمن غیراختصاصی ممکن است اثرات متفاوتی بر راستای پاسچرال فقرات کمری و لگن داشته باشد. در این مطالعه، بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی شامل افرادی هم با قوس کمری کاهشیافته و هم با قوس کمری افزایشیافته بود. بنابراین در حالت کلی به نظر میرسد در جمعیت بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی که میتواند شامل انواعی از سندرومهای درد اسکلتیعضلانی و اختلالات راستایی فقرات کمری باشد، میانگین لوردوز کمری و تیلت لگنی، نسبت به افراد سالم بدون علامت تفاوت آماری معنیداری نداشته باشد [11].
نتیجهگیری
برای فهم و درک بهتر ارتباط بین اختلالات راستایی فقرات کمری و لگن با کمردرد، پیشنهاد میشود با تعداد نمونه بیشتر در زیرگروههای خاصی از بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی، مثلاً بیماران مبتلا به سندروم نقص حرکتی اکستنشن و یا فلکشن، مطالعه انجام شود. همچنین بررسی تغییرات قوس کمری و تیلت لگن در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی، براساس نقش سایر عوامل احتمالی از قبیل سن، مدت و شدت ضایعه، نوع و شدت سندرومهای نقص حرکتی، تغییرات در المانهای اسکلتیعضلانی و کنترل عصبی (شامل طول، کوتاهی، سفتی، قدرت، اسقامت)، انعطافپذیری نسبی مقایسهای و تغییرات جبرانی بدن پیشنهاد میگردد. براساس یافتهها، گرچه میزان لوردوز کمری و تیلت لگن، بهعنوان دو راستای پاسچرال مهم، عموماً در معاینه ارتوپدیک بیماران مبتلا به کمردرد مورد ارزیابی قرار میگیرند،؛ اما درمانگران نباید بدون در نظر گرفتن سایر عوامل بیومکانیکی و عصبی عضلانی، بر نقش لوردوز کمری و تیلت لگن بیش از حد تأکید کنند.
این مطالعه با چند محدودیت همراه بود. حجم نمونه نسبتاً محدود ممکن است بر قابلیت تعمیم نتایج به جمعیت گستردهتر تأثیر بگذارد. عدم بررسی سایر عوامل مؤثر مانند قدرت عضلانی، استقامت عضلات مرکزی، طول، کوتاهی و سفتی عضلات، و الگوهای جبرانی عصبی-عضلانی میتواند تحلیل کاملی از مکانیسمهای درگیر ارائه نکند. عدم استفاده از روشهای دقیق مانند MRI یا رادیوگرافی ممکن است میزان دقت در اندازهگیری قوس کمری و تیلت لگنی را تحت تأثیر قرار دهد.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این مطالعه در کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی بابل با کداخلاق (IR.MUBABOL.HRI.REC.1403.137) مورد تأیید قرار گرفت. قبل از ورود به مطالعه، کلیه شرکتکنندگان بهصورت آگاهانه فرم رضایت نامه کتبی را تکمیل نمودند.
حامی مالی
این پژوهش از هیچ گونه نهاد دولتی، تجاری یا غیر انتفاعی، حمایت مالی دریافت نکرده است
مشارکت نویسندگان
مفهومسازی: حسین الهی و قدمعلی طالبی؛ روششناسی و تحلیل: حسینعلی نیکبخت و قدمعلی طالبی؛ تحقیق و بررسی: محمد تقیپور و هادی ابراهیمی؛ نگارش پیشنویس و مدیریت پروژه: قدمعلی طالبی؛ ویراستاری و نهاییسازی نوشته: همه نویسندگان.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
بیانیه استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی
نویسندگان اذعان دارند در این پژوهش از هوش مصنوعی استفاده نشده است.
تشکر و قدردانی
نویسندگان از همکاری ارزشمند کارکنان و پرسنل درمانگاه فیزیوتراپی و ارتوپدی بیماستان شهید بهشتی بابل تشکر میکنند.