هدف کارکردهای اجرایی به عنوان فرایندهایی تعریف میشوند که فرایندهای شناختی دیگر را کنترل، هدایت و هماهنگ میکنند. یافتههای علوم اعصاب شناختی نشان میدهد ساختارهای مغزی پیشانی و آهیانه از رشد کارکردهای اجرایی حمایت میکند و بلوغ طولانیتری دارد. این تواناییها برای موفقیت در فعالیتهای روزمره ضروری هستند. مطالعات طولی نشان میدهند ساختارهای مغزی پیشانی و آهیانه با موفقیت تحصیلی، سازگاری اجتماعی، موفقیت شغلی و عملکرد مستقل در کودکان ارتباط دارند. نقص در کارکردهای اجرایی موفقیت تحصیلی را کاهش و احتمال رفتارهای خطرآفرین را افزایش میدهد. مطالعات مختلف مشخص میکنند کودکان و نوجوانان با اختلال نقص توجه/بیشفعالی به صورت معناداری در ارزیابیهای عصب روانشناختی مربوط به کارکردهای اجرایی (برنامهریزی، بازداری، حافظه کلامی و فضایی و انعطافپذیری شناختی) نسبت به جمعیت عادی نقص دارند. اختلال نقص توجه/بیشفعالی شایعترین اختلال دوران کودکی است که در گروه اختلالهای رشدی عصبی قرار میگیرد و نشانههای آن شامل بیتوجهی، تکانشگری و بیشفعالی است. شیوع این اختلال در پسران بیشتر از دختران است. کودکان با اختلال نقص توجه/ بیشفعالی با چالشهای طول عمری روبهرو هستند و برای رسیدن به موفقیت به گسترهای از حمایتها نیاز دارند. بنابراین از رویکردهای درمانی متفاوتی برای کمک به این کودکان استفاده شده است. اخیراً نوروفیدبک به عنوان روش درمانی توجه بسیاری دریافت کرده است. نوروفیدبک نوعی بیوفیدبک است که تلاش میکند از طریق ثبت پاسخهای الکتریکی و ارائه بازخورد به آزمودنی، خودتنظیمی را آموزش دهد. هدف از آموزش نوروفیدبک، اصلاح امواج مغزی نابهنجار است که درنتیجه آن عملکرد رفتاری و شناختی کودک بهبود مییابد. در واقع نوروفیدبک بر فعالیت امواج مغزی تأثیر میگذارد؛ به نحوی که فعالیتهای مرتبط با رفتارهای مطلوب تولید میشود یا تداوم مییابد. با توجه به مشکلاتی که کودکان با اختلال نقص توجه/ بیشفعالی در کارکردهای اجرایی دارند، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان نوروفیدبک در بهبود کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نقص توجه/ بیشفعالی است.
روش بررسی این پژوهش شبهآزمایشی با پیشآزمون و پسآزمون بود. جامعه این پژوهش را تمام کودکان با اختلال نقص توجه/ بیشفعالی در شهر خرم آباد تشکیل دادند. نمونه این پژوهش شامل ۱۰ کودک با اختلال نقص توجه/ بیشفعالی بود که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. در پیشآزمون سیاهه رتبهبندی رفتاری کارکردهای اجرایی (بریف) برای کودکان تکمیل شد. یکی از رایجترین ابزارها برای بررسی کارکردهای اجرایی سیاهه رتبهبندی رفتاری کارکردهای اجرایی است. این ابزار دیدگاه معلم را درباره رفتارهای دانشآموز در حوزه کارکردهای اجرایی منعکس میکند. این سیاهه ابزاری برای غربالگری مشکلات کارکردهای اجرایی فراهم میکند و شامل دو بخش کلی است که عبارتند از: فراشناخت و تنظیم رفتاری. کارکردهای اجرایی قابل اندازهگیری با این ابزار شامل بازداری، انعطافپذیری، کنترل هیجانی، آغازگری، حافظه کاری، برنامهریزی/سازماندهی، سازماندهی مواد و نظارت میشود. سپس آزمودنیها در جلسات نوروفیدبک شرکت کردند. هر کدام از آزمودنیها ۱۰ جلسه نوروفیدبک را دو بار در هفته دریافت کردند. برنامه بتا/ تتا برای همه آزمودنیها استفاده شد. هدف این برنامه افزایش امواج بتا و کاهش امواج تتا بود. پس از اتمام جلسات نوروفیدبک، سیاهه رتبهبندی رفتاری کارکردهای اجرایی (بریف) مجدداً در پسآزمون برای کودکان تکمیل شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و برای استنباط از دادهها از t زوجی استفاده شد.
یافتهها یافتههای پژوهش نشان میدهد نمرات کارکردهای اجرایی در پیشآزمون و پسآزمون تفاوت معنادار دارد (P<۰/۰۰۱). همچنین یافتهها نشان میدهد نمره فراشناخت در پیشآزمون و پسآزمون تفاوت معنادار دارد (P<۰/۰۰۱). علاوه بر این نمره فراشناخت در پیشآزمون و پسآزمون نیز تفاوت معنادار نشان میدهد (P<۰/۰۰۱).
نتیجهگیری نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد نوروفیدبک میتواند کارکردهای اجرایی را در کودکان با اختلال نقص توجه/ بیشفعالی بهبود ببخشد. نوروفیدبک میتواند به کودکان با اختلال نقص توجه/ بیشفعالی کمک کند تا بتوانند امواج مغزیشان را تغییر دهند و درنتیجه با این تغییر فرد هوشیارتر میشود و عملکرد شناختی بهتری از خود نشان میدهد.