جستجو در مقالات منتشر شده


۱۰ نتیجه برای راه‌رفتن

ارمغان محمودیان، بهنام اخباری، مهیار صلواتی،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۸ )
چکیده

هدف: با توجه به میزان شیوع بالای بی ثباتی عملکردی مچ پا در میان ورزشکاران و نیاز این افراد برای انجام چند فعالیت به صورت همزمان در زمین مسابقه، این مطالعه با هدف مقایسه نیازهای توجهی کنترل راه رفتن بین ورزشکاران مبتلا به بی ثباتی عملکردی مچ پا و همتایان سالم انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه مقطعی مورد- شاهدی، ۱۶ورزشکار مبتلا به بی ثباتی عملکردی مچ پا و ۱۶ همتای سالم با نمونه گیری ساده انتخاب شدند. این مطالعه از نوع سه عاملی مختلط و با الگوی تکلیف دو گانه بوده و از سیستم تحلیل حرکت استفاده شد. زمان و طول گام، زمان، طول، فرکانس و پهنای قدم و زمان ایستایش (Stance) و زمان نوسان (Swing) قدم در حالی که داوطلبین ۲ دشواری از تکلیف راه رفتن (شامل راه رفتن روی دستگاه تردمیل با دو سرعت ۲/۱ و ۳/۶ کیلومتر در ساعت) و ۲ تحمیل تکلیف شناختی (شامل تحمیل صفر و شمارش معکوس) را تجربه می کردند، اندازه گیری و داده های حاصل با استفاده از آزمون های آماری مجذور خی، تحلیل واریانس سه طرفه مختلط و تی مستقل تجزیه و تحلیل شد.

یافته‌ها: آزمون تحلیل واریانس مختلط ۲×۲×۲ (۲ گروه×۲ دشواری تکلیف راه رفتن ×۲ دشواری تکلیف شناختی) اثر متقابل گروه در وضعیت را بر طول گام معنادار نشان داد (P=۰/۰۳)، به نحوی که در مواجهه با تکلیف شناختی در بیماران افزایش طول گام ولی در گروه سالم کاهش طول گام دیده شد. همچنین فرکانس قدم در گروه بیمار معنادار شد (P=۰/۰۴۹).

نتیجه‌گیری: به نظر می رسد که بی ثباتی عملکردی مچ پا با افزایش نیازهای توجهی کنترل راه رفتن همراه است. بنابراین تحمیل تکلیف شناختی ممکن است بتواند به عنوان یک استراتژی مؤثر در برنامه ورزشی و درمانی مبتلایان به بی ثباتی عملکردی مچ پا منظور گردد.


صدیقه‌سادات میرباقری، مهدی رصافیانی، محمود بهرامی‌زاده، مختار عراض‌پور، حمیدرضا مختاری‌نیا،
دوره ۱۲، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۳۹۰ )
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ارتز داینامیکی نئوپرنی بر پارامترهای کینماتیکی موثر بر راه رفتن در یک کودک فلج مغزی اسپاستیک دای پلژی و همچنین جهت برطرف نمودن نواقص موجود در طراحی و ساخت این ارتز جدید و گشودن عرصه تحقیقات بیشتر در این زمینه می‌باشد.

روش بررسی: این مطالعه گزارش موردی و به لحاظ هدف کاربردی می‌باشد. تحقیق بر روی یک دختر ۱۱ ساله مبتلا به فلج مغزی اسپاستیک دای پلژی با الگوی راه رفتن کراچ انجام گرفت. بعد از ساخت ارتز مطابق با اندازه های کودک، ارزیابی اولیه با استفاده از دستگاه آنالیز حرکت ۶ دوربینه (Vicon ۴۶۰) انجام شد و داده های کینماتیکی و پارامترهای فضایی- زمانی ثبت شدند. ارزیابی‌های ثانویه، بعد از پوشیدن ارتز به مدت ۶ هفته هر روز ۴ تا ۵ ساعت نیز انجام شد و تغییرات زوایای مفاصل هیپ، زانو ومچ با و بدون ارتز ارزیابی شدند.

یافته‌ها: نتایج این مطالعه در مورد تأثیر بلافاصله‌ایی ارتز در ابتدای مطالعه، کاهش بیشتر از ۵ درجه را در حداکثر و حداقل فلکشن زانو و دامنه حرکتی مفصل هیپ، با ارتز نشان داد و تعداد گام در دقیقه با ارتز افزایش یافت. در مورد تأثیر بلافاصله ایی با ارتز بعد از ۶ هفته، حداکثر و حداقل فلکشن هیپ و حداقل فلکشن زانو بیشتر از ۵ درجه کاهش یافت و طول گام حدودا ۱۲ سانتی متر افزایش یافته است. همچنین بعد از ۶ هفته مداخله، در حالت بدون ارتز، میانگین حداکثر فلکشن زانو، دامنه حرکتی مفصل هیپ و زانو بیشتر از ۵ درجه کاهش یافتند و تعداد گام در دقیقه افزایش یافت. 

نتیجه‌گیری: با استفاده از ارتز داینامیکی نئوپرنی راستای بیومکانیکی اندام تحتانی به سمت بهبودی پیش رفت و الگوهای حرکتی مفاصل نیز روان‌تر شدند. همچنین در این مطالعه با توجه به این که ارتز فقط اندام تحتانی را دربرمی‌گرفت، مشکلات مطالعات قبلی تا حدودی رفع گردید.


محمدعلی سنجری، علی‌اشرف جمشیدی، لیلا عباسی، سعیده سیدمحسنی، محمد کمالی،
دوره ۱۲، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۰ )
چکیده

هدف: در این تحقیق با استفاده از روش دینامیک غیرخطی، از شاخص ثبات دینامیک برای بررسی تأثیر اغتشاش درمانی در افراد مبتلا به ضایعه لیگامان صلیبی قدامی استفاده شده است.

روش بررسی: نمونه‌گیری به صورت غیراحتمالی قضاوتی از بین مردان ورزشکاری که حداقل ۶ ماه از ضایعه لیگامان صلیبی قدامی آنها گذشته بود صورت گرفت. با استفاده از تخته‌های تعادل، ۱۰ جلسه اغتشاش درمانی انجام گرفت. داده برداری سینماتیک مفاصل اندام‌ تحتانی با استفاده از الکتروگونیامتر قبل و بعد از درمان انجام شد. داده‌های سینماتیک مربوط به مفصل زانو در ۶۰ سیکل راه‌رفتن برای محاسبه شاخص ثبات دینامیک مورد استفاده قرارگرفت. سری‌های زمانی در پنج بعد بازسازی شدند و نمای لیاپانوف زمان محدود برای ۷ نفر قبل و بعد از دریافت تمرینات اغتشاشی محاسبه شد. از آزمون ناپارامتری ویلکاکسون برای بررسی تأثیر تمرینات استفاده شد.

یافته‌ها: مقدار شاخص ثبات دینامیک قبل و بعد از تمرینات به ترتیب ۰/۲±۰/۷ و ۰/۲±۰/۵ بود. تحلیل آماری نشان داد شاخص ثبات دینامیک راه‌رفتن افراد مبتلا به آسیب لیگامان صلیبی قدامی بعد از تمرینات اغتشاشی بهبود معناداری داشته است (۰/۰۱۶=P).

نتیجه‌گیری: تمرینات اغتشاشی در بهبود تعادل دینامیک افراد مبتلا به آسیب لیگامان صلیبی قدامی حین راه رفتن مؤثر بوده است. بنابراین با استفاده از محاسبات دینامیک غیرخطی می‌توان بستر نظری استواری برای طراحی و ارزیابی درمان‌های توانبخشی اختصاصی ضایعه لیگامان صلیبی قدامی ایجاد نمود. این روش‌های محاسباتی می‌تواند برای ارزیابی عملکردی دیگر مداخلاتی که در حرکاتی مثل راه رفتن تأثیر می‌گذارند نیز استفاده شود.


عباس فرجادپزشک، حیدر صادقی، مائده فرزادی،
دوره ۱۴، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۲ )
چکیده

هدف: هدف این مقاله، مقایسه توزیع فشار کف‌پایی و نیروی عکس‌العمل عمودی زمین در اندام‌غالب و غیرغالب افراد سالم با استفاده از تکنیک آنالیز اجزای اصلی (PCA) بود.

 روش بررسی: در این تحقیق تحلیلی و مقایسه‌ای ۲۰ مرد و زن بالغ سالم از بین نمونه‌های در دسترس به صورت ساده انتخاب شدند. توزیع فشار کف‌پایی و نیروی عکس‌العمل عمودی زمین با استفاده از سیستم پدار مورد اندازه‌گیری قرار گرفت. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون‌های تی زوج، آنالیز واریانس یک سویه (ANOVA)، ضریب همبستگی پیرسون و PCA مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.

یافت&zwjه‌ها: تفاوت معناداری در الگوی توزیع فشار مردان و زنان و هم‌چنین پای غالب و غیر‌غالب وجود نداشت. برای سمت غالب فشار و نیروی مربوط به پاشنه، انگشتان، انگشت شست و متاتارس اول و در سمت غیرغالب فشار و نیروی مربوط به ناحیه خارج وسط پا، ناحیه خارج جلوی پا، متاتارس اول و پاشنه نقاط مهم شناخته شد.

نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد سمت غالب مسئولیت پیشروی و پذیرش وزن و سمت غیرغالب مسئولیت کنترل تعادل را بر عهده داشته باشد. بنابراین در هنگام بررسی بیومکانیکی عملکرد پنجه، غالب یا غیرغالب بودن آن باید مدنظر قرار گیرد.


زهرا صفایی‌پور، علی استکی، فرهاد طباطبایی‌قمشه، سیدمحمدابراهیم موسوی،
دوره ۱۴، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۲ )
چکیده

هدف: هدف این تحقیق آنالیز نمودار گشتاور‌زاویۀ مَفصل مچ پا و تعیین مشخصات مَفصل مچ در مراحل و سرعت‌های مختلف راه‌رفتن برای کاربرد در طراحی پروتزهای مچ‌ و پنجۀ پا بود.

روش بررسی: مطالعه به‌صورت مقطعی‌تحلیلی بود و ۲۰ نمونۀ در دسترس انتخاب شدند. آنالیز راه‌رفتن در سرعت‌های مختلف و با دو صفحۀ نیرو و پنج دوربین انجام شد. براساس نمودار گشتاورزاویه، فاز ایستایی به سه مرحله تقسیم شد. مشخصات مَفصل مچ شامل شبه‌سفتی و کار در این مراحل محاسبه شد. مقایسۀ میانگین متغیرها در مراحل و سرعت‌های مختلف راه‌رفتن با آزمون آنالیز پراکنش سنجش مکرر صورت گرفت و برای برازش مدل خطی به داده‌ها، از آنالیز رگرسیون خطی استفاده شد.

یافته‌ها: نمودار گشتاور‌زاویه در سرعت‌های آهسته‌تر، در جهت عقربه‌های ساعت و با افزایش سرعت، خلاف جهت عقربه‌های ساعت بود. بهترین خط برازش‌شده به نمودار کار، سرعت راه‌رفتن ۰/۸۱=R۲ بود. بین شبه‌سفتی مَفصل مچ در سرعت تند و طبیعی با شبه‌سفتی در سرعت‌های کمتر، تفاوت معناداری وجود داشت (۰/۰۰۱>P).

نتیجه‌گیری: رفتار نمودار گشتاور‌ زاویه در سرعت‌های آهسته‌تر نشان‌دهندۀ عملکرد غیرفعال و اتلافی در مَفصل مچ و با افزایش سرعت، نشان‌دهندۀ عملکرد فعال این مَفصل بود. براساس نتایج، مشخصات مَفصل مچ در سرعت‌ها و مراحل مختلف راه‌رفتن تغییر می‌کند. بنابراین، در سرعت‌های پایین‌تر، یک مدل فنر‌دمپر با اتلاف تنظیم‌شده توانایی شبیه‌سازی عملکرد مفصل مچ را دارد؛ گرچه در سرعت‌های بیشتر، باید برای عناصر فعال، سهمی درنظر گرفت.


زینب رضاییان، محمدتقی کریمی، آرزو اشراقی، نیلوفر فرشته‌نژاد،
دوره ۱۷، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۵ )
چکیده

هدف زخم کف پا از عوارض مهم بیماران دیابتی است که بر توانایی ایستادن و راه‌رفتن آنان تأثیر می‌گذارد. راهکارهای درمانی متفاوتی برای کاهش نیروهای اعمالی روی پای این بیماران استفاده شده که اکثراً موقتی است و در بلندمدت مؤثر نیست. کفش‌های راکری برای درمان زخم‌های دیابتی توصیه می‌شود. براساس مقالات موجود این سؤال مطرح می‌شود: «آیا نیروهای اعمالی روی پا در افراد دیابتی با افراد سالم متفاوت است؟» علاوه‌براین مشخص نیست کدام نوع راکر (پنجه یا پاشنه) برای کاهش این نیروها مؤثرتر است؛ بنابراین هدف از این مطالعه مقایسه بین نیروهای اعمالی وارد بر پا در افراد دیابتی و افراد سالم و همچنین تعیین تأثیر راکرها بر این عوامل بود. فرضیه اصلی مطرح‌شده در این مطالعه بر این مبنا بود که راکرهای پنجه و پاشنه تأثیر مشابهی بر نیروهای اعمالی وارد بر پا در افراد دیابتی دارد.
روش بررسی در این مطالعه مداخله‌ای‌شبه‌تجربی ۲۰ نفر فرد سالم و ۲۰ نفر فرد بیمار مبتلا به نروپاتی دیابتی شرکت داشتند. تعداد نمونه‌ها براساس متوسط تعداد شرکت‌کنندگان در مطالعات قبلی انتخاب شده بودند. نمونه‌ها از میان بیماران ارجاع‌داده‌شده به کلینیک مراقبت از پای دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انتخاب شدند. متغیرهای زمانی-مکانی راه‌رفتن و نیروهای اعمالی روی پا طی راه‌رفتن با استفاده از سیستم تحلیل حرکت کوالیزیز مجهز به ۷ دوربین و یک صفحه نیروی کیسلر (۶۰×۵۰ سانتی‌متر) ثبت شد. از افراد خواسته ‌شد با سرعت دلخواه در طول آزمایشگاه راه بروند تا تأثیر آنی راکرها بر بیماران سنجیده شود. متغیرهایی شبیه متغیرهای زمانی-مکانی راه‌رفتن، حداکثر نیروی عکس‌العمل زمین و انتگرال نیرو-زمان (ضربه) تحلیل شد. تفاوت بین میانگین‌ها و تأثیرات بین افراد با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر ارزیابی و محاسبات آماری با استفاده از نسخه ۱۷ نرم‌افزار SPSS و با سطح معنی‌داری ۰۵/۰ انجام شد.
یافته‌ها براساس نتایج به‌دست‌آمده اختلاف عمده‌ای بین افراد دیابتی و سالم در متغیرها آهنگ راه‌رفتن، طول گام و درصد مرحله استانس مشاهده می‌شود (۰۵/۰>P). با وجود اینکه سرعت راه‌رفتن افراد دیابتی کمتر از افراد سالم بود؛ ولی اختلاف معناداری در این متغیر مشاهده نشد (۰۶/۰P). به نظر می‌رسد متوسط انتگرال نیرو-زمان بخش عمودی نیروی عکس‌العمل زمین براساس متغیر سمت و گروه متفاوت است (۰۵/۰>P).
نتیجه‌گیری انتگرال نیرو-زمان بخش عمودی نیروی عکس‌العمل زمین به‌طورعمده در افراد دیابتی بیشتر از افراد سالم بود. این امر می‌تواند زخم‌هایی در پای این افراد ایجاد کند. البته راکرهای پاشنه و پنجه در کاهش هیچ‌کدام از متغیرهای میزان نیروهای اعمالی و انتگرال نیرو-زمان مؤثر نبودند. توصیه می‌شود برای افزایش ثبات پویا و کاهش فشارهای کف‌پایی از کفش‌های راکری با سطح تکیه‌گاه عریض‌تر استفاده شود. مهم‌ترین محدودیت این مطالعه بررسی تأثیر آنی استفاده از راکر در این افراد بود. در مطالعات بعدی پیشنهاد می‌شود که تأثیر مداخلات راکری بعد از یک دوره استفاده ارزیابی شود.


مریم رستگار، سید حسین حسینی، محمدحسین ناصرملی، مرتضی تفاح،
دوره ۱۷، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

هدف افزایش پیش‌رونده جمعیت سالمندان در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته توجه را بیش‌ازپیش به سلامت این گروه سنی معطوف کرده است. یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های حرکتی زندگی روزانه راه‌رفتن است که نقشی حیاتی در زندگی افراد این گروه سنی ایفا می‌کند و می‌تواند به تأمین سلامت جسمانی و روانی سالمندان کمک شایانی کند. به‌طورخاص بررسی نیروی عکس‌العمل زمین در حین راه‌رفتن سالمندان در سرعت‌های مختلف و مقایسه آن با جوانان می‌تواند درک بهتری از سازوکارهای زیربنایی تنظیم سرعت در طول راه‌رفتن به‌وجود آورد. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی اثرات سن و سرعت راه‌رفتن بر نیروی عکس‌العمل عمودی زمین در جوانان و سالمندان بود.
روش بررسی آزمودنی‌های این پژوهش را پانزده مرد جوان و پانزده مرد سالمند تشکیل می‌داد که میانگین سنی آن‌ها به‌ترتیب ۴۶/۲۶ و ۳/۷۰ سال بود. همگی این افراد سالم و به روش نمونه‌گیری غیرتصادفی انتخاب شده بودند. یک مسیر پیاده‌روی ده‌متری در طول آزمایشگاه درنظرگرفته و یک صفحه نیروی سه‌محوره کیستلر در وسط مسیر جاسازی شد. فاصله نقطه شروع راه‌رفتن آزمودنی‌ها تا صفحه نیرو چهار متر بود. هریک از آزمودنی‌ها این مسیر ده‌متری را با سرعت‌های مختلف خودانتخابی (۱۰۰درصد) و کُند (۸۰درصد) و سریع (۱۲۰درصد) راه رفتند. نیروهای عکس‌العمل عمودی زمین طی مراحل استقرار راه‌رفتن شامل مرحله پذیرش وزن یا اوج اول (FZ۱) و مرحله میانه استقرار یا عمق (FZ۲) و مرحله پیشروی یا اوج دوم (FZ۳) با صفحه نیرو با فرکانس ۲۰۰ هرتز ثبت شد. داده‌‌ها با آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی تجزیه‌وتحلیل شد.
یافته‌ها نتایج نشان داد اثر سن (۰۰۲/۰=P) و سرعت (۰۰۱/۰=P) بر میانگین نیروی عکس‌العمل عمودی زمین معنی‌دار است. همچنین اثر تعاملی سن و سرعت بر میانگین نیروی عکس‌العمل عمودی زمین نیز معنی‌دار بود (۰۱۳/۰=P). مطابق آزمون بونفرونی در هر دو گروه سنی جوانان و سالمندان میانگین نیروی عکس‌العمل عمودی بین سرعت‌های مختلف تفاوت معنی‌داری داشت (۰۱/۰>P). به‌علاوه در سرعت‌های ۱۰۰درصد (۰۳۶/۰=P) و ۱۲۰درصد (۰۰۲/۰=P) بین جوانان و سالمندان تفاوت‌‌های معنی‌‌داری دیده شد. در سرعت ۸۰درصد در نیروهای اوج اول و عمق و اوج دوم عکس‌العمل عمودی زمین بین جوانان و سالمندان تفاوت معنی‌داری وجود نداشت (۰۵/۰P). این در حالی است که در نیروی عمق تفاوت معنی‌داری وجود نداشت (۰۵/۰P).
نتیجه‌گیری به‌طورخلاصه نتایج پژوهش حاضر نشان داد هنگام راه‌رفتن با سرعت‌های دلخواه و سریع نیروهای اوج اول و دوم در بین جوانان و سالمندان تفاوت معنی‌داری دیده شد؛ درحالی‌که در نیروی عمق تفاوت معنی‌داری وجود نداشت. علاوه‌براین در هر دو گروه سنی در مقدار نیروهای اوج اول و دوم بین سرعت‌های مختلف راه‌رفتن تفاوت‌های معنی‌داری مشاهده شد. از نتایج تحقیق حاضر چنین استنباط می‌شود که کاهش نیروی اوج اول عکس‌‌العمل عمودی زمین در سالمندان به‌نوعی مؤید ضعف پویا و واکنش سیستم عصبی‌عضلانی در آن‌ها و کاهش نیروی اوج دوم عکس‌العمل زمین بیانگر عملکرد ضعیف‌تر عضلات پلانتارفلکسور سالمندان در هنگام راه‌رفتن است. به‌نظر می‌‌رسد تقویت عضلات اندام تحتانی در سالمندان بتواند به بهبود سرعت راه‌رفتن آن‌ها کمک کند و در کاهش خطرهای افتادن و ناتوانی عملکردی مؤثر واقع شود.


الناز اسفندیاری، مختار عراض پور، حسن سعیدی، امیر احمدی،
دوره ۱۸، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۶ )
چکیده

هدف سکته مغزی به دنبال قطع یا اختلال خون‌رسانی به قسمتی از مغز ایجاد می‌شود. عوارض ناشی از سکته مغزی، می‌تواند از عوارض جزئی همانند علائم عصبی تا اختلالات خیلی شدید، بسته به محل و شدت آسیب‌دیدگی متفاوت باشد. همی‌پارزی یکی از شایع‌ترین اختلالات در افراد دچار سکته مغزی در فاز حاد این عارضه است. برخی اختلالات دیگر نیز همچون اختلالات تعادلی وضعیتی نیز ممکن است به دنبال سکته مغزی مشاهده شود. تمامی اختلالات نورولوژیکی ناشی از سکته مغزی ممکن است سبب محدودیت دامنه حرکتی افراد از رنج کم تا زیاد شود. بازیابی توانایی راه‌رفتن یکی از مهم‌ترین اهداف توان‌بخشی افراد دچار سکته مغزی است. از این رو استفاده از وسایل کمکی همچون ارتزها می‌تواند برای این افراد مفید واقع شود. یکی از متداول‌ترین روش‌های درمانی برای کنترل عارضه دراپ‌فوت ناشی از سکته مغزی استفاده از ارتزهای مچ پا-پایی است. ارتز مچ پا-پایی با فراهم کردن ثبات مچ و قرار دادن پا در وضعیت مطلوب از افتادگی پا و سایر حرکات ناخواسته جلوگیری می‌کند و باعث می‌شود تا راه‌رفتن عادی شود. هدف مطالعه مروری حاضر ارزیابی تأثیرگذاری ارتزهای مچ پا-پایی بر تعادل و مؤلفه‌های زمانی‌مکانی، کینتیکی و کینماتیکی راه‌رفتن افراد با عارضه دراپ‌فوت ناشی از سکته مغزی است.
روش بررسی جست‌وجو در پایگاه‌های اطلاعاتی گوگل، اشپرینگر، ساینس‌دایرکت، پابمد، و اوید برای یافتن مطالعات در بازه زمانی ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۶ که تاثیر ارتوزهای مچ پا- پایی را در افتادگی مچ سنجیده‌اند، انجام شده است. پس از بررسی و طبقه‌بندی مقالات به دست آمده، مقالات موجود بر اساس متغیرهای زمانی مکانی راه رفتن، کینتیک، کینماتیک و تعادل تحلیل شدند. در نهایت ۲۱ مطالعه جهت ارزیابی نهایی انتخاب شدند.
یافته‌ها ۲۱ مقاله درباره تأثیر ارتز مچ پا-پایی بر متغیرهای راه‌رفتن افراد دراپ‌فوت ناشی از سکته مغزی تجزیه‌وتحلیل شده است. متغیر زمانی‌مکانی در ۱۴ مقاله و مؤلفه‌های کینتیک و کینماتیک در هفت مقاله ارزیابی شده است. ارتز مچ پا-پایی تأثیر معناداری بر طول و عرض گام داشته است، ولی بر سرعت، کادنس، قرینگی راه‌رفتن و تعادل افراد تأثیر معنادار نداشته است. همچنین استفاده از ارتز مچ-‌پایی سبب بهبود مؤلفه‌های کینتیکی راه‌رفتن، کینماتیک مچ پا و کینماتیک زانو در فاز ایستایی می‌شود، ولی بر کینماتیک مفصل زانو در فاز نوسانی و کینماتیک مفصل هیپ در صفحه فرونتال و ساجیتال تأثیر چندانی نداشته است. درباره تأثیر ارتز بر ممان اینرسی و پاور مفاصل مطالعات اندکی وجود داشت، ولی نتیجه حاکی از نبود تفاوت معنادار در این مؤلفه‌ها بود.
نتیجه‌گیری این مطالعه نشان داد مدل های مختلف ارتز مچ پا-پاییاستاتیک یا دینامیک، بسته به جنس و طراحی‌شان، تأثیرهای متناقضی بر تعادل، مؤلفه‌های کینتیک، کینماتیکی و متغیرهای راه‌رفتن افراد سکته مغزی می‌گذارند. استفاده از ارتزهای مچ پا-پایی در مقایسه با وضعیت بدون ارتز سبب راه رفتن مناسب تر افراد با عارضه افتادگی مچ پا میشود. با توجه به نتایج این مطالعه، بسته به نیاز و شرایط هر بیمار باید بهترین و مناسبترین ارتز مچ پا-پایی به صورت انحصاری و با در نظر گرفتن شرایط هر فرد برای او طراحی و ساخته شود. 


سعید فرقانی، صنم توکلی اسکوئی،
دوره ۱۸، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۶ )
چکیده

هدف گروهی از افراد مبتلا به بی‌ثباتی مزمن مچ پا، با وجود اینکه علائمی از سستی لیگامان‌های خارجی مفصل را نشان نمی‌دهند، از کاهش عملکرد و خالی‌شدن مفصل مچ پا به‌ویژه حین انجام فعالیت‌های دینامیک رنج می‌برند که از آن با عنوان بی‌ثباتی عملکردی مچ پا یاد می‌شود. سازماندهی اطلاعات دریافتی از سیستم‌های حسی و به دنبال آن تولید پاسخ‌های حرکتی مناسب و نیز تعدیل استراتژی‌های مورد نیاز برای تطبیق موقعیت بدن نسبت به شرایط محیطی، نیازمند فعالیت سیستم‌های شناختی و توجه است. مطالعات اندکی به بررسی تأثیر فعالیت شناختی بر کنترل پوسچرال افراد مبتلا به بی‌ثباتی عملکردی مچ پا پرداخته‌اند. این مطالعات قابل تعمیم به شرایط دینامیک راه‌رفتن به عنوان یکی از مهم‌ترین و پراستفاده‌ترین فعالیت‌های روزانه نیست. اعمال تکلیف شناختی می‌تواند باعث ایجاد تغییراتی در روند راه‌رفتن و تعادل شود که ممکن است احتمال خالی‌شدن مفصل مچ پا را افزایش دهد. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر فعالیت شناختی بر تعادل حین راه‌رفتن در افراد مبتلا به بی‌ثباتی عملکردی مچ پا انجام شده است.
روش بررسی به منظور انجام این پژوهش ۱۲ فرد آماده از نظر جسمانی که به بی‌ثباتی عملکردی مچ پا مبتلا بودند و ۱۲ فرد سالم انتخاب شدند. برای هر فرد سه مرحله ارزیابی انجام شد که عبارت بود از: راه‌رفتن با سرعت عادی و راه‌رفتن همراه با اعمال تکلیف شناختی و اعمال تکلیف شناختی در وضعیت نشسته. برای انجام تکلیف شناختی از افراد خواسته شد هم‌زمان با راه‌رفتن از رقمی که به صورت تصادفی اعلام می‌شود (اعداد بین ۲۰۰ تا ۲۵۰؛ ارقامی که به ۰ یا ۷ ختم می‌شوند حذف شدند)، ۷ تا ۷ تا به عقب برگردند. داده‌ها با استفاده از هفت دوربین مادون قرمز ثبت و با نرم‌افزار Visual-۳D محاسبه شد. متغیرهای سرعت راه‌رفتن، زمان و طول قدم، زمان فاز استانس و سوئینگ محاسبه شد. برای مقایسه متغیرها قبل و بعد از تحمیل تکلیف شناختی از آزمون پارامتریک تی زوج و برای مقایسه نتایج بین گروه مبتلا و کنترل از آزمون تی مستقل استفاده شد. تغییرپذیری زمان قدم با استفاده از ضریب همبستگی درون‌گروهی محاسبه شد. 
یافته‌ها افراد مبتلا به بی‌ثباتی عملکردی مچ پا در سرعت قدم کاهش معنادار و در زمان فاز استانس و سوئینگ و زمان قدم طی اعمال تکلیف شناختی نسبت به شرایط بدون اعمال تکلیف شناختی افزایش معناداری نشان دادند (۰/۰۵>P). افراد مبتلا، تغییرپذیری بیشتری را در هر دو حالت راه‌رفتن و در متغیر زمان قدم نسبت به گروه سالم نشان دادند. 
نتیجه‌گیری با توجه به نتایج به‌دست‌آمده مشخص شد افراد مبتلا به بی‌ثباتی عملکردی مچ پا در وضعیت تکلیف دوگانه زمان بیشتری را در فاز سوئینگ سپری می‌کنند و در هر دو حالت تکلیف یگانه و تکلیف دوگانه نسبت به افراد سالم ثبات دینامیک کمتری دارند. استراتژی حرکتی متفاوت افراد مبتلا به بی‌ثباتی عملکردی مچ پا در شرایط تکلیف دوگانه نسبت به افراد سالم می‌تواند خطر پیچ‌خوردگی مجدد را افزایش دهد.


امین مهدی زاده، سمیه لوک زاده، آزاده ریاحی، سیدعلی حسینی، نسرین جلیلی،
دوره ۲۰، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۸ )
چکیده

هدف بیماری ام‌اس یک اختلال مزمن التهابی، دمیلینیزاسیون و نورودژنراتیو سیستم عصبی مرکزی و همچنین شایع‌ترین علت غیرتروماتیک ناتوانی نورولوژیک در افراد جوان است. ابتلا به بیماری ام‌اس در میان زنان، به‌ویژه زنان جوان نسبت به مردان در سراسر دنیا حدود ۱/۵ تا سه برابر بیشتر است. تخریب میلین در هر ناحیه‌ای از مغز ممکن است علائم خاصی را بروز دهد. یکی از علائم ناتوان‌کننده اختلال در تعادل و راه‌رفتن است که با اشکال در جابه‌جایی از یک مکان به مکان دیگر، حفظ وضعیت ایستاده و انجام فعالیت‌های عملکردی مثل راه‌رفتن و دورزدن همراه است. همه این عوامل فرد را در معرض از‌دست‌دادن تعادل و افتادن قرار می‌دهد. شیوع زیاد ام‌اس در اصفهان، این شهر را در زمره مناطق ریسک متوسط تا زیاد ام‌اس در آسیا و اقیانوسیه قرار داده است. از این‌رو این پژوهش بر آن است از دیدگاه کل‌نگر کاردرمانی، عوامل جسمانی و شناختی مؤثر بر راه‌رفتن افراد مبتلا به ام‌اس (قدرت عضلات اندام تحتانی، شناخت و توجه) را در شهر اصفهان بررسی کند.
روش بررسی این پژوهش از نوع همبستگی‌تحلیلی بود و در آن از روش نمونه‌گیری دردسترس استفاده شد. جامعه مطالعه‌شده تمام بیماران مبتلا به ام‌اس در مرداد سال ۱۳۹۶ در شهر اصفهان بودند که در این مطالعه بر اساس فرمول حجم نمونه و معیارهای ورود و خروج ۷۰ بیمار (۲۴ مرد و ۴۶ زن با میانگین سنی ۷‌/۵۵±۳۲/۲۰) مبتلا به ام‌اس محاسبه و به مطالعه وارد شدند. معیارهای ورود شامل داشتن بیماری ام‌اس با تشخیص و تأیید پزشک نورولوژیست با بررسی ام‌آرآی بیمار، توانایی خواندن و نوشتن و همچنین توانایی حداقل صد متر راه‌رفتن مستقل بود. معیارهای خروج نیز وجود هرگونه بیماری نورولوژیک دیگر و تمایل‌نداشتن بیمار برای همکاری در پژوهش در نظر گرفته شد. پس از ارائه توضیحات کافی و کسب رضایت آگاهانه درباره پژوهش، پرسش‌نامه و آزمون‌های مذکور برای انجام پژوهش به آن‌ها ارائه و تکمیل شد. در این مطالعه از آزمون‌های بررسی مختصر وضعیت شناختی، ۱۰ متر راه‌رفتن، برخاستن و رفتن، برخاستن از صندلی و آزمون استروپ استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها از نسخه ۱۶ نرم‌افزار SPSS و آزمون ضریب همبستگی پیرسون (با توجه به فاصله‌ای‌بودن متغیرها) و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام‌به‌گام استفاده شد.
یافته‌ها در این پژوهش ۷۰ بیمار مبتلا به ام‌اس واجد شرایط مشارکت داشتند. نتایج به‌دست‌آمده همبستگی منفی و معناداری را بین نمرات آزمون سرعت راه‌رفتن (۱۰ متر راه‌رفتن) با نمرات متغیرهای قدرت عملکردی عضلات اندام تحتانی (۰/۰۰۱>P) و توجه (۰/۰۱=P) نشان دادند. همچنین همبستگی معنی‌داری نیز بین قدرت عضلات اندام‌های تحتانی با میزان تعادل دیده شد (۰/۰۱=P) . نتایج آزمون رگرسیون گام‌به‌گام نشان داد متغیر قدرت عملکردی عضلات اندام تحتانی بیشترین سهم را در تبیین واریانس میزان سرعت راه‌رفتن در این افراد داشته است.
نتیجه‌گیری بر اساس یافته‌های این مطالعه، بین عوامل جسمانی و شناختی اثرگذار بر تعادل و راه‌رفتن در افراد مبتلا به ام‌اس که هنوز قادر به راه‌رفتن هستند (قدرت عملکردی عضلات اندام تحتانی، شناخت و توجه) قدرت عملکردی عضلات اندام تحتانی مهم‌ترین عامل اثرگذار بر تعادل و سرعت راه‌رفتن در این بیماران است و باید در فرایند توان‌بخشی، به‌ویژه کاردرمانی در این بیماران، توجه بیشتری به برنامه تقویت عضلات اندام‌های تحتانی شود.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه آرشیو توانبخشی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Archives of Rehabilitation

Designed & Developed by : Yektaweb