۱۵ نتیجه برای کرمی
میرمصطفی سادات، محمدجواد زهتاب، محسن کرمی،
دوره ۱، شماره ۲ - ( پاييز ۱۳۷۹ )
چکیده
هدف: در کلیه مراکز درمانی براساس ارزیابی تعداد بیماران مراجعه کننده، نوع ضایعات و علل ایجاد آنها، نسبت به پیشگیری، درمان و توانبخشی ضایعات، اقدامات ضروری صورت می گیرد. درمانگاه ارتوپدی بیمارستان سینا به عنوان مرکز ارجاع تروما در شبانه روز پذیرای بیماران بسیاری از تهران و شهرستان ها است. در این مطالعه، تلاش می شود به بررسی توصیفی بیماران مراجعه کننده به درمانگاه ارتوپدی بیمارستان سینا و طبقه بندی آنها، در مورد زمینه شناسی برخی آسیبهای شایع پرداخته شود.
روش بررسی: ۷۹۶ بیمار طی ماه های آبان، آذر و دی ۱۳۷۷ به درمانگاه ارتوپدی بیمارستان سینا مراجعه کرده اند. متوسطه سنی بیماران ۲۸/۸ سال و %۷۸ آنها مذکر هستند. ۵۳۰ نفر از بیماران (%۶۷) دچار انواع شکشتگی ، ۴۹ نفر (%۶) دچار انواع در رفتگی مفاصل ، ۸۴ نفر (%۱۰) دچار ضایعات له شدگی اندام و مابقی دچار صدمات لیگامانی شده اند. %۳۰ بیماران در اثر زمین خوردن، %۲۲ در اثر تصادف به صورت عابر پیاده، %۵ در اثر تصادف با موتور سیکلت، دچار ضایعه شده اند. از این بیماران، ۲۵۰ نفر نیاز به بستری و درمان در بیمارستان داشته اند.
یافته ها: توجه دقیق به تعداد مراجعان به بیمارستانها و مراکز درمانی در تهران و شهرستانها و حتی در مناطق مختلف تهران و میزان توانایی آنها در ارائه خدمات با توجه به پرسنل تعداد تختهای موجود، وجود وسایل مصرفی بیماران ارتوپدی و تجهیزات، بسیار مهم می باشد و مطالعه توصیفی حاضر وجود مشکل قابل بررسی جدی ای را نشان می دهد.
نتیجه گیری: برنامه ریزی دقیق ایجاد مراکز درمانی با امکانات و قابلیتهای شایسته، بر اساس تعداد مراجعان و آمارهای توصیفی ضرورت دارد. این مطالعه شروع یک مطالعه گسترده در این زمینه است.
علیاکبر سیاری، سیدعباس باقرییزدی ، بهروز جلیلی، کتایون خوشابی، داود شاهمحمدی ، فرید ایمانزاده ، حسن کرمی،
دوره ۲، شماره ۳ - ( پاييز و زمستان ۱۳۸۰ )
چکیده
هدف: این پژوهش یک مطالعه مقطعی است که به منظور بررسی وضعیت کودک آزاری جسمانی در کودکان شهر تهران، در آذر ۱۳۷۹ به مدت ده روز انجام گرفته است.
روش بررسی: در این پژوهش، ۴۵ دستیار آموزش دیده تخصصی کودکان، ۳۰۱۹ کودک زیر ۱۸سال مراجعه کننده به سه مرکز آموزشی کودکان تهران ( بیمارستان های بهرامی، حضرت علی اصغر (ع) و مرکز طبی کودکان ) را مورد مطالعه قرار دادند که از این تعداد، ۱۵۷۸ پسر و ۱۴۴۱ دختر بودند. با انجام مصاحبه بالینی، معاینه فیزیکی و تکمیل پرسش نامه بررسی کودک آزاری جسمانی روی مراجعان این مراکز، در مجموع ۳۶۷ کودک، یعنی ۱۲/۲ درصد آنها ( ۱۴/۵درصد پسران و ۹/۶ درصد دختران) دچار آزار جسمانی شده بودن.
یافتهها: علائم آسیب، بیشتر در صورت، اندام فوقانی، پشت و اندام تحتانی بود. شدت آسیب وارده، ۱۲/۸درصد موارد شدید و ۸۷/۲ درصد موارد در حد متوسط بوده است. والدین بیش از سایرین، عامل کودک آزاری جسمانی در خانواده کودکان آسیب دیده، بیشتر مربوط به پر اولاد بودن، اعتیاد یکی از اعضای خانواده و وجود استرس حاد و شدید در طول ۶ماه گذشته بوده است.
نتیجهگیری: با انجام آزمون ۲x ارتباط معنی داری بین اقدام به کودک آزاری جسمانی باسن، جنس، محل سکونت، جدایی والدین و سابقه آزار جسمانی در کودکی والدین، مشاهده شد(۰۰۱/۰>pvalue)
ناهید خداکرمی، مرضیه حسابی نژاد، علیرضا اکبرزاده باغبان، فرین سلیمانی،
دوره ۱۱، شماره ۰ - ( ویژهنامه توانبخشی اعصاب اطفال ۱۳۸۹ )
چکیده
هدف: اهمیت رشد و تکامل شیرخواران و تأثیر غیر قابل انکار آن بر سلامت نسل های آتی سبب می شود تا همواره محققین در پی شناسایی راهکارهایی باشند که موجب بهبود شاخص های رشدی و تکاملی گردد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر ماساژ بر شاخص های رشدی و حیطه های تکاملی شیرخواران طراحی و اجرا شد .
روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی با تخصیص تصادفی است که بر روی ۹۲ شیرخوار مراجعه کننده به مرکز بهداشتی درمانی امام خمینی شهر قم در سال ۱۳۸۸ انجام گرفت. ابزار گردآوری دادهها شامل یک فرم اطلاعات دموگرافیک و شاخص های رشدی شامل: وزن، قد، دورسر، دورسینه و دور بازو بودند. جهت شاخص های تکاملی در سن دو ماهگی از چک لیست بررسی تکامل استفاده گردید و در سن چهار ماهگی از آزمون تکاملی "پرسشنامه سنین و مراحل" استفاده گردید. شیرخواران در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. در گروه آزمایش به مادر آموزش داده شد که هرشب قبل از خواب و هر بار ۱۵ دقیقه به مدت دو ماه شیر خوار را به روش ماساژ سوئدی لمس نماید. سپس شاخص های رشدی و تکاملی در چهار ماهگی بررسی و با هم مقایسه گردیدند.
یافته ها: هر دو گروه از نظر جنس، شاخصهای رشد و تکامل در ورود به مطالعه همسان بودند. بعد از مداخله، افزایش وزن (P<۰/۰۰۱) دور سینه(P<۰/۰۰۱)، دور بازو(P<۰/۰۰۱) در گروه آزمایش بیشتر از شاهد بود و اختلاف آماری معنی داری وجود داشت. افزایش دور سر و قد در گروه آزمایش بیشتر بود اما تفاوت معنی داری نداشت.از نظر حیطه های تکاملی در ۴ ماهگی در حیطه حرکات درشت (P>۰/۰۳) و شناختی- اجتماعی (P<۰/۰۰۱) در گروه آزمایش تفاوت معنی دار بود و در حیطه ارتباطی ارزش اخباری بینابینی بود (P = ۰/۰۵۸)، ولی در حیطه حرکات ظریف و حل مسئله اختلاف معنی دار مشاهده نگردید.
نتیجه گیری: ماساژ بر شاخص های رشد و تکامل شیرخواران موثر است.
لیلا اکرمی، فاطمه هداوندخانی، مریم داودی،
دوره ۱۳، شماره ۰ - ( ویژهنامه: توانبخشی اعصاب اطفال ۱۳۹۱ )
چکیده
هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه سلامت عمومی، عزت نفس و مهارتهای اجتماعی خواهران و برادران، دانشآموزان کمتوانذهنی آموزش پذیر و عادی در شهر یزد میباشد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مورد-شاهدی است. ۸۰ نفر از خواهران و برادران، دانشآموزان کمتوانذهنی و ۸۳ نفر از دانشآموزان عادی با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای به عنوان گروه نمونه انتخاب گردید و پرسشنامه سلامت عمومی، عزت نفس رزنبرگ و مهارتهای اجتماعی متسون در اختیار آنها قرار گرفت. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پ&zwjیرسون و آزمونهای آماری کولموگروف-اسمیرنوفوتی مستقل تحلیل شد.
یافتهها: نتایج بدست آمده از آزمون t مستقل، تفاوت معناداری بین خواهران دانشآموزان کمتوانذهنی در مهارتهای اجتماعی از جمله: ترس از روابط با همسالان (۰/۰۰۱=P) و رفتارهای نوعدوستانه (۰/۲۴=P) نسبت به خواهران دانشآموزان عادی نشان داد و در سایر موارد تفاوت معناداری بین سایر گروهها مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، ترس از روابط با همسالان و رفتارهای نوع دوستانه در خواهران دانشآموزان کمتوانذهنی بیشتر از سایر گروهها مشاهده میشود. باید به این نکته اشاره کرد که عواملی، ازجمله: تأثیر این کودکان در محیط خانواده، داشتن اطلاعات کافی نسبت به کودکان کمتوانذهنی و میزان سازگاری کودک کمتوانذهنی میتوانند عوامل مهم در ارتباط دختران و پسران با خواهر یا برادر کمتوانذهنی، سلامت عمومی، عزت نفس و مهارتهای اجتماعی آنها باشد.
زهرا کرمی، علیرضا پیرخائفی، امینالله کوثرنیا، امید مساح، علی فرهودیان،
دوره ۱۴، شماره ۰ - ( ویژهنامه: مطالعات اعتیاد ۱۳۹۲ )
چکیده
هدف: بررسی و مقایسه ویژگیهای شخصیتی بر اساس ابعاد سرشت و منش در معتادان مصرفکنندهٔ مواد افیونی و محرک با کنترل سن هدف این پژوهش بوده است.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعیمقایسهای تعداد ۱۱۵نفر (۹۱نفر مصرفکننده مواد افیونی و ۲۴نفر مصرفکننده مواد محرک) از افراد مراجعهکننده به مراکز درمان سوءمصرف مواد (کلینیکهای درمان با داروهای آگونیست)، کمپها و گروههای خودیاری و انجمن معتادان گمنام شهر یاسوج، با روش نمونهگیری ساده و در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه شخصیتی سرشت و منش (TCI) بود. دادهها با استفاده از آزمونهای لوین، آنووا و ضریب همبستگی پیرسون تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که در ابعاد نوجویی، آسیبپرهیزی، پشتکار، همکاری، خودراهبری، خودفراروی در مصرفکنندگان مواد افیونی و محرک تفاوت معنادار وجود دارد و در تمام مقیاسهای فوق میانگین نمره درمواد محرک بالاتر از مواد افیونی بوده است. از نظر سن اختلاف معناداری بین دو گروه در این مؤلفهها وجود نداشت.
نتیجهگیری: بر اساس میانگین نمرات سرشت و منش، وجود و بروز ویژگیهای شخصیتی خاص که نشانگر اختلالات شخصیتی مرتبط هستند، در بین مصرفکنندگان مواد قابل تشخیص و پیشبینی است. این موضوع در پیشگیری و درمان بیماری اعتیاد حائز اهمیت است.
حوریه کرمی، حمید خاکباز، فرامرز سهرابی، فرید براتیسده، محمدحسن فرهادی،
دوره ۱۴، شماره ۰ - ( ویژهنامه: مطالعات اعتیاد ۱۳۹۲ )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی-رفتاری مدیریت خشم بر کاهش همسرآزاری و افزایش رضایت زناشویی افراد مبتلا به سوءمصرف مواد بود.
روش بررسی: طرح این پژوهش شبهآزمایشی از نوع پیشآزمون و پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه افراد مبتلا به سوءمصرف مواد مخدر (مرد) در تهران در سال ۱۳۹۲بودند که برای درمان به مرکز ترک اعتیاد رهپویان رهایی مراجعه کرده بودند. نمونه این پژوهش عبارت بود از ۱۲نفر از افراد مبتلا به سوءمصرف مواد مخدر که میزان بالایی از همسرآزاری را نشان داده بودند و همسران آنان که بهصورت تصادفی انتخاب شده و نیمی از آنان در گروه آزمایش و نیمی دیگر در گروه کنترل جایگزین شدند. ابزار پژوهش عبارت بود از: پرسشنامه همسرآزاری قهاری و همکاران و پرسشنامه رضامندی زناشویی اینریچ. دادهها با روش آماری تی اختلافی و تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج پسآزمون نشان داد درمان شناختی-رفتاری گروهی مدیریت خشم باعث کاهش معنادار میزان همسرآزاری (P<۰/۰۱) و افزایش رضامندی زناشویی (P<۰/۰۵, F:۱۲/۳۶) در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است.
نتیجهگیری: درمان شناختی-رفتاری گروهی مدیریت خشم در کاهش همسرآزاری و افزایش رضامندی زناشویی افراد مبتلا به سوءمصرف مواد مخدر مؤثر است.
حمید خاکباز، حوریه کرمی، عبدالله شفیعآبادی، مرتضی مالمیر، محمدحسن فرهادی،
دوره ۱۴، شماره ۰ - ( ویژهنامه: مطالعات اعتیاد ۱۳۹۲ )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه افسردگی، اضطراب، استرس، با پرخاشگری در افراد وابسته به مصرف مواد مخدر بود.
روش بررسی: مطالعه تحلیلی حاضر از نوع تعیین همبستگی است و نمونه پژوهش، ۱۱۰ نفر از افراد وابسته به مصرف مواد مخدر در سال ۱۳۹۱ بودند که به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار این پژوهش عبارت بود از: مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس داس و پرسشنامه پرخاشگری باس و پری. تحلیل دادهها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری انجام شد.
یافتهها: نتایج ضریب همبستگی پیرسون رابطه معناداری را بین افسردگی، اضطراب، و استرس با پرخاشگری نشان داد (افسردگی با پرخاشگری ۰/۸۲۸=r، اضطراب با پرخاشگری ۰/۷۹۳=r، و استرس با پرخاشگری (۰/۷۷۵=r؛ ۰/۰۰۰۵>P). همچنین، افسردگی با سطح معناداری (P<۰/۰۰۰۵) و استرس با سطح معناداری (P>۰,۰۵) پیشبینیکنندگی معناداری را با پرخاشگری نشان دادند، ولی اضطراب پیشبینیکننده معناداری نبود (P<۰,۰۵).
نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که بین افسردگی، اضطراب، استرس با پرخاشگری در افراد وابسته به مصرف مواد مخدر رابطه وجود دارد. این مطالعه پیشنهاد میکند مراکز درمان اعتیاد و کلینیکهای روانشناختی، همابتلایی مصرف مواد مخدر با دیگر اختلالات روانی را در افراد وابسته به مواد در نظر داشته باشند و نسبت به درمان آنها نیز اقدام شود.
کریم ایوبی آواز، امید هاشمی، سامان کرمی، مهدی رصافیانی، رقیه حاتمی،
دوره ۱۹، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۷ )
چکیده
هدف با توسعه علم و صنعتی شدن جامعه، معلولیت در حال افزایش است. معلولیت پدیدهای روانی زیستی است که سلامت فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. افراد معلول باید مانند بقیه افراد جامعه از خدمات استفاده کنند. یکی از مسائل مهم این افراد استفاده از خدمات توانبخشی است. خدمات توانبخشی میتواند در بهبود وضعیت جسمی و روانی افراد معلول مؤثر باشد. در برخی کشورهای در حال توسعه اثری از خدمات توانبخشی دیده نمیشود. در برخی دیگر، این خدمات در مؤسسات ارائه میشود و تعداد کمی از نیازمندان میتوانند از آن استفاده کنند. توانبخشی مبتنی بر جامعه، بخش وسیعی از نیازهای افراد معلول ازجمله فعالیتهای روزانه، فعالیتهای اجتماعی و توانمندسازی را دربر میگیرد. توانبخشی مبتنی بر جامعه، سرویسهای اولیه توانبخشی را برای افرادی فراهم میکند که در مناطق محروم زندگی میکنند. برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه خدمات مورد نیاز سلامت و کیفیت زندگی را ارائه میدهد و میتواند توانایی فردی را افزایش دهد و از عواملی چون افسردگی و وابستگی معلولان جلوگیری کند. با توجه به اینکه ارزشیابی هر طرح و برنامهای در رأس وظایف و مسئولیتهای مدیریتی قرار دارد، در شهرستان بستانآباد نیز از سال ۱۳۸۶ طرح توانبخشی مبتنی بر جامعه در حال اجرا است ولی اثر آن بررسی نشده است؛ همچنین با توجه به محدود بودن منابع مطالعاتی در زمینه اثربخشی برنامههای توانبخشی مبتنی بر جامعه در میان دو گروه تحت پوشش و غیر تحت پوشش، نیاز است تا اثربخشی آن در بهبود وضعیت روانی و سلامت افراد معلول بررسی شود. هدف از این مطالعه مقایسه وضعیت سلامت عمومی و افسردگی افراد تحت پوشش برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه با افراد غیر تحت پوشش است.
روش بررسی در این مطالعه توصیفیتحلیلی، ۴۸ معلول جسمیحرکتی واجد شرایط ورود به مطالعه در روستاهای تحت پوشش طرح توانبخشی مبتنی بر جامعه شهرستان بستانآباد و ۴۵ معلول جسمیحرکتی به عنوان گروه شاهد در روستاهایی که تحت خدمات طرح توانبخشی مبتنی بر جامعه نبودند و فقط خدمات معمول درمانی ر دریافت میکردند بررسی شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه سنجش سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر و پرسشنامه سنجش افسردگی بک بود. با مراجعه به محل زندگی افراد و کسب رضایت کتبی از آنان اطلاعات جمعآوری شد. در بخش آمار توصیفی از میانگین، واریانس و انحراف استاندارد و در بخش آمار استنباطی از آزمون تی مستقل برای مقایسه دو گروه استفاده شد.
یافتهها با توجه به نتایج مطالعه، ۵۷ درصد از شرکتکنندگان مرد بودند و ۵۱/۶ درصد معلولیت خفیف داشتند. مقایسه سلامت عمومی در دو گروه افراد تحت پوشش طرح توانبخشی مبتنی بر جامعه و افراد غیر تحت پوشش، حاکی از آن بود که تفاوت معناداری در دو گروه وجود ندارد (P<۰/۸۷). مقایسه زیرمقیاسهای سلامت عمومی، تفاوت دو گروه در علائم افسردگی (P<۰/۰۰۱) و اختلال کارکرد اجتماعی (P<۰/۰۰۱) را نشان داد. در گروه تحت پوشش طرح توانبخشی مبتنی بر جامعه، علائم افسردگی و اختلال کارکرد اجتماعی نسبت به گروه غیر تحت پوشش کاهش یافته بود. در زیرمقیاسهای علائم جسمی (P<۰/۱۰) و علائم اضطرابی و اختلال خواب (P<۰/۳۳) تفاوت معنیداری ملاحظه نشد. در آزمون افسردگی بک، افراد غیر تحت پوشش طرح توانبخشی مبتنی بر جامعه نسبت به افراد تحت پوشش طرح توانبخشی مبتنی بر جامعه به طور معنیداری نمرات بیشتری گرفتند.
نتیجهگیری اجرای طرح توانبخشی مبتنی بر جامعه در روستاها و مناطق دورافتاده میتواند در کاهش افسردگی معلولان جسمی حرکتی مؤثر باشد. همچنین به نظر میرسد با ایجاد تغییرات هدفمند و ایجاد چارچوبی جامعتر در طرح توانبخشی مبتنی بر جامعه برای معلولان جسمی حرکتی، بتوان اثرات مثبتی در سلامت عمومی این افراد ایجاد کرد. انجام تحقیقات گسترده برای بهدستآوردن شواهد علمی تأثیر برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه بر سلامت عمومی و کیفیت زندگی معلولان ضروری به نظر میرسد.
شاهین سلطانی، امیر حسین تکیان، علی اکبری ساری، محمد کمالی، رضا مجدزاده، بهزاد کرمی متین،
دوره ۲۰، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۸ )
چکیده
هدف افراد ناتوان در مقایسه با جمعیت عمومی در معرض آسیبها و بیماریهای بیشتری قرار دارند، اما سیاستگذاران حوزه سلامت و دیگر نهادهای ذینفع متأسفانه به مسائل سلامت آنها چندان توجه نمیکنند. هدف این مطالعه شناسایی عوامل مؤثر بر در دستور کار قرارنگرفتن مسائل سلامت افراد ناتوان از سوی سیاستگذاران است.
روش بررسی این پژوهش مطالعهای کیفی بود که با رویکرد پدیدارشناسی انجام گرفت. از طریق روش نمونهگیری گلوله برفی با ۲۲ نفر از سیاستگذاران در سطح ملی مصاحبه صورت گرفت. سیاستگذاران شرکتکننده در مطالعه بازیگران و ذینفعان کلیدی بودند که در امر سیاستگذاری و برنامهریزی حوزه سلامت و ناتوانی در ایران نقش فعال و تأثیرگذاری داشتند. سیاستگذاران از طیفهای مختلفی از وزارتخانهها، سازمانهای دولتی، نهادهای غیردولتی، مجلس شورای اسلامی، شهرداری تهران و سازمانهای بیمه سلامت در این مطالعه حضور داشتند. مصاحبهها به صورت نیمهساختاریافته و انفرادی بود و به طور میانگین ۳۰ دقیقه تا دو ساعت به طول انجامید. برای گردآوری دادهها یک فرم راهنمای مصاحبه تدوین شد که شامل سؤالات اصلی و هدف پژوهش بود. روش تحلیل اکتشافی به منظور شناسایی مفاهیم اصلی مطالعه و در سه مرحله انجام شد. همچنین از نسخه ۱۱ نرمافزار MAXQDA برای طبقهبندی و تحلیل دادههای مطالعه استفاده شد.
یافتهها در این مطالعه سه طبقه اصلی و ۱۳ طبقه فرعی ایجاد شد. در طبقه تأثیرگذاری، چهار طبقه فرعی با عناوین نفوذ پایین در فرایندهای سیاستگذاری سلامت در سطح ملی، مستقلنبودن ساختار سازمانی، کماهمیتبودن جایگاه انجمنها و نهادهای غیردولتی مرتبط با افراد ناتوان برای سیاستگذاران و توانایی کم افراد معلول و نهادهای وابسته به آنها در لابیگری و شبکهسازی ایجاد شد. در طبقه در اقلیتبودن شش طبقه فرعی با عناوین توجه بیشتر سیاستگذاران به مسائل عمومی سلامت جامعه، دیدهنشدن نیازهای ویژه گروههای در اقلیت از سوی سیاستگذاران سلامت، جذابنبودن موضوعات مرتبط با افراد ناتوان برای سیاستگذاران، ایجادنشدن منافع مالی و سیاسی درخور توجه برای سیاستگذاران در موضوعات مرتبط با افراد ناتوان، آگاهی کم سیاستگذاران از مسائل سلامت افراد ناتوان و اهمیت کم موضوعات مرتبط به افراد ناتوان برای سیاستگذاران شکل گرفت. همچنین در طبقه نبود صدای واحد، سه طبقه فرعی با عناوین نبود انسجام میان افراد معلول و نهادهای وابسته به آنها، توجه به منافع شخصی و حزبی و نبود شبکههای ارتباطی گسترده و منسجم ایجاد شد.
نتیجهگیری به منظور توجه مطلوب به سیاستهای موردنیاز سلامت در افراد ناتوان در ایران، لازم است انجمنها و سازمان بهزیستی ضریب نفوذ خود را در سیاستگذاریها افزایش دهند. این مهم میتواند از طریق افزایش تعاملات بازیگران حوزه ناتوانی با سیاستگذاران کلیدی دیگر بخشها صورت پذیرد. برگزاری کمپین ها، درگیرکردن چهرههای برجسته و مشهور، بهکارگیری مدیران باتجربه و بانفوذ و استفاده نظاممند و هدفدار از رسانهها و شبکههای اجتماعی میتواند در افزایش توجه سیاستگذاران مؤثر واقع شود. آگاهی کم سیاستگذاران از مسائل سلامت افراد ناتوان، به دانش کم سیاستگذاران درباره نیازها و مسائل سلامت افراد معلول اشاره داشت. برخی از مشارکتکنندگان ابراز داشتند که نبود دانش کافی باعث میشود سیاستگذاران نتوانند تصمیمات درستی را درباره نیازهای فعلی و آینده افراد ناتوان بگیرند.
الهه کرمی، عالیه دریابر، رضا وهاب کاشانی، منیره احمدی بنی،
دوره ۲۰، شماره ۳ - ( پائیز ۱۳۹۸ )
چکیده
اهداف: پلانتار فاشیاتیس التهاب فاشیای کف پا و یکی از رایجترین علتهای درد پاشنه است که باعث بروز درد در سمت داخلی استخوان پاشنه میشود. هدف از این مطالعه مروری بررسی تأثیر انواع ارتوزهای پا بر توزیع فشار کف پایی در افراد مبتلا به پلانتارفاشیاتیس است.
روش بررسی: جستوجوی نظاممند بانکهای اطلاعاتی PubMed , Science Direct, Web of Knowledge Google Scholar و Scopus با استفاده از کلمات کلیدی plantar pressure, plantar fasciitis, heel pain, foot orthoses, orthotic insoles برای شناسایی مقالات چاپشده در این زمینه، انجام شد. جامعه آماری تمام مطالعاتی بود که فشار پاشنه و کف پا را در افراد مبتلا به پلانتارفاشیاتیس بررسی کرده بودند. به علاوه مطالعات مربوط به دیدگاه های مختلف به پلانتارفاشیاتیس نیز شناسایی شدند. ۱۳ مقاله از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۸ به زبان فارسی و انگلیسی، بررسی شدند که ۹ مقاله مستقیم تأثیر ارتوزهای پا بر میزان فشار پاشنه و کف پا را ارزیابی کرده بودند و بر اساس معیارهای ورود برای بررسی نهایی انتخاب شدند.
یافتهها: این مقالات انواع ارتوزهای پا شامل کفی سفارشی ، کفی پیشساخته، کفی فومی، کاپ پاشنه سیلیکونی، پد پاشنه فومی، پد پاشنه ویسکوالاستیک و نوار چسب را بررسی کردند و فشار پاشنه و کف پا را با استفاده از دستگاههای مختلف اندازهگیری کردند. نتایج نشان داد کفیها میتوانند در کاهش حداکثر فشار و همچنین کاهش میانگین فشار مؤثر باشند. در یک مطالعه میزان حداکثر فشار کل، قبل از استفاده از کفیها ۱۲ نیوتن بر سانتیمتر مربع بود و با استفاده از کفی سفارشیساخت و کفی پیشساخته به ترتیب به ۷/۷ نیوتن بر سانتیمتر مربع و ۸/۷ نیوتن بر سانتیمتر مربع کاهش یافت. بعضی مطالعات میزان اختلاف این دو کفی در کاهش فشار پاشنه و کف پا را ناچیز شمردهاند. در یک مطالعه بیان شده هر دو کفی به یک مقدار (۱۳درصد) حداکثر فشار را در سمت داخل پاشنه کاهش می دهند. در مقایسه کفی پیش ساخته با پد پاشنه فومی و کاپ پاشنه سیلیکونی و بالابرنده پاشنه، کاهش فشار در گروه کفی پیش ساخته بیشتر از سایر گروه ها بود (۰/۰۰۱>P). کفی های سیلیکونی نیز باعث کاهش فشار پاشنه میشوند، اما این مقدار معنادار نیست (۱=P). همچنین بنابر مطالعات، پدها و کاپهای پاشنه نیز در کاهش فشار کف پا نقش دارند (۰/۰۵>P).
نتیجهگیری: اگرچه همه انواع ارتوزهای پا در کاهش فشار پاشنه و کف پا تأثیر دارند، تأثیر کفیهای سفارشیساخت و پیشساخته در کاهش فشار، بیشتر از ارتوزهای پاشنه است. همچنین در بیشتر مطالعات، کفیهای سفارشیساخت نسبت به کفیهای پیشساخته مختلف تأثیر بیشتری داشتند، اما اختلاف اندک بین نوع سفارشی و پیشساخته در کاهش مقدار فشار، باعث میشود تا نتوان نتیجه قطعی گرفت که کدام یک از کفیها بر دیگری برتری دارد.
لیلا اکرمی، مختار ملک پور، سالار فرامرزی، احمد عابدی،
دوره ۲۰، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۸ )
چکیده
اهداف: دوره بلوغ و نوجوانی برای نوجوانان با اختلال طیف اُتیسم با عملکرد بالا از اهمیت زیادی برخوردار است. این نوجوانان نسبت به همسالان خود نیاز به آموزش بیشتر در جهت درک دوره بلوغ و تغییرات همراه با آن دارند. عدم آگاهی والدین در نحوه برخورد صحیح با نوجوان، عدم تقویت مهارتهای اجتماعی و عدم ارائه اطلاعات کافی به آنها، میتواند باعث ایجاد مشکلات مختلف از جمله ایجاد و یا افزایش مشکلات رفتاری و انطباقی شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه آموزش مدیریت رفتار و مهارتهای اجتماعی بر مشکلات رفتاری و انطباقی نوجوانان پسر با اختلال طیف اُتیسم با عملکرد بالاست.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک طرح مورد منفرد از نوع A-B-A است. جامعه آماری دانشآموزان پسر با اختلال طیف اُتیسم با عملکرد بالا در شهر یزد را شامل میشد که به شیوه نمونهگیری هدفمند، سه پسر با اختلال طیف اُتیسم با عملکرد بالا انتخاب شدند. بر اساس بررسی تحقیقات مختلف در ارتباط با کاهش مشکلات رفتاری، رویکردهای شناختیرفتاری، راهنمای درمان موضوعات عاطفی و رفتاری و راهنمایی درمان سیستم بهبود مهارتهای اجتماعی، برنامه آموزشی مادران و نوجوانان تدوین شد. برای بررسی روایی محتوای برنامه از روش لاوشه و برای سنجش میزان قابلیت اعتماد از ضریب کاپا استفاده شد. برنامه آموزشی در ۳۷ جلسه برای مادران و آزمودنیها ارائه شد. در جهت جمعآوری دادهها، مادران و معلمان آزمودنیها به سؤالات پرسشنامه سیستم ارزیابی رفتار کودکان BASC-۳ (فرم والدین و معلمان) قبل و بعد از مداخله پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل دیداری نمودار دادهها بر اساس شاخصهای تحلیل دیداری و آمار توصیفی استفاده شد.
یافتهها: ابتدا دادههای خام برای هر شرکتکننده در سه موقعیت خط پایه، مداخله و پیگیری به صورت نمودار رسم شد. سپس محفظه ثبات و روند برای نمودار دادههای هر سه شرکتکننده در موقعیت خط پایه و مداخله ترسیم شد و با استفاده از شاخص روند و ثبات، جهت روند و میزان ثبات دادهها مشخص شد، درنهایت با استفاده از روش تحلیل درونموقعیتی و بینموقعیتی به تحلیل اثربخشی برنامه آموزشی بر مشکلات رفتاری و مهارتهای انطباقی پرداخته شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که برنامه آموزشی بر کاهش مشکلات رفتاری با PND ۶۲/۵ برای آزمودنی اول و سوم و ۰/۷۵ برای آزمودنی دوم و افزایش مهارتهای انطباقی با PND ۰/۷۵ برای آزمودنی اول و سوم و ۰/۸۷ برای آزمودنی دوم مؤثر بوده است.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش حاضر، به نظر میرسد آموزش مادران و نوجوانان بر اساس یک برنامه سازمانیافته، میتواند نقش مهمی در کاهش مشکلات رفتاری و افزایش مهارتهای انطباقی در دوره نوجوانی و بلوغ داشته باشد. نوجوانان با اختلالهای طیف اُتیسم به دلیل محدودیتهای که با آن روبهرو هستند برای ارائه رفتار مناسب نیاز به دریافت آموزش بیشتری دارند، بنابراین تنظیم برنامههای آموزشی برای این گروه از نوجوانان و خانوادهها ضروری به نظر میرسد. یکی از مهمترین محدودیتهای پژوهش حاضر تعداد کم نمونههاست، بنابراین تعمیم نتایج باید با احتیاط انجام گیرد. با توجه به اینکه در ارتباط با کودکان با اختلالهای طیف اُتیسم پژوهشهای زیادی صورت گرفته است، پیشنهاد میشود در ارتباط با دوره بلوغ و نوجوانی در ارتباط با مسائل مختلفی که دختران و پسران با اختلالهای طیف اُتیسم با آن ها روبهرو هستند، تحقیقات بیشتری انجام گیرد.
بهزاد کرمی متین، علی کاظمی کریانی، شاهین سلطانی، مسلم صوفی، ستار رضایی،
دوره ۲۰، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۸ )
چکیده
اهداف: مطالعات نشان میدهد تقریباً همه کشورهای جهان تا سال ۲۰۳۰ یک روند افزایشی قابل توجه در میزان جمعیت سالمند و هزینههای سلامت تجربه خواهند کرد. علاوه بر این، افراد دارای ناتوانی هم در مقایسه با افراد بدون ناتوانی احتمال بیشتری برای تحمیل هزینههای سلامت بر خانوادهها و دولتها دارند. ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی کشورها یک عامل مهم برای پیشبینی هزینههای مراقبت سلامت در کشورها هستند. هدف این مطالعه پیشبینی و سنجش ارتباط متغیرهای سالمندی، ناتوانی و توسعهیافتگی با میزان هزینههای سلامت در کشورهای جهان بود.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفیتحلیلی از نوع همبستگی بود که از طریق تحلیل ثانویه دادههای موجود انجام گرفت. دادههای ۲۰۲ کشور در شش منطقه (آفریقا، مدیترانه شرقی، جنوب شرق آسیا، غرب اقیانوس آرام، اروپا و آمریکا) در سال ۲۰۱۶ تحلیل شدند. با استفاده از آزمون رگرسیون خطی ارتباط متغیرهای توضیحی سن، سالهای ازدسترفته زندگی به دلیل ناتوانی، شاخص توسعه انسانی، رشد تولید ناخالص داخلی و نرخ بیکاری با سرانه هزینههای سلامت سنجیده شد. در این مطالعه هزینههای سلامت بر اساس برابری قدرت خرید بیان شدهاند. همچنین با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه، تفاوت میانگین هزینههای سلامت و ناتوانی در بین کشورها بر اساس سه سطح توسعهیافتگی سنجیده شد.
یافتهها: بالاترین میزان سالهای زندگی ازدسترفته به دلیل ناتوانی با میانگین (۱۵۷۷/۲۲)، ۱۳۲۷۲/۷۶ (به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت) و بالاترین مقدار سرانه هزینههای سلامت با میانگین (۱۹۱۵/۰۱)، ۲۶۹۸/۳۹ دلار به منطقه اروپا و کمترین میزان سالهای زندگی همراه با ناتوانی با میانگین (۸۴۷/۰۳)، ۱۰۰۰۵/۶۵ و کمترین میزان سرانه هزینههای سلامت با میانگین (۳۱۵/۶۳±=SD ) دلار۲۸۱/۱۱ دلار به منطقه آفریقا اختصاص داشت. میزان سالهای زندگی ازدسترفته به دلیل ناتوانی و هزینههای سلامت در ایران از میانگین این متغیرها در منطقه اروپا کمتر و از میانگین سایر مناطق جهان بیشتر بود. منطقه اروپا، آمریکا و غرب اقیانوس آرام بالاترین درصد جمعیت سالمند را داشتند. میزان جمعیت سالمندی در ایران از میانگین دو منطقه آفریقا و مدیترانه شرقی بیشتر بود. در مدل نهایی رگرسیون متغیرهای جمعیت بالای ۶۵ سال با ضریب ۰/۱۶۷، سالهای زندگی ازدسترفته به دلیل ناتوانی در گروه سنی ۱۵ تا ۴۹ سال با ضریب ۰/۶۵۱، سالهای زندگی ازدسترفته به دلیل ناتوانی در گروه سنی ۷۰ سال و بالاتر با ضریب ۰/۳۵۹ و شاخص توسعه انسانی با ضریب ۰/۳۵۹ ارتباط مستقیم و معناداری با سرانه هزینههای سلامت داشتند. در مقابل در این مدل، نسبت جمعیت ۱۵ تا ۶۴ سال، سالهای زندگی همراه با ناتوانی برای گروه ۵ ساله و پایینتر، سالهای زندگی همراه با ناتوانی برای افراد ۵۰ تا ۶۹ساله و نرخ بیکاری رابطه معکوس و معناداری با سرانه هزینههای سلامت داشتند. نتایج تحلیل واریانس نشان داد نسبت جمعیت سالمند (۰/۰۰۱>P)، سالهای زندگی ازدسترفته به دلیل ناتوانی (۰/۰۰۱>P) و سرانه هزینههای سلامت (۰/۰۰۱>P) در کشورهایی که شاخص توسعه انسانی بالاتری دارند به طور معنادارتری بیشتر از سایر کشورهاست.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد در بازه زمانی موردمطالعه، سالهای زندگی همراه با ناتوانی در مقایسه با سالمندی و شاخص توسعه انسانی پیشبینیکننده قویتری برای افزایش هزینههای سلامت است. بنابراین پیشنهاد این مطالعه این است که مداخلات کنترل هزینه در سالمندی بایستی از طریق برنامههایی صورت گیرد که پیشگیری از بیماریهای مزمن را هدف قرار میدهند.
بهزاد کرمی متین، مسلم صوفی، علی کاظمی کریانی، شاهین سلطانی، بیتا شکری، شیوا امانی، زهرا شهبازی،
دوره ۲۱، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۹ )
چکیده
هدف: ناهنجاری مادرزادی شامل طیفی از اختلالات کارکردی یا ساختاری است که میتواند به صورت یک اختلال تنها یا گروهی از اختلالات رخ دهد. مطالعات نشان میدهند عوامل اجتماعی و اقتصادی در شیوع ناهنجاریهای مادرزادی تأثیرگذار هستند، به طوری که کشورهای با درآمد متوسط و کم، بار بیشتری از ناهنجاریهای مادرزادی را به دوش میکشند. هدف مطالعه حاضر، شناسایی مهمترین تعیینکنندههای اجتماعی و اقتصادی ناتوانی و مرگومیر زودرس ناشی از ناهنجاریهای مادرزادی در کودکان زیر پنج سال در جهان بود.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مقطعی بود که با استفاده از آخرین دادههای موجود در سال ۲۰۱۷ انجام شد. متغیر وابسته در این مطالعه، سالهای زندگی تعدیلشده بر حسب ناتوانی بود. در این مطالعه دادههای ۱۹۶ کشور جهان مورد تحلیل قرار گرفت. کشورها بر اساس تقسیمبندی سازمان جهانی بهداشت، به شش منطقه جغرافیایی آفریقا، اروپا، آمریکا، مدیترانه شرقی، غرب اقیانوس آرام و جنوب شرق آسیا تقسیم شدند. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و رگرسیون خطی انجام شد.
یافتهها: پایینترین میزان DALY مربوط به کشور لوگزامبورگ (۸۵۶/۲۹) و بالاترین مقدار آن (۲۱۷۱۴/۷) مربوط به کشور سودان بود. منطقه آفریقا بالاترین میانگین DALY (۴۲۵۰/۵۶±۹۳۹۲/۷۸) و منطقه اروپا پایینترین میانگین (۱۹۶۱/۶۴±۲۹۶۹/۱۱) را به خود اختصاص دادند. میزان DALY ناشی از ناهنجاریهای مادرزادی برای کودکان زیر پنج سال برای کشور ایران در سال ۲۰۱۷ حدود ۷۷۲۱/۴۸ در صد هزار نفر جمعیت بود که در مقایسه با میانگین منطقه اروپا و آمریکا بالاتر و در مقایسه با منطقه آفریقا و مدیترانه شرقی پایینتر بود. نتایج تحلیل رگرسیون خطی نیز نشان داد متغیر میانگین تعداد سالهای تحصیل قویترین پیشبینیکننده DALY (β=-۰/۴۴ ، P=۰/۰۰۱) ناشی از ناهنجاریهای مادرزادی برای کودکان زیر پنج سال بود.
نتیجهگیری: میانگین تعداد سالهای تحصیل قویترین پیشبینیکننده میزان سالهای زندگی ازدسترفته به علت ناتوانی و مرگومیر زودرس ناشی از ناهنجاریهای مادرزادی برای کودکان زیر پنج سال است. این مطالعه پیشنهاد میدهد توزیع عادلانه خدمات غربالگری و مراقبت سلامت و زیرساختهای آموزشی برای گروههای محروم و پایین اجتماعی و اقتصادی بایستی در دستور کار سازمانهای بینالمللی و نظامهای سلامت ملی قرار گیرد.
بهزاد کرمی متین، علی کاظمی کریانی، شاهین سلطانی، شهرام اکبری، شیوا طلوعی رخشان، مرضیه محمدی مقدم،
دوره ۲۳، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۱ )
چکیده
اهداف سندرم داون یا تریزومی ۲۱ یکی از رایجترین اختلالات کروموزومی انسانی است که عملکردهای شناختی و مهارتهای ارتباطی و رفتاری افراد را تحت تأثیر خود قرار میدهد. در سطح کلان، عوامل مختلفی میتوانند بر شیوع و مرگومیر ناشی از سندرم داون در کشورهای جهان نقش داشته باشند. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط کارکردهای نظامهای سلامت با شیوع و مرگومیر ناشی از سندرم داون در کشورهای جهان بود.
روش بررسی این پژوهش یک مطالعه مقطعی بود که ازطریق تحلیل ثانویه دادههای موجود انجام شد. دادههای مربوط به ۲۰۲ کشور در ۶ منطقه جهان (آفریقا، مدیترانه شرقی، جنوب شرق آسیا، غرب اقیانوس آرام، اروپا و آمریکا) در سال ۲۰۱۹ تحلیل شدند. در این مطالعه از آزمون رگرسیون خطی بهمنظور شناسایی تعیینکنندههای شیوع و مرگومیر ناشی از سندرم داون در نظامهای سلامت استفاده شد. متغیرهای مستقل در این مطالعه براساس چارچوب سازمان بهداشت جهانی درمورد کارکردهای نظامهای سلامت انتخاب شدند. برایناساس، ۲ کارکرد تأمین مالی و تولید منابع که بهعنوان ورودیهای یک نظام سلامت شناخته میشوند وارد مدل شدند. متغیرهای مربوط به کارکرد تأمین مالی (براساس برابری قدرت خرید) عبارت بودند از سرانه هزینههای دولتی سلامت، سرانه هزینههای خصوصی سلامت و سرانه هزینههای خارجی سلامت. متغیرهای مربوط به تولید منابع براساس دادههای موجود شامل تعداد پرستار و ماما، پزشک عمومی، پزشک متخصص، دندانپزشک، داروساز و فیزیوتراپ بودند. متغیر وابسته در این مطالعه شیوع و میزان مرگومیر ناشی از سندرم داون در کشورهای جهان بود. در این مطالعه هزینههای سلامت براساس برابری قدرت خرید بیان شدند. برای تحلیل دادهها از نرمافزار STATA نسخه ۱۴ استفاده شد.
یافتهها منطقه آفریقا و کشورهای کمدرآمد دارای بالاترین میزان مرگومیر ناشی از سندرم داون و منطقه اروپا و کشورهای با درآمد بالا دارای بالاترین میزان شیوع سندرم داون بودند. براساس دادههای موجود، شیوع سندرم داون و مرگومیر ناشی از آن در ایران در سال ۲۰۱۹ به ترتیب ۲۹/۳۱ و ۰/۳۴ در ۱۰۰ هزار نفر جمعیت بود که در مقایسه با کشورهای با درآمد بالا دارای شیوع کمتر و میزان مرگومیر بیشتری بود. روند ۲۰ ساله شیوع سندرم داون در ایران در مقایسه با کشورهای با درآمد بالا از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۹ همواره کمتر بوده و در مقابل، میزان مرگومیر ناشی از سندرم داون در مقایسه با کشورهای با درآمد بالا در طول سالهای مورد بررسی همواره بیشتر بوده است. تحلیل رگرسیون خطی نشان داد سرانه هزینههای دولتی (۰/۳۸۵=P<۰/۰۰۱، β) و خصوصی سلامت (۰/۳۵۴=P=۰/۰۲, β) مهمترین پیشبینیکننده شیوع سندرم داون و ۲ متغیر تعداد پرستار و ماما (۰/۶۰۷-=-P=۰/۰۱۴,β ) و تعداد پزشک متخصص ( ۰/۴۲۰-=P=۰/۰۲۵, β) مهمترین تعیینکنندههای مرگومیر ناشی از سندرم داون در نظامهای سلامت جهان بودند.
نتیجهگیری نتایج مطالعه حاضر نشان داد بالا بودن میزان تأمین مالی در نظامهای سلامت میتواند نقش مهمی در افزایش شیوع سندرم داون در کشورها داشته باشد. در مقابل، تولید منابع (پرستار و پزشک متخصص) میتواند بهطور معنیداری مرگومیرهای ناشی از سندرم داون را در یک نظام سلامت پیشبینی کند. سازمانهای بینالمللی و دولتها بایستی امکان بهرهمندی عادلانه گروههای آسیبپذیر از خدمات سلامت را در کشورهای کمدرآمد پایش کنند و اقدامات مورد نیاز را در جهت افزایش کیفیت زندگی این افراد در دستور کار خود قرار دهند. همچنین سیاستگذاران سلامت در ایران میتوانند ازطریق اصلاح و بهبود پوششهای بیمهای و توزیع عادلانه منابع، گام مهمی در جهت افزایش امید به زندگی افراد مبتلا به سندرم داون بردارند.
محسن نیازی، علی فرهادیان، ندا خداکرمیان گیلان، آزاد امیدوار،
دوره ۲۴، شماره ۱ - ( بهار ۱۴۰۲ )
چکیده
اهداف تعداد زیادی از افراد معلول در سراسر جهان وجود دارند و این موجب شده تدابیر گوناگونی در سطح ملی و بینالمللی درزمینه حقوق افراد معلول صورت گیرد. حمایت از حقوق افراد معلول در چارچوب اسناد بینالمللی بحث مهمی است که سالهاست بررسی شده است. هدف از این پژوهش تبیین ابعاد حقوق افراد معلول در ایران است.
روش بررسی در این پژوهش از روش فراترکیب استفاده شده است و جامعه آماری پژوهش مقالات استخراجشده از پایگاههای مختلف پژوهشی ازجمله مگیران، نورمگز، مرکز منطقهای اطلاعرسانی علوم و فناوری، پایگاه اطلاعاتی علمنت، نمامتن، سیویلیکا، پورتال علوم انسانی بودند. در پژوهش حاضر براساس معیارهایی مانند بررسی عنوان، چکیده، محتوا و سنجش کیفیت مطالعات، نهایتاً ۱۴ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. علاوهبراین، چارچوب زمانی این پژوهش از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۹ است. همچنین در این پژوهش از روش ۷ مرحلهای بارسو و ساندوسکی (۲۰۰۷) بهمنظور تجزیهوتحلیل دادههای پژوهش استفاده شده است.
یافتهها از مهمترین حقوق معلولین اشتغال، ارزش و کرامت انسانی، آموزش، تعلق مکانی، طراحی مناسب مبلمان شهری، حق دسترسی به خدمات بهداشتی، رفع تبعیض اجتماعی، تفریح و فراغت، تأمین اجتماعی، آزادی و حملونقل است که با بررسی و ادغام یافتههای اولیه در این پژوهش، پس از رفتوبرگشت میان زمینههای فرعی، ۷ زمینه اصلی حقوق افراد معلول به دست آمد که شامل حقوق فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، معماری و شهرسازی، اجتماعی، پزشکی و حقوقی است. در این پژوهش نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی بررسی شدند. جهت محاسبه این نسبت از نظرات ۸ نفر از متخصصین در این زمینه استفاده شده است و در رابطه با نسبت روایی محتوایی باید گفت برای همه ابعاد قابلقبول است. بهمنظور سنجش پایایی مدل طراحیشده از شاخص کاپا استفاده شده است. مقدار ضریب کاپا ۸۷ درصد محاسبه شده است که باتوجهبه وضعیت شاخص کاپا، توافق در سطح عالی قرار گرفته است.
نتیجهگیری از حیث حقوقی، افراد معلول دارای حقوق فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، معماری و شهرسازی، اجتماعی، پزشکی و حقوقی هستند. دیدگاههای متفاوت و منفی از سوی مدیران و افراد جامعه باعث شده حقوق معلولین تا حدودی نادیده انگاشته شود. عدم شناخت صحیح نسبت به افراد معلول و به دنبال آن به حاشیه رانده شدن، پیامدهای منفی را به بار خواهد آورد. شناخت صحیح از این پدیده و آگاهی از توانمندی افراد معلول گام مؤثری در جهت توسعه یک کشور است. بیشتر افراد معلول برای دستیابی به حقوق اساسی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود دور نگه داشته شدهاند و این بیعدالتی بهوسیله کلیشهها، نگرشها و تبعیضهای ناروا تقویت و فراگیر شده است. شایسته است که با تغییر دید جامعه بینالملل، دولت و شهروندان، افراد توانخواه در کنار سایر افراد بتوانند زندگی عادلانهای داشته باشند. دولت ایران میتواند درزمینه انواع حقوق افراد معلول، با تصویب و اجرای قوانین به افراد معلول کمک کنند.