مقدمه
رشد زبان یکی از مهمترین شاخصهای تحولی در سالهای آغازین زندگی کودک بهشمار میرود [1]. مهارتهای زبانی نهتنها اساس تواناییهای ارتباطی را شکل میدهند، بلکه پیشنیاز یادگیری در محیط آموزشی، رشد شناختی و برقراری روابط اجتماعی نیز محسوب میشوند [2]. بااینحال، گروه قابلتوجهی از کودکان در فراگیری زبان دچار تأخیر یا اختلال هستند؛ بدون آنکه آسیب شنوایی، هوشی یا عصبی زمینهای داشته باشند. این گروه که عمدتاً با عنوان اختلال زبان رشدی یا آسیب زبانی خاص شناخته میشوند، حدود 7 تا 10 درصد از کودکان پیشدبستانی را تشکیل میدهند [3]. تشخیص دیرهنگام یا نادرست این اختلال میتواند پیامدهای بلندمدتی در حوزههای تحصیلی، عاطفی و اجتماعی به دنبال داشته باشد؛ ازجمله افت تحصیلی، انزوا، کاهش اعتمادبهنفس و افزایش احتمال بروز اختلالات روانی در بزرگسالی [4، 5]. بنابراین، ارزیابی دقیق و بهنگام مهارتهای زبانی در کودکان نقشی اساسی در مداخله بهنگام و بهبود کیفیت زندگی آنان دارد [6].
برای سنجش مهارتهای زبانی کودکان، متخصصان گفتاردرمانی از مجموعهای از روشها استفاده میکنند که بهطورکلی در دو دسته ساختارمند و غیرساختارمند قرار میگیرند. روشهای غیرساختارمند مانند نمونهگیری زبان در بازی آزاد، توصیف تصویر و بازگویی داستان است که بهعنوان روشهایی با اعتبار تشخیصی بالا شناخته شدهاند [7، 8]. این رویکردها رفتارهای طبیعی زبانی کودک را در محیطهایی مشابه زندگی روزمره آشکار میسازند. برایمثال، پژوهش وو (2024) نشان داد محیطهای بازی تعاملمحور، علاوهبر افزایش کیفیت ارتباطی، اضطراب کودک را کاهش میدهند و به تعاملات غنیتری منجر میشوند [9]. باوجود این مزایا، روشهای غیرساختارمند معمولاً با محدودیتهایی همچون نیاز به چند جلسه نمونهگیری، وابستگی به مهارت درمانگر در مدیریت تعامل و فقدان شیوهنامه استاندارد همراه هستند [10]. درمقابل، روشهای ساختارمند مانند آزمونهای رسمی، تکالیف تقلید و ارزیابیهای مبتنی بر تصویر ازنظر زمان، مقایسهپذیری و دقت در سنجش برخی ابعاد زبان (مانند نحو و واژگان) سودمندتر هستند [11، 12]. بااینحال، این ابزارها در بازنمایی عملکرد زبانی کودک در موقعیتهای طبیعی گفتوگو محدود عمل میکنند [13-16].
در سالهای اخیر، تلاشهایی برای بهرهگیری همزمان از مزایای روشهای ساختارمند و طبیعی در نمونهگیری زبانی صورت گرفته است. یکی از رویکردهای نوین در این حوزه، مصاحبههای بالینی نیمهساختارمند است که موقعیتی میان دو طیف کاملاً ساختارمند و گفتار آزاد فراهم میکند و درعینحال، امکان استخراج دادههای پایا و قابلمقایسه را به پژوهشگر میدهد [15، 17]. شیوهنامه مصاحبهای ایوانز و کرگ (1992) یکی از شناختهشدهترین ابزارها در این زمینه است که در قالب گفتوگویی ۱۵ دقیقهای با محوریت موضوعات «خانواده»، «مدرسه» و «فعالیتهای اوقات فراغت» طراحی شده است [18]. مطالعات نشان دادهاند کودکان در این قالب نهتنها تعداد بیشتری اظهار نظر نسبت به موقعیتهای بازی آزاد تولید میکنند، بلکه ساختارهای نحوی و معنایی پیچیدهتری نیز بهکار میبرند [14، 17، 19]. همچنین، دادههای حاصل از این مصاحبه از پایداری بیشتری در مقایسه با بازی آزاد برخوردار بوده و کمتر تحتتأثیر عوامل بیرونی و خلقوخوی لحظهای کودک قرار میگیرند [20].
علاوهبراین، پژوهش نلسون (1998) گزارش کرد که افزودن پرسشهای هدایتگر به این پروتکل میتواند به تولید پاسخهای عاطفیتر و غنیتر منجر شود [21]. مرور شواهد موجود نشان میدهد که در تمامی پژوهشهایی که از نمونههای زبانی کودکان استفاده شده، شاخصهای صرفی (مانند وندها)، نحوی (مانند میانگین طول جمله، نسبت جملات پیچیده به ساده و تعداد حروف ربط) و معنایی (مانند نسبت نوع به نشانه) بهعنوان معیارهایی با قدرت بالای تمایز کودکان با و بدون آسیب زبانی معرفی شدهاند [22-24].
باوجوداین پیشرفتها، همچنان کاستیهایی در حوزه پژوهشهای مربوط به ارزیابی زبانی از طریق مصاحبه وجود دارد. نخست، بخش عمده مطالعات انجامشده محدود به جوامع انگلیسیزبان و جمعیتهای نسبتاً همگن ازنظر زبان، فرهنگ و طبقه اجتماعی است [25]. دوم، ابزارهای رایج در زبان فارسی، همچون آزمون رشد زبان–3، بهروز نبوده و درزمینه تحلیل مکالمههای طبیعی کارایی کافی ندارند [26]. در این شرایط، نیاز به ابزاری بومی، کارآمد و سریع برای شناسایی کودکان در معرض اختلال زبانی در ایران کاملاً محسوس است. باتوجهبه شیوع بالای اختلالات زبانی در کشور [27] و پیامدهای منفی آن بر عملکرد تحصیلی و تعاملات خانوادگی [28، 29]، بررسی علمی و روانسنجی شیوهنامه مصاحبهای ایوانز و کرگ در جامعه فارسیزبان، بهویژه در گروه سنی پیشدبستان، ضرورتی انکارناپذیر دارد. همچنین مطالعات قبلی نشان دادهاند که ابزارهای زبان-محور برای فارسیزبانان باید از طریق فرایندهای استاندارد ترجمه، بومیسازی و آزمونهای روانسنجی بازطراحی شوند [30، 31]. پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگیهای روانسنجی نسخه فارسی این شیوهنامه طراحی شده است تا بستری برای تشخیص بهنگام، طراحی مداخلات هدفمند و تولید دادههای بومی معتبر در حوزه زبان کودکان فراهم آورد.
روش
نوع پژوهش
پژوهش حاضر از نوع روانسجی ابزار و توصیفیمقطعی است که بهعنوان بخشی از یک مطالعه گسترده انجام شده است.
جامعه و نمونه پژوهش
جامعه پژوهش شامل تمامی کودکان مقطع پیشدبستانی دوم بود که در سال تحصیلی 1401–1402 در مدارس غیرانتفاعی شهر سمنان ثبتنام کرده بودند (تعداد کل= 620 نفر). براساس جدول مورگان، حجم نمونه موردنیاز برای جامعهای با این اندازه 234 نفر برآورد شد. بااینحال، ازآنجاکه مدرسه بهعنوان واحد تصادفیسازی و نمونهگیری در نظر گرفته شد، تعداد کودکان واردشده به مطالعه بیشتر از مقدار محاسبهشده بود و درنهایت 340 کودک مورد ارزیابی قرار گرفتند. هدف از این ارزیابی، شناسایی و تفکیک کودکان با آسیب زبانی و کودکان بدون آسیب زبانی بود. برای کاهش اثرات عوامل اقتصادی-اجتماعی، جلوگیری از سوگیری انتخاب و محافظت در برابر سوگیری تصادفی، از روش تصادفیسازی خوشهای استفاده شد. معیارهای ورود به مطالعه شامل تکزبانه بودن به زبان فارسی و عدم دریافت خدمات تخصصی یا مشاوره در غربالگری پیشدبستانی (شنوایی، بینایی، گفتار و زبان و شناخت) بود.
غربالگری اولیه با استفاده از آزمون رشد زبان-3 انجام گرفت. از میان آنها، 60 کودک (25 دختر و 35 پسر) بهعنوان گروه دارای آسیب زبانی شناسایی شدند. براساس همان جدول مورگان حداقل 52 کودک باید بهعنوان نمونه مورد مطالعه قرار میگرفتند. از 280 کودک بدون آسیب زبانی در غربال با آزمون رشد زبان-3، طبق جدول مورگان بایستی 162 نمونه زبانی مورد بررسی قرار میگرفت. همچنین از میان کودکان با رشد زبانی طبیعی، 162 نمونه با روش نمونهگیری تصادفی نظاممند و براساس جدول مورگان انتخاب شدند تا گروه مقایسه تشکیل شود. حداقل به پنج دلیل تعداد نمونههای بدون آسیب زبانی بیش از تعداد نمونههای با آسیب زبانی در نظر گرفته شد: 1. نمایش بهتر تنوع طبیعی (داشتن شاخصهای توصیفی مرکز و پراکندگی قابلاعتمادتر)، 2. قابلیت تعمیم نتایج، 3. افزایش قدرت آماری مطالعه، 4. دقیقتر شدن محاسبات حساسیت و ویژگی و 5. تعیین نقطه برش و محاسبه بازه طبیعی.
معیار ورود نمونههای زبانی شامل موارد زیر بود: 1. نمونههای زبانی واضح و قابلشنیدن نسخهنویسی شد و حداقل 2 دقیقه تعامل مؤثر با آزمونگر داشت. چنانچه نمونه زبانی از کودکی وجود داشت اما کودک در آزمون رشد زبان-3 همکاری نکرده بود، نمونه زبانی حذف میشد.
ابزار گردآوری دادهها
آزمون رشد زبان-3 فارسی
این آزمون یکی از معتبرترین و جامعترین آزمونها برای ارزیابی رشد زبان کودکان فارسیزبان است که براساس 6 خردهآزمون اصلی (واژگان تصویری، ربطی و شفاهی، درک دستوری، تقلید جمله و تکمیل دستوری) و 3 خردهآزمون فرعی تکمیلی (تمایز کلمه، تحلیل واجی و بیان کلمه) انجام میشود. آزمون رشد زبان-3 فارسی دارای اعتبار بین 0/4 تا 0/7 است؛ اعتبار سازه آن از طریق سن با همبستگی بین 0/28 و 0/60 ارزیابی شد. آزمون رشد زبان-3 فارسی میتواند بهطور قابلتوجهی بین کودکان دارای ناتوانیهای یادگیری، تأخیر زبانی، ناتوانی ذهنی و اختلالات نقص توجه/بیشفعالی تمایز قائل شود.
شش خردهآزمون اصلی همبستگی داخلی معنیداری بین 0/44 و 0/79 (میانگین=0/55) داشتند. در تحلیل عاملی همه خردهآزمونهای اصلی، توانایی کلی زبان را که بهعنوان اولین نمره ترکیبی ارائه شده بود، مناسب ارزیابی کردند. قدرت تمایز شش خردهآزمون اصلی بین 0/90 و 0/970 (عالی) به دست آمد. با ترکیب نمرات استاندارد از خردهآزمونهای اصلی میتوان شش بهره مختلف را حساب نمود. در این مطالعه برای غربال کودک با آسیب زبانی و بدون آسیب زبانی از بهرهای استفاده شد که از ترکیب شش خردهآزمون اصلی به دست میآید و با عنوان «توانایی کلی زبان» مطرح میشود. سایر بهرهها از آنرو معیار غربالگری قرار نگرفتند که از ترکیب تنها دو خردهآزمون به دست میآمدند و برای یک نظام خاص مثل مهارت گوش دادن و یا مهارتهای دستوری کودکان استفاده میشوند. براساس دستورالعمل آزمون، یک انحرافمعیار زیر حد میانگین معادل آسیب زبانی در نظر گرفته شد [26]. نتایج آزمون در یک برگه مخصوص برای هر فرد ثبت شد.
شیوهنامه مصاحبه ایوانز و کرگ
این شیوهنامه بهصورت نیمهساختاریافته بهمنظور نمونهگیری زبان دانشآموزان 8-9 ساله طراحی شده و شامل سه بخش 5 دقیقهای با محورهای «خانواده»، «مدرسه» و «فعالیتهای خارج از مدرسه» بود. این شیوهنامه با هدف تسهیل تولید گفتار خودانگیخته کودک در یک بافت تعاملی طراحی شده و براستفاده از پرسشهای باز، تعاملات طبیعی و فرصتهای پاسخگویی انعطافپذیر تأکید دارد تا نمونههای زبانی معتبر و قابلتحلیل ازنظر شاخصهای نحوی، معنایی و گفتمانی جمعآوری شود. طراحی کوتاهمدت و نیمهساختاریافته آن، امکان بهرهبرداری همزمان در محیطهای بالینی و پژوهشی با محدودیت زمانی را فراهم میکند. نسخه اصلی این شیوهنامه که در سال 1992 طراحی شد. ویژگیهای روانسنجی این شیوهنامه از جمله روایی محتوایی و سازهای و نیز پایایی آزمون–بازآزمون و پایایی بین ارزیابها تأیید شده است. پایایی بین ارزیابان با کدگذاری مجدد 10 درصد از نمونهها توسط ارزیاب دوم و محاسبه ضریب توافق بررسی شد که در تمام شاخصها بیش از 85 درصد بود.
روش اجرا
برای بررسی روایی محتوایی، پنج متخصص آسیبشناسی گفتار و زبان به ارزیابی گویهها پرداختند و شاخصهای کمی نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی محاسبه شد (همگی بالاتر از حد مطلوب). روایی سازهای با مقایسه ویژگیهای نحوی و معنایی گفتار کودک در بافت مصاحبه با بافت بازی آزاد بررسی شد. روایی بینفرهنگی نیز از طریق بررسی انطباق محتوای شیوهنامه با فرهنگ فارسیزبانان توسط متخصصان انجام شد.
مصاحبهها توسط آسیبشناس گفتار و زبان در محیط مدرسه و در فضایی که تا حد امکان آرام و مناسب بود انجام گرفت. فایلهای صوتی جلسات ضبط و سپس براساس قواعد واحد ارتباطی و نسخهنویسی پیلارسپ نسخهنویسی شدند. تحلیل نمونههای زبانی توسط نگارنده اول این مقاله (دانشجوی ارشد گفتاردرمانی و با آموزش مستقیم نگارنده پی-لارسپ) و براساس شاخصهای ساختاری (نحوی و معنایی) و گفتمانی انجام گرفت. در بخش ساختارهای نحوی متغیرهایی نظیر میانگین طول گفته براساس تعداد واژه به واحد ارتباطی، نسبت جملات پیچیده به ساده، و تعداد حروف ربط؛ در بخش معناشناختی نسبت نوع به نشانه، در بخش مشخصات گفتمانی عواملی چون رفتارهای خودابرازی (درخواست کلامی، شفافسازی و اظهارات) و پاسخگویی کلامی و درنهایت برای روانی کلام میزان قطع گفتار در ریزمتغیرهایی چون تعداد مکث پر، مکث خالی، بازنگری و تکرار مورد بررسی قرار گرفت. برای شریک ارتباطی هم متغیرهایی چون میانگین تعداد واحد ارتباطی، طول واحد ارتباطی، تغییر موضوع و نوبتگیری ثبت و مقایسه شد.
تحلیل دادهها
تحلیل دادهها را در نرمافزار SPSS نسخه 24 انجام شد. ابتدا با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحرافمعیار) نمای کلی دادهها ارائه شد. در مرحله بعد، برای بررسی دقت تشخیصی شاخصهای زبانی در تمایز بین کودکان دارای آسیب زبانی و کودکان سالم، از تحلیل منحنی مشخصه عملکرد گیرنده (ROC) بهره گرفته شد. بهمنظور تعیین نقطه برش بهینه برای هر شاخص، از شاخص یودن استفاده گردید تا ترکیب مناسبی از حساسیت و ویژگی حاصل شود. برای سنجش حساسیت و ویژگی، براساس ماتریس طبقهبندی برای هر شاخص، مقادیر زیر محاسبه شد:
مثبت واقعی: شناسایی صحیح کودک دارای آسیب؛
مثبت کاذب: شناسایی اشتباه کودک سالم بهعنوان آسیبدیده؛
منفی واقعی: شناسایی صحیح کودک سالم؛
منفی کاذب: عدم شناسایی کودک آسیبدیده.
برایناساس، شاخصهای زیر (
فرمول شماره 1) بهدست آمدند:

باتوجهبه اینکه در این مطالعه، از منحنی مشخصه عملکرد گیرنده برای بررسی توانایی شاخصهای مختلف در افتراق بین کودکان با و بدون آسیب زبانی استفاده شد، یکی از مهمترین شاخصهایی که از این تحلیل به دست میآید، سطح زیر منحنی است. این شاخص نشان میدهد که یک متغیر (مثلاً میانگین طول گفته یا نسبت جملات پیچیده) تا چه اندازه میتواند بین دو گروه (کودکان سالم و کودکان دارای آسیب زبانی) تمایز قائل شود. در اینجا، شاخصهایی که مقدار سطح زیرمنحنی آنها بالاتر از 0/70 بود، بهعنوان شاخصهای افتراقی مناسب در نظر گرفته شدند؛ یعنی این شاخصها توانایی نسبتاً خوبی در تشخیص و تمایز بین کودکان دارای آسیب زبانی و کودکان سالم داشتند. روایی ملاکی شیوهنامه یعنی میزان همبستگی شاخصهای زبانی بهدستآمده از مصاحبه با بهره توانایی کلی زبان منتج از آزمون استاندارد رشد زبان-3 با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن بررسی شد. برای بررسی قابلیت پاسخگویی به تغییرات، با استفاده از آزمون زوجی ویلکاکسون شاخصهای نحوی و معنایی با فاصله 6 ماه مورد بررسی قرار گرفت تا میزان حساسیت شاخصها به بهبود یا افت عملکرد زبانی مشخص شود. دقت کلی شاخصهای نحوی و معنایی در طبقهبندی صحیح کودکان در دو گروه با آسیب زبانی و بدون آسیب زبانی نیز مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها
متخصصان گفتاردرمانی نسخه فارسی شیوهنامه مصاحبه را روا، قابلدرک و قابلاستفاده و کاملاً ضروری و مرتبط با اهداف نمونهگیری زبانی دانستند. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج از مطالعه، 18 نمونه زبانی حذف شدند. 9 کودک با آسیب زبانی به هیچ وجه در تعامل با ارزیاب قبل از ارزیابی صحبت نکردند، بنابراین تعداد نمونههای زبانی کوکان دارای آسیب زبانی به 51 کاهش یافت. شش نمونه زبانی از دانشآموزان بدون آسیب زبانی نیز بهدلیل امتناع از پاسخگویی به (تعداد نمونههای زبانی باقیمانده از کودکان بدون آسیب زبانی به 156 نمونه کاهش یافت). توزیع جنسیتی و نمره توانایی کلی زبان در
جدول شماره 1 آورده شده است.

اختلاف بین دو گروه در میانگین نمره بهره توانایی کلی زبان در آزمون من-ویتنی معنیدار شد (P<0/001). سن گروه با آسیب زبانی 0/5±5/03 و میانگین سن گروه بدون آسیب زبانی 0/4±5/03، و اختلاف بین دو گروه معنیدار نبود (0/05<=P).
باتوجهبه طول مدت متفاوت مصاحبه گروه با آسیب زبانی (6 دقیقه) و بدون آسیب زبانی (9 دقیقه) استفاده از دو روش قطع زمان (10 دقیقه تعامل) و قطع گفته (100 گفته قابلتجزیه) مطلوب به نظر نمیرسید. به همین خاطر تنها شاخصهای نسبتی در متن مقاله قرار داده شدند.
جدول شماره 2 میانگین و انحرافمعیار و سطح معنیداری حاصل از قیاس دو گروه را نشان میدهد.

همبستگی شاخصهای نحوی و معنایی با نمره کل آزمون رشد زبان-3 نشان داد بالاترین همبستگی مربوط به تعداد حروف ربط (0/26=r و 0/001=P) و میانگین طول گفته (0/19=r و 0/005=P) است، درحالیکه نسبت نوع به نشانه همبستگی معنیداری را نشان نداد.
تحلیل ROC، نقاط برش بهینه برای تمایز کودکان با اختلال و سالم را مشخص کرد: میانگین طول گفته 4/05–4/40، نسبت جملات پیچیده 14/29 درصد، تعداد حروف ربط 7–8 و نسبت نوع به نشانه 0/42–0/45. ترتیب پیشنهادی در فرآیند غربالگری شامل میانگین طول گفته، نسبت جملات پیچیده، تعداد حروف ربط و نسبت نوع به نشانه بود. تحلیل ماتریکس آشفتگی نشان داد نسبت جملات پیچیده بالاترین ویژگی (0/78) و تعداد حروف ربط بالاترین حساسیت (0/73) را ارائه میدهند، درحالیکه نسبت نوع به نشانه عملکرد ضعیفتری داشت و به تنهایی برای تشخیص قابلاتکا نبود.
این نتایج نشان میدهد شاخصهای نحوی و گفتمانی استخراجشده از شیوهنامه مصاحبهای ایوانز و کرگ قابلیت شناسایی کودکان با اختلال زبانی را دارند و ترکیب چند شاخص، دقت تشخیص را افزایش میدهد، بهویژه زمانی که از نقاط برش بهینه و تحلیل ماتریکس آشفتگی بهره گرفته شود.
تحلیل دقت تشخیصی شاخصهای زبانی براساس تحلیل منحنی مشخصه عملکرد گیرنده
شاخصهای نحوی
در میان شاخصهای نحوی، «تعداد حروف ربط» با حساسیت 91/7 درصد و ویژگی 58/3 درصد، بالاترین توان را در شناسایی کودکان دارای اختلال زبانی نشان داد، اما این شاخص برای اهداف شناسایی اولیه بسیار مناسب ارزیابی میشود. «نسبت جملات پیچیده» با ویژگی 93/8 درصد بهترین شاخص برای تأیید سلامت زبانی کودکان بود؛ بااینحال، حساسیت پایین آن (47/9 درصد) نشاندهنده ناتوانی نسبی در شناسایی کودکان مبتلا است. شاخص «میانگین طول گفته» حساسیت و ویژگی متعادلی در محدوده 70 تا 75 درصد نشان داد و با داشتن سطح زیرمنحنی بین 0/75 تا 0/82، ابزار قابلاعتمادی برای تمایز کودکان سالم از دارای اختلال محسوب میشود.
شاخصهای معنایی
در حوزه معنایی، نتایج نشان میدهد که بهترین نقاط برش برای شاخص نسبت «نسبت نوع به نشانه» در بازه 0/42 تا 0/45 قرار دارند. این بازه بیشترین مقدار شاخص یودن ( 0/38) را فراهم میآورد که نشانگر تعادل مطلوب بین حساسیت و ویژگی است. از منظر بالینی، اگر مقدار نسبت نوع به نشانه کودک برابر یا کمتر از 0/42 تا 0/45باشد، میتوان احتمال بالاتری برای وجود اختلال زبانی در نظر گرفت؛ درحالیکه مقادیر بالاتر نشانگر احتمال بیشتر رشد زبانی طبیعی هستند
جمعبندی شاخصها
جدول شماره 3 خلاصهای از شاخصهای اصلی همراه با مقادیر حساسیت، ویژگی، سطح زیر منحنی و تفسیر بالینی آنها را ارائه میدهد.

درنهایت بهعنوان یک آسیبشناس گفتار و زبان برای کار در بالین، به اعداد و ارقامی ثابت و قابلاستناد نیاز داریم.
جدول شماره 4 نقاط برش بهینه بهدستآمده برای هر شاخص زبانی، همراه با کاربرد و اولویت استفاده از آنها را نشان میدهد.
جدول شماره 4 نمای کلی از ترتیب بررسی شاخصها در فرآیند غربالگری و تشخیص اختلال زبانی ارائه میدهد. ابتدا از شاخص میانگین طول گفته برای شناسایی اولیه استفاده میشود و سپس براساس نتایج مرزی، شاخصهای نحوی و واژگانی بررسی میشوند. این توالی منطقی موجب افزایش دقت تشخیص در مقایسه با اتکا به یک شاخص منفرد میگردد.
ارزیابی دقت شاخصها
جهت ارزیابی دقت طبقهبندی هر شاخص، از ماتریکس آشفتگی استفاده شد. این ماتریکس نشان میدهد که هر شاخص چه تعداد از کودکان را بهدرستی یا به اشتباه در هر گروه تشخیص داده است.
جدول شماره 5 نتایج حاصل از دقت هر شاخص در ماتریکس آشفتگی را نشان میدهد.

تحلیل
جدول شماره 5 نشان میدهد شاخص نسبت جملات پیچیده، بالاترین ویژگی (0/78) را دارد و بنابراین برای تأیید سلامت مناسبتر است. درمقابل، تعداد حروف ربط بالاترین حساسیت (0/73) را ارائه میدهد و برای غربالگری اولیه مؤثرتر است. شاخص نسبت نوع به نشانه ضعیفترین عملکرد را هم در حساسیت و هم در ویژگی نشان میدهد و بهتنهایی برای تشخیص قابلاتکا نیست.
بحث
مطالعه حاضر با هدف بررسی ویژگیهای روانسنجی نسخه فارسی شیوهنامه مصاحبهای ایوانز و کرگ در شناسایی و غربالگری کودکان با آسیب زبانی سنین 5 تا 6 سال انجام شد. نسخه فارسی شیوهنامه با تأیید متخصصان گفتار و زبان برای استفاده در جامعه کودکان فارسی زبان سنین 5 تا 6 سال مورد تأیید قرار گرفت. زمان موردنیاز برای اجرای این مصاحبه در کودکان 5-6 سال کمتر از 10 دقیقه برای هر دو گروه با و بدون آسیب زبانی محاسبه گردید. ازآنجاییکه تفاوتی معنیدار در مدتزمان سپریشده برای مصاحبه با کودک با آسیب زبانی و بدون آسیب زبانی وجود داشت، از شاخصهای نسبتی جهت بررسی حساسیت و ویژگی، تعیین نقطه برش، و روایی ملاکی این شیوهنامه استفاده شد. نتایج ارزشمند و قابلاتکا چه در بالین و چه در پژوهش بودند.
شاخص میانگین طول گفته بهصورت معنیدار در کودکانی که در آزمون استاندارد بدون آسیب زبانی بودند در مقایسه با کودکان با آسیب زبانی بالاتر بود. این شاخص دارای حساسیت نسبتاً بالا و ویژگی متوسط بود یعنی، این شاخص توانست تعداد زیادی از کودکان دارای آسیب زبانی را بهدرستی شناسایی کند، اما در تمایزگذاری کامل با کودکان سالم محدودیتهایی دارد. این یافته با مطالعات ایوانز و کرگ [32] و نیز دادههای زبانپژوهی بومی کاظمی و همکاران [33] همخوانی دارد و تأیید میکند که کاهش طول گفته در کودکان دارای اختلال زبان از نشانههای پایدار و بالینی آسیب زبانی است. بااینحال، میانگین طول گفته بهتنهایی نمیتواند برای تأیید سلامت زبانی کافی باشد، چراکه برخی کودکان با رشد زبان طبیعی نیز ممکن است بهدلایل فردی یا محیطی، طول گفته نسبتاً کوتاهی داشته باشند، ازاینرو بررسی سایر متغیرها که در ادامه مورد بحث قرار میگیرند برای رسیدن به صحت تشخیصی ضروری به نظر میرسد.
نسبت جملات پیچیده یافته قابلتوجهی بود که میانگین عددی آن بین دو گروه تفاوت معنیدار نداشت اما در محاسبات حساسیت و ویژگی، این شاخص، ویژگی بالایی از خود نشان داد؛ به این معنا که توانست کودکان با رشد زبان طبیعی را بهدرستی شناسایی کند، اما حساسیت آن پایین بود و بسیاری از کودکان دارای آسیب زبانی را شناسایی نکرد. این وضعیت باعث میشود نسبت جملات پیچیده بیشتر برای تأیید سلامت زبانی مناسب باشد تا غربالگری اختلال. یافتههای حاضر با نتایج مشابهی در ادبیات پژوهش پارادیز [34] و تامیسون [35] مطابقت دارد.
شاخص نحوی دیگری که در این مطالعه نتایج قابلاتکایی داشت تعداد حروف ربط بود. این شاخص ازجمله دقیقترین شاخصهای نحوی در تشخیص کودکان دارای آسیب زبانی بود و حساسیت بسیار بالایی داشت، درحالی که ویژگی آن متوسط بود. این یعنی ابزار در شناسایی کودکان دارای اختلال عملکرد بالایی داشت اما ممکن است کودکان سالمی را نیز اشتباهاً در گروه دارای آسیب طبقهبندی کند. این ویژگی، آن را به شاخصی ایدئال برای غربالگری اولیه تبدیل میکند. باتوجهبه اینکه کاربرد حروف ربط نشاندهنده رشد نحوی و گفتمانی پیشرفته است، کاهش تعداد آنها میتواند نشانه هشداردهندهای از محدودیت زبانی باشد.
درحالیکه شاخصهای نحوی قدرت تمایز تقریباً خوبی داشتند، تنها شاخص معنایی موردبررسی یعنی نسبت نوع به نشانه، در تحلیل منحنی مشخصه عملکرد، قدرت تشخیصی پایینی نشان داد. حتی حساسیت و ویژگی آن نیز در سطح متوسط یا پایین قرار دارند. این یافته با مطالعاتی که به انتقاد از نسبت نوع به نشانه بهعنوان شاخصی وابسته به حجم نمونه زبانی پرداختهاند، همخوانی دارد. بهویژه در نمونههای زبانی کوتاه که غالباً در موقعیتهای بالینی رایج هستند، این شاخص نمیتواند برای شناسایی و یا غربال کودکان با و بدون آسیب زبانی بدون شاخصهای مکمل دیگر بهکار گرفته شود.
ترکیب چند شاخص دارای حساسیت بالا مانند تعداد حروف ربط و میانگین طول گفته با شاخصهای دارای ویژگی بالا (مانند نسبت جملات پیچیده) توانست دقت طبقهبندی بهتری ایجاد کند. تحلیل ماتریس طبقهبندی نشان داد استفاده همزمان از چند شاخص، قدرت پیشبینی شیوهنامه را بهشکل معناداری افزایش میدهد و از خطای نوع اول و دوم در تشخیص میکاهد. این نکته کاربرد مهمی برای استفاده بالینی از ابزار بهویژه در مراحل غربالگری و تشخیص اولیه دارد.
نتیجهگیری
این مطالعه نشان داد شیوهنامه مصاحبه ایوانز و کرگ را میتوان برای کودکان سنین 5 تا 6 سال فارسیزبان استفاده نمود. باتوجهبه تأیید این شیوهنامه در فرآیند روانسنجی و تطبیق بینفرهنگی، آسیبشناسان گفتار و زبان میتوانند از این ابزار مطلوب و معتبر در غربالگری و شناسایی آسیبهای زبانی در دانشآموزان مقطع پیشدبستان استفاده نمایند. این شیوهنامه توانست با دقت قابلقبول، تفاوتهای نحوی و معنایی میان کودکان با آسیب زبانی و همتایان بدون آسیب زبانی را آشکار سازد. همچنین، تحلیل همبستگی شاخصهای زبانی حاصل از این شیوهنامه با نمرات آزمون رشد زبان–3، نشاندهنده روایی ملاکی قابلقبول آن بود. افزون بر این، نتایج این مطالعه بیانگر آن بود که این ابزار نسبت به تغییرات زبانی متعاقب مداخله حساس است و توانایی پایش پیشرفت درمانی را دارد.
نتیجهگیری کاربردی
برای غربالگری اولیه کودکان مشکوک به اختلال زبانی، استفاده از شاخصهایی با حساسیت بالا مانند «تعداد حروف ربط» توصیه میشود.
برای تأیید سلامت زبانی، شاخصهایی با ویژگی بالا همچون «نسبت جملات پیچیده» مناسبتر هستند.
شاخصهای متعادل نظیر « میانگین طول گفته» و « نسبت نوع به نشانه» در ترکیب با سایر شاخصها، تصویری جامعتر از وضعیت زبانی کودک ارائه میدهند.
محدودیتها
این مطالعه با وجود دستاوردهای مهم، دارای محدودیتهایی است که باید در تفسیر نتایج مدنظر قرار گیرد. علیرغم بهکارگیری تعداد قابلتوجهی کودک بدون آسیب زبانی، دادهها توزیع طبیعی را نشان ندادند. بنابراین تعمیم نتایج به گروههای دیگر سنی و فرهنگی بایستی با احتیاط صورت پذیرد. برای رسیدن به شاخصهایی یکدست و متوازن، گروههای دوزبانه و کودکان با اختلالات همراه (مانند اختلالات توجه یا هوشیاری) و یا حتی کودکانی که تمایلی به حضور نداشتند و از مطالعه خارج شدند توصیه میشود. مجدد تأکید میشود تعمیم این نتایج به گروههای مذکور امکانپذیر نمیباشد. مدتزمان اجرای این پژوهش محدود بود و ممکن است برخی تغییرات زبانی در بازه زمانی طولانیتر قابلمشاهده باشند. ابزار بیشتر بر شاخصهای زبانی تمرکز داشته و سایر ابعاد روانی-اجتماعی و محیطی کودک بهصورت جامع بررسی نشده است.
پیشنهادات
پیشنهاد میشود برای افزایش شانس تعمیم نتایج و نیز بررسی اعتبار و قابلیت استفاده شیوهنامه، پژوهشهایی با حجم نمونههای وسیعتر، متنوعتر از نظر جغرافیایی، فرهنگی و زبانی (چندزبانگی و دارای اختلالات زبانی به دلایل مختلف) صورت پذیرد. پژوهشهایی که بتوانند ارزش این شیوهنامه را برای ارزیابیها و پایشهای طولانیمدت فرآیند رشد زبان و بررسی تأثیر مداخلات درمانی بر شاخصهای زبانی شفاف نمایند، توصیه میشود. همچنین افزودن شاخصهای مهارتهای ارتباطی گفتمانی به شاخصهای حاصل از این شیوهنامه در پژوهشهای آتی میتواند کارآمدی آسیبشناسان گفتار و زبان را در تشخیص و غربالگری آسیبهای زبانی افزایش دهد.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این مطالعه با کد اخلاق به شماره (IR.SEMUMS.REC.1402.227) از دانشگاه علوم پزشکی سمنان انجام شد. در این مطالعه از نمونههای زبانی بهره گرفته شد که برای اخذ نمونهها، والدین فرم رضایتنامه کتبی را تکمیل کردند و خود کودکان نیز بهطور شفاهی رضایت و تمایلشان برای همکاری را اعلام کردند.
حامی مالی
این مقاله برگرفته از پایاننامه زهرا سعادتی دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته گفتاردرمانی، گروه گفتاردرمانی، دانشگاه علوم پزشکی سمنان است. این پژوهش هیچگونه کمک مالی از سازمانیهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
مفهومسازی، مدیریت پروژه و نظارت: معصومه سلمانی، بنفشه منصوری، فاطمه پاکنظر و مژگان اسدی؛ روششناسی، اعتبارسنجی و تحلیل: زهرا سعادتی، معصومه سلمانی، فاطمه پاکنظر و بنفشه منصوری؛ تحقیق و بررسی: زهرا سعادتی، معصومه سلمانی و مژگان اسدی؛ ویراستاری و نهاییسازی نوشته: معصومه سلمانی و زهرا سعادتی؛ منابع و نگارش پیشنویس: همه نویسندگان.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
این پژوهش با مشارکت و همراهی کودکان و خانوادههای آنها صورت گرفته است. لذا از حمایت و مشارکت نامبردگان، از سرکار خانم مریم ایمانی دیزج یکان دانشجوی ارشد گفتاردرمانی بهدلیل همکاری در بخش اعتبار بین دو ارزیاب نیز قدردانی میشود.