۴۲ نتیجه برای توجه
علیرضا جزایری، مهرشاد ارشدی،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۴-۱۳۷۹ )
چکیده
هدف: سرند اختلالات همراه (Comorbid) با سوءمصرف مواد در نوجوانان. سوءمصرفکننده از میان اختلالات مختلف، سه اختلال بیش فعالی و نقص توجه (ADHD)-سلوک (Conduct) و افسردگی (Depression) در نمونه ای خاص از نوجوانان ایرانی بررسی شد.
روش بررسی: تعداد ۳۳ نفر سوءمصرفکننده، ۳۵ نفر بزهکار سوءمصرفکننده، ۳۴ نفر بزهکار غیر سوءمصرفکننده دختر و پسر از میان نوجوانان کانون اصلاح و تربیت تهران انتخاب با تعداد ۳۳ نفر نمونه عادی (دختر و پسر) از مدارس جنوب شهر تهران، با استفاده از پرسشنامه خودسنجی آکنبک (YSR) (آکنبک، ۱۹۹۱)، پرسشنامه دموگرافیک و تاریخچه مصرف دارو (طراحیشده توسط پژوهشگران) بررسی شدند.
یافتهها: در اختلال بیش فعالی و نقص توجه، بین دو گروه سوءمصرفکننده با دو گروه غیر سوءمصرفکننده، تفاوت معنا دار وجود داشت، اما بین پسران و دختران، تفاوت معنادار نبود. در اختلال سلوک، تفاوت معنادار بین دو جنس وجود داشت. در پسران، گروه های سوءمصرفکننده با عادی تفاوت معنادار داشتند. در دختران، بزهکاران سوءمصرفکننده با سه گروه دیگر تفاوت معنادار داشتند. در اختلال افسردگی، تفاوت بین دو جنس معنادار بود: در پسران، سه گروه انتخابی از کانون اصلاح و تربیت، با گروه عادی تفاوت داشتند و در دختران، سوءمصرفکنندگان با بزهکاران و گروه عادی تفاوت معنادار داشتند.
نتیجهگیری: به نظر می آید سه اختلال، دارای الگوی جنسیتی متفاوتی در بین گروه ها باشند. ADHD در هر دو جنس یکسان بود. در اختلال سلوک و افسردگی، بین دو جنس تفاوت معنادار وجود داشت. در هر دو جنس، اختلال ADHD با سوءمصرف مواد همراه (Comorbid) نبود. اختلال سلوک با سوءمصرف مواد در هر دو جنس همراه نبود و اختلال افسردگی تنها در دختران با سوءمصرف مواد همراه بود. به نظر می آید با توجه به تست خودسنجی نوجوانان آکنبک (YSR) پروفایل روانی خاصی برای سوءمصرف کنندگان وجود دارد که آنها را از غیر سوءمصرفکننده جدا می کند.
کتایون خوشابی، فیروزه ساجدی،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۴-۱۳۷۹ )
چکیده
نام سندرم X شکننده برگرفته از یک نقطه شکننده (Constriction) قابل تشخیص بر کروموزوم (در محل ۲۷/۳ xq) در محیط کشت کروموزومی بدون اسید فولیک می باشد. قسمت بدون ثبات شامل تکرار ترینوکلئوتیدی است که در نسلهای بعدی تشدید می شود (آمپلیفیکاسیون DAN) و موجب بروز فتوتیپ شدیدتری در فرد می شود. %۲۰ مردان دچار سندرم X شکننده طبیعی هستند. دختران این افراد دارای کروموزوم غیر عادی خواهند بود (ناقلین) و نوه های دختر و پسرشان با علامت خواهند شد. در سندرم تیپیک پسران مبتلا دچار عقب ماندگی ذهنی، ماکروسفالی، گوشهای بزرگ و برجسته، صورت دراز و بزرگی بیضه ها می باشند.
از نظر وجود اختلالات رفتاری همراه، وجود علایم مشابه اختلالات نافذ رشد مثل اوتیسم، اختلال توجه و تمرکز/بیش فعالی (ADHD) ذکر گردیده است. اشکال تواناییهای شناختی به صورت مشکلات یادگیری تا اشکالات شدید مطرح شده است.
بیماران ما ۲ مورد (یک پسر ۶ ساله و یک پسر ۷ ساله ) بودند که به دلیل پر تحرکی مراجعه کردند. در معاینه فیزیکی وجود علایم اختلال توجه و تمرکز/بیش فعالی (ADHD) همچنین علایم سندرم X شکننده تأیید شد. در آزمایش کشت کرموزومی نیز وجود شکنندگی در محل ۲۷/۳ xq مشخص گردید.
آرش میرابزاده،
دوره ۲، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۸۰ )
چکیده
مطالعه حاضر مروری است و آخرین یافته های مربوط به تغییرات توجه و حافظه در بیماران مبتلا به اوتیسم که امروز منتشر شده اند. مهم ترین تغییرات توجه در اوتیسم :
- اختلال عملکرد در سیستم تنظیم کننده برانگیختگی در حالات بیشتر و کمتر از حد معمول
- کاهش تطبیق یافتن و پردازش محرکات جدید
- توجه بیش از حد به بعضی از محرکات محیطی کم ارزش، به علت عدم درک معنای محرکات مشخص اجتماعی
مهمترین تغییرات حافظه در اوتیسم :
- حافظه عادتی بهنجار
- نقص در حافظه کارآمد
- نقص در حافظه ضمنی و صریح
- یادآوری ضعیف تر مطالب در وضعیت یادآوری آزاد نسبت به یادآوری با سرنخ
- اشکال در حافظه کلامی در موضوعات سازمان دهی شده از نظر معنایی
- عملکرد بالای حافظه در بعضی از بیماران در زمینه هایی نظیر، از برخواندن، توانایی خواندن آهنگ یا شناخت قطعات متفاوت موسیقی
حسن شمساسفندآبادی ، سوزان امامیپور، سیدجلال صدرالسادات،
دوره ۴، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۲ )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی میزان شیوع اختلال رفتاری در دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدایی مدارس دولتی شهر ابهر در سال تحصیلی ۱۳۸۰-۱۳۸۱ انجام گرفته است در این پژوهش هم چنین رابطه ای بین میزان اختلال رفتاری با عامل های جنسیت، پیشرفت تحصیل، میزان تحصیل و وضعیت شغلی والدین مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: پرسش نامه ی اختلال رفتاری راتر ویژه ی معلمان که رفتارهای کودکان را در کلاس درس مورد بررسی قرار می دهد بر روی ۶۰۰دانش آموز (۳۰۰دختر و ۳۰۰پسر) که با استفاده از روش نمونه برداری چند مرحله ای انتخاب شدند ، اجرا شد.
یافتهها: یافته های پژوهش نشان داد که، میزان شیوع اختلال رفتاری بر اساس نقطه برش پیشنهادی ۹، در دانش آموزان %۴۳/۳ است، میزان شیوع اختلال رفتاری در دختران %۴۲ و در پسران ۴۴/۷ است. نتایج نشان دادند که اختلالات رفتاری در %۶/۳ کل آزمودنی ها شدید است. این میزان در دختران برابر %۵/۶ و در پسران برابر با %۷ است.
نتیجهگیری: بین میزان اختلال رفتاری دختران و پسران تفاوت معنی دار وجود نداشت اما بین اختلال رفتاری و پیشرفت تحصیلی هم بستگی منف معنی داری وجود داشت، هم چنین بین میزان تحصیل مادر در اختلال رفتاری دانش آموزان رابطه معنی دار وجود داشت اما میزان تحصیل پدر تاثیر معنی داری نداشت. بین میزان اختلالات رفتاری دانش آموزان و وضعیت شغلی پدر رابطه معنی دار وجود داشت که نتایج به دست آمده مورد بحث و تفسیر قرار گرفته است.
اصغر دادخواه، علیحسین سازمند، فاطمه بهنیا، مسعود کریملو، مرجان مدنی،
دوره ۶، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۴ )
چکیده
هدف: اختلال نقص توجه - بیش فعالی از زمره بحث انگیز ترین اختلالات روانی دوره کودکی است. انجمن روانپزشکی آمریکا نیز میزان شیوع ADHD را بین ۳ تا ۵ درصد در سنین مدرسه تخمین زده است. از طرف دیگر، نوشتن نیز یکی از نیازهای خاص در زندگی محسوب میشود و اختلالات و مشکلات نوشتاری هم میتواند مسائل متعددی در ایجاد ارتباط اجتماعی و یادگیری به وجود آورد. در این پژوهش با استفاده از یکی از کارآمدترین آزمونهای رشد گرفتن دقیق به بررسی مهارتهای پیش نوشتاری در کودکان دچار اختلال نقص توجه همراه با بیش فعالی می پردازیم. هدف از این مطالعه مقایسه مهارتهای پیش نوشتاری کودکان دچار نقص توجه همراه با بیش فعالی با کودکان عادی پسر ۶–۴ ساله میباشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مقطعی و مورد شاهدی بوده و بر روی ۲۱ پسر ۶-۴ ساله بدون سابقه صدمه مغزی، صدمات ارتوپدیک در دست، علائم آشکار نابسامانیهای عاطفی و بدون استفاده از فعالیتهای کار درمانی انجام شد. ۲۱ نفر از همسالان عادی نیز به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. مهارتهای پیش نوشتاری با استفاده از آزمون EDPA و در دو بخش الگوهای گرفتن مداد و مهارتهای ترسیمی مورد بررسی قرار گرفت. امتیاز افراد برای هر یک از سئوالهای آزمون از ۱ تا ۴ میباشد.
یافتهها: نتایج به دست آمده با استفاده از آزمون T مستقل نشان داد که الگوهای گرفتن و مهارتهای ترسیمی در کودکان عادی و ADHD با یکدیگر متفاوت است. طبق این آزمون میانگین نمرات کودکان ADHD در الگوهای گرفتن در مقایسه با کودکان عادی پایین میباشد. همچنین آزمون T مستقل در مورد مهارتهای ترسیمی بین دو گروه عادی و ADHD نتیجه مشابهی ارائه میدهد.
نتیجهگیری: به طور کلی نتایج به دست آمده از این پژوهش بیانگر این مسئله است که کودکان ADHD در مقایسه با کودکان عادی مهارتهای پیش نوشتاری ضعیفتری دارند.
کتایون خوشابی، آمنه ستارهفروزان، شهرام مرادی، پروانه محمدخانی،
دوره ۷، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۵ )
چکیده
هدف: با توجه به اهمیت بالینی اختلال بیشفعالی/ کمبود توجه بهعنوان یکی از شایعترین اختلالات رفتاری در کودکان و تأثیر آن در سیستم خانواده در پژوهش حاضر به بررسی عوامل خطرساز در ابتلا به این اختلال پرداخته میشود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع تحلیلی مقایسهای بوده و آزمودنیهای پژوهش حاضر را ۱۹۲ کودک مبتلا به اختلال بیشفعالی/ کمبود توجه که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس در یک دوره زمانی دو ساله(ابتدای سال ۸۲ تا انتهای سال ۸۳) به مرکز روانپزشکی اطفال ارجاع شده بودند و تشخیص اختلال بیشفعالی/ کمبود توجه بر اساس معیارهای DSM-IV توسط دو روانپزشک کودک در آنها مسجل شده بود (گروه آزمایش) و ۲۱۰ کودک جامعه عادی که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی از مدارس و مهدهای کودک شهر تهران انتخاب شده و از لحاظ متغیرهای پژوهش با گروه آزمایش همتاسازی شده بودند (گروه کنترل)، تشکیل میدادند. دادههای پژوهش با کمک روشهای توصیفی مانند فراوانی و درصد و نیز استفاده از روشهای آمار استنباطی نظیر خیدو مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: یافتهها نشان داد جنسیت فرزندان یک عامل مهم در بروز این اختلال می باشد و میزان بروز این اختلال در پسران از دختران بیشتر است (P=۰/۰۰۰۱ و X۲=۳۳/۸). خویشاوندی والدین یک عامل خطرساز در بروز این اختلال می باشد و میزان بروز ADHD در فرزندان والدین دارای نسبت خویشاوندی از فرزندانی که والدین غیرخویشاوند دارند بیشتر است (P=۰/۰۳ و X۲=۴/۹۵). میزان بروز اختلال ADHD در کودکانی که سابقه ابتلا به اختلال بیش فعالی در والدین و بستگان آنها وجود دارد بیشتر از کودکانی است که سابقه ابتلا به اختلال بیش فعالی در والدین و بستگان آنها وجود ندارد (P=۰/۰۰۰۱ و X۲=۲۶/۸۸). دارا بودن سابقه بیماریهای روانی در والدین نیز یک عامل خطرساز در بروز این اختلال می باشد و میزان بروز اختلال ADHD در کودکان والدینی که دارای سابقه بیماری های روانی می باشند بسیار بیشتر از کودکان والدینی است که سابقه بیماری های روانی ندارند (P=۰/۰۰۰۱ و X۲=۹/۸۳). در نهایت میزان بروز اختلال ADHD در فرزندان اول و دوم بسیار بیشتر از فرزندان سوم و بالاتر است (P=۰/۰۰۰۱ و X۲=۲۳/۴۱).
نتیجهگیری: پسر بودن، ازدواج خویشاوندی، سابقه ابتلا به اختلال بیش فعالی در والدین و بستگان، سابقه بیماری های روانی در والدین و فرزند اول و دوم بودن از عوامل خطرساز مهم در بروز ADHD می باشد.
حمید یعقوبی، علیرضا جزایری، کتایون خوشابی، بهروز دولتشاهی، زهرا نیکنام،
دوره ۸، شماره ۰ - ( ۳-۱۳۸۶ )
چکیده
هدف: این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی روش نوروفیدبک و مقایسه آن با ریتالین و درمان ترکیبی نوروفیدبک و ریتالین توأم در کاهش علائم اختلال بیشفعالی / کمبود توجه انجام شده، یعنی اثربخشی این روشهای درمانی را بر افزایش نمرات هوشی آزمودنیها مد نظر قرار داده است.
روش بررسی: در این پژوهش شبه تجربی که به شکل (Case series) انجام شد، تعداد ۱۶ نفر آزمودنی مبتلا به اختلال بیشفعالی – کمبود توجه نوع مرکب که به صورت هدفمند انتخاب شده بودند، در ۴ گروه مختلف به مدت ۱۰ هفته تحت درمان با هر یک از سه رویکرد فوق قرارگرفتند. گروه چهارم هیچ درمانی نگرفتند.
یافتهها: نتایج نشان داد که درمان ترکیبی نوروفیدبک و ریتالین در هر ۴ آزمودنی موجب افزایش هوشبهر شده است. درمان با ریتالین به تنهایی نیز در هر ۴ آزمودنی موجب افزایش نمرات هوشی گردید، اما این میزان در برخی موارد خیلی قابل توجه نبود. روش درمانی نوروفیدبک نیز در ۳ نفر از آزمودنیها موجب افزایش نمره هوشبهر گردید. در گروه چهارم تغییراتی حاصل نشد.
نتیجهگیری: اثربخشی درمان ترکیبی نوروفیدبک و ریتالین در افزایش نمرات کودکان مبتلا به اختلال بیشفعالی/نقص توجه در آزمون هوشی تجدید نظر شده وکسلر کودکان بیشتر از هریک از دو روش دیگر به تنهایی است.
حسین طالبی، سیدعلیاکبر طاهایی، محمد اکبری، محمد کمالی،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۶ )
چکیده
هدف: بیماریهای عروقی مغز از جمله مهمترین و شایعترین بیماریهایی میباشند که بر سیستم شنیداری مرکزی اثر میگذارند. در پژوهش حاضر سعی گردیده است تا وضعیت توجه شنیداری (انتخابی و تقسیم شده) بیماران مبتلا به سکته مغزی ۷۵-۴۰ ساله که هیچگونه شکایتی از شنوایی خود نداشتند، بررسی شده و با افراد هنجار مقایسه گردد.
روش بررسی: مطالعه مقطعی مقایسهای حاضر، روی ۱۵ بیمار مبتلا به سکته مغزی با جنسیت مذکر و رده سنی ۷۵-۴۰ سال که با نمونهگیری هدفمند و غیر احتمالی گزینش و ۱۵ فرد هنجار که با بیماران جور شده بودند انجام گرفت. بیماران مذکور به دو گروه تقسیم شدند: ۶ بیمار با ضایعه در نیمکره چپ و ۹ بیمار با ضایعه در نیمکره راست. سپس به منظور بررسی توجه انتخابی شنیداری و توجه تقسیم شده شنیداری به ترتیب از آزمونهای جملات رقابتی و اعداد دایکوتیک در نسخههای اصلاح شده فارسی استفاده گردید.
یافتهها: میانگین امتیاز آزمون جملات رقابتی در هر دو گوش بیماران مبتلا به سکته مغزی با میانگین امتیاز این آزمون در هر دو گوش افراد هنجار در برخی از موارد، اختلاف معنا داری داشت (P<۰/۰۵). میانگین امتیاز آزمون اعداد دایکوتیک در هر دو گوش بیماران مبتلا به سکته مغزی با میانگین امتیاز این آزمون در هر دو گوش افراد هنجار در عمده موارد اختلاف معنا داری داشت (P<۰/۰۵).
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش، توجه انتخابی شنیداری در مواردی اندک و در مقابل توجه تقسیم شده شنیداری در عمده موارد تحت تأثیر سکته مغزی قرار میگیرند. بیماران مبتلا به سکته مغزی که شواهدی از زبان پریشی در آنها مشاهده نمیشود، اختلالاتی در روند پردازش شنیداری مرکزی آنها آشکار میگردد. به عبارت دیگر، کم شنوایی مخفی این دسته از بیماران در قالب اختلالات توجه شنیداری نمود مییابد.
سیدجلال صدرالسادات، زهرا هوشیاری، رضا زمانی، لیلا صدرالسادات،
دوره ۸، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۶ )
چکیده
هدف: پرسشنامه SNAP-IV، مقیاسی جهت تشخیص و درجهبندی اختلال بیشفعالی – کمبود توجه است که توسط سوانسون، نولان و پلهام تألیف شده است. هدف از این پژوهش تعیین مشخصات روان سنجی این آزمون در جامعه کودکان ۷ تا ۱۲ سال شهر تهران بر اساس نظرات والدین است.
روش بررسی: پژوهش توصیفی حاضر از نوع مطالعات متدولوژیک، کاربردی و اعتبارسنجی است. از جامعه کودکان تهرانی، نمونهای به حجم ۱۰۰۰ نفر به روش نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند و سپس از مادران این کودکان خواسته شد طبق مقیاس SNAP-IV، کودک خود را ارزیابی کنند. ۶۸۶ پرسشنامه بطور کامل پاسخ داده شد و مابقی بعلل مختلف و نقصهای موجود حذف گردید. بدین ترتیب حجم نمونه نهایی ۶۸۶ نفر بود. ۳۰ نفر از اعضاء نمونه مجدداً یک ماه پس از اجرای اصلی، مورد آزمون قرارگرفتند. همچنین مصاحبه بالینی نیز روی ۳۰ نفر از نمونهها انجام شد. جهت بررسی و تحلیل دادهها از آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، کولموگراف – اسمیرنوف، لوین و آزمون تی برنز فیشر استفاده شد.
یافتهها: روایی ملاکی آزمون ۰/۴۸ و طبق تحلیل عامل این آزمون دارای ۳ عامل است که مجموعاً %۵۶ واریانس را تبیین میکنند. روایی محتوا نیز مورد تأیید متخصصان است. ضریب پایایی بازآزمون برابر با %۸۲، آلفای کرونباخ ۰/۹۰ و ضریب دو نیمه کردن ۰/۷۶ میباشد. نقطه برش در کل مقیاس و هر کدام از خرده مقیاسهای کمبود توجه و بیش فعالی به ترتیب برابر با ۱/۵۷ و ۱/۴۵ و ۱/۹ است.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد آزمون از مشخصات روان سنجی مناسبی برخوردار است و استفاده همراه با اطمینان آن را در موقعیتهای مختلف پژوهشی، تشخیصی و درمانی توصیه میکند.
سیدمحمود میرزمانی، فاطمه هداوندخانی،
دوره ۹، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۷ )
چکیده
هدف: این پژوهش به منظور بررسی تأثیر موسیقی و حرکات موزون بر دامنه توجه دانشآموزان دختر کمتوان ذهنی صورت گرفت.
روش بررسی: در این پژوهش که از نوع مطالعات تجربی- مداخلهای بوده و به صورت پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل انجام شد، ۲۶ دانشآموز دختر کمتوان ذهنی از پایههای چهارم و پنجم مرکز آموزش استثنایی دانش شهر ری (سال تحصیلی ۸۶-۱۳۸۵) با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی تعادلی به دو گروه مساوی تخصیص یافتند و سپس با انتساب تصادفی، مداخله فعالیتهای موسیقایی (شامل موسیقی و اجرای حرکات موزون) در گروه آزمون به مدت ۱۵ هفته و هر هفته دو جلسه اجرا گردید. در این مدت گروه کنترل تحت این تمرینات قرار نداشته و فقط برنامه درسی معمولی را دریافت نمودند. برای هر دو گروه قبل و بعد از اجرای مداخلات، خردهآزمون تیک زنی از آزمون کتلر- لارنت – تیریو (KLT) به منظور سنجش دامنه توجه اجرا شد. به دلیل کم بودن تعداد آزمودنیها در هر گروه، از آزمونهای ناپارامتری یعنی از آزمون رتبهای علامت دار ویلکاکسون برای مقایسه تفاوت میانگینها در یک گروه و آزمون یو منویتنی برای مقایسه میانگینها در دو گروه استفاده شد.
یافتهها: بین میانگین نمرات پیشآزمون و پسآزمون توجه در گروه آزمون، تفاوت معنیدار وجود داشت(P<۰/۰۰۱)، ولی در گروه کنترل این تفاوت، معنیدار نبود (P=۰/۳۶۷). همچنین میانگین نمرات توجه دو گروه کنترل و آزمون پس از مداخله تفاوت معنیدار داشته و عملکرد گروه آزمون بهتر بود (P=۰/۰۰۲). در حالی که بین میانگین نمرات دو گروه قبل از مداخله تفاوت معنیداری وجود نداشت (P=۰/۵۲۰).
نتیجهگیری: با استناد به دادههای بهدست آمده میتوان نتیجه گرفت، با اجرای فعالیتهای موسیقایی، دامنه توجه دانشآموزان کمتوان ذهنی بهبود مییابد. البته لازم به توضیح است که با توجه به نوع نمونهگیری، امکان تعمیم نتایج این تحقیق کاهش مییابد.
لیلا رهنما، بهنام اخباری، مهیار صلواتی، انوشیروان کاظم نژاد،
دوره ۹، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۸۷ )
چکیده
هدف: کاهش منابع توجهی در مبتلایان به کاهش یا اختلال اطلاعات حسی دیده شده است. هدف از این مطالعه مقایسه نیازهای توجهی کنترل پاسچرال ورزشکاران مبتلا به بیثباتی عملکردی مچ پا و همتایان سالم میباشد.
روش بررسی: ۱۵ ورزشکار دانشجوی مبتلا به بیثباتی عملکردی مچ پا و ۱۵ فرد همتای سالم با نمونهگیری ساده و در دسترس انتخاب و در این مطالعه مقطعی مورد- شاهدی که بر اساس الگوی تکلیف دوگانه طراحی شد مورد مقایسه قرار گرفتند. ابزار بهکار رفته سیستم تعادلی بایودکس بود که با استفاده از آن شاخص ثبات کلی، در حالی که آزمودنیها ۲ دشواری از تکلیف پاسچرال (شامل سطح ثباتی ۵ و ۷ از سیستم تعادلی بایودکس) و ۲ تحمیل تکلیف شناختی (شامل تحمیل صفر و شمارش معکوس) را تجربه میکردند، اندازه گیری شد. به منظور بررسی اثر متقابل متغیرهای مستقل (دشواری تکلیف پاسچرال، دشواری تکلیف شناختی و سطح سلامتی) با متغیر وابسته مورد مطالعه (شاخص ثبات کلی) از آزمون تحلیل واریانس چند عاملی مختلط و جهت مقایسه میانگین متغیر وابسته در دو گروه مورد مطالعه، از آزمون تی مستقل استفاده شد
یافتهها: آزمون تحلیل واریانـس اثرهای متقـابل سطح سلامتی با دشواری تکلیف پاسچرال و دشواری تکلیفشناختی بر شاخص ثباتی کلی را معنیدار نشـان داد. به این معنی که بیمـاران در مواجهه با تکـلیفشناختی (P=۰/۰۱) و ایسـتادن بر سـطح بیثباتتر (P=۰/۰۳)، افزایش بیشتری در شاخص ثبات کلی به نسبت گروه سالم نشان داده و اختلال پاسچرال بیشتری داشتند.
نتیجهگیری: به نظر میرسد که بیثباتی عملکردی مچ پا با افزایش نیازهای توجهی کنترل نیمه پویای پاسچرال همراه است. بنابراین تحمیل تکلیف شناختی ممکن است بتواند به عنوان یک استراتژی مؤثر در برنامه ورزشی مبتلایان به بیثباتی عملکردی مچ پا منظور گردد.
پارسا هوشور، فاطمه بهنیا، کتایون خوشابی، هوشنگ میرزایی، مهدی رهگذر،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۸ )
چکیده
هدف: اختلال نقص توجه – بیش فعالی شایعترین اختلال عصبی رفتاری دوران کودکی می باشد که برای بهبود تعاملات اجتماعی و عاطفی ایشان به مداخلات روانی اجتماعی نیاز است و یکی از تأثیرگذارترین این برنامه ها آموزش گروهی والدین می باشد. هدف این مطالعه بررسی تأثیر برنامه آموزش گروهی والدین بر میزان اختلالات رفتاری کودکان دچار نقص توجه- بیشفعالی می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه شبه تجربی ۵۴ کودک ۴ تا ۱۰ ساله مبتلا به اختلال نقص توجه- بیشفعالی، از بین مراجعهکنندگان به ۷ مرکز کاردرمانی سطح شهر تهران بهروش ساده و در دسترس انتخاب و به طور تصادفیتعادلی به دو گروه شاهد و مداخله اختصاص یافتند. علاوه بر برنامه های کاردرمانی و دارودرمانی مشترک در هر دو گروه، به مادران کودکان گروه مداخله، به مدت ۸ جلسه دو ساعته و بهصورت هفتگی برنامه آموزش گروهی والدین طبق دستورالعمل فرزندپروری مثبت ساندرز (۲۰۰۵) ارائه شد. ابزار گرد آوری داده ها شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه ۴۸ سئوالی مقیاس ردهبندی والدین کانرز بود. دادههای حاصل به وسیله آزمون های آماری مجذور خی، تی زوجی، تی مستقل و آنالیز کوواریانس تحلیل شد.
یافتهها: علی رغم بهبود معنادار هر دو گروه در ارزیابی درونگروهی قبل و بعد، میزان کاهش نمرات خرده مقیاس های رفتاری سلوک (P<۰/۰۰۱)، اضطراب (P<۰/۰۰۱)، شاخص بیشفعالی (P=۰/۰۱۶) و نمره کل پرسشنامه (P<۰/۰۰۱) در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد معنادار بود. در حالی که در خرده مقیاس های یادگیری (P=۰/۰۵۲)، تکانشی بیش فعالی (P=۰/۲۶۷) و مشکلات روانتنی (P=۰/۵۲۶) تغییر معناداری ایجاد نشد.
نتیجهگیری: آموزش گروهی والدین کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیشفعالی در کاهش میزان اختلالات رفتاری و اضطرابی ایشان تأثیر گذار است و این مداخله می تواند در کنار برنامه های دارودرمانی و کاردرمانی سودمند واقع شود.
آزاده ساداتی، علی حسین سازمند، هوشنگ میرزایی، مسعود کریملو،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۸ )
چکیده
هدف: یکی از موارد مهم و مورد توجه در کودکان، توانایی و یا ناتوانی در انجام فعالیتهای حرکتی است که در رشد عملکردهای شناختی و رفتارهای اجتماعی کودک تأثیر میگذارد. هدف این مطالعه بررسی تأثیر فعالیتهای حرکتی درشت بر فرایند توجه (توجه پایدار، تغییر توجه) دانشآموزان پسر نشانگان داون ۸ تا ۱۲ ساله میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه مداخلهای و تجربی، ۲۶ دانشآموز مبتلا به نشانگان داون بهصورت هدفمند از ۴ مدرسه کودکان استثنایی شهید بهشتی، احیا، پیدایش و پیروزی انتخاب شده و با آزمونهای توجه (توجه پایدار و تغییر توجه) و مقیاس رشدی ازرتسکی مورد ارزیابی اولیه قرار گرفتند. سپس نمونهها بهصورت تصادفیتعادلی به دو گروه مداخله (۱۳ نفر) و کنترل (۱۳ نفر) تخصیص یافتند. برای گروه مداخله، مداخلات با تأکید بر فعالیتهای حرکتی درشت به مدت ۸ هفته (هفتهای ۲ بار) انجام گرفت. بعد از اتمام مداخلات، دو گروه مجدداً تحت ارزیابی قرار گرفته و دادههای حاصل با استفاده از آزمون تی زوجی و تی مستقل مورد تجزیهوتحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: مقایسه نمرات آزمونهای توجه قبل و بعد از مداخله در گروه کنترل (توجه پایدار P=۰/۶۵۴ و تغییر توجه P=۰/۱۶۳) و مقیاس رشدی ازرتسکی (P=۰/۳۷۷)، حاکی از عدم اختلاف معنادار بود، اما در گروه مداخله تأثیر معنادار مداخلات دیده شد (P<۰/۰۰۱). همچنین در نمره مربوط به کاهش انقطاع از تکلیف، بین میانگین سطح نمرات هر دو گروه مداخله (P<۰/۰۰۱) و کنترل (P<۰/۰۰۱) اختلاف معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری: تقویت فعالیتهای حرکتی درشت بر فرایند توجه (توجه پایدار و تغییر توجه) دانشآموزان نشانگان داون بهطور معناداری مؤثر است.
ارمغان محمودیان، بهنام اخباری، مهیار صلواتی،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۸ )
چکیده
هدف: با توجه به میزان شیوع بالای بی ثباتی عملکردی مچ پا در میان ورزشکاران و نیاز این افراد برای انجام چند فعالیت به صورت همزمان در زمین مسابقه، این مطالعه با هدف مقایسه نیازهای توجهی کنترل راه رفتن بین ورزشکاران مبتلا به بی ثباتی عملکردی مچ پا و همتایان سالم انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی مورد- شاهدی، ۱۶ورزشکار مبتلا به بی ثباتی عملکردی مچ پا و ۱۶ همتای سالم با نمونه گیری ساده انتخاب شدند. این مطالعه از نوع سه عاملی مختلط و با الگوی تکلیف دو گانه بوده و از سیستم تحلیل حرکت استفاده شد. زمان و طول گام، زمان، طول، فرکانس و پهنای قدم و زمان ایستایش (Stance) و زمان نوسان (Swing) قدم در حالی که داوطلبین ۲ دشواری از تکلیف راه رفتن (شامل راه رفتن روی دستگاه تردمیل با دو سرعت ۲/۱ و ۳/۶ کیلومتر در ساعت) و ۲ تحمیل تکلیف شناختی (شامل تحمیل صفر و شمارش معکوس) را تجربه می کردند، اندازه گیری و داده های حاصل با استفاده از آزمون های آماری مجذور خی، تحلیل واریانس سه طرفه مختلط و تی مستقل تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: آزمون تحلیل واریانس مختلط ۲×۲×۲ (۲ گروه×۲ دشواری تکلیف راه رفتن ×۲ دشواری تکلیف شناختی) اثر متقابل گروه در وضعیت را بر طول گام معنادار نشان داد (P=۰/۰۳)، به نحوی که در مواجهه با تکلیف شناختی در بیماران افزایش طول گام ولی در گروه سالم کاهش طول گام دیده شد. همچنین فرکانس قدم در گروه بیمار معنادار شد (P=۰/۰۴۹).
نتیجهگیری: به نظر می رسد که بی ثباتی عملکردی مچ پا با افزایش نیازهای توجهی کنترل راه رفتن همراه است. بنابراین تحمیل تکلیف شناختی ممکن است بتواند به عنوان یک استراتژی مؤثر در برنامه ورزشی و درمانی مبتلایان به بی ثباتی عملکردی مچ پا منظور گردد.
حمید علیزاده، سارا اکبری، فریبا یادگاری،
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۹ )
چکیده
هدف: هدف تحقیق حاضر بررسی نیمرخ رشد زبان دانش آموزان با و بدون اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی است.
روش بررسی: در این پژوهش مقایسهای مورد– شاهدی، از بین دانش آموزان پایه اول ابتدایی شهر قزوین ۳۰ کودک (۱۵ پسر و ۱۵ دختر) با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی با نمونهگیری ساده و ۳۰ کودک سالم که با گروه مورد همتاسازی شده بودند شرکت کردند. ابزارهای بهکار رفته، آزمون رشد زبان (TOLD-P:۳) برای ارزیابی زبان و گفتار، مقیاس درجه بندی کانرز برای معلمان بهمنظور ارزیابی اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی و آزمون ریون برای ارزیابی هوش بودند. دادههای حاصل با روش تحلیل واریانس مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: بین نیمرخ رشد زبان دانش آموزان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی و دانشآموزان سالم تفاوت معناداری وجود داشت (۰۰۱/۰P<)، اما در بین گروه های جنسی در هر یک از گروههای مورد (۰/۲۵۴=P) و شاهد (۱/۰۰=P) تفاوت معنادار آماری وجود نداشت. واژگان تصویری، واژگان ربطی، واژگان شفاهی، درک دستوری، تمایزگذاری کلمه، گوش کردن، سازماندهی، صحبت کردن، معنی شناسی و نحو در گروه مورد به طور معناداری پایین تر از گروه شاهد بود، اما در تقلید جمله، تحلیل واجی و تولید کلمه بین دو گروه تفاوتی وجود نداشت.
نتیجه گیری: کودکان با نارسایی توجه/ بیش فعالی در برخی از جنبه های رشد زبان از سطح پایین تری نسبت به کودکان طبیعی برخوردارند.
صمد قصابی، معصومه پورمحمدرضای تجریشی،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۹ )
چکیده
هدف: اختلال نارسایی توجه- بیشفعالی یکی از متداولترین شرایط مزمن روانی در خلال کودکی است که با نشانههای بیتوجهی، بیشفعالی و برانگیختگی مشخص میشود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر خودآموزشدهی کلامی بر بهبود نشانههای بیتوجهی در دانشآموزان مقطع ابتدایی مبتلا به اختلال نارسایی توجه- بیشفعالی، نوع بیتوجهی غالب انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع تجربی (آزمایشی) با طرح پیشآزمون و پسآزمون و گروه کنترل بود. از جامعه آماری متشکل از دانشآموزان پایههای دوم و سوم مقطع ابتدایی شهر تبریز، با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای، ۳۰ دانشآموز پسر مبتلا به اختلال نارسایی توجه- بیشفعالی، نوع بیتوجهی غالب بر مبنای نسخه چهارم پرسشنامه نشانه مرضی کودکان (سی اس آی-۴) و مصاحبه روانشناس بالینی (مبتنی بر ملاکهای دیاِساِم-۴) انتخاب و بر اساس آزمون هوش ریون رنگی همتا شده و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش در ۸ جلسه خودآموزشدهی کلامی را دریافت نمودند. بهمنظور بررسی ارتباط نشانههای بیتوجهی و خودآموزشدهی کلامی و کنترل اثر پیشآزمون، از تحلیل کوواریانس استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بین کاربندی خودآموزشدهی کلامی و کاهش نشانههای بیتوجهی رابطه معنادار (P<۰,۰۰۱) وجود دارد.
نتیجهگیری: مداخله خودآموزشدهی کلامی باعث کاهش نشانههای بیتوجهی دانشآموزان مبتلا به اختلال بیتوجهی غالب شد.
ثریا قرباغی، زهرا محمد جانی، حسین سورتجی، اکبر بیگلریان،
دوره ۱۲، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۰ )
چکیده
هدف: رشد توجه و مهارتهای حرکتی در یادگیری، رشد و کارهای روزمره زندگی کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری اهمیت زیادی دارد. این در حالی است که نقص قابل توجهی در زمینه مهارتهای حرکتی و توجه در این کودکان مشاهده میشود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تحریک حسی بهوسیله جلیقه وزین بر مهارتهای حرکتی و توجه کودکان ۱۰-۶ ساله دارای اختلالات یادگیری بود.
روشبررسی: در این مطالعه مداخلهای و تجربی، شرکتکنندگان در پژوهش شامل ۱۲ کودک ۱۰-۶ ساله مبتلا به اختلالات یادگیری مراجعه کننده به مراکز توانبخشی وابسته به دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی بودند که بهصورت تصادفی در دو گروه مداخله و مقایسه جای گرفتند. نمونهها از طریق نمونهگیری ساده و در دسترس انتخاب شدند. مهارتهای حرکتی و توجه طی دو مرحله پیشآزمون و پسآزمون با استفاده از مقیاس رشد حرکتی لینکلن ازرتسکی و مقیاس رتبهبندی کانرز اندازهگیری و نتایج ثبت شد. مداخله پژوهش بهصورت ارائه تحریک حسی مداوم با استفاده از جلیقه وزین در طی خدمات معمول کاردرمانی به قرار ۳ جلسه ۴۵ دقیقهای در هفته و برای ۱۲ جلسه بر روی گروه مداخله اجرا شد. دادههای پژوهش با استفاده از آزمون رتبههای نشان دار ویلکاکسون و آزمون من- ویتنی تحلیل شد.
یافتهها: بین نمرات پیشآزمون و پسآزمون مهارتهای حرکتی در گروه مداخله تفاوت معناداری وجود داشت(۰/۰۰۳=P)، ولی در گروه مقایسه تفاوت معناداری وجود نداشت. همچنین بین نمرات پیشآزمون و پسآزمون توجه در گروههای مداخله و مقایسه تفاوت معناداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که تحریک حسی مبتنی بر جلیقه وزین از لحاظ آماری بر مهارتهای حرکتی مؤثر بوده، اما بر توجه تأثیر معناداری ندارد؛ لذا میتوان از این فن در جهت بهبود رشد مهارتهای رشد حرکتی در کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری بهره گرفت.
ثریا عابدیشاپورآبادی، معصومه پورمحمدرضایتجریشی، پروانه محمدخانی،
دوره ۱۳، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۳۹۱ )
چکیده
هدف: اختلال بیشفعالی/نارسایی توجه یکی از شایعترین اختلالات روانپزشکی دوران کودکی میباشد. یکی از درمانهای مؤثر در این اختلال که در ترکیب با دارودرمانی به کار میرود آموزش والدگری مثبت است. هدف مطالعه حاضر، تعیین اثربخشی برنامه گروهی والدگری مثبت بر نشانههای اختلال بیشفعالی/نارسایی توجه در کودکان ۴ تا ۱۰ سال بود.
روش بررسی: در این مطالعه پیش تجربی، از طرح پیشآزمون و پسآزمون تک گروهی استفاده شد و مادران ۲۶ کودک با اختلال بیشفعالی/نارسایی توجه، مراجعه کننده به مراکز اخوان و رفیده به شیوه هدفمند و در دسترس انتخاب شدند و در ۸ جلسه آموزشی برنامه گروهی والدگری مثبت (یک جلسه ۲ ساعته در هر هفته) شرکت کردند. مادران به فرم کوتاه و تجدید نظرشده مقیاس درجهبندی کانرز والدین، قبل و بعد از شرکت در جلسات آموزشی پاسخ دادند. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک متغیری با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر نشان داد که آموزش برنامه گروهی والدگری مثبت به مادران به ترتیب منجر به کاهش میانگین شاخص بیشفعالی/نارسایی توجه، بیشفعالی، مخالفتجویی، و مشکلات شناختی و توجه شده است. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی بیانگر آن بود که تفاوت بین زوج میانگینهای بیشفعالی با مخالفتجویی و مشکلات شناختی و توجه، شاخص بیشفعالی/نارسایی توجه با مخالفتجویی، مشکلات شناختی و توجه، و بیشفعالی معنادار (۰/۰۵
نتیجهگیری: آموزش گروهی برنامه والدگری مثبت موجب بهبود نشانههای اختلال در کودکان با اختلال بیشفعالی/نارسایی توجه میشود و به عنوان روش ترکیبی با دارو درمانی به نتایج مثبت میانجامد.
سولماز سلوکی، فاطمه بهنیا، کتایون خوشابی، ابراهیم پیشیاره، سمانه حسینزاده،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۱ )
چکیده
هدف: این مطالعه ارتباط عملکرد حرکتی،توجه پایدار و کنترل تکانه را در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه بیش فعالی ((ADHD و عادی بررسی و مقایسه کرده است.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی تحلیلی ۲۱ پسر مبتلا به اختلال ADHDو ۲۱ پسر عادی در دامنه سنی ۷ تا ۱۰ سال شرکت کردند. عملکرد حرکتی با استفاده از آزمون «کفایت حرکتی برونینکز اوزرتسکی» و توجه پایدار و کنترل تکانه با استفاده از « آزمون عملکرد مداوم» بررسی شد.
یافتهها: نتایج آزمون تی مستقل و من ویتنی نشان داد گروه ADHD و عادی در عملکردهای حرکتی درشت، ظریف و کلی همچنین توجه پایدار و کنترل تکانه اختلاف معناداری با هم دارند (۰٫۰۰۰۱
P) و کلی (۰/۰۰۰۱>P) بین دو گروه تفاوت معناداری دارد. ضریب همبستگی تکانشگری و عملکرد حرکتی درشت(۰/۳۷۹=P)، ظریف (۰/۹۲=P) و کلی (۰/۵۶۲=P) بین دوگروه تفاوت معناداری نداشت.
نتیجهگیری: بر طبق نتایج مطالعه توجه پایدار و کنترل تکانه با اغلب عملکردهای حرکتی در گروه ADHD و عادی مرتبط بودند این مسئله میتواند به درمانگران جهت تعیین اولویتهای توانبخشی و استفاده از راهکارهای دقیق جهت ارتقا عملکرد حرکتی کودکان کمک کند.
ساناز سلطانپرست، زهرا جعفری،
دوره ۱۴، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۲ )
چکیده
هدف: افزایش ضرورت ارزیابی حافظه در کار بالینی در ایران و همچنین عدم دسترسی به یک تکلیف جامع و استانداردسازی شده بر اساس فرهنگ و زبان فارسی در جمعیت کودکان، کاربرد نسخه فارسی مقیاس عصب روان شناختی رایج را برای ارزیابی حافظه و یادگیری کلامی، یعنی آزمون حافظه شنوایی کلامی ری، در این گروه ایجاب می کند. به همین علت، هدف پژوهش حاضر بررسی روایی و پایایی آزمون حافظه شنوایی-کلامی ری در کودکان فارسی زبان مبتلا به اختلال بیش فعالی نقص توجه بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر روی ۴۶ کودک هنجار و ۳۷ کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی نقص توجه راست دست در محدوده سنی ۷ تا ۱۱ سال از دو جنس با شنوایی هنجار، با تکمیل نسخه فارسی آزمون حافظه شنوایی- کلامی ری و آزمون ظرفیت توجه شنوایی پیوسته انجام شد.
یافتهها: در تعیین روایی همگرا، بین نتایج آزمون ری در سه مرحله میانگین، یادآوری بلافاصله، یادآوری تاخیری و شاخص امتیاز کل (تعداد کل خطاها) آزمون ظرفیت توجه شنوایی پیوسته همبستگی منفی معناداری دیده شد (r=-۰/۵۳۶, P=۰/۰۰۱). بررسی روایی تفکیکی با مقایسه امتیازات آزمون بین دو گروه کودکان هنجار و کودکان دچار اختلال نقص توجه بیش فعالی، تفاوت معنادار یافته های آن ها را در کلیه مراحل آزمون نشان داد (۰/۰۰۱>P). همچنین بررسی پایایی آزمون با اجرای نسخه دوم آزمون روی ۲۳ کودک هنجار، همبستگی بالایی بین نتایج دو نسخه آزمون نشان داد.
نتیجهگیری: نسخه فارسی آزمون حافظه شنوایی- کلامی ری از روایی و پایایی خوبی برخوردار است و می توان از آن برای بررسی نقص حافظه شنوایی-کلامی در کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی نقص توجهی استفاده کرد.