Ethics code: IR.UMA.REC.1404.019
1- گروه بیومکانیک ورزشی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران. & گروه پزشکی مولکولی و جراحی، موسسه کارولینسکا، سولنا، سوئد. ، ebrahimm.piri@gmail.com
2- گروه بیومکانیک ورزشی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
چکیده: (97 مشاهده)
هدف بازگشت به ورزش (RTS)، پس از بازسازی رباط صلیبی قدامی (ACLR)، معمولاً براساس نقاط عطف زمانی و معیارهای عملکردی جداگانه بهصورت موفقیت/شکست هدایت میشود. بااینحال، بسیاری از ورزشکاران در حالی به ورزش بازمیگردند که هنوز دچار نقصهای بیومکانیکی پایدار هستند؛ نقصهایی که میتوانند خطر آسیب مجدد را افزایش داده و در درازمدت به تخریب مفصل منجر شوند.
هدف: این مطالعه دو هدف مدنظر دارد: تلفیق و جمعبندی تغییرات وابسته به زمان در بیومکانیک راهرفتن و دویدن در ۶، ۱۲ و ۱۸ ماه پس از ACLR؛ و ارائه یک چارچوب تصمیمگیری یکپارچه و چندبعدی برای بازگشت به ورزش؛ که پایبندی به برنامه توانبخشی را با ارزیابیهای سریالی بیومکانیکی پیوند میدهد. هدف ثانویه نیز بررسی انتقادی این موضوع است که آیا فاصله زمانی بین آسیب تا جراحی (ACLR زودهنگام در مقابل تأخیری) میتواند بر مسیرهای بازیابی الگوهای حرکتی تأثیر بگذارد یا خیر.
روش بررسی این یک مطالعه مروری سرمقالهای است. شواهد موجود در ادبیات توانبخشی و بیومکانیک ACLR بهصورت روایتی بررسی شد تا الگوهای بهبود وابسته به نوع تکلیف در راهرفتن و دویدن خلاصه شده و محدودیتهای آزمونهای متداول بازگشت به ورزش برجسته شود. براساس این جمعبندی، دو ابزار کاربردی ارائه میشود: جدولی مبتنی بر نقاط عطف که نقصهای بیومکانیکی راهرفتن و دویدن را در ۶، ۱۲ و ۱۸ ماه پس از جراحی نشان میدهد؛ و یک چارچوب چندحوزهای برای ارزیابی آمادگی بازگشت به ورزش که حوزههای آمادگی بالینی، آمادگی عملکردی/ عصبی-عضلانی، و آمادگی بیومکانیکی را ادغام میکند.
یافتهها بهبود بیومکانیکی پس از ACLR به نظر میرسد غیرخطی و وابسته به نوع تکلیف میباشد. پارامترهای راهرفتن ممکن است تا حدود ۱۲ ماه به حالت طبیعی نزدیک شوند، درحالیکه مکانیک دویدن، کنترل صفحه فرونتال، تقارن بارگذاری اندامها و هماهنگی عصبیعضلانی میتوانند فراتر از این زمان همچنان دچار اختلال باقی بمانند. بنابراین ممکن است ورزشکاران در آزمونهای پرش یا تقارن قدرت «قبول» شوند، درحالیکه هنوز راهبردهای جبرانی در فرود، کاهش مشارکت عضلات بازکننده زانو، جبرانهای تنه و لگن، یا کمبارگذاری پای جراحیشده را نشان میدهند؛ ویژگیهایی که با افزایش خطر آسیب مجدد مرتبط هستند. تحلیلهای راهرفتن و دویدن در ۶، ۱۲ و ۱۸ ماه میتواند به شناسایی زودهنگام راهبردهای محافظتی، آشکارسازی بهبود ظاهری در پیگیریهای میانمدت، و کشف نقصهای باقیمانده در شرایط با تقاضای بالا (مانند سرعت بالا، خستگی و تغییر جهت) کمک کند. همچنین شواهد مربوط به ACLR زودهنگام در مقابل تأخیری همچنان متناقض است که این موضوع ضرورت ارزیابیهای دقیقتر و زمانمند را برای مشخص کردن افرادی که از زمانبندیهای مختلف جراحی سود میبرند، برجسته میکند.
نتیجهگیری بازگشت موفق به ورزش پس از ACLR باید بهعنوان یک الگوی پیوسته در نظر گرفته شود، نه یک تصمیم واحد برای اجازه بازگشت. زمان سپریشده از جراحی شرطی لازم اما ناکافی است؛ تصمیمگیری برای RTS باید وضعیت بالینی، آمادگی روانشناختی، بازیابی قدرت و حسحرکت، کیفیت حرکت و عملکرد اختصاصی ورزشی را در کنار هم در نظر بگیرد. دراینمیان، بیومکانیک راهرفتن و بهویژه دویدن میتواند بهعنوان پلی بالینی و معنادار میان پیشرفت توانبخشی و تصمیمگیری ایمنتر برای بازگشت به ورزش عمل کند.