دوره 19، شماره 4 - ( زمستان 1397 )                   دوره، شماره، فصل و سال، شماره مسلسل | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Fallahi F, Hemati Alamdarloo G. Effectiveness of Psychological Empowerment on General Health of Mothers of Children With Disability Under the Community-Based Rehabilitation Program. jrehab. 2019; 19 (4) :326-339
URL: http://rehabilitationj.uswr.ac.ir/article-1-2354-fa.html
فلاحی فاطمه، همتی علمدارلو قربان. اثربخشی توانمندسازی روان‌شناختی بر سلامت عمومی مادران دارای فرزند ناتوان تحت پوشش برنامه توان‌بخشی مبتنی بر جامعه. مجله توانبخشی. 1397; 19 (4) :326-339

URL: http://rehabilitationj.uswr.ac.ir/article-1-2354-fa.html


1- گروه آموزش کودکان استثنایی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2- گروه آموزش کودکان استثنایی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران. ، ghemati@shirazu.ac.ir
چکیده:   (121 مشاهده)
هدف با تولد کودک ناتوان، والدین با چالش‌های بسیاری مواجه می‌شوند. به طور کلی مادرانی که کودک ناتوان دارند در مقایسه با مادران کودکان عادی سلامت‌ روان پایین‌تری دارند. وجود ناتوانی در خانواده سبب بروز مشکلات روانی و عاطفی برای اعضای خانواده به‌ویژه مادر می‌شود. این مادران در مقایسه با مادران کودکان عادی از مسائلی مانند سلامت جسمی و روانی خود غافل می‌شوند و این شرایط می‌تواند سبب گوشه‌گیری و بی‌علاقگی به برقراری رابطه با اطرافیان در آنان شود که پیامد آن بروز افسردگی و به‌خطرافتادن سلامت روانی مادران است؛ از این‌رو لزوم توجه به وضعیت روان‌شناختی مادرانی فرزند ناتوان دارند و در‌نظرگرفتن نقش اساسی والدین در هرگونه پیشرفت برنامه‌های مداخله‌ای برای افراد ناتوان احساس می‌شود. به همین دلیل این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی توانمندسازی روان‌شناختی بر سلامت عمومی مادرانی انجام شد که فرزند ناتوان دارند و تحت پوشش برنامه توان‌بخشی مبتنی بر جامعه هستند.
روش بررسی روش پژوهش نیمه‌آزمایشی و از نوع طرح پیش‌آزمون‌پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل همه مادرانی بود که فرزند ناتوان داشتند و در سال ۱۳۹۶ زیر نظر سازمان بهزیستی شهرستان مرودشت در برنامه توان‌بخشی مبتنی بر جامعه مشارکت داشتند. از جامعه یاد‌شده ۳۰ نفر به صورت در‌دسترس به ‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به ‌طور تصادفی به دو گروه ۱۵‌نفری تقسیم شدند. از هر دو گروه پیش‌آزمون گرفته شد و گروه آزمایش، مداخله توانمندسازی روان‌شناختی را در ۱۰ جلسه ۹۰‌دقیقه‌ای (هفته‌ای ۲ جلسه) دریافت کردند. در حالی که این مداخله به گروه کنترل ارائه نشد و در پایان برای هر دو گروه پس‌آزمون اجرا شد. ابزار مورد‌استفاده پرسش‌نامه سلامت عمومی ۲۸ سؤالی گلدبرگ و هیلر بود. داده‌های به‌دست‌آمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تحلیل شدند.
یافته‌ها نتایج نشان ‌داد مداخله برنامه توانمندسازی روان‌شناختی بر سلامت عمومی باعث تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش و کنترل در پس‌آزمون شده بود (۰/۰۰۱>P)؛ یعنی سلامت عمومی در گروه آزمایش به طور معناداری بهتر از گروه کنترل بود؛ بنابراین، توانمندسازی روان‌شناختی بر سلامت عمومی مادرانی که فرزند ناتوان داشتند و تحت پوشش برنامه توان‌بخشی مبتنی بر جامعه بودند، تأثیر دارد. همچنین نتایج نشان ‌داد مداخله برنامه توانمندسازی روان‌شناختی بر خرده‌مقیاس سلامت جسمی باعث تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش و کنترل در پس‌آزمون شده بود (۰/۰۰۱>P)؛ یعنی سلامت جسمی در گروه آزمایش، به طور معناداری بهتر از گروه کنترل، شده است. همچنین مداخله برنامه توانمندسازی روان‌شناختی بر خرده‌مقیاس اضطراب باعث تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش و کنترل در پس‌آزمون شده بود (۰/۰۰۱>P)؛ یعنی اضطراب در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری کاهش یافته بود. همچنین مداخله برنامه توانمندسازی روان‌شناختی بر خرده‌مقیاس اختلال در کارکرد اجتماعی باعث تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش و کنترل در پس‌آزمون شده بود (۰/۰۰۱>P)؛ یعنی اختلال در کارکرد اجتماعی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری کاهش داشته است. بر اساس یافته‌های این پژوهش، مداخله برنامه توانمندسازی روان‌شناختی بر خرده‌مقیاس افسردگی تأثیر معنی‌داری نداشته است. 
نتیجه‌گیری این مطالعه نشان‌دهنده آن است که توانمندسازی روان‌شناختی سبب بهبود سلامت عمومی مادران تحت پوشش برنامه توان‌بخشی مبتنی بر جامعه شد و بر سه خرده‌ مقیاس سلامت عمومی (سلامت جسمی، اضطراب و اختلال در کارکرد اجتماعی) مادرانی که فرزند ناتوان دارند وتحت پوشش برنامه توان‌بخشی مبتنی بر جامعه هستند، تأثیر داشته است. بنابراین، مسئولان و متولیان برنامه توان‌بخشی مبتنی بر جامعه، باید توانمندسازی روان‌شناختی را مهم تلقی کنند و راهکارهای اجرایی‌شدن گسترده آن را با توجه به پیامدهای مهمی که دارد در داخل کشور عملی کنند. باید یادآوری شود این پژوهش فقط در مادران تحت پوشش برنامه توان‌بخشی مبتنی بر جامعه اجرا شده است؛ بنابراین، در تعمیم نتایج آن به سایر مادران باید دقت شود. اجرانشدن مرحله‌ پیگیری یکی از محدودیت‌های این پژوهش بود؛ بنابراین، برای پژوهش‌های آتی پیشنهاد می‌شود برنامه آموزشی با حضور هر دو والد (مادر و پدر) اجرا شود. همچنین مطالعه پیگیری نیز برای بررسی تداوم تأثیرات مداخله انجام شود. همچنین به مسئولان و برنامه‌ریزان سازمان بهزیستی پیشنهاد می‌شود با اختصاص بودجه بیشتر و حمایت از انجمن‌های تسهیلگر برنامه توان‌بخشی مبتنی بر جامعه، کارگاه‌های توانمندسازی روان‌شناختی را برای همه اعضای خانواده افراد ناتوان برگزار کنند. در پایان، پیشنهاد می‌‌شود با طراحی و اجرای برنامه توانمندسازی روان‌شناختی برای بهبود سلامت عمومی مادرانی که فرزند ناتوان دارند و تحت پوشش برنامه توان‌بخشی مبتنی بر جامعه هستند، اقدام شود.
متن کامل [PDF 5494 kb]   (12 دریافت) |   |   متن کامل (HTML)  (4 مشاهده)  
نوع مطالعه: پژوهشی | موضوع مقاله: روانشناسی کودکان استثنایی
دریافت: ۱۳۹۷/۱/۲۷ | پذیرش: ۱۳۹۷/۸/۳ | انتشار: ۱۳۹۷/۱۰/۱۱

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA code

ارسال پیام به نویسنده مسئول


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه علمی پژوهشی توانبخشی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2019 All Rights Reserved | Archives of Rehabilitation

Designed & Developed by : Yektaweb