مقدمه
کودکان دارای اختلال تکاملی زبان (DLD) افرادی هستند که در غیاب یک وضعیت زیستپزشکی شناختهشده، مشکلاتی در حوزه زبان دارند و این مشکلات بر عملکرد روزانه و مادامالعمر آنها تأثیر میگذارد [
1]. تا قبل از سال 2017، این اختلال با نام آسیب ویژه زبانی (SLI) شناخته میشد، اما بیشاپ و همکاران در این سال برچسب اختلال تکاملی زبان را برای آسیب ویژه زبانی مطرح کردند [
2]. در این اختلال، کودک علیرغم دارا بودن عملکردهای هوشی، اجتماعی، عاطفی و شنوایی طبیعی، در اکتساب مهارتهای زبانی دچار تأخیر میشود. این کودکان نقایص عمده در یادگیری زبان دارند و قادر به جبران این نقایص تا سن 5سالگی نخواهند بود [
2]. این اختلال بسیار شایع بوده و تخمین زده میشود که بهطور متوسط در هر کلاس، دو کودک به این اختلال مبتلا باشند [
3].
کودکان با DLD به درجات مختلف، آسیبهایی در بخشهای مختلف زبان درکی و بیانی دارند. این آسیبها در جنبههای معناشناسی و دستور زبان بسیار نمود پیدا میکنند [
4]. برای مثال، مطالعات مختلف نشان دادهاند این کودکان میانگین طول جمله کوتاهتری دارند. همچنین محدودیتهایی در استفاده از ساختارهای نحوی داشته [
5] و عملکرد ضعیفتری در رشد واژگان، تعریف کلمه [
6] و داستانگویی [
7] دارند. مطالعاتی که در سالهای اخیر بر روی این اختلال انجام شده، نشان داده این کودکان نهتنها در مهارتهای زبانی، بلکه در سایر مهارتها ازجمله مهارتهای شناختی نیز دچار نقص هستند [
4-6]. ازجمله حوزههای شناختی که در این کودکان طی سالهای اخیر موردبررسی قرار گرفته، حیطه عملکردهای اجرایی است. عملکردهای اجرایی نقش مهمی در پردازش زبان ایفا میکنند [
8] و یکی از پردازشهای زیربنایی درگیر در عملکرد شناختی هستند [
9]. این پردازشها شامل رفتارهایی مانند خودنظارتی، تغییر، خودآغازگری، برنامهریزی، انعطافپذیری شناختی، بازداری پاسخ، توجه پایدار، توجه انتخابی، سازماندهی و حافظه فعال هستند [
9]. این مهارتها در حل مسائل پیچیده و جدید درگیر میشوند و تصور میشود که بهواسطه زبان پدید میآیند [
10].
در این پژوهش بهطور خاص دو مهارت توجه انتخابی و حل مسئله/سازماندهی موردبررسی قرار گرفتهاند. توجه انتخابی بهمعنای اجتناب از تداخل اطلاعات نامربوط (چه بهعنوان پاسخی غالب و چه بهعنوان پاسخی غیرغالب) و انتخاب اطلاعات مرتبط با هدف است [
11]. سازماندهی نیز بهطورکلی شامل مجموعهای از مراحل تحلیل مشکل، ایجاد راهحلهای ممکن، آزمودن راهحلها و اصلاح رفتار یا تغییر استراتژیها در زمانی است که یک راهحل موفقیتآمیز نباشد. این توانایی اغلب با کورتکس پریفرونتال مرتبط است [
12، 13]. تحقیقات صورتگرفته درباره ارتباط بین عملکرد اجرایی و پردازش زبان در کودکان با DLD نشان میدهند تکالیف مربوط به پردازش زبان مانند درک جمله تا حد زیادی تحت تأثیر عملکرد اجرایی هستند [
14]. بسیاری از کودکان با DLD در تکالیف شناختی و تکالیف پیچیده زبانی نسبت به همسالان طبیعی خود، با سرعت کمتری عمل میکنند و الگوی عملکرد آنها متفاوت است [
15-20]. یکی از دلایل این مشکلات، یا حداقل بخشی از آنها، میتواند وجود نقص در عملکردهای اجرایی باشد. هرچند بهدلیل مطالعات اندکی که در این حوزه بر روی کودکان با DLD انجام شده است، ماهیت این نقص هنوز بهدرستی مشخص نیست [
21، 22].
تحقیقات مختلفی بخشهای خاصی از عملکرد اجرایی مانند حافظه فعال و پاسخهای بازدارنده را در کودکان و بزرگسالان با DLD بررسی کردهاند. برای مثال، چندین مطالعه نشان دادهاند کودکان با DLD در بخش حافظه فعال کلامی نقص دارند. این نقایص در تکالیف مختلفی مانند تکرار ناکلمه، فراخنای گوش دادن و پردازش دوگانه درک جملات نشان داده شدهاند [
22، 23]. واگس و همکاران در مطالعهای به بررسی عملکردهای اجرایی ازجمله حافظه فعال در کودکان با DLD پرداختند. نتایج این مطالعه نشان داد کودکان با DLD در مهارتهای شناختی ازجمله حافظه فعال، هم در بخش کلامی و هم دیداری فضایی، ضعیفتر از کودکان طبیعی عمل میکنند. نقایص در عملکردهای اجرایی شامل مشکلاتی در بازداری، تغییر، کنترل هیجانی و برنامهریزی/سازماندهی بود و همچنین الگوی ارتباط بین عملکرد حافظه فعال و رفتارهای عملکرد اجرایی نیز در دو گروه با هم تفاوت داشت [
24].
کاماس و روجاس که در یک مقاله مروری به بررسی مطالعات انجامشده در حوزه آسیب ویژه زبانی و عملکرد اجرایی در کودکان سن مدرسه پرداختند، بیان کردند که تواناییهای شناختی کودکان مبتلا به آسیب ویژه زبانی از نظر ظرفیت پردازش، بازداری، استدلال کلامی و منطقی، توجه، برنامهریزی و سازماندهی محدود است. این بدان معناست که آنها منابع شناختی کمتری دارند و ممکن است نتوانند بهطور مؤثر از آنها استفاده کنند. یافتههای این بررسی نشان داد کودکان با آسیب ویژه زبانی دارای نقص، علمکرد پایین و در برخی موارد اختلال جدی در رشد عملکرد اجرایی در مقایسه با کودکان طبیعی در سنین 3 تا 4سالگی هستند. بیشترین تغییرات دیدهشده در حافظه فعال (شامل حافظه واجی، حافظه شنیداری و حافظه دیداری/کلامی) و بهدنبال آن نقص در توجه، سرعت پردازش، بازداری، برنامهریزی، انعطافپذیری شناختی و گفتار درونی بوده است. بهطورکلی میتوان فرض کرد که نتایج فوق ناشی از این دیدگاه است که رشد زبان ممکن است تأثیر قابلتوجهی بر اکتساب و توسعه عملکرد اجرایی داشته باشد و هر دوی آنها برای رشد شناختی ضروری هستند [
25].
بلام و بوئرما به بررسی ارتباط مهارتهای زبانی و عملکردهای اجرایی با رشد واژگانی و نحوی در 117 کودک با و بدون DLD پرداختند. مطالعه آنها نشان داد هر دو گروه رشد واژگانی و نحوی پایداری داشتهاند. در کودکان با DLD، مهارتهای نحوی و عملکرد اجرایی شامل توجه انتخابی، کنترل تداخل و حافظه کاری، پیشبینیکننده مهارتهای واژگانی بودند. اما در گروه کودکان طبیعی مهارتهای واژگانی پیشبینیکننده عملکرد اجرایی بودند. میانگین نمرات توجه انتخابی و کنترل تداخل در کودکان با DLD بالاتر از گروه کودکان طبیعی بود، اما در تکالیف حافظه فعال، کودکان طبیعی نمرات بالاتری کسب کردند [
26].
کاپا و اریکسون نیز به بررسی ارتباط بین عملکرد اجرایی و یادگیری واژه در کودکان پیشدبستانی طبیعی و کودکان با DLD پرداختند. نتایج نشان داد عملکرد کودکان با DLD در تمام بخشهای عملکرد اجرایی شامل توجه انتخابی، حافظه کوتاهمدت، حافظه فعال، بازداری، تغییر و در مهارت زبانی یادگیری واژه ضعیفتر از همسالان طبیعی بود. یافتهها نشان داد کودکان با DLD در یادگیری واژه نیز ضعیفتر از همسالان طبیعی بودند و همچنین پیشدبستانیها در یادگیری کلمات جدید برای اشیای آشنا ضعیف بودند. نتایج این مطالعه از رابطه بین عملکرد اجرایی و یادگیری واژگان در کودکان با و بدون DLD حمایت میکند [
17].
در مطالعهای دیگر، رالی و همکاران به بررسی حافظه فعال، عملکرد اجرایی و روانی کلامی در ارتباط با هوش غیرکلامی در کودکان سن مدرسه یونانیزبان پرداختند. گروه سنی موردمطالعه 8 تا 9 سال و شامل یک گروه از کودکان با DLD و گروه همتاسازیشده طبیعی بود. آنالیز دادهها نشان داد کودکان با DLD در اندازهگیریهای هوش غیرکلامی نمره کمتری نسبت به گروه همتای طبیعی گرفتهاند، اما در ظرفیت حافظه فعال، بهروزرسانی، کنترل و روانی کلامی (واجی و معنایی) نمرات بهتری کسب کردهاند [
21]. فینران و همکاران توجه پیوسته در دو مؤلفه دقت و مدتزمان پاسخگویی را موردمطالعه قرار دادند. نتایج نشان داد کودکان با DLD از نظر دقت، عملکردی ضعیفتر نسبت به گروه طبیعی داشتند، اما سرعت پاسخ آنها تفاوت محسوسی با گروه طبیعی نداشت [
27].
ازجمله پژوهشهای انجامشده در ایران میتوان به پژوهش حارثآبادی و جعفرزاده اشاره کرد که در آن به بررسی عملکردهای زبانی دستوری و واژگانی و مهارت نظریه ذهن در دو گروه کودکان مبتلا به اوتیسم با عملکرد بالا و DLD و قیاس آنها با کودکان طبیعی پرداختند. نتایج این مطالعه نشان داد هر دو گروه کودکان با اختلال در مهارتهای ذکرشده ضعیفتر از همسالان طبیعی خود عمل کردند [
28]. همچنین یزدانی و همکاران در مطالعه خود به بررسی اثر تکلیف تکرار ناکلمه بر شاخصهای زبانی کودکان با DLD پرداختند. طبق این پژوهش اکثر کودکان موردمطالعه در شاخصهای زبانی خود بهبود نشان داده بودند [
29].
با وجود تحقیقاتی که در جهان [
30] و در ایران [
28، 29] به بررسی عملکرد اجرایی در کودکان با DLD پرداختهاند، ولی هنوز ارتباط بین عملکرد اجرایی و نقایص زبانی بهوضوح شناخته نشده است. باتوجهبه اینکه اکثر این مطالعات بر روی کودکان انگلیسیزبان صورت گرفته است [
31]، ضرورت انجام پژوهشی مشابه در زبان فارسی دیده میشود. البته بهدلیل اهمیت عملکرد اجرایی در اختلالات رشدی، مطالعات بسیاری بر روی عملکرد اجرایی در سایر اختلالات رشدی مانند اوتیسم، ناتوانی یادگیری و نقص توجه/بیشفعالی انجام شده است [
32-36].
فهم دقیقتر ارتباط بین مهارتهای زبانی و عملکرد اجرایی در کودکان با DLD جهت استفادههای بالینی در این حوزه بسیار ضروری است؛ چون با مشخص شدن حیطههای جانبی اختلالات در این کودکان میتوان برنامه درمانی مناسبتری برای جنبههای ضعیف زبانی طراحی کرد. ازسویدیگر، با بررسی دقیقتر ارتباط بین جنبههای مختلف مهارتهای زبانی و عملکردهای اجرایی میتوان تئوریهای موجود در این زمینه را ارتقا بخشید. در این مطالعه، آن دسته از مهارتهای زبانی موردبررسی قرار گرفتند که براساس مطالعات مختلف، کودکان DLD مشکلات بیشتری در این زمینه دارند و اغلب بهعنوان معیار تشخیص افتراقی کودکان با و بدون DLD در نظر گرفته میشوند [
7]. همچنین توجه انتخابی از بین عملکردهای اجرایی برگزیده شد، چون مهارتی پایهای بوده و اغلب عملکردهای اجرایی بر پایه آن بنا میشوند [
37]. مهارت سازماندهی/حل مسئله نیز بهعنوان مهارتی انتخاب شد که از ابتدای تکامل کودکان وجود داشته و بهتدریج رشد میکند. داشتن این دانش لزوماً بهمعنای حل مسئله موجود نیست، بلکه میتواند انتقال دانش را از یک موقعیت به موقعیت دیگر تسهیل کند [
38].
بنابراین این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین متغیرهای زبانی (شامل غنای واژگانی، تعداد گفته، پیچیدگی نحوی، درک نحوی، تکرار و روانی کلامی) و عملکرد اجرایی (شامل توجه انتخابی و سازماندهی/حل مسئله) در کودکان 5 تا 8ساله فارسیزبان با و بدون DLD انجام شد.
روشها
مطالعه حاضر از نوع توصیفی ـ تحلیلی و مقطعی ـ مقایسهای است که در آن آزمودنیها با استفاده از ابزارهای سنجش عملکرد اجرایی و سنجش زبانی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نمونه موردمطالعه شامل 56 کودک طبیعی و 20 کودک با DLD در دامنه سنی 5 تا 8 سال (پیشدبستانی، اول و دوم ابتدایی) بود. این دو گروه از نظر میزان بهره هوشی (هوشبهر کلی بالای 85 در آزمون وکسلر)، سن تقویمی و پایه تحصیلی همتاسازی شدند.
کودکان دارای اختلال به شیوه نمونهگیری در دسترس از بین مراجعهکنندگان به مراکز اختلال یادگیری و کلینیکهای توانبخشی دولتی و خصوصی شهر تهران براساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. برای نمونهگیری کودکان گروه همتا، از روش نمونهگیری خوشهای استفاده شد. ابتدا تعدادی از مدارس عادی از 10 مدرسه 5 منطقه آموزشوپرورش تهران شامل مناطق 1، 8، 9، 10 و 16، سپس در هر مدرسه تعدادی از کلاسها و در هر کلاس تعدادی از دانشآموزان بهصورت تصادفی انتخاب شدند.
معیارهای ورود به مطالعه، داشتن سن 5 تا 8 سال تمام، تکزبانه فارسی بودن و داشتن هوشبهر غیرکلامی طبیعی (85 و بالاتر در آزمون وکسلر)، و بهطور ویژه برای گروه با DLD (براساس معیارهای تشخیصی) کسب نمره آزمون زبان حداقل 2 انحرافمعیار (در یکی از تکالیف زبانی) یا حداقل 5/1 انحرافمعیار (در دو یا چند تکلیف زبانی) پایینتر از همتایان سنی (با استفاده از آزمون رشدی زبان فارسی) در نظر گرفته شد.
معیارهای خروج از مطالعه نیز شامل ابتلا به هرگونه بیماری عصبشناختی و اختلالات روانپزشکی همراه و داشتن هرگونه اختلال بینایی یا شنیداری بود. جهت اطمینان از سلامت کودکان طبیعی، ابتدا به پرونده پزشکی کودک مراجعه شد و سپس دو فرم گزارشدهی محققساخته (یکی برای معلم و یکی برای والدین) تکمیل شد. برای تشخیص کودکان دارای اختلال نیز از فرمهای گزارشدهی (والدین و معلم)، بهعلاوه تشخیص بالینی 3 کارشناس گفتاردرمانی (با میانگین سن حرفهای 8 سال که در حوزه ارزیابی و درمان اختلالات رشدی فعالیت داشتند) براساس معیارهای تشخیصی DLD [
1] و از آزمون رشدی زبان فارسی [
39] استفاده شد. پس از ورود نمونههای موردنظر به پژوهش، فرم رضایت آگاهانه و تاریخچهگیری به والدین ارائه شد. بعد از اطمینان از توانمندی آزمودنیها در کار با رایانه و همچنین آشنایی با دستورالعمل انجام آزمون که توسط پژوهشگر ارائه شد، آزمونهای رایانهای عصبروانشناختی برج لندن، استروپ ماه و خورشید [
40]، روانی کلامی [
41] و بخشهایی از آزمون رشدی زبان فارسی [
39] توسط آزمودنیها انجام شد.
آزمونها و روش اجرا
پس از انتخاب کودکان با و بدون DLD، کودکان هر دو گروه از نظر مهارتهای زبانی و عملکردهای اجرایی مورد ارزیابی قرار گرفتند. در ادامه، ساختار و شیوه اجرای آزمونهای استفادهشده توضیح داده میشود:
آزمون برج لندن
این آزمون برای ارزیابی حداقل دو جنبه از کنشهای اجرایی یعنی برنامهریزی راهبردی و حل مسئله تدوین شده است. آزمون مورداستفاده در این پژوهش از مؤسسه تولیدات روانشناختی سینا تهیه شد. این آزمون دارای روایی سازه خوب در سنجش برنامهریزی و سازماندهی افراد است. بین نتایج این آزمون و آزمون مازهای پرتئوس همبستگی 41/0 گزارش شده است. پایایی این آزمون مورد قبول و 0/79 گزارش شده است [
42]. در این آزمون، آزمودنی با حرکت دادن صفحههای رنگی (سبز، آبی، قرمز) و قرار دادن آنها در جای مناسب، با حداقل حرکات لازم شکل نمونه را درست میکند. در هر مرحله سهبار به فرد اجازه حل مسئله داده میشود و فرد باید مطابق دستورالعمل با حداقل حرکات لازم مثال را حل کند. در هر مرحله پس از موفقیت (و در صورتی که پس از 3 کوشش مسئله حل نشد) مسئله بعدی در اختیار آزمودنی قرار داده میشود. متغیرهای این آزمون (دادههای حاصل از انجام این آزمون) عبارت از زمان کل، زمان تأخیر، زمان آزمایش، تعداد خطا و نمره کل هستند.
تکلیف استروپ ماه و خورشید
این تکلیف پرکاربردترین آزمون استروپی است که برای کودکان استفاده میشود. گرستات و همکاران، نخستینبار در سال 1994، این تکلیف را طراحی کردند. در این تکلیف دو مجموعه کارت استفاده شده است: یک مجموعه برای شرایط خورشید و ماه و یک مجموعه برای شرایط کنترل. آزمونگر از آزمودنی میخواهد با دیدن تصویر ماه آن را روز و با دیدن تصویر خورشید، آن را شب بنامد. تصاویر بهترتیب (طبق توالی ازپیشتعیینشده) به آزمودنی ارائه شده و نتایج ثبت میشوند. اطلاعات ثبتشده از این تکلیف شامل پاسخهای صحیح آزمودنی، پاسخ تأخیری در هر گویه و پاسخ تأخیری در تمام گویهها هستند. اعتبار این تکلیف 0/90 به دست آمده است [
40]. در پژوهش حاضر، این تکلیف با استفاده از نرمافزار DMDX نسخه 4، بهصورت رایانهای اجرا شد. توالی 16 تصویر ماه و خورشید بهصورت رایانهای (طبق الگوی اصلی آزمون اولیه) طراحی شده و پاسخ کودکان بهصورت شفاهی با استفاده از میکروفن و بهصورت مکتوب ثبت شد. میکروفن در فاصله 15-20سانتیمتری آزمودنی بهشکل ثابت بر روی پایه میکروفن قرار گرفت. فاصله زمانی ارائه بین هر گویه با گویه بعدی 2000 میلیثانیه در نظر گرفته شد. بهمنظور بررسی اعتبار درونی ابزار سنجش DMDX، آزمون آلفای کرونباخ بر روی آیتمهای این ابزار اجرا شد. طبق نتایج، آلفای کرونباخ برآوردشده برای این ابزار، 0/899 است که این میزان، برای اهداف پژوهشی عالی محسوب میشود. در پژوهش حاضر، از این تکلیف جهت بررسی توجه انتخابی استفاده شد. جهت بررسی متغیرهای زبانی از تکلیف روانی کلامی و آزمون رشدی زبان فارسی استفاده شده است. متغیرهای سنجیدهشده شامل روانی کلامی (معنایی)، غنای واژگانی، تعداد گفته، پیچیدگی و درک نحوی و تکرار بودند.
آزمون رشدی زبان فارسی
نیلیپور و همکاران در سال 1385 آزمون رشدی زبان فارسی را در قالب طرح پژوهشی در دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی با الگوگیری از آزمون گاپنیک، با انطباق زبانی ـ فرهنگی طراحی کردند. آلفای کرونباخ (ضریب همسانی درونی) این آزمون که بر روی 60 کودک 5-10ساله فارسیزبان اجرا شده، 0/9 به دست آمده است. این آزمون دارای 9 زیرآزمون برای ارزیابی مهارتهای زبانی شامل بخشهای نشان دادن، قضاوت دستوری، اصلاح دستوری، تکواژهای اشتقاقی، زمان افعال، درک شنیداری، آزمون واگ، درک نحوی و توانایی تکرار است. پس از اجرای آزمون، نیمرخ زبانی هر کودک با DLD در هریک از زیرآزمونهای 9گانه بالا به دست آمد [
39].
آزمون روانی کلامی
روانی کلامی به دو صورت روانی معنایی و روانی واجی بررسی میشود [
41]. در پژوهش حاضر روانی معنایی مدنظر است. چندین آزمون برای بررسی این توانایی وجود دارد، اما رایجترین آنها نام بردن میوهها و حیوانات جهت ارزیابی عملکرد روانی معنایی است [
43]. این تکالیف بهفراوانی در ارزیابیهای عصبی ـ روانشناختی و طرحهای تحقیقاتی موردبررسی قرار میگیرند [
44]. در این آزمون از آزمودنی خواسته میشد در مدتزمان یک دقیقه (برای هر طبقه معنایی) هر تعداد نام میوه و حیوان (ابتدا از گروه معنایی میوه و سپس از گروه معنایی حیوان) میتواند یادآوری کرده و بگوید. سپس تعداد واژگان گفتهشده (واژگان تکراری، واژگانی که در طبقات معنایی موردنظر نبودهاند یا واژگان خودساخته محاسبه نمیشوند) شمرده شده و مورد مقایسه و تحلیل قرار گرفتند.
تجزیهوتحلیل دادهها
دادههای پژوهش بهکمک نرمافزار SPSS نسخه 18 تحلیل و بررسی شدند. آنالیز دادهها با استفاده از آزمون کولموگروف ـ اسمیرنوف جهت بررسی توزیع دادهها، آزمون تی مستقل جهت بررسی تفاوت بین دو گروه موردمطالعه و آزمون همبستگی پیرسون بهمنظور بررسی ارتباط بین عملکرد اجرایی و نقایص زبانی در کودکان با DLD انجام شد.
یافتهها
با استفاده از آزمون کولموگروف ـ اسمیرنوف مشخص شد که توزیع دادهها در دو گروه نرمال است (P>0/05). بنابراین برای مقایسه بین متغیرها از آزمونهای پارامتریک استفاده شد. اطالعات جمعیتشناختی آزمودنیها در
جدول شماره 1 ارائه شده است.
جدول شماره 2 میانگین و انحراف استاندارد نمرات متغیرهای زبانی و نیز نتایج آزمون تی مستقل برای بررسی تفاوت بین دو گروه در این متغیرها را نشان میدهد.
باتوجهبه نتایج جدول شماره 2، میانگین نمرات زبانی گروه بدون DLD بالاتر از گروه کودکان با DLD بود، ولی این تفاوت در آزمون روانی کلامی، بین دو گروه معنیدار نبود. همچنین میانگین غنای واژگانی، تعداد گفته و تکرار تفاوت معنیداری نداشتند (P>0/05
). تفاوت معنیدار بین دو گروه در شاخصهای زبانی پیچیدگی و درک نحوی مشاهده شد (P<0/05).

بهمنظور مقایسه توانایی دو گروه موردپژوهش در توجه انتخابی، بهعنوان یکی از مؤلفههای کارکرد اجرایی، از آزمون استروپ ماه و خورشید استفاده شد. جدول شماره 3، میانگین و انحراف استاندارد نمرات مربوط به تعداد پاسخهای درست و همچنین زمان واکنش به آیتمهای آزمون استروپ، و نیز نتایج آزمون تی مستقل برای بررسی تفاوت بین دو گروه در این مؤلفه را نشان میدهد.

طبق نتایج جدول شماره 3، دو گروه در هیچ کدام از مؤلفههای توجه انتخابی، یعنی پاسخهای صحیح در آزمون استروپ و زمان واکنش تفاوت معنیداری نشان ندادند (P>0/05).
جهت مقایسه دو گروه در توانایی حل مسئله/سازماندهی، بهعنوان یکی از مؤلفههای کارکرد اجرایی، از آزمون برج لندن استفاده شد. جدول شماره 4، شامل میانگین و انحراف استاندارد نمرات مربوط به تعداد خطا، نمره کلی، زمان کلی آزمون، زمان تأخیر، مدتزمان انجام تکلیف در آیتمهای آزمون و نیز نتایج آزمون تی مستقل برای بررسی تفاوت بین دو گروه است.

طبق نتایج جدول شماره 4، دو گروه در تعداد خطای مرتکبشده در مهارت حل مسئله تفاوت معنیدار نشان دادند (0/05>P). تفاوت معنیداری بین دو گروه در سایر مؤلفهها دیده نشد (P>0/05)
بهمنظور بررسی ارتباط بین عملکرد اجرایی و نقایص زبانی در کودکان با DLD از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج این بررسی در جدول شماره 5 آورده شده است.

باتوجهبه نتایج جدول شماره 5، در بررسی ارتباط بین مهارت توجه انتخابی و متغیر روانی کلامی، تنها بین دو مؤلفه نمره کل توجه انتخابی و روانی کلامی همبستگی مثبت و معنیدار (0/30=r) مشاهده شد. دررابطهبا مهارت حل مسئله/سازماندهی نیز بین مؤلفههای نمره کل با غنای واژگانی (0/68=r) و درک نحوی (0/52=r)، زمان کل با تعداد گفته (0/46=r) و روانی کلامی (0/32=r)، زمان تأخیر با غنای واژگانی (0/48=r) و روانی کلامی (0/27-=r)، و زمان انجام تکلیف با روانی کلامی (0/30-=r) همبستگی معنیدار مشاهده شد.
بحث
هدف از انجام این پژوهش، بررسی ارتباط متغیرهای زبانی و عملکرد اجرایی در کودکان 5 تا 8 سال با و بدون DLD بود. متغیرهای زبانی موردبررسی در این پژوهش شامل غنای واژگانی، تعداد گفته، پیچیدگی نحوی، درک نحوی، تکرار و روانی کلامی بودند. از بین عملکردهای اجرایی، دو مهارت توجه انتخابی و حل مسئله/سازماندهی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج بررسی عملکردهای زبانی نشان داد میانگین نمرات کودکان بدون DLD در آزمون روانی کلامی بالاتر از گروه با DLD بود. بااینوجود، بین گروه طبیعی و گروه با DLD در این تکلیف تفاوت معنیدار مشاهده نشد (P>0/05
).
این یافته همسو با گزارشات حارثآبادی و همکاران [28] و هوگس [23] است که نشان دادند نقایص زبانی، بهخصوص دستور زبان در این کودکان آسیب دیده است. این نقایص میتوانند هم در سطح بیانی و هم در سطح درکی رخ دهند. پائول نیز معتقد است که این کودکان در سطوح مختلف زبانی شامل نحو، معناشناسی، واجشناختی و صرف دچار آسیب هستند و الگوهای تأخیری نشان میدهند که یافتههای ما در این بخش همسو با یافتهها و نظریات پائول است [47]. در مطالعه نیلیپور و همکاران [39] نیز دیده شد که کودکان با DLD در حوزه درک نحوی و میانگین طول گفته دچار نقص جدی هستند، بهطوریکه میتوان از این دو شاخص جهت تشخیصگذاری DLD در آزمون تدوینشده رشدی زبان فارسی استفاده کرد.
بررسی عملکرد توجه انتخابی نشان داد دو گروه در هیچ کدام از مؤلفههای توجه انتخابی، یعنی پاسخهای صحیح در آزمون استروپ (t=1/423 و P>0/05
). این نتایج با یافتههای مطالعات بیشاپ و همکاران [2]، نورباری [3] و واگس [24] همسوست. در تمام این مطالعات، کودکان با DLD در آزمونهای عملکرد اجرایی در حیطه مهارتهای سازماندهی و حل مسئله ضعیفتر از گروه همسالان طبیعی خود عمل کردهاند.
بررسی ارتباط بین متغیرهای زبانی و متغیرهای عملکرد اجرایی نشان داد بین دو مؤلفه نمره کل توجه انتخابی و روانی کلامی همبستگی مثبت و معنیدار وجود دارد. درواقع، هرچه مهارت توجه انتخابی در کودکان بهتر بوده، روانی کلامی بهتری در آنها دیده شده است. در مطالعه کاپا و اریکسون نیز دیده شده که در کودکان با اختلال تکاملی زبان، بین دو مهارت توجه انتخابی و یادگیری واژگانی همبستگی معنیدار وجود دارد [17].
یافتههای قبلی مانند مطالعات مولیناری و لگیو [48] و لزاک [49] تأییدی بر نتایج مطالعه حاضر است. طبق پژوهشهای آنها دیده شد که روانی کلامی بهشدت تحت تأثیر عملکردهای اجرایی بهویژه حافظه کاری و توجه است. همچنین تنوع و گستره لغات و نحوه سازماندهی آنها در مغز، با ظرفیت حافظه کاری و توجه در ارتباط است. در بررسی رابطه بین مهارت حل مسئله/سازماندهی و متغیرهای زبانی، بین مؤلفههای نمره کل با غنای واژگانی (0/68=r) و درک نحوی (0/52=r)، زمان کل با تعداد گفته (0/46=r) و روانی کلامی (0/32=r)، و زمان تأخیر با غنای واژگانی (0/48=r) همبستگی مثبت و معنیدار دیده شد. بدینمعنی که هرچه مهارت حل مسئله/سازماندهی در کودکی بهتر بوده، غنای واژگانی متنوعتر، درک نحوی بهتر، تعداد گفته بیشتر و روانی کلامی بهتری دیده شده است. ازسویدیگر، بین مؤلفههای زمان تأخیر با روانی کلامی (0/27-=r) و زمان انجام تکلیف با روانی کلامی (0/30-=r) همبستگی منفی و معنیدار مشاهده شد.
درواقع، هرچه مدتزمان شروع پاسخدهی آزمودنی به تکلیف ارائهشده در آزمون برج لندن طولانیتر بوده است، نمره روانی کلامی کودک کمتر شده است. همچنین هرچه مدتزمان انجام تکلیف توسط آزمودنی طولانیتر بوده، کودک نمره روانی کلامی کمتری کسب کرده است. باتوجهبه اینکه رشد مهارت حل مسئله بین 3 تا 5سالگی آغاز میشود [50] و این مرحله دقیقاً همزمان با مرحلهای از رشد زبانی است که در آن رشد ناگهانی مهارتهای نحوی و دستوری در کودک دیده میشود [47]، به نظر میرسد همبستگی در جنبههای مهم دستوری و نحوی شامل غنای واژگانی، روانی کلامی، تعداد گفته و درک نحوی با عملکرد حل مسئله/سازماندهی در این کودکان با اتکا به همزمانی مراحل رشدی تحولی این دو مهارت قابلتبیین باشد.
نتیجهگیری
باتوجهبه یافتههای این پژوهش به نظر میرسد نقص در عملکرد اجرایی میتواند با آسیب زبانی ارتباط داشته باشد. یکی از تبیینهای احتمالی میتواند اولیه بودن روند شکلگیری عملکردهای اجرایی در طی رشد باشد. البته جهت رد یا تأیید این فرض، نیاز به بررسیهای بیشتر با استفاده از ابزار دقیقتر است. همچنین استفاده از ابزارهای سنجش غیرزبانی میتواند اطلاعات دقیقتری ایجاد کند، زیرا ازجمله مشاهدات حین اجرا در این پژوهش، نقص در درک کلامی دستورالعمل آزمونها و از طرفی ضعف در بهیادسپاری قوانین آزمونها بوده است. اگر بتوان از روشهای سنجشی استفاده کرد که جنبههای کمتری از زبان درکی و بیانی را درگیر کند، میتوان با قاطعیت بیشتری از روابط علی بین عملکردهای اجرایی و مهارتهای زبانی سخن گفت. باتوجهبه نتایج این پژوهش، لازم است در ارزیابی و برنامهریزیهای درمانی کودکان با DLD به بررسی مهارتهای شناختی ازجمله عملکردهای اجرایی پرداخت؛ چرا که به نظر میرسد نقص در عملکرد اجرایی میتواند بر مهارتهای زبانی آنان اثرگذار باشد.
علیرغم مطالعاتی که تاکنون صورت گرفته، هنوز ارتباط بین عملکرد اجرایی و مهارتهای زبانی بهدرستی شناخته نشده است. ازاینرو، انجام پژوهشهای بیشتر در این زمینه با ابزارهای دقیقتر، تعداد آزمودنیهای بیشتر و کنترل عوامل مداخلهگر ضروری است. بااینوجود، مهارتهای زبانی بهبودیافته بهدنبال درمانهای صورتگرفته با محوریت عملکرد اجرایی، حمایتهای اولیه برای نقش علی عملکرد اجرایی در نقایص زبانی بین کودکان با DLD را فراهم کرده است.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این مقاله با کد Ir.USWr.rEC.1394.124 در کمیته اخلاق دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تهران به تأیید رسیده است. ضمن اطلاعرسانی اهداف پژوهش به مسئولان مدارس و مهد کودکها و به والدین کودکان، به آنها اطمینان داده شد که دادههای بهدستآمده از ارزیابیهای آنها محرمانه خواهد ماند و شرکت فرزند آنها متضمن هیچ گونه ضرر و زیان نیست و در هر مرحله از پژوهش درصورتیکه تمایل به ادامه همکاری نداشتند میتوانند از شرکت در پژوهش خودداری کنند. ضمن توجه به حالات روانی و خستگی کودکان، تلاش شد تا شأن و حقوق انسانی آنها در خلال پژوهش رعایت شود.
حامی مالی
این مقاله از پایاننامه کارشناسیارشد خانم هدا موزون در گروه گفتاردرمانی، دانشکده علوم توانبخشی، دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تهران به شماره ثبت 911673012 استخراج شده است.
مشارکت نویسندگان
ایدهپردازی موضوع: هدا موزون و رضا نیلیپور؛ روششناسی: هدا موزون و زهرا سادات قریشی؛ جمعآوری دادهها: هدا موزون؛ تحلیل دادهها: هدا موزون و زهرا سادات قریشی؛ نگارش مقاله: هدا موزون و فاطمه حسناتی؛ ویراستاری و نهاییسازی مقاله: هدا موزون، فاطمه حسناتی و محمدرضا محمدزمانی.
تعارض منافع
بنا بر اظهار نویسندگان، در این مقاله هیچ گونه تعارض منافعی وجود ندارد.
تشکر و قدردانی
ضمن تشکر از همکاران گفتاردرمانگر جناب آقای عبداللهزاده و خانمها عبدلی و ریوندی که در جمعآوری نمونهها یاری بسیار کردند، از والدین و کودکانی که در انجام این پژوهش مشارکت داشتهاند، تقدیر و تشکر میشود.