هدف: حوادث عروقی سیستم عصبی پس از سرطان و بیماریهای قلبی، سومین علت مرگ و میر در دنیا محسوب میگردد. یکی از راههای رایج درمان تجویز داروهای ترومبولیتیک است. اما این روش در حال حاضر در کشور ما قابل اجرا و در دسترس نیست. لذا تحقیقات بیشتر بر استفاده از داروهای ضد پلاکتی و ضد انعقادی معطوف شده است. بهمین منظور این مطالعه با هدف مقایسه اثرات آسپرین و هپارین در حوادث عروقی ایسکمیک ترومبوتیک مغزی در ۴۸ ساعت اول وقوع استروک طراحی گردید.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی بیمارانیکه در بخش اعصاب بیمارستان سینا همدان بستری بودند و شرایط ورود به مطالعه را داشتند به صورت تصادفی در یکی از دو گروه درمان با هپارین و درمان با آسپرین قرار گرفتند .در گروه هپارین ۳۲ نفر و در گروه آسپرین ۳۰ بیمار مورد بررسی قرار گرفتند. علائم بالینی بیماران در فرم مخصوص ثبت و درمان داروئی شروع شد. در گروه هپارین، ابتدا ۱۰۰ واحد هپارین به ازاء هر کیلو گرم وزن بدن به صورت وریدی تزریق و سپس ۱۰۰۰ واحد در ساعت به صورت وریدی و به مدت ۴۸ ساعت تجویز شد. در گروه آسپرین ۳۲۵ میلی گرم آسپرین به صورت خوراکی یک بار در روز و به مدت دو روز تجویز شد. ۴۸ ساعت پس از شروع درمان علائم بالینی بیماران مورد ارزیابی مجدد پزشک متخصص قرار گرفت و علائم در فرم مربوطه ثبت شد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار spss و آزمون آماری مجذور کای آنالیز شد.
یافتهها: در گروه هپارین علائم حسی %۸/۴۳ از بیماران بهبود نسبی داشته است و در گروه دریافت کننده آسپرین %۳/۳۳ افراد دارای بهبودی نسبی بوده اند (۰/۰۰۱=P). مقایسه میزان بهبودی ضعف عضلانی در دو گروه نشان میدهد که در گروه هپارین %۳/۵۶ از بیماران بهبود نسبی داشته اند ولیکن در گروه دریافت کننده آسپرین در %۳/۳۳ از بیماران علائم نشاندهنده بهبود نسبی بوده است (۰/۰۴=P). آزمون آماری تفاوت معنی داری را در بین دو گروه از نظر بهبود وضعیت تکلم نشان میدهد (۰/۰۱=P) اما وضعیت عملکرد اسفنگتر و وضعیت بینایی در دو گروه از نظر آماری با هم تفاوتی نداشته است.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان میدهد که در هردو گروه علائم بالینی بیماران بهبود یافته است. اما درمقایسه دو گروه، در بیمارانیکه هپارین دریافت کردهاند میزان بهبود علائم بیشتر از گروه دریافت کننده آسپرین بوده است.
هدف: تحقیق حاضر به بررسی تفاوتهای مرتبط با مهارت، خستگی و بینایی بین ورزشکاران و غیرورزشکاران در تکرارپذیری اندازههای مرکز فشار حاصل از صفحه نیرو میپردازد.
روش بررسی: در این مطالعه اعتبارسنجی، نوسان ایستایی ۱۵ ورزشکار مرد و ۱۶ غیرورزشکار مرد که بهصورت ساده و در دسترس انتخاب شده بودند، توسط صفحه نیرو ارزیابی شده و پس از گذشت ۴۸ تا ۷۲ ساعت، ارزیابی مجدد صورت گرفت. متغیرهای مرکز فشار در خلال ایستادن ثابت روی دو پا، قبل و بعد از ایجاد خستگی عمومی توسط نوارگردان، با چشمان باز و بسته ثبت شد. اطلاعات حاصل از ۳۰ ثانیه آزمون روی صفحه نیرو، برای متغیرهای انحراف معیار سرعت، انحراف معیار جابجایی در هر دو نمای قدامی– خلفی و جانبی و سرعت متوسط محاسبه شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تی مستقل و محاسبه ضریب همبستگی درونگروهی و خطای استاندارد اندازهگیری و ضریب تغییر استفاده شد.
یافتهها: ضریب همبستگی درونگروهی برای اندازههای مرکز فشار در گروه ورزشکاران در مقایسه با غیرورزشکاران مقادیر بیشتری را نشان داد. پس از خستگی ضریب همبستگی درونگروهی نسبت به قبل از آن افزایش یافت. همچنین ضریب همبستگی درونگروهی در حالت چشمان بسته در مقایسه با چشمان باز مقادیر بیشتری را نشان داد. ضریب تغییر کوچکتر از ۱۵% برای اکثر اندازههای مرکز فشار مشاهده شد. سرعت متوسط (P=۰. ۰۰۱) و انحراف معیار سرعت در نمای قدامی– خلفی (P=۰. ۰۰۱)، تکرارپذیرترین متغیرها بر اساس سطح مهارت، خستگی و بینایی بودند.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر میتواند به محققان برای انتخاب متغیرهای مرکز فشار در تحقیقات بعدی کنترل ایستایی (پاسچر) در ورزشکاران کمک کند. بر این اساس میتوان از متغیرهای سرعت متوسط و انحراف معیار سرعت در نمای قدامی– خلفی، در مطالعات بعدی، در شرایط مشابه و در گروه ورزشکاران استفاده نمود.
هدف یکی از پدیدههای مشاهدهشده در نجاتیافتگان از سرطانهای دوران کودکی همچون سرطان خون، وجود عوارض جانبی و دیررس ناشی از شیمیدرمانی بر کارکردهای اجرایی شناختی است. این مشکلات موجب شکایتهای متعددی از قبیل کندی انجام فعالیتها، نقص در انجام همزمان تکالیف و بیبرنامهبودن افراد نجاتیافته از سرطان خون شده است و مزیت افزایش بقا را به خطر میاندازد. لذا این کارآزمایی بالینی با هدف بررسی تأثیر استفاده از سلسله تمرینات توانبخشی شناختی کارکردهای اجرایی بر میزان امیدواری نوجوانان نجاتیافته از سرطان خون انجام گرفت.
روش بررسی پژوهش حاضر از نوع مطالعات شبهآزمایشی با پیشآزمون و پسآزمون و پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی نوجوانان ۱۲ تا ۱۸ ساله نجاتیافته از سرطان خون شهر تهران بود. روش نمونهگیری از نوع نمونهگیری مبتنی بر هدف بود که براساس پرونده پزشکی و پس از لحاظکردن معیارهای ورود و خروج ۳۰ نفر از مراجعهکنندگان به بخش بیماریهای خونی مرکز فوق تخصصی کودکان مفید در سال ۱۳۹۴ انتخاب شدند و بهطور تصادفی در دو گروه مداخله (۱۵نفر) و لیست انتظار (۱۵ نفر) قرار گرفتند. آزمودنیهای گروه مداخله با برنامه توانبخشی شناختی حافظه و توجه (آرام) در دوازده جلسه ۴۵ دقیقهای تحت توانبخشی شناختی کارکردهای اجرایی قرار گرفتند. دادههای پژوهش با آزمون هوش وکسلر، مقیاس سنجش رفتار اخنباخ و آزمون امید به زندگی میلر در سه مقطع پیشآزمون و پسآزمون و پیگیری گردآوری شد و با استفاده از روشهای آماری توصیفی (میانگین و انحرافمعیار) و استنباطی (تحلیل کواریانس چندمتغیره) تحلیل شد.
یافتهها میانگین طول دوره درمان در گروه مداخله ۲۳/۲۷ و در گروه لیست انتظار ۲۷/۰۰ و میانگین زمان اتمام دوره درمان در گروه مداخله ۲۵/۶۰ و در گروه لیست انتظار ۳۰/۶۷ به دست آمد. به منظور مقایسه میانگین متغیرهای هوش و سن در دو گروه مداخله و لیست انتظار از آزمون تی مستقل استفاده شد. مقدار احتمال در هر دو متغیر سن و هوش بیشتر از ۰/۰۵ به دست آمد، پس اختلاف نمرههای امید به زندگی آزمودنیها از اختلاف سن و هوش ناشی نمیشود. در نتایج حاصل از پرسشنامه امیدواری میلر یافتهها نشان داد توانبخشی شناختی کارکردهای اجرایی بر میزان امیدواری نوجوانان نجاتیافته از سرطان خون اثر مثبت معناداری داشته (۰/۰۵>P) و در پیگیری یکماهه پس از مداخله نیز پایدار مانده است (۰/۰۵>P).
نتیجهگیری نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد توانبخشی شناختی کارکردهای اجرایی در ارتقای امید به زندگی نوجوانان نجاتیافته از سرطان خون با سابقه شیمیدرمانی تأثیر قابل توجهی دارد و ارتقای سطح امیدواری افراد گروه مداخله نسبت به گروه لیست انتظار را نشان میدهد. امروزه یکی از اهداف اصلی درمان بیماریهای مزمنی چون سرطان، افزایش کیفیت و سلامت روان افراد نجاتیافته است، لذا استفاده از برنامههای ارزان و در دسترسی همچون توانبخشی شناختی به عنوان یکی از مداخلات امیدبخش بسیار مفید خواهد بود. به همین منظور متخصصان حوزه بهداشت و سلامت میتوانند با الهام از یافتههای این پژوهش برای کاستن عوارض جانبی ناشی از شیمیدرمانی و پرتودرمانی اقدام کنند و علاوه بر بهبود مشکلات شناختی افراد مبتلا، به ارتقای امیدواری این گروه از بیماران نیز کمک کنند. پیشنهاد میشود پژوهشهای آتی با درنظرگرفتن نتایج حاصل از این پژوهش و استفاده از مداخلات توانبخشی شناختی به منظور اثرگذاری بر راهبردهای مقابلهای، برای افزایش کیفیت زندگی و سلامت روان بیماران مبتلا و درمانیافته از سرطان اقدامات لازم را انجام دهند، همچنین ارائه خدمات توانبخشی شناختی به عنوان یکی از طرحهای خدماتی پیگیری پس از درمان به منظور کاهش عوارض ناشی از درمان برای بیماران مبتلا و درمانیافته از سرطان با سابقه شیمیدرمانی در روند درمانی این گروه قرار گیرد.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه آرشیو توانبخشی می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Archives of Rehabilitation
Designed & Developed by : Yektaweb