هدف: بیماری صرع به عنوان یکی از بیماریهای شایع نورولوژی ، در تمام جوامع از اهمیت خاص برخوردار است. یکی از مواردی می توان در شناخت و درمان این بیماری کمک کننده باشد، شناخت شیوع بیماری و عواملی است که می تواند آنرا تحت تاثیر خود قرار دهد. در این مقاله ، بررسی شیوع سنی و جنسی صرع از اهداف اصلی بوده و همزمان، فاکتورهای موثر دیگر که بر سیر بیماری تاثیر داشته اند، بررسی شده است.
روش بررسی: این مطالعه ، یک مطالعه توصیفی گذشته نگر مربوط به سالهای بین ۱۳۶۸-۷۴ است و با استفاده از ۲۹۰ پرونده بیمارانی که با تشخیص اپی لپسی بستری شده بودند ، انجام گرفت. پس از تهیه پرسشنامه، اطلاعات مورد نیاز جمع آوری و متعاقب آن، با بررسی آمارهای مربوطه، جداول و نمودارها ترسیم شدند.
یافتهها : بیماری صرع در مردان شایع تر از زنان و شایع ترین محدوده سنی مراجعه کننده سن ۱۱-۲۰ سالگی بود. شایعترین سن شروع بیماری ۲-۱۰ سالگی بود. در بین عوامل مؤثر بر آن، بیماری های مغزی، تب و تشنج شایع تر از عوامل دیگر بوده است.
نتیجهگیری: از آنجا که صرع یک بیماری با درمان طولانی است شناخت زمینه های ایجاد آن و پیشگیری و یا بهبود عوامل موثر بر آن می تواند در درمان موفق بیماری کمک کننده باشد.
هدف: پلانتار فاشیاتیس یکی از شایعترین اختلالات در ناحیه پا میباشد که سبب بروز درد در سمت داخلی لبه قدامی استخوان پاشنه میشود. هدف این مطالعه مقایسه تأثیر گوه داخلی خلف پا با گوه خارجی قدام پا بر بهبود میزان فعالیتهای روزمره و پرداختن به فعالیتهای ورزشی و سرگرمی و کاهش درد در بیماران مبتلا به پلانتار فاشیاتیس میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع شبه تجربی میباشد. ۳۰ بیمار مبتلا به پلانتار فاشیاتیس شامل ۱۲ مرد و ۱۸ زن با ۳۶ پاشنه دردناک با دامنه سنی ۴۰-۳۰ سال از بین نمونههای در دسترس، با روش غیر احتمالی ساده انتخاب گردیده و در دو گروه ۱۵ نفری به طور تصادفی قرار گرفتند. به گروه اول گوه داخلی خلف پا و به گروه دوم گوه خارجی قدام پا داده شد. متغیرهای مورد بررسی شامل میزان فعالیت روزمره، فعالیتهای ورزشی و سرگرمی، درد و طول قدم میباشند که در ۳ مرحله اندازهگیری شدند. ابزار مورد استفاده در این تحقیق پرسشنامه FAOS بود. ۳ مرحله اندازهگیری شامل یک مرحله قبل از مداخله و دو مرحله دیگر شامل ۲ و ۴ هفته بعد از مداخله بود.
ضریب پایایی (آلفای کرونباخ) پرسشنامه در تمامی زیر مجموعهها بیشتر از ۰/۷۱ بود. ضریب همبستگی آزمون-بازآزمون بیماران در تمام زیرمجموعههای پرسشنامه بیشتر از ۰/۸۰ بود. از آزمونهای تی مستقل، اسمیرونوف کولموگروف، آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده گردید.
یافتهها: در مقایسه دو گروه در هر دو مرحله پیگیری، نتایج در گروه با گوه داخلی خلف پا در مورد بهبود میزان فعالیتهای روزمره، فعالیتهای سرگرمی و ورزشی و کاهش درد نسبت به گروه با گوه خارجی قدام پا بهتر و اختلاف آنها معنادار بود (P<۰/۰۵). ولی بین طول قدم در دو گروه اختلاف معناداری دیده نشد (در مرحله اول پیگیری P=۰/۵۱۸ و در مرحله دوم پیگیری P=۰/۵۰۲).
نتیجهگیری: بر اساس این نتایج، گوه داخلی خلف پا نسبت به گوه خارجی قدام پا تأثیر بهتری در بهبود فعالیتهای روزمره زندگی و پرداختن به فعالیتهای ورزشی و سرگرمی و کاهش درد بیماران پلانتار فاشیاتیس داشته، ولی بر افزایش طول قدم نسبت به گوه خارجی قدام پا تأثیر بهتری ندارد.
هدف: مطالعه حاضر به منظور بررسی توزیع فشار کف پا در افراد بزرگسال سالم انجام گردید تا بر اساس آن معیار مناسبی در زمینه توزیع طبیعی فشار کف پا معرفی شود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی،۸۰ مرد و زن با پای سالم از نمونههای در دسترس به صورت ساده انتخاب و با استفاده از دستگاه اندازهگیری فشار RS-Scan فشار کف پا در نه منطقه آناتومیکی هنگام ایستادن و راهرفتن اندازهگیری شد. دادههای حاصل با استفاده از آزمونهای آماری تیزوجی و تیمستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: مناطق پاشنه با ۳۱/۴۳ ، سرهای استخوانهای کفپایی دوم و سوم با ۳۰/۸۶ و ۲۸ و انگشت شست با ۲۳/۵۱ نیوتن بر سانتیمتر مربع دارای بیشترین فشار حین راهرفتن بوده و کمترین فشار در انگشت دو تا پنج و ناحیه میانی پا قرار داشت. میزان فشار استاتیک در ناحیه جلوی پای چپ (P<۰/۰۰۱)، درصد تماس در ناحیه عقب هر دو پا (P<۰/۰۰۱) و ناحیه میانی پای راست (P=۰/۰۲) و مقدار حداکثر فشار طی راهرفتن در نواحی استخوانهای کفپایی چهارم پای راست (۰/۰۵=P) و چپ (۰/۰۴=P) و پنجم پای راست (۰/۰۲=P) و پاشنه هر دو پا (۰/۰۰۱>P) بین مردان و زنان تفاوت معناداری داشت.
نتیجهگیری: تفاوتهای زیادی بین نحوه توزیع و میزان فشار کفپای زنان و مردان وجود دارد که باید در موارد مختلف از جمله طراحی کفش، روندهای درمانی و توانبخشی و همچنین پاهای در معرض خطر مانند افراد دیابتی مورد توجه قرار گیرد.
هدف: تب و تشنج شایعترین اختلال تشنجی دوران کودکی است و در ۵-۲ درصد از کودکان رخ میدهد. تب و تشنج ساده معمولاً به عنوان یک اختلال بی ضرر محسوب میشود، با این وجود شواهد نشان میدهند که تب و تشنج ساده با اختلالات هیپوکامپ در بزرگسالی مرتبط است. این مطالعه با هدف اندازهگیری سطح پروتئینهای Bcl-۲ و Bax در هیپوکامپ نوزادان موشهای صحرایی بعد از القاء تب و تشنج ساده طراحی گردید.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، القاء تب و تشنج با استفاده از حمام آب گرم در نوزادان نر ۲۲ روزهی موشهای صحرایی شبیه سازی شد. حیوانات براساس وجود یا عدم وجود رفتارهای تشنجی به دو گروه تقسیم شدند: هیپرترمی همراه با تشنج (n=۱۰) و هیپرترمی بدون تشنجn=۱۰) ) جهت کنترل اثرات استرس محیطی یک گروه شم-کنترل (n=۱۰) نیز به مطالعه افزوده شد. هیپوکامپ موشهای صحرایی در روز ۱۵ بعد از هیپرترمی خارج و بیان پروتئینهای Bcl-۲ و Bax با استفاده از تکنیک وسترن بلاتینگ اندازهگیری گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که سطح پروتئین Bcl-۲ در هیپوکامپ گروه هیپرترمی همراه تشنج به طور معنیداری کمتر از گروه کنترل-شم و هیپرترمی بدون تشنج بود؛ از طرف دیگر، سطح پروتئین Bax در گروه هیپرترمی همراه تشنج در مقایسه با گروه کنترل-شم و هیپرترمی بدون تشنج به طور قابل توجهی بیشتر بود.
نتیجهگیری: القاء تب و تشنج ساده با تغییر در سطح پروتئینهای Bcl-۲ و Bax مرتبط است که نشانگر پیشرفت آپوپتوز سلولی در هیپوکامپ نوزادان موشهای صحرایی است که حداقل تا ۱۵ روز قابل اندازهگیری است.
هدف: هالوکس ولگوس از متداولترین اختلالات پنجه پا بوده که سبب افزایش فشار کف پایی زیر سر متاتارس اول و انگشت شست میشود. هدف از انجام این مطالعه بررسی تأثیر ارتز دارای حمایت قوس طولی داخلی بر توزیع فشارهای کف پایی در افراد مبتلا به بدشکلی خفیف و متوسط هالوکس ولگوس بود.
روش بررسی: در این مطالعه شبه تجربی ۱۶ زن دچار هالوکس ولگوس از نمونههای در دسترس انتخاب شدند. فشار کف پایی با استفاده از دستگاه پدار در هشت منطقه آناتومیکی با و بدون ارتز دارای حمایت قوس طولی داخلی به صورت آنی و همچنین پس از یک ماه استفاده اندازهگیری شد. دادههای حاصل با استفاده از آزمون آنالیز واریانس سنجش مکرر تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که ارتز دارای حمایت قوس طولی داخلی پس از یک ماه استفاده، موجب کاهش فشار در ناحیۀ شست (P<۰/۰۱۹)، متاتارس اول و متاتارسهای سوم تا پنجم (P<۰/۰۰۱) و افزایش فشار در ناحیه داخلی میانی پا (P<۰/۰۰۱) نسبت به حالت کفش بدون حمایت قوس طولی داخلی شده است.
نتیجهگیری: ارتز دارای حمایت قوس طولی داخلی موجب کاهش فشار در ناحیه جلوی پنجه و افزایش فشار ناحیه داخلی میانی پا شده است. در نتیجه سبب طبیعیتر کردن توزیع فشار کف پای افراد دچار هالوکس ولگوس شد. بنابراین میتوان این ارتز را یکی از گزینههای درمانی موثر برای جلوگیری از پیشرفت در مراحل شروع این عارضه تلقی کرد.
هدف: در راه رفتن طبیعی، نیروهای عمودی عکس العمل زمین بصورت تکراری به سیستم اسکلتی– عضلانی بدن منتقل می-شود. بزرگی این نیروها در زمان برخورد پا با زمین، یک عامل مهم در ایجاد ضایعات ناشی از "استفاده بیش از حد"میباشد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر دو نوع پاشنه استاندارد و شیب دار در کفش طبی بر مولفههای عمودی نیروی عکسالعمل زمین درهنگام راه رفتن در افراد سالم بود.
روش بررسی: در این مطالعه، ۳۰ فرد بزرگسال بصورت غیراحتمالی ساده شرکت داشتند. افراد در سه حالت پابرهنه، استفاده از کفش طبی با پاشنه استاندارد و کفش طبی با پاشنه شیب دار در یک مسیر ۸ متری راه رفتند. دادههای نیروی عمودی عکس العمل زمین در مرحله ابتدایی فاز ایستایی راه رفتن با استفاده از صفحه نیروسنج کیستلر جمعآوری شد.
یافتهها: نتایج این تحقیق نشان داد که نیروی ضربهای در حالت پابرهنه در مقایسه با کفش طبی با پاشنههای استاندارد و شیب دار افزایش معنادار یافته است (P˂۰/۰۰۰۱). قله اول نیروی عمودی عکس العمل زمین و نرخ بارگذاری در کفش طبی با پاشنه شیب دار در مقایسه با کفش طبی با پاشنه استاندارد کاهش معناداری یافته است (P˂۰/۰۵).
نتیجهگیری: استفاده از پاشنه شیب دار با تغییر فاصله محل اثر نیروی عکس العمل زمین نسبت به محور مفصل مچ، باعث تسهیل راکر اول، کاهش قله اول نیروی عمودی عکس العمل زمین و نرخ بارگذاری گردید. با توجه به اثرات آسیب-رسان بارهای وارده به اندام تحتانی بویژه در مرحله ابتدایی راه رفتن، میتوان هنگام تجویز کفش طبی در بیماران ارتوپدی از این نوع پاشنه نیز استفاده کرد.
هدف: تحقیقات نشان میدهد کاهش یا افتادگی قوس طولی داخلی پا، یعنی صافی کف پا، میتواند احتمال آسیبدیدن پا را حین فعالیتهای روزانه نظیر راهرفتن افزایش دهد. برایناساس، امروزه ارتزهای پا برای کنترل صافی کف پا و جلوگیری از چنین آسیبهایی، بهطور شایع تجویز میشود. البته سازوکار تأثیرگذاری این وسایل بر تعادل فرد، کاملاً مشخص نیست و نیازمند استفاده از ابزارهای گوناگون برای کمّیسازی مشاهدات بالینی است. هدف: هدف اصلی این مطالعه، بررسی و مقایسۀ تأثیر فوری سه کفی فانکشنال و UCBL و UCBL تغییریافته بر تعادل پویا در افراد مبتلا به صافی انعطافپذیر کف پا است.
روش بررسی: بیست مرد و زن جوان مبتلا به صافی انعطافپذیر کف پا (سن ۲/۸ و ۲۳/۵) تحتمطالعه قرار گرفتند. آزمودنیها به روش نمونهگیری غیراحتمالی و از نمونههای دردسترس، برای مطالعه انتخاب شدند. آزمودنیها آزمایش تعادل را در چهار حالت انجام دادند: با کفش بهتنهایی، با کفش وکفی فانکشنال، با کفش و کفی UCBL و با کفش و کفی UCBL تغییریافته روی دستگاه تعادل بایودکس. در هریک از این حالتها، متغیر نوسانات کلی و داخلیخارجی و قدامیخلفی اندازهگیری شد. آزمون آنالیز اندازههای تکراری بهمنظور آنالیز دادهها استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه، نشان داده شد میزان نوسانات کلی در کفیهای فانکشنال و UCBL بهطور معناداری، کمتر از UCBL تغییر کرده بود (۰/۰۵>P)؛ اما نوسانات در راستای داخلیخارجی و قدامیخلفی، در بین سه ارتز تفاوت معناداری نداشت. در مقایسۀ بین کفش با هریک از کفیها، نتایج، معنادارنبودن شاخصهای ثبات را در هریک از راستاهای داخلیخارجی، قدامیخلفی و کلی، میان کفش و کفیها نشان داد.
نتیجهگیری: باتوجه به کاهش معنادار نوسانات پاسچرال در کفیهای UCBL و فانکشنال نسبتبه کفی UCBL تغییریافته، بهنظر میرسد تفاوت ساختاری ارتزها بر بهبود تعادل در افراد مبتلا به صافی کف پای انعطافپذیر مؤثر باشد. معنادارنشدن شاخصهای تعادلی میان کفش و کفیها بیانگر این بود که کفش بهتنهایی نیز بر کاهش نوسانات پاسچرال مؤثر بوده است؛ بنابراین، بهدلیل کارایی مؤثر کفش، کفیها بدون دورۀ انطباقی نتوانستند بر ظرفیت تعادلی افراد مؤثر باشند.
هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه تاثیر اسپلینت داینامیک جدید و استاتیک مرسوم بر میزان درد و توانایی های عملکردی دست در زنان مبتلا به سندروم دکورون بود.
روش بررسی: این مطالعه شبه تجربی بر روی ۲۴ بیمار زن مبتلا به سندروم دکورون از نمونههای در دسترس در گروه ارتوز و پروتز دانشگاه علوم پزشکی تهران به مدت ۲ هفته در سال ۹۲-۱۳۹۱ انجام شد.بیماران به صورت تصادفی به دو گروه ۱۲ نفری تقسیم شدند.به یک گروه از بیماران اسپلینت داینامیک جدید سفارشی ساخت و به گروه دیگر اسپلینت استاتیک مرسوم سفارشی ساخت داده شد. میزان درد وتواناییهای عملکردی دست توسط گونه فارسی پرسشنامه DASH قبل ونیز دو هفته پس از استفاده از اسپلینت سنجیده شد. همچنین میزان رضایت بیماران از اسپلینتها در انتهای هفته دوم، توسط مقیاس بصری ارزیابی گردید. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری spss۱۷ و آزمونهای آماری تی زوجی و تی مستقل انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که میزان درد و تواناییهای عملکردی در هر دو گروه پس از استفاده از اسپلینت بهبودیافت. مقایسه کاهش درد و افزایش تواناییهای عملکردی در دو گروه تفاوت معنیداری نشان نداد (P>۰/۰۵). رضایت بیماران از اسپلینت داینامیک بیشتر بود. (P>۰/۰۵)
نتیجهگیری: افزودن مفصل به مچ اسپلینت اسپایکای شست استاتیک باعث افزایش راحتی و رضایت بیماران میگردد و همچنین از نظر بهبود درد و تواناییهای عملکردی، تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نمیگردد.
هدف: صافی کف پا، یکی از بدشکلیهای رایج در کودکان به شمار میرود که در آن قوس طولی داخلی کاهش یا محو میشود و اگر در دوران کودکی درمان نشود، ممکن است در بزرگسالی سبب درد و دیگر مشکلات گردد. کفی و کفش طبی عموماً برای درمان صافی کف پا در کودکان تجویز میگردد، اما تأثیر بیومکانیکی این وسایل هنوز واضح نیست. هدف این تحقیق مقایسه دو نوع مداخله ارتزی مرسوم در ایران شامل کفی فانکشنال و کفش طبی بر تعادل ایستایی با اندازهگیری جابهجایی مرکز فشار و سرعت نوسان آن در کودکان دچار صافی کف پای انعطافپذیر است.
روش بررسی: این مطالعه نیمهتجربی بر روی ۳۰ کودک دچار صافی کف پا و ۱۰ کودک سالم به منظور بهدستآوردن دادههای تعادل در کودکان نرمال با پوشیدن کفش و کفی طبی انجام شد. ابتدا کودکان بر روی صفحه نیروی دستگاه نروکام بهصورت یکپا میایستادند و سپس این کار را با پای مقابل انجام میدادند و میزان جابهجایی مرکز فشار و سرعت نوسان آن ثبت میگردید. آزمون آماری اندازه های تکراری جهت مقایسه مداخله اورتزها در هر فرد .و آزمون تی مستقل جهت مقایسه گروه دچار صافی ف پا با گروه سالم استفاده شد. همچنین جهت آنالیز آماری از نرم افزار اس پی اس نسخه ۱۷ استفاده شد.
یافتهها: نتایج حاصل نشان داد که در گروه دچار کف پای صاف، کفی فانکشنال بههمراه کفش معمولی و کفش طبی نسبت به حالت پابرهنه سبب کاهش معناداری در میزان جابهجایی مرکز فشار میشدند (P<۰/۰۵) و تفاوت معنیداری بین دو گروه کفش طبی و کفی فانکشنال با کفش معمولی وجود نداشت (P=۰/۰۸۵). سرعت نوسان مرکز فشار در حالت پابرهنه بیشتر از حالتهای دیگر بود، اما در مقایسه با کفش طبی در حالت کفی فانکشنال و کفش معمولی سرعت نوسان کاهش یافت (سطح معناداری در این مطالعه ۰/۰۵ در نظر گرفته شد).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه، تفاوت معناداری در تعادل بین پوشیدن کفش طبی و کفی فانکشنال بههمراه کفش معمولی در حالت ایستادن بر روی یکپا وجود نداشت و با توجه به کاهش میزان جابهجایی مرکز فشار با کفی فانکشنال در مقایسه با کفش طبی و نیز عدمپذیرش کفش طبی توسط کودکان، به نظر رسد که تجویز کفی فانکشنال به همراه کفش معمولی می تواند تجویز مناسبی برای صافی کف پا کودکان باشد.
هدف: صافی کف پای انعطاف پذیر از شایع ترین بیماری های اندام تحتانی در بزرگسالان شمرده می شود که به دلیل قرارگرفتن ساختارهای پا در راستای نامناسب باعث درد و عوارض در مفاصل بالاتر و بافت نرم می شود . هدف از انجام این مطالعه بررسی تغییرات راستای پا در افراد دارای صافی کف پای انعطاف پذیرتحت عنوان پاسخ استاتیک پا به یک نوع کفی پیش ساخته می باشد.
روش بررسی: مطالعه از نوع شبه تجربی بوده و جامعه در دسترس شامل ۳۲ دختر مبتلا به صافی انعطاف پذیر با محدوده ی سنی ۱۸تا۲۸ سال بودندکه برای اندازه گیری تغییرات از دستگاه لیزراستفاده شده است .زاویه خلف پا با بررسی زاویه والگوس پاشنه و زاویه قدام پا با بررسی زاویه ساق و بخش جلوی پا،در حالت پای برهنه و با کفی دیواره بلند داخلی مورد ارزیابی قرار گرفته اند .
یافتهها: نتایج نشان داد که استفاده از کفی سبب کاهش معنادار زاویه خط قدامی وخط خلفی می شود (۰/۰۰۳=P). بطور میانگین باکفی دیواره بلند داخلی ۵/۳درجه کاهش در زاویه قدامی پاو ۴درجه کاهش در زاویه پاشنه مشاهده شد (۰/۰۰۱=P).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که کفی دیواره بلند داخلی می تواند راستای پا را به وضعیت نرمال نزدیک نماید . بدین معنا که انحراف بوجود آمده در راستای خلف و بخش جلوی پا را تصحیح کند . ضمنا خط NAS علاوه بر نشان دادن تغییرات راستای جلوی پا، حاکی از تاثیرارتز براین بخش بوده است .
هدف استئوآرتریت نوعی بیماری تخریبی مفاصل است که در آن سطوح مفصلی دچار فرسایش و خوردگی میشوند. بهدنبال ایجاد استئوآرتریت، حرکات یکنواخت و روان مفصل دچار اختلال میشود. استئوآرتریت شایعترین نوع آرتریت است که شیوع این بیماری در ایران ۳/۱۹ درصد است و افراد مبتلا به استئوآرتریت زانو معمولاً دچار ژنوواروم و هایپر پرونیشن پا هستند. هدف این مطالعه بررسی جابهجایی نیروی عکسالعمل زمین نسبت به زانو با توجه به پاسخ ایستا زانو به لبه خارجی و قوس داخلی و ترکیب قوس با لبه خارجی بود.
روش بررسی این پژوهش، نیمهتجربی بود و نمونهگیری از جامعه به روش نمونهگیری دردسترس شامل ۱۳ نفر افراد مبتلا به استئوآرتریت زانو ۹ زن و ۴ مرد با میانگین سنی ۷/۷±۰۸/۶۳ انجام گرفت. در پژوهش حاضر چهار حالت آزمون بدون کفی، لبه خارجی، قوس داخلی و ترکیب قوس با لبه خارجی موردآزمایش قرار گرفت. برای اندازهگیری تغییرات جابهجایی نیروی عکسالعمل زمین، از دستگاه لیزر پاسچر و سنجش میزان راحتی پرسشنامه VAS استفاده و تغییرات بازوی اهرمی با دستگاه اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از نسخه ۲۰ نرمافزار SPSS و آزمون چندمتغیره و سپس دوبهدو بونفرونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها لبه خارجی باعث کاهش معنادار (۰۰۵/۰P=) فاصله نیروی عکسالعمل زمین تا مرکز زانو نسبت به حالت بدون کفی میشود. میانگین فاصله خط وزن از مرکز زانو در حالت بدون ارتوز ۶/۱۳میلیمتربه داخل، با لبه خارجی ۸/۰میلیمتربه داخل، با قوس داخلی ۸/۱۱میلیمتربه داخل و با لبه خارجی با قوس داخلی ۷میلیمتربه داخل بدست آمد. بنابراین استفاده از لبه خارجی به ضخامت ۷ میلیمتر باعث جابهجایی محل عبور نیروی عکسالعمل زمین روی زانو شده است، بهطوریکه بازوی اهرمی نیروی عکسالعمل زمین از مرکز زانو -که باعث تولید گشتاور ادداکتوری روی زانو میشود-، با گذاشتن لبه خارجی ۸/۱۲ میلیمتر کوچکتر از وضعیت بدون کفی شده بود. در مقایسه بین دیگر حالتها -یعنی بدون کفی-، ترکیب قوس داخلی با لبه خارجی و قوس داخلی بهتنهایی، اختلاف معناداری مشاهده نشده است، اما اختلاف معناداری بین لبه خارجی و قوس داخلی بهتنهایی بهدست آمد (۰۱۳/۰=P)؛ به این صورت که بازوی اهرمی نیروی عکسالعمل زمین با لبه خارجی ۱۱ میلیمتر کوچکتر است و همچنین در مقایسه لبه خارجی و ترکیب قوس با لبه خارجی نشان داد که لبه خارجی ۲/۶ میلیمتر بازوی اهرمی کوتاهتر یا ۵/۸۸ درصد بازوی اهرمی کوچکتری ایجاد میکند (۰۰۱/۰=P). در مقایسه بین حالتهای قوس داخلی و ترکیب قوس با لبه خارجی رابطه معناداری ملاحظه نشد.
نتیجهگیری لبه خارجی باعث کاهش بازوی اهرمی نیروی عکسالعمل زمین نسبت به زانو در بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو با ژنووروم و هایپر پرونشن پا میشود و افزودن قوس طولی باعث کاهش اثر لبه خارجی برای کاهش بازوی اهرمی نیروی عکسالعمل زمین نسبت به زانو و درنتیجه، عدمکاهش گشتاور ادداکتوری زانو در بیماران مبتلا به استئوارتریت زانو میشود. بااینحال از نظر آماری لبه خارجی، قوس داخلی و ترکیب آنها تأثیری بر راحتی در این بیماران ندارند.
هدف عدمتقارن در تحمل وزن یکی از علتهای اصلی ایجاد اختلال در حفظ تعادل بیماران همیپارزی است که میتواند ایستادن و راهرفتن این بیماران را با مشکل مواجه کند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر آنی کفی دارای بافت برجسته بهصورت یکطرفه بر تقارن تحمل وزن در حالت ایستاده و راهرفتن افراد سکته مغزی مزمن انجام شد.
روش بررسی در این مطالعه شبهتجربی، ۱۶ بیمار همیپارزی با میانگین سنی ۹۴/۶±۱۲/۵۲ سال و متوسط زمان گذشته از ضایعه ۴/۱۶±۱۲/۳۳ ماه با معیارهای گذشت حداقل ۶ ماه از ضایعه، تجربه اولین سکته مغزی براساس تشخیص پزشک، توانایی راهرفتن حداقل ۱۰ متر و ایستادن حداقل ۳۰ ثانیه بدون وسیله کمکی، اسپاستیسیتی کمتر از ۲ براساس معیار آشورث تصحیحشده در اندام تحتانی و همچنین نداشتن هیچگونه مشکل ارتوپدی و نورولوژیکی دیگر، بهصورت غیراحتمالی ساده انتخاب شدند. شاخص تقارن در حالت ایستاده (با استفاده از دو ترازو مشابه)، قرینگی طول گام، طول گام و سرعت راهرفتن (با استفاده از دستگاه بالانس مستر نوروکام) در ۳ حالت بدون کفی، کفی دارای بافت برجسته با سختی ۸۰ و کفی دارای بافت برجسته با سختی ۶۰ محاسبه شد.
یافتهها در این مطالعه برای مقایسه سه حالت آزمون از آزمون آماری تحلیل واریانس در تکرار مشاهدات و برای مقایسه دوبهدو از آزمون بونفرونی استفاده شد. قرینگی طول گام تفاوت معنیداری بین حالت بدون کفی و حالت استفاده از کفی دارای بافت برجسته با سختی ۸۰ (۰۰۴/۰=P) و همچنین استفاده از کفی دارای بافت برجسته با سختی ۸۰ در مقایسه با کفی دارای بافت برجسته با سختی ۶۰ (۰۱۱/۰=P) نشان داد. باوجوداین، در حالت استفاده از کفی دارای بافت برجسته با سختی ۶۰ در مقایسه با حالت بدون کفی، تفاوت معنیداری مشاهده نشد (۳۲۵/۰=P). نتایج شاخص تقارن مانند قرینگی گام بود. بین نتایج حالت بدون کفی در مقایسه با استفاده از کفی دارای بافت برجسته با سختی۸۰ (۰۲۲/۰=P) و بین نتایج دو نوع کفی (۰۱۹/۰=P) تفاوت معنیدار بود، اما در استفاده از کفی دارای بافت برجسته با سختی ۶۰ نسبت به حالت بدون کفی با وجود بهبود قرینگی طول گام، نتایج معنیدار نشد (۳۲۵/۰=P). سرعت راهرفتن و طول گام در هنگام استفاده از هیچیک از کفیها بهطور معنیدار بهبود نیافت.
نتیجهگیری مطالعه حاضر نشان داد که استفاده اجباری از اندام سمت مبتلا قادر است با غلبه بر پدیده عدماستفاده آموختهشده و اصلاح عارضه نقص در ارسال پیامهای حسی به مراکز کنترلکننده حرکت، باعث بهبود تقارن تحمل وزن در حالت ایستاده و راهرفتن بیماران سکته مغزی مزمن شود. براساس نتایج این مطالعه، استفاده از کفی دارای بافت برجسته با سختی ۸۰ بهصورت یکطرفه تقارن تحمل وزن در حالت ایستاده و قرینگی طول گام در افراد همیپارزی را بهبود میبخشد، ولی بر سرعت راهرفتن و طول گام این افراد تأثیری ندارد. کفی دارای بافت برجسته با سختی ۶۰ هیچیک از متغیر آزمون را بهصورت معناداری بهبود نبخشید. برهمیناساس، از این نوع کفیها میتوان در تمرینات تعادلی و راهرفتن افراد همیپارزی استفاده کرد.
هدف سکته مغزی به دنبال قطع یا اختلال خونرسانی به قسمتی از مغز ایجاد میشود. عوارض ناشی از سکته مغزی، میتواند از عوارض جزئی همانند علائم عصبی تا اختلالات خیلی شدید، بسته به محل و شدت آسیبدیدگی متفاوت باشد. همیپارزی یکی از شایعترین اختلالات در افراد دچار سکته مغزی در فاز حاد این عارضه است. برخی اختلالات دیگر نیز همچون اختلالات تعادلی وضعیتی نیز ممکن است به دنبال سکته مغزی مشاهده شود. تمامی اختلالات نورولوژیکی ناشی از سکته مغزی ممکن است سبب محدودیت دامنه حرکتی افراد از رنج کم تا زیاد شود. بازیابی توانایی راهرفتن یکی از مهمترین اهداف توانبخشی افراد دچار سکته مغزی است. از این رو استفاده از وسایل کمکی همچون ارتزها میتواند برای این افراد مفید واقع شود. یکی از متداولترین روشهای درمانی برای کنترل عارضه دراپفوت ناشی از سکته مغزی استفاده از ارتزهای مچ پا-پایی است. ارتز مچ پا-پایی با فراهم کردن ثبات مچ و قرار دادن پا در وضعیت مطلوب از افتادگی پا و سایر حرکات ناخواسته جلوگیری میکند و باعث میشود تا راهرفتن عادی شود. هدف مطالعه مروری حاضر ارزیابی تأثیرگذاری ارتزهای مچ پا-پایی بر تعادل و مؤلفههای زمانیمکانی، کینتیکی و کینماتیکی راهرفتن افراد با عارضه دراپفوت ناشی از سکته مغزی است.
روش بررسی جستوجو در پایگاههای اطلاعاتی گوگل، اشپرینگر، ساینسدایرکت، پابمد، و اوید برای یافتن مطالعات در بازه زمانی ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۶ که تاثیر ارتوزهای مچ پا- پایی را در افتادگی مچ سنجیدهاند، انجام شده است. پس از بررسی و طبقهبندی مقالات به دست آمده، مقالات موجود بر اساس متغیرهای زمانی مکانی راه رفتن، کینتیک، کینماتیک و تعادل تحلیل شدند. در نهایت ۲۱ مطالعه جهت ارزیابی نهایی انتخاب شدند.
یافتهها ۲۱ مقاله درباره تأثیر ارتز مچ پا-پایی بر متغیرهای راهرفتن افراد دراپفوت ناشی از سکته مغزی تجزیهوتحلیل شده است. متغیر زمانیمکانی در ۱۴ مقاله و مؤلفههای کینتیک و کینماتیک در هفت مقاله ارزیابی شده است. ارتز مچ پا-پایی تأثیر معناداری بر طول و عرض گام داشته است، ولی بر سرعت، کادنس، قرینگی راهرفتن و تعادل افراد تأثیر معنادار نداشته است. همچنین استفاده از ارتز مچ-پایی سبب بهبود مؤلفههای کینتیکی راهرفتن، کینماتیک مچ پا و کینماتیک زانو در فاز ایستایی میشود، ولی بر کینماتیک مفصل زانو در فاز نوسانی و کینماتیک مفصل هیپ در صفحه فرونتال و ساجیتال تأثیر چندانی نداشته است. درباره تأثیر ارتز بر ممان اینرسی و پاور مفاصل مطالعات اندکی وجود داشت، ولی نتیجه حاکی از نبود تفاوت معنادار در این مؤلفهها بود.
نتیجهگیری این مطالعه نشان داد مدل های مختلف ارتز مچ پا-پاییاستاتیک یا دینامیک، بسته به جنس و طراحیشان، تأثیرهای متناقضی بر تعادل، مؤلفههای کینتیک، کینماتیکی و متغیرهای راهرفتن افراد سکته مغزی میگذارند. استفاده از ارتزهای مچ پا-پایی در مقایسه با وضعیت بدون ارتز سبب راه رفتن مناسب تر افراد با عارضه افتادگی مچ پا میشود. با توجه به نتایج این مطالعه، بسته به نیاز و شرایط هر بیمار باید بهترین و مناسبترین ارتز مچ پا-پایی به صورت انحصاری و با در نظر گرفتن شرایط هر فرد برای او طراحی و ساخته شود.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه آرشیو توانبخشی می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Archives of Rehabilitation
Designed & Developed by : Yektaweb