جستجو در مقالات منتشر شده


۲۴ نتیجه برای شانه

پروانه محمدخانی ، محمد‌رضا محمدی ، ابراهیم رضایی‌دوگاهه، محمد‌علی نظری ،
دوره ۴، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۲ )
چکیده

  هدف: حوادث آسیب زای بسیاری از جمله بلایای طبیعی، آزارهای جسمی، روان شناختی و جنسی برای کودکان حادث می شود. شواهد زیادی وجود دارد، مبنی براین که چنین تجاربی می توانند به مجموعه ای از آثار روان شناختی منتهی شوند. رویارویی کودکان با این ضربات دارای عوارض منفی بر سلامت روانی آنان است، اضطراب، افسردگی، فشار روانی پس از ضربه و گسستگی، خشم و پرخاشگری از جمله این عوارض است. به نظر می رسد که آثار حوادث آسیب زا به صورت معنا داری، به نوع و شدت ضربه مربوط باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین شدت و نوع ضربه با اثرات ناشی از آنها است.

روش بررسی: ۳۰۴۲ دانش آموز مذکر و مؤنث مدارس راهنمایی که در یک مطالعه زمینه یابی برای برآورد شیوع نقطه ای کودک آزاری شرکت کرده بودند ، فهرست نشانگان ضربه روانی-فرم الف (TSCC-A) و مقیاس خودگزارشی کودک آزاری (CASRS) را تکمیل کردند. پس از شناسایی کودکان آزار دیده، نشانگان ضربه در آنها مورد مقایسه قرار گرفت. TSCC-A سنجه ای خودگزارشی در مورد آشفتگی پس از ضربه و نشانه شناسی روان شناختی در کودکان ۸ تا ۱۶ ساله مذکر و مؤنث است. این سنجه در ارزیابی کودکانی که حوادث فشار از جمله حملات جسمی و جنسی ، قربانی شدن توسط هم سالان ، فقدان های اساسی ، مشاهده خشونت در دیگران و بلایای طبیعی را تجربه کرده اند مفید است. TSCC-A اشاره ای به موضوعات جنسی نمی کند. CASRS یک مقیاس خودگزارشی است که کودک آزاری و غفلت را با ۳۸ ماده و چهار خرده مقیاس (آزار روان شناختی، غفلت، آزارجسمی و جنسی) می سنجد.

یافته ها : با در نظر گرفتن نوع تجربه آسیب زا، نتایج مطالعه حاضر حاکی از آن است که کودکان آزار دیده در مقایسه با گروه آزار ندیده بطور قابل توجهی نمرات بالاتری را در مقیاس ها و خرده مقیاس های TSCC-A دریافت می نمایند. آنها خصوصاً نشانگان ضربه بیشتری را مقیاس افسردگی، اضطراب، فشار روانی پس از ضربه، خشم و گسستگی در مقایسه با کودکان بهنجار گزارش می کنند.

نتیجه گیری: شدت نشانه شناسی حوادث آسیب زا به نوع و میزان این حوادث مربوط می باشد.


افسون نودهی‌مقدم، اسماعیل ابراهیمی، مجید عیوضی، مهیار صلواتی،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۵ )
چکیده

هدف: سندرم گیرافتادگی از جمله شایعترین اختلالات شانه می‌باشد که ۶۵%-۴۴% کلیه موارد دردهای شانه را شامل می‌شود. این عارضه به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود. تغییر شکل‌های آناتومیکی قوس کوراکواکرومیون یا سر استخوان بازو، ضعف یا فرسایش تاندونهای روتیتورکاف، سفتی کپسول خلفی، تغییر کینماتیک شانه و تغییرات وضعیتی و کنترل حرکتی نامناسب کتف از جمله عوامل ایجاد کننده این سندرم می‌باشد. هدف این مطالعه بررسی مقایسه‌ای وضعیت و راستای سه بعدی کتف در بیماران مبتلا به سندرم گیرافتادگی و افراد سالم در حین بالا بردن بازو در صفحه استخوان کتف می‌باشد.

روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی (مقایسه‌ای) که به صورت مورد – شاهد انجام شد ۱۷ بیمار مبتلا به سندرم گیرافتادگی با میانگین سنی ۸۲/۴۳ سال و ۱۷ فرد سالم با میانگین سنی ۰۵/۴۴ سال که به روش نمونه‌گیری غیر احتمال ساده انتخاب شده بودند مورد مقایسه قرار گرفتند. دستگاه آنالیز حرکتی (Kinemetrix) برای اندازه‌گیری جهت قرارگیری (زوایای چرخش به سمت بالا، تیلت خلفی و چرخش داخلی کتف) و وضعیت کتف (وضعیت بالا، پایین و داخلی و خارجی کتف) در زوایای بازو در کنار بدن و ابداکشن ْ۴۵، ْ۹۰، ْ۱۲۰ و دامنه حرکتی کامل در صفحه استخوان کتف مورد استفاده قرار گرفت. 

یافته‌ها: زاویه چرخش بسمت بالای کتف در زوایای ْ۹۰ و ْ۱۲۰ در گروه بیمار کاهش معنی‌داری را نسبت به افراد سالم نشان داد (P<۰/۰۵).

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که تغییر کینماتیک استخوان کتف جنبه مهمی در بیماران مبتلا به سندرم گیرافتادگی می‌باشد. کاهش چرخش بسمت بالا و تیلت خلفی کتف که در این بیماران دیده شده بایستی در توانبخشی بیماران مبتلا به سندرم گیرافتادگی در نظر گرفته شود.


فاطمه قدیری، علیرضا جزایری، حسن عشایری، محمود قاضی‌طباطبایی،
دوره ۷، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۵ )
چکیده

هدف: کارکرد شناختی ضعیف‌تر بیماران اسکیزو-وسواسی در پژوهش‌های متعددی یافته شده است. نظریه «آسیب شناسی افزوده» بیان می‌کند که اشکالات شناختی اختلال وسواسی - اجباری در بیماران اسکیزو-وسواسی به اشکالات شناختی اسکیزوفرنیا افزوده می‌شود. بر این اساس هدف از این پژوهش پاسخ به این پرسش است که آیا بین نشانه‌های وسواسی-اجباری و نقائص کارکردهای اجرایی رابطه متقابلی وجود دارد به نحوی که تغییر در یکی منجر به تغییر در دیگری گردد؟

روش بررسی: در این جهت در یک طرح پژوهش تک موردی با استفاده از خط پایه چندگانه، ۴ بیمار اسکیزو-وسواسی با انتخاب هدفمند گزینش و تحت توانبخشی شناختی معطوف به بهبود کارکردهای اجرایی قرار گرفتند و سیر تغییرات شناختی و بالینی آنها بررسی گردید.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که توانبخشی شناختی موجب کاهش نشانه‌های وسواسی-اجباری در حداقل دو تن از آزمودنی‌ها و بهبود کارکردهای اجرایی در آنها گردید و به نظر می‌رسد بین میزان بهبودی در کارکردهای اجرایی و کاهش نشانه‌های وسواسی-اجباری رابطه مستقیمی وجود دارد.

نتیجه‌گیری: بدین ترتیب نتیجه گرفته می‌شود که فرضیه تعامل بین نشانه‌های وسواسی-اجباری با کارکردهای اجرایی را می‌توان مورد تأیید قرار داد.


فیروزه جعفری، ساحل همتی، فربد فدایی، بهروز دولتشاهی،
دوره ۸، شماره ۰ - ( ۳-۱۳۸۶ )
چکیده

هدف: بررسی‌های انجام شده نشان داده است که ریسپریدون نسبت به هالوپریدول علائم عمومی را در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بیشتر کاهش می‌دهد. از آنجا که تأثیر این دارو در جمعیت ایرانی کمتر مورد تحقیق قرار گرفته است، بر آن شدیم تا به مقایسه تأثیر ریسپریدون (ساخت ایران) با هالوپریدول بر روی علائم عمومی اسکیزوفرنیا بپردازیم.

روش بررسی: در یک مطالعه تجربی (Experimental) با طرح پیش آزمون–پس آزمون، ۶۶ نفر از بیماران مرد اسکیزوفرنیک مطابق معیارهای (DSM-IV-TR)، بستری در مرکز روانپزشکی رازی، با انتخاب هدفمند، مورد مطالعه قرار گرفتند. پس از یک دوره دو هفته‌ای‌قطع دارو، بیماران به صورت تصادفی در دو گروه‌هالوپریدول (حداکثر ۱۵ میلی‌گرم در روز) و ریسپریدون (حداکثر ۶ میلی‌گرم در روز) قرارگرفتند. برای هر بیمار نمره کل زیر مقیاس (Subscale) عمومی پرسشنامه‌های مقیاس روانپزشکی مختصر (BPRS) و مقیاس بررسی عوارض خارج هرمی(SAS) در اندازه‌گیری پایه و ۸ هفته پس از شروع درمان، به صورت هفتگی مورد بررسی قرارگرفت. نتایج درمانی توسط آزمونهای تی برای نمونه‌های جفتی و نمونه‌های غیر وابسته و آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.

یافته‌ها: بین میانگین علائم عمومی در اندازه‌گیری پایه و در خلال درمان تا هفته پنجم بین دو گروه هالوپریدول و ریسپریدون اختلاف معنی‌داری وجود نداشت (P>۰/۰۵)، اما از هفته ششم تا انتهای طول درمان، میانگین علائم عمومی در گروه ریسپریدون به میزان معنی‌داری از گروه هالوپریدول کمتر بود (P<۰/۰۵). هردو دارو در طی تجویز باعث کاهش میانگین علائم عمومی بودند ولی این کاهش بین دو گروه اختلاف معنی‌داری داشت. همچنین شدت عوارض جانبی در تمام طول درمان در گروه ریسپریدون به میزان معنی‌داری نسبت به گروه هالوپریدول کمتر بود (P<۰,۰۵).

نتیجه‌گیری: تجویز هالوپریدول و ریسپریدون ساخت ایران موجب کاهش معنی‌دار علائم عمومی در بیماران اسکیزوفرنیک ایرانی می‌شود که این کاهش در مورد ریسپریدون به میزان قابل توجهی بیشتر است. بعلاوه عوارض جانبی کمتری نیز دارد.


رقیه محمدی، افسون نودهی‌مقدم، امیرمسعود عربلو، انوشیروان کاظم نژاد،
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۸ )
چکیده

هدف: این مطالعه به‌منظور بررسی میزان تغییرات گشتاور ایزومتریک برخی از حرکات مفصل گلنوهومرال، بعد از انجام تمرینات کلیدی این مفصل انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی ۳۶ دختر جوان سالم به‌طور تصادفی انتخاب و با روش تصادفی تعادلی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. آزمودنی‌ها در گروه مداخله به مدت شش هفته، هفته‌ای سه جلسه، تمرینات کلیدی را طبق روش دلورم (Delorm) به‌صورت وزنه آزاد انجام ‌دادند. قبل و بعد از شش هفته، گشتاور ایزومتریک حرکات مورد بررسی در دو گروه توسط دستگاه دایناتورک در وضعیت‌های آزمون مربوط به هر کدام از حرکات مورد بررسی اندازه‌گیری شد، به‌طوری‌که آزمودنی‌ها در آزمون مربوط به هر حرکت، سه بار حداکثر انقباض ایزومتریک آن حرکت را انجام داده و میانگین این سه بار به عنوان قله گشتاور برای ارزیابی گشتاور مورد نظر محسوب شد. داده‌های حاصل با استفاده از آزمون‌های آماری کولموگروف-اسمیرنوف، تی‌زوجی و تی‌مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: در گروه مداخله، گشتاور ایزومتریک حرکات مورد بررسی بعد از شش هفته تمرین نسبت به قبل از آن افزایش معناداری یافت (P<۰/۰۰۱)، ولی در گروه کنترل هیچ‌گونه تغییر معناداری در هیچ‌یک از حرکات مشاهده نشد (P>۰/۰۵). همچنین مقایسه دو گروه قبل از مداخله در هر شش حرکت مورد بررسی حاکی از عدم تفاوت معنادار بین آنها بود (P>۰/۰۵)، ولی بعد از مداخله بین دو گروه در هر شش مورد تفاوت معناداری ایجاد شد (P>۰/۰۰۱).
نتیجه‌گیری: تمرینات کلیدی و اختصاصی معرفی‌شده برای مفصل گلنوهومرال، باعث افزایش گشتاور حرکات این مفصل می‌شود؛ بنابراین در برنامه تمرینی افراد سالم به‌ویژه افراد با ورزش‌های بالای سر می‌توان از این تمرینات استفاده نمود.

 

 

 


افسون نودهی‌مقدم، نسرین خاکی، عالیه‌‌‌السادات خوارزمی،
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۸ )
چکیده

هدف: حس‌عمقی در ثبات داینامیک مفصل گلنوهومرال پرتاب‌گران و ورزشکارانی که حرکات ناگهانی و پرتابی اندام فوقانی دارند، با توجه به شل بودن قابل ملاحظه کپسول مفصلی و دامنه حرکتی بیش از حد آنها اهمیت دارد. هدف از این پژوهش مقایسه حس‌عمقی (حس وضعیت مفصل و حس حرکت) بین دو گروه زنان والیبالیست و زنان غیرورزشکار می‌باشد.
روش بررسی: به روش نمونه‌گیری ساده و در دسترس و لحاظ‌کردن معیارهای موردنظر ۱۵ والیبالیست زن از تیم‌های دسته اول تهران و ۱۵ زن غیرورزشکار که با ورزشکاران جور شده بودند انتخاب و طی یک مطالعه مقایسه‌ای مورد – شاهدی، حس وضعیت مفصل گلنوهومرال و حس حرکت آنها با استفاده از دستگاه سی.پی.ام مورد مقایسه قرار گرفت. از آزمون آماری تی‌مستقل برای تحلیل داده‌ها استفاده گردید.
یافته‌ها: افزایش معناداری در دامنه چرخش خارجی والیبالیست‌ها (۰/۰۳۵=P) و کاهش معناداری در خطای باز سازی زاویه آنها (۰/۰۱۷=P) نسبت به غیرورزشکاران وجود داشت. در حالی‌که هیچ‌گونه تفاوت معناداری در آستانه درک حرکت بین دو گروه مشاهده نشد (۰/۳۹۲=P).
نتیجه‌گیری: والیبالیست‌ها دارای دامنه چرخش خارجی بیشتر و دقت بازسازی زاویه بالاتری در اندام فوقانی غالب خود می‌باشند. شانه پرتاب‌کننده به طور مکرر در معرض حرکات چرخشی شدید می‌باشد. این منجر به تطابق عصبی عضلانی می‌شود و بدین ترتیب می‌تواند باعث بهبود حس‌ عمقی گردد.

خسرو خادمی‌کلانتری، سیمین برنجی، صدیقه‌السادات نعیمی، مهری قاسمی،
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۸ )
چکیده

هدف: در مورد اثر میزان استحکام سطح اتکا در حین تمرینات، بر ازدیاد فعالیت عضلات اطراف شانه تناقضات زیادی وجود دارد. هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین تغییرات میزان ثبات سطح اتکا با میزان فعالیت الکترومیوگرافیک استاتیک عضلات اطراف شانه است.
روش‌ بررسی: در این تحقیق تجربی ۳۰ فرد سالم مطابق معیارهای مورد نظر از نمونه‌های در دسترس انتخاب و فعالیت الکترومیوگرافیکی سطحی عضلات ذوزنقه‌ای‌ فوقانی، ذوزنقه‌ای‌ تحتانی، شانه‌ای‌قدامی، سر دراز دو سر، گرد بزرگ و سه‌گوش‌خلفی سمت غالب آنها در حالت استراحت و پس از ۱۰ ثانیه قرار گرفتن در ۶ وضعیت مختلف تست شنا رفتن، با توالی تصادفی و متفاوت از نظر میزان استحکام سطح اتکا، ثبت گردید. میزان مجذور ریشه میانگین سه ثانیه میانی الکترومیوگرافی برای مقایسه شدت فعالیت عضلانی بین وضعیت‌ها مورد استفاده قرار گرفت. سپس داده‌ها با آزمون‌های تحلیل‌ واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر و همبستگی پیرسون مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته‌ها: شدت فعالیت عضلانی در سه وضعیتی که سطح اتکای مستحکم استفاده شد، بیشتر از وضعیت‌هایی بودندکه ثبات سطح اتکا کمتر شده بود. این تفاوت قابل توجه در تمام عضلات غیر از عضله ذوزنقه‌ای‌فوقانی (۰/۰۸۱=P) معنادار بود (۰/۰۰۱>P).
نتیجه‌گیری: ازدیاد بی‌ثباتی سطح اتکا نمی‌تواند به عنوان یک روش جهت ازدیاد پیشرونده قدرت عضلات اطراف شانه مورد استفاده قرار گیرد.

مهرناز کجباف‌والا، محمدجعفر شاطرزاده، شاهین گوهرپی، فاطمه اسفندیارپور، رضا صالحی،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۸ )
چکیده

هدف: هدف این تحقیق مقایسه الگوی فعالیت عضلانی کمربند شانه‌ای در بیماران دچار سندرم گیرافتادگی شانه و افراد سالم در الگوهای حرکتی عملکردی می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه مقایسه‌ای مورد-شاهدی، ۱۵ بیمار مبتلا به سندرم گیرافتادگی شانه به‌صورت ساده و در دسترس از بین مراجعین کلینیک ارتوپدی اوستا و ۱۵ فرد سالم از طریق همتاسازی با بیماران انتخاب و با استفاده از ثبت الکترومیوگرافی سطحی از عضلات سینه‌ای بزرگ، ذوزنقه‌ای فوقانی و میانی، تحتِ خاری و سه بخش عضله سه‌گوش (دلتوئید)، فعالیت الکتریکی و وارد عمل شدن عضلات مذکور در حین فعالیت‌های عملکردی الگوهای حرکتی زنجیره‌ باز با و بدون اعمال مقاومت خارجی و الگوهای حرکتی زنجیره بسته توأم با مقاومت محوری در دو گروه مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از آزمون تی مستقل استفاده شد.
یافته‌ها: الگوهای زمانی متفاوتی از توالی وارد عمل شدن عضلات در هر یک از دو گروه سالم و بیمار حین فعالیت‌های عملکردی مذکور وجود داشت. به این ترتیب که زمان وارد عمل شدن هر یک از عضلات ذوزنقه‌ای فوقانی، تحتِ خاری و سه بخش عضله سه‌گوش بین دو گروه اختلاف معنا‌دار داشت (P<۰/۰۵).
نتیجه‌گیری: تغییرات در الگوی فعالیت عضلانی رابطه تنگاتنگی با الگوی حرکتی مورد ارزیابی دارد که این رابطه ناشی از راستای انجام حرکت و میزان فشار بر روی فضای آناتومیک هدف است. الگوی حرکتی دی ۲ اکستنشن کمترین تغییرات و الگوی حرکتی تری‌پاد بیشترین تغییرات را در حوزه زمان از خود نشان دادند.


سلمان نظری مقدم، افسون نودهی مقدم، امیرمسعود عرب، افسانه زینل زاده،
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۹ )
چکیده

هدف: یکی از مشکلات افراد مبتلا به نشانگان شلی مفصلی عمومی دررفتگی و نیمه دررفتگی‌های حاد و مکرر شانه می‌باشد. با توجه به اهمیت کتف در ثبات و عملکرد شانه، هدف این مطالعه بررسی مقایسه ای وضعیت و راستای سه بعدی کتف در زنان مبتلا به پرتحرکی و شلی مفصلی و زنان سالم در حین بالا بردن بازو در صفحات فرونتال و ساژیتال می باشد.

روش بررسی: در این مطالعه مقطعی و مورد– شاهدی، &zwj۱۶ زن دچار شلی مفصلی به روش ساده و در دسترس و ۱۶ زن سالم به روش همتاسازی و جورکردن با گروه مورد بر اساس سن، شاخص توده بدن و دوره قاعدگی انتخاب و با استفاده از دستگاه آنالیز حرکتی ویکون وی ۴۶۰، جهت قرارگیری ( زوایای چرخش رو به بالا، تیلت خلفی، چرخش داخلی) و وضعیت کتف (بالا، پایین و داخل، خارج) آنها در زوایای مختلف بالا بردن بازو مورد سنجش و مقایسه قرار گرفت. جهت تحلیل داده‌های حاصل از آزمون تی مستقل استفاده گردید.

یافته‌ها: در زوایای۹۰ درجه (۰/۰۳=P)، ۱۲۰ درجه (۰/۰۱=P) و دامنه کامل حرکتی شانه (۰/۰۴=P)، میزان چرخش رو به بالای اسکاپولا در صفحه ساژیتال در گروه مورد نسبت به گروه شاهد کاهش داشت. همچنین میزان جابجایی خارجی در صفحه ساژیتال در زوایای ۹۰ درجه (۰/۰۲=P) و ۱۸۰ درجه (۰/۰۲=P) و در صفحه فرونتال در زوایای ۱۲۰ درجه (۰/۰۲=P) و ۱۸۰ درجه (۰/۰۱=P) کاهش معناداری را در گروه بیمار نسبت به گروه سالم نشان داد.

نتیجه‌گیری: تغییر کینماتیک کتف یکی از عوامل مساعد کننده بروز آسیبهای شانه در زنان مبتلا به شلی مفصلی بوده و شاید نقص در سیستم عصبی– عضلانی عامل بوجود آورنده تغییرات در کینماتیک استخوان کتف در افراد مبتلا به نشانگان شلی مفصلی عمومی باشد.


مهشید متین، اسماعیل ابراهیمی، محمدجعفر شاطرزاده، مهیار صلواتی، انوشیروان کاظم نژاد،
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۹ )
چکیده

هدف: هدف از این مطالعه بررسی الکترومیوگرافیک الگوی فعالیت عضلانی عضلات کمربند شانه ای خانم‌ها در برخی تمرینات عملکردی انتخابی اندام فوقانی که در فیزیوتراپی رایج می باشند بود.

روش بررسی: این تحقیق به‌صورت شبه تجربی بر روی یک گروه ۳۶ نفری از زنان سالم که به صورت در دسترس و به روش نمونه گیری ساده انتخاب شده بودند انجام شد. جهت ثبت فعالیت الکتریکی، الکترودهای سطحی روی عضلات سینه‌ای بزرگ، ذوزنقه‌ای فوقانی، ذوزنقه‌ای میانی، تحتِ خاری، سه‌گوش قدامی، سه‌گوش میانی و سه‌گوش خلفی قرار گرفتند. از افراد خواسته شد ۶ تمرین عملکردی را که شامل تمرینات دور کردن بازو در دو صفحه فرونتال و اسکاپولار، دی ۲ اف، دی ۲ ای، تری‌پاد و پرس آپ بودند، به‌طور تصادفی انجام دهند. الگوی فعالیت عضلانی در دو حوزه زمانی، زمان شروع به فعالیت و زمان به حداکثر رسیدن فعالیت و حوزه سطح فعالیت، با استفاده از شاخص الکترومیوگرافی یکپارچه نرمال شده (NIEMG) بررسی شد. روش آماری استفاده شده در این تحقیق تحلیل واریانس برای اندازه‌های تکراری بود.

یافته‌ها: عضله ذوزنقه‌ای فوقانی در اغلب قریب به اتفاق الگوهای حرکتی مورد بررسی سریعترین عضله بکار گرفته شده و با حداکثر سطح فعالیت در مقایسه با سایر عضلات بود. رفتار عضله سینه‌ای بزرگ در هر دو حوزه زمان و سطح فعالیت وابسته به الگوی فعالیت انجام شده متغیر بود. همچنین فعالیت عضلات سه‌گوش قدامی و خلفی در برخی از الگوهای حرکتی خصوصاً الگوهای حرکتی مایل مانند الگوی حرکتی دور کردن بازو در صفحه اسکاپولار و یا محوری مانند الگوهای حرکتی دی ۲ اف و دی ۲ ای سطح فعالیت بالایی داشت. عضله سه‌گوش میانی در کلیه الگوهای حرکتی به عنوان یک عضله حرکت دهنده اصلی عمل کرده و ذوزنقه‌ای میانی و تحتِ خاری هم تقریباً در کلیه الگوهای حرکتی رفتار تقریباً مشابهی از خود نشان می دادند.

نتیجه‌گیری: رفتار عضله ذوزنقه‌ای فوقانی وابسته به شکل الگوی حرکتی نمی باشد، در حالی که عضله سینه‌ای بزرگ وابسته به الگوی حرکتی می باشد. فعالیت عضلات سه‌گوش قدامی و خلفی وابسته به راستای انجام الگوی حرکتی و سه‌گوش میانی وابسته به جابجایی مفصل هدف در الگوی حرکتی می باشد و عضلات ذوزنقه‌ای میانی و تحتِ خاری نیز به‌عنوان عضلات ثبات دهنده – هدایت کننده وابستگی به الگوی فعالیت عضلانی ندارند.


صمد قصابی، معصومه پورمحمدرضای تجریشی،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۹ )
چکیده

هدف: اختلال نارسایی توجه- بیش‌فعالی یکی از متداول‌ترین شرایط مزمن روانی در خلال کودکی است که با نشانه‌های بی‌توجهی، بیش‌فعالی و برانگیختگی مشخص می‌شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر خودآموزش‌دهی کلامی بر بهبود نشانه‌های بی‌توجهی در دانش‌آموزان مقطع ابتدایی مبتلا به اختلال نارسایی توجه- بیش‌فعالی، نوع بی‌توجهی غالب انجام شد.

روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع تجربی (آزمایشی) با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون و گروه کنترل بود. از جامعه آماری متشکل از دانش‌آموزان پایه‌های دوم و سوم مقطع ابتدایی شهر تبریز، با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، ۳۰ دانش‌آموز پسر مبتلا به اختلال نارسایی توجه- بیش‌فعالی، نوع بی‌توجهی غالب بر مبنای نسخه چهارم پرسشنامه نشانه مرضی کودکان (سی اس آی-۴) و مصاحبه روانشناس بالینی (مبتنی بر ملاکهای دی‌اِس‌اِم-۴) انتخاب و بر اساس آزمون هوش ریون رنگی همتا شده و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش در ۸ جلسه خودآموزش‌دهی کلامی را دریافت نمودند. به‌منظور بررسی ارتباط نشانه‌های بی‌توجهی و خودآموزش‌دهی کلامی و کنترل اثر پیش‌آزمون، از تحلیل کوواریانس استفاده شد.

یافته‌ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بین کاربندی خودآموزش‌دهی کلامی و کاهش نشانه‌های بی‌توجهی رابطه معنادار (P<۰,۰۰۱) وجود دارد.

نتیجه‌گیری: مداخله خودآموزش‌دهی کلامی باعث کاهش نشانه‌های بی‌توجهی دانش‌آموزان مبتلا به اختلال بی‌توجهی غالب شد.


روشنک کشاورز، حسن شاکری، امیرمسعود عرب، محمد غلامیان، فرهاد طباطبایی‌قمشه، احمد رئیس‌السادات،
دوره ۱۲، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۰ )
چکیده

هدف: هدف این مطالعه، مقایسه حرکات چرخشی کتف با استفاده از مارکر آکرومیون کلاستر و دستگاه آنالیز حرکتی وایکون حین بالابردن بازو در صفحات اسکاپولا بین بیماران مبتلا به سندروم گیرافتادگی شانه و افراد سالم است.

روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه پایه‌ای و کاربردی است که به مقایسه تفاوت حرکات چرخشی ثبت شده کتف با مارکر آکرومیون کلاستر بین ۱۵ فرد مبتلا به سندروم گیرافتادگی شانه (میانگین سنی ۱۴/۲۴۲±۴۶/۶، ۷ مرد و ۸ زن) و ۱۳ فرد سالم (میانگین سنی ۱۴/۳۰۹±۴۷/۴۶۱، ۷ مرد و ۶ زن) که از لحاظ سن، قد و وزن با گروه بیمار تطابق داشته‌اند، پرداخته است. در نهایت از آزمون‌ تی و نسخه ۱۸ نرم‌افزار SPSS مورد استفاده قرار گرفت.  

یافته‌ها: کلیه مشخصات زمینه‌ای بیماران توزیعی نرمال داشت. بنابر اطلاعات ثبت شده، الگوی حرکات چرخشی کتف در هر دو گروه سالم و بیمار مشابه بود اما میزان درجه چرخش رو به بالای کتف در گروه مبتلا به طور قابل توجهی کمتر از گروه سالم مشاهده شد (۰٫۴۸=P)

نتیجه‌گیری: می‌توان بیان داشت که حرکات چرخشی کتف نقش مهمی‌در ریتم حرکتی گلنومرال دارند که در ارزیابی و درمان بیماران مبتلا به سندروم گیرافتادگی شانه باید مدنظر قرار بگیرد، از طرف دیگر مارکر آکرومیون کلاستر ابزار مناسبی جهت ثبت حرکات کتف به خصوص حرکات چرخش رو به بالای کتف با دستگاه آنالیز حرکتی می‌باشد.


افسون نودهی مقدم، زهرا روحبخش، اسماعیل ابراهیمی، مهیار صلواتی، داوود جعفری، زهرا محمدی،
دوره ۱۲، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۰ )
چکیده

هدف: تغییرات خفیف در عملکرد و هماهنگی عضلات کتف و گلنوهومرال می‌تواند منتهی به اختلال مفصل شانه گردد. سندرُم گیرافتادگی به‌عنوان شایعترین علت درد شانه گزارش شده است. هدف از این مطالعه بررسی استقامت عضلات مجموعه شانه دربیماران مبتلا به سندرُم گیرافتادگی بوده است.

 روش بررسی: با استفاده از نمونه‌گیری غیراحتمالی ساده ۱۵ بیمار مبتلا به سندرُم گیرافتادگی شانه با میانگین سنی ۴۵٫۳۰ سال و ۱۵ فرد سالم (سن ۴۵/۸۰ سال) طی یک مطالعه موردی-شاهدی مورد مقایسه قرار گرفتند. استقامت عضلات گلنوهومرال و اسکاپولوتوراسیک با استفاده از یک دینامومتر دستی مورد بررسی قرار گرفت. از آنالیز آماری تی مستقل برای مقایسه گروهها استفاده گردید.

یافته‌‌ها: در مقایسه با افراد سالم بیماران مبتلا به سندرُم گیرافتادگی دارای استقامت کمتری در عضلات مسئول حرکات چرخش به خارج(۰/۰۲=P)، اسکاپشن (۰/۰۰۱>P) و عضلات چرخاننده کتف به بالا بودند(۰/۰۵=P). در بیماران مبتلا به سندرُم گیرافتادگی نسبت استقامت عضلات چرخاننده به خارج به استقامت عضلات چرخاننده به داخل به‌طور معناداری کمتر از گروه کنترل بود(۰/۰۰۱> P).

نتیجه‌‌گیری: نتایج این مطالعه کاهش استقامت عضلات روتیتور کاف و چرخاننده‌‌های به سمت بالای کتف را در بیماران مبتلا به سندرُم گیرافتادگی نشان می‌دهد. بنابراین استقامت عضلانی باید در برنامه ارزیابی و درمان فیزیوتراپی این بیماران در نظر گرفته شود.


افسون نودهی‌مقدم، آیلر نیک‌نهاد‌، مهیار صلواتی، انوشیروان کاظم‌نژاد،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده

هدف: هدف از این پژوهش دستیابی به یک وسیله ارزیابی تکرار پذیر جهت بررسی کیفیت زندگی ایرانیان مبتلا به درد و ناتوانی شانه می‌باشد.

روش بررسی: طی یک مطالعه غیر تجربی از نوع متدولوژیک چهار پرسشنامه شانه به زبان فارسی ترجمه و بومی‌سازی شد. ۱۲۶ زن و مرد مبتلا به درد و ناتوانی شانه برای بررسی تکرارپذیری نسخه فارسی تهیه شده از این پرسشنامه‌های شانه مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات به‌دست آمده از لحاظ تکرارپذیری مطلق و نسبی در دفعات آزمون و همخوانی درونی خرده‌مقیاس‌ها و همخوانی درونی اعتبار افتراقی در سطح آیتم‌ها مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.

یافته‌ها: همخوانی درونی هر یک از پرسشنامه‌ها مطابق ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده برای اکثر خرده‌مقیاس‌ها در حد بالایی قرار داشت (حداقل۰/۷۰). همبستگی هر آیتم با خرده‌مقیاس خود، بعد از اصلاح همپوشانی، برای آیتم‌های همه خرده‌مقیاس‌ها بالاتر از حد مطلوب ۰/۴۰ بود که همخوانی درونی خوبی را در سطح آیتم‌های این خرده‌مقیاس‌ها نشان می‌دهد. همچنین نتایج تکرارپذیری خوب نسخه‌های فارسی پرسشنامه‌ها را نشان داد.

نتیجه‌گیری: با تهیه نسخه‌های فارسی چهار پرسشنامه درد و ناتوانی شانه ابزار‌های ارزیابی چند منظوره در اختیار است که می‌توان به کمک آنها وضعیت سلامتی و تأثیر درمان‌های مختلف را روی بیماران مبتلا به درد و ناتوانی شانه در کشور را مورد بررسی قرارداد


وجیهه آتشی، فرحناز محمدی، اصغر دالوندی، ایرج عبداللهی، روزبه کاظمی،
دوره ۱۳، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده

هدف: درد شانه ناشی از همی‌پلژی یک یافته شایع پس از سکته ‌مغزی می‌باشد که استقلال بیمار در انجام فعالیتهای روزمره به شدت محدود می‌نماید پژوهش حاضر به منظور تعیین تأثیر ماساژ اس‌اس‌بی‌ام بر درد‌شانه بیماران مبتلا به سکته مغزی انجام شده است.

روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی است، شرکت کنندگان این مطالعه شامل ۳۴ بیمار واجد معیارهای ورود بودند که از میان ۷۰ بیمار مراجعه کننده به مرکز توانبخشی تبسم در فاصله زمانی ۱۳۸۹/۸/۱ تا ۱۳۸۹/۱۰/۱ انتخاب شدند و به روش تصادفی در دو گروه مداخله و شاهد قرار گرفتند. برای هر یک از نمونه‌های گروه مداخله ۷ جلسه متوالیروزانه ماساژ اس‌اس‌بی‌ام به مدت ۱۰ دقیقه انجام شد. ابزار گرد‌آوری داده‌ها شاملپرسشنامه مشخصات دموگرافیک، مقیاس دیداری درد و بود. میزان درد شانه قبل و ۲۴ ساعت پس از آخرین جلسه ماساژ در هر دو گروه مداخله و شاهد ارزیابی شد و همچنین بین دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده‌ها توسط آزمونهای آماری توصیفی و تحلیلی (تی مستقل، تی زوجی، آنالیز کوواریانس) صورت گرفت.

یافته‌ها: میانگین درد شانه قبل از مداخله درگروه آزمون ۸/۴۰ و در گروه شاهد ۸/۴۰ پس از مداخله میانگین درد شانهدر گروه مداخله ۱/۱۳ و در گروه شاهد ۸/۴۰ محاسبه گردید. نتایج در سطح %۹۵ از لحاظ آماری معنا دار بود.

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج حاصل از پژوهش حاضر، اموزش و بکارگیری ماساژ اس‌اس‌بی‌ام توسط پرسنل درمانی و مراقبتی می‌تواند گام مؤثری در پیشگیری یا کاهش درد شانه و بالطبع بهبود عملکرد حرکتی بیماران مبتلا به همی‌پلژی در اثر سکته مغزی محسوب گردد.


شکوفه میرزاآقابیگی، گیتا موللی، محمد طاهری، سلیمه جعفری،
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده

 هدف: کاشت حلزون تأثیر بسیارمثبتی بر روی رشد زبان بیانی در کودکان کم‌شنوای شدید دارد. کارایی گفتار نشانه‌دار نیز در بسیاری پژوهش‌ها موردمطالعه قرار گرفته است. هدف این مطالعه بررسی اثربخشی گفتار نشانه‌دار بر روی حفظ موضوع، اطلاعات اصلی و توالی وقایع داستان در دانش‌آموزان کم‌شنوای پیش‌زبانی با عمل کاشت حلزون دیرهنگام بود.

 روش‌ بررسی: پژوهش حاضر از نوع آزمایشی بود و طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون استفاده شد. نمونه پژوهش به‌صورت نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند. آزمودنی‌ها ۹ دانش‌آموز کم‌شنوای پیش‌زبانی کاشت حلزون‌شده دیرهنگام بین سنین ۱۱ تا ۱۶ سال و نه ماه بودند که از مرکز کاشت حلزون لقمان انتخاب شدند. ابزار پژوهش آزمون بازگویی داستان بود. برنامه آموزش گفتار نشانه‌دار در قالب ۱۶ جلسه ۶۰ دقیقه‌ای به‌مدت ۸ هفته به اجرا درآمد و درپایان، دوباره آزمودنی‌ها موردارزیابی قرار گرفتند. در این مطالعه از آزمون Z کولموگروف-اسمیرنوف و از آزمون تی وابسته برای مقایسه گروه‌ها استفاده شد.

یافته‌ها: نتایج بررسی‌ها نشان داد آموزش گفتار نشانه‌دار بر حفظ موضوع، اطلاعات اصلی و توالی وقایع داستان در دانش‌آموزان کم‌شنوای پیش‌زبانی با عمل کاشت حلزون دیرهنگام دانش‌آموزان تأثیر مثبت و معناداری دارد (P<۰/۰۱).

نتیجه‌گیری: استفاده از گفتار نشانه‌دار در برنامه توان‌بخشی کودکان کم‌شنوای پیش‌زبانی با کاشت حلزون دیرهنگام می‌تواند برای مهارت‌های زبانی حفظ موضوع، اطلاعات اصلی و توالی وقایع داستانی آنان مفید باشد.


راضیه جغتین‌ علی‌بازی، افسون نودهی‌مقدم، ویدا ضرابی، عنایت‌الله بخشی، نازنین نخعی،
دوره ۱۶، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۴ )
چکیده

هدف: ثبات دینامیک در شانه، جزیی حیاتی است و هرگونه اختلال در عملکرد عضلاتی که به حفظ این ثبات کمک میکند منجر به پاتولوژی میشود. یکی از عوامل برهمزننده عملکرد عضلات، خستگی است. ازآنجاییکه برطبق اطلاعات گروه تحقیق تابهحال پژوهش جامعی این مطالعات را مورد بررسی قرار نداده است؛ بنابراین، هدف از انجام این مطالعه مروری نظاممند، بررسی تأثیر خستگی عضلانی بر بیومکانیک طبیعی کمربند شانهای است.

روش بررسی: این مطالعه براساس جستجوی الکترونیکی در بانکهای اطلاعاتی پابمد (PubMed)، اِسکوپوس (Scopus)، اِلزویر (Elsevier)، اُوید (Ovid)، سیناهِیل (CINAHL)، سایِنس دایرِکت (Science Direct)، پِروکوییست (ProQuest)، تامپسون (Thompson)، اِمبِیس (EMBASE) و مِدلاین (Medline) در فاصله زمانی بین سالهای ۲۰۱۲-۱۹۹۵ انجام گرفته است. کلیدواژههای استفادهشده عبارت از شانه، خستگی عضلانی، حس عمقی و کینماتیک بود.

یافتهها: حاصل این جستجوی الکترونیکی در بانکهای اطلاعاتی مذکور، ۳۵۰ مقاله بود که ۲۲ مطالعه معیارهای لازم را برای ورود به مطالعه داشتند. تفاوتهای بین مطالعات از نظر تعداد نمونهها، پروتکل خستگی و روشهای اندازهگیری مورد بررسی قرار گرفتند.

نتیجهگیری: بررسی مقالات نشان داد که خستگی فعالیت عضلات کمربند شانهای و درنتیجه کینماتیک ناحیه را تغییر میدهد و همچنین منجر به کاهش حس عمقی در طی وضعیتها و حرکات مختلف در هر دو مفاصل اسکاپولوتراسیک و گلنوهومرال میشود. بهطورکلی، نتایج نشان داد که شواهد کافی مبنی بر تأثیر خستگی بر کینماتیک کمربند شانهای وجود دارد و بیومکانیک طبیعی شانه را تغییر میدهد.


رامین محرمی، صدرالدین شجاع‌الدین، حیدر صادقی،
دوره ۱۶، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۴ )
چکیده

هدف:  این مطالعه بهمنظور بررسی تأثیر تمرینات تراباند بر حس وضعیت عضلات داخلی و خارجی گرداننده شانه مردان ورزشکار مبتلا به  سندرم گیر افتادگی شانه انجام شد.

روش بررسی: پژوهش حاضر مداخلهای و از نوع تحقیق نیمهتجربی بهصورت طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل است که در آن ۳۰ نفر از مردان مبتلا به سندرم گیرافتادگی شانه با دامنه سنی ۲۰ تا ۳۰ سال در دو گروه ۱۵ نفری آزمایش و کنترل بهصورت غیرتصادفی و هدفدار تقسیم شده بودند، شرکت داشتند. بهمنظور اندازهگیری حس وضعیت عضلات داخلی و خارجی گرداننده شانه از دستگاه ایزوکنتیک مدل بایودکس سیستم ۳ ساخت کشور آمریکا استفاده شد و برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون تی زوجی و مستقل در نسخه ۲۱ نرم افزار SPSS استفاده شد.

یافتهها: در گروه آزمایش پس از شش هفته تمرینات تراباند، بهبودی معنیداری در حس وضعیت عضلات داخلی و خارجی گرداننده شانه مردان ورزشکار مبتلا به  سندرم گیرافتادگی شانه در سه زاویه ۰، ۴۵ و ۹۰ درجه در سطح معنیداری ۰/۰۵ ایجاد شد (۰/۰۵=P).

نتیجهگیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که تمرینات تراباند منجر به بهبودی حس وضعیت هر دو گروه عضلانی داخلی و خارجی گرداننده شانه مردان ورزشکار مبتلا به سندرم گیرافتادگی میشود؛ ازاینرو، از این تمرینات بهدلیل مزایای آن میتوان بهصورت گسترده در تیمهای ورزشی و همچنین برای توانبخشی آسان و سریعتر بیماران بهره گرفت.


م‍ژگان فرهبد، مینا احمدی کهجوق، مهسا ستاری،
دوره ۱۶، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۴ )
چکیده

هدف: ناهنجاریهای عضلانی-اسکلتی از گستردهترین مشکلات دوران کودکی محسوب میشود. هدف از پژوهش حاضر بررسی شیوع ناهنجاریهای اندام فوقانی در دانشآموزان با نیازهای ویژه است.

روش بررسی: روش بررسی مقاله حاضر، روش مقطعی-توصیفی با نمونهگیری طبقهای نسبتی است. نمونهها برحسب ده درصد از دانشآموزان سال تحصیلی ۹۲-۱۳۹۱ از میان سه اختلال آسیب بینایی، آسیب شنوایی و کمتوانی ذهنی انتخاب شدند که در شهر تهران ۱۱۹۴ نفر، در شهرستانهای استان تهران ۱۵۲۶ نفر و در استان البرز ۵۵۹ نفر بودند. درمجموع، ۳۲۷۹ نفر شرکتکننده در مطالعه حضور داشتند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه دموگرافیک و شاقول استفاده شد و نتایج با استفاده از آمار توصیفی گزارش گردید.

یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که «افتادگی شانه» در دخترانِ با آسیب بینایی در استان البرز با % ۱۰۰ بیشترین میزان و در پسرانِ با آسیب بینایی شهر تهران کمترین میزان شیوع را با % ۳۴٫۹  داشت. در «ناهنجاریهای سر»، در انحراف سر به طرفین با%۷۶٫۶ دخترانِ با آسیب بینایی شهر تهران % ۷۶٫۶ و در «ناهنجاری سربهجلو» پسرانِ با آسیب بینایی شهرستانهای تهران با % ۳۸٫۳، بالاترین درصد شیوع را در مقایسه با دیگران داشتند

نتیجه گیری: ناهنجاریهای اندام فوقانی در دانشآموزانِ با نیازهای ویژه اعم از کمتوان ذهنی، آسیب بینایی و شنوایی بالا بوده است و تشخیص و درمان به موقع این ناهنجاریها ضروری است.


شهرزاد زندی، رضا رجبی، هومن مینونژاد، محمدعلی محسنی بندپی،
دوره ۱۶، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۴ )
چکیده

هدف: هدف از تحقیق حاضر مقایسه ثبات عملکردی شانه دست برتر و غیربرتر در دو گروه سالم و دارای ناپایداری قدامی شانه توسط آزمون YBT-UQ بود.

روش بررسی: در این مطالعه توصیفی ، ۲۸ والیبالیست زن دانشجو ۲۰ تا ۲۵ سال در دو گروه ۱۴ نفره با و بدون ناپایداری قدامی شانه به صورت هدفمند انتخاب شدند. آزمون ثبات عملکردی اندام فوقانی (YBT-UQ) از سمت برتر و غیربرتر افراد گرفته شد. پس از محرز شدن نرمال بودن توزیع داده‌ها توسط آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، از آزمون تی زوجی برای مقایسه دست برتر و غیربرتر و آزمون تی مستقل برای مقایسه نتایج دو گروه استفاده شد.

یافته‌ها: بیشترین نتایج نمره ترکیبی آزمون به ترتیب در اندام غیربرتر افراد سالم، اندام برتر افراد سالم، اندام غیربرتر افراد آسیب دیده و اندام برتر (آسیب‌دیده) افراد آسیب دیده مشاهده شد. در گروه سالم تفاوت معنی داری بین ثبات عملکردی اندام برتر و غیربرتر مشاهده نشد (p=۰,۱۴۴) در صورتیکه ثبات اندام غیربرتر گروه آسیب‌دیده به طور معنی‌داری بهتر از ثبات اندام برتر یا به عبارتی اندام آسیب دیده بود (p=۰.۰۰۱). در تمامی جهات ثبات اندام آسیب دیده نسبت به ثبات اندام برتر افراد سالم کاهش معنی داری داشت در حالیکه جز در جهت فوقانی-جانبی سمت غیربرتر دو گروه با یکدیگر تفاوت معنی داری نداشتند.

نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر ثبات عملکردی در شانه آسیب‌دیده دانشجویان والیبالیست‌ دارای ناپایداری شانه نسبت به شانه سالم آن‌ها و شانه برتر افراد سالم کمتر بوده بنابراین توصیه می‌شود تمرینات ثبات‌دهنده بخصوص در زنجیره حرکتی بسته در برنامه تمرینی این افراد قرار گیرد.



صفحه ۱ از ۲    
اولین
قبلی
۱
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه آرشیو توانبخشی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Archives of Rehabilitation

Designed & Developed by : Yektaweb