جستجو در مقالات منتشر شده


۹ نتیجه برای خوشابی

کتایون خوشابی، فیروزه ساجدی،
دوره ۱، شماره ۱ - ( تابستان ۱۳۷۹ )
چکیده

نام سندرم X شکننده برگرفته از یک نقطه شکننده (Constriction) قابل تشخیص بر کروموزوم (در محل ۲۷/۳ xq) در محیط کشت کروموزومی بدون اسید فولیک می باشد. قسمت بدون ثبات شامل تکرار تری‌نوکلئوتیدی است که در نسلهای بعدی تشدید می شود (آمپلیفیکاسیون DAN) و موجب بروز فتوتیپ شدیدتری در فرد می شود. %۲۰ مردان دچار سندرم X شکننده طبیعی هستند. دختران این افراد دارای کروموزوم غیر عادی خواهند بود (ناقلین) و نوه های دختر و پسرشان با علامت خواهند شد. در سندرم تی‌پیک پسران مبتلا دچار عقب ماندگی ذهنی، ماکروسفالی، گوشهای بزرگ و برجسته، صورت دراز و بزرگی بیضه ها می باشند.

از نظر وجود اختلالات رفتاری همراه، وجود علایم مشابه اختلالات نافذ رشد مثل اوتیسم، اختلال توجه و تمرکز/بیش فعالی (ADHD) ذکر گردیده است. اشکال توانایی‌های شناختی به صورت مشکلات یادگیری تا اشکالات شدید مطرح شده است.

بیماران ما ۲ مورد (یک پسر ۶ ساله و یک پسر ۷ ساله ) بودند که به دلیل پر تحرکی مراجعه کردند. در معاینه فیزیکی وجود علایم اختلال توجه و تمرکز/بیش فعالی (ADHD) همچنین علایم سندرم X شکننده تأیید شد. در آزمایش کشت کرموزومی نیز وجود شکنندگی در محل ۲۷/۳ xq مشخص گردید.


علی‌اکبر سیاری، سیدعباس باقری‌یزدی ، بهروز جلیلی، کتایون خوشابی، داود شاه‌محمدی ، فرید ایمان‌زاده ، حسن کرمی،
دوره ۲، شماره ۳ - ( پاييز و زمستان ۱۳۸۰ )
چکیده

هدف: این پژوهش یک مطالعه مقطعی است که به منظور بررسی وضعیت کودک آزاری جسمانی در کودکان شهر تهران، در آذر ۱۳۷۹ به مدت ده روز انجام گرفته است.

روش بررسی: در این پژوهش، ۴۵ دستیار آموزش دیده تخصصی کودکان، ۳۰۱۹ کودک زیر ۱۸سال مراجعه کننده به سه مرکز آموزشی کودکان تهران ( بیمارستان های بهرامی، حضرت علی اصغر (ع) و مرکز طبی کودکان ) را مورد مطالعه قرار دادند که از این تعداد، ۱۵۷۸ پسر و ۱۴۴۱ دختر بودند. با انجام مصاحبه بالینی، معاینه فیزیکی و تکمیل پرسش نامه بررسی کودک آزاری جسمانی روی مراجعان این مراکز، در مجموع ۳۶۷ کودک، یعنی ۱۲/۲ درصد آنها ( ۱۴/۵درصد پسران و ۹/۶ درصد دختران) دچار آزار جسمانی شده بودن.

یافته‌ها: علائم آسیب، بیشتر در صورت، اندام فوقانی، پشت و اندام تحتانی بود. شدت آسیب وارده، ۱۲/۸درصد موارد شدید و ۸۷/۲ درصد موارد در حد متوسط بوده است. والدین بیش از سایرین، عامل کودک آزاری جسمانی در خانواده کودکان آسیب دیده، بیشتر مربوط به پر اولاد بودن، اعتیاد یکی از اعضای خانواده و وجود استرس حاد و شدید در طول ۶ماه گذشته بوده است.

نتیجه‌گیری: با انجام آزمون ۲x ارتباط معنی داری بین اقدام به کودک آزاری جسمانی باسن، جنس، محل سکونت، جدایی والدین و سابقه آزار جسمانی در کودکی والدین، مشاهده شد(۰۰۱/۰>pvalue)


کتایون خوشابی ، سمیرا کیوانی ،
دوره ۳، شماره ۳ - ( پاييز ۱۳۸۱ )
چکیده

هدف: این تحقیق با هدف بررسی مهارت های ارتباطی و تعاملی، بر روی بیماران روان پریش بالای ۱۸ سال در سال ۱۳۷۹، انجام گرفت.

روش بررسی: نمونه ی مورد مطالعه شامل ۸۰بیمار روان پریش ( ۳۸زن و ۴۲مرد) از ۴ مرکز درمانی رعد، سینا، رازی، امام حسین (ع) بودند که روش مطالعه, توصیفی – مقطعی بود و نمونه های مورد مطالعه به صورت غیر احتمالی و با روش نمونه گیری متناسب با اندازه، انتخاب شدند. ابراز مورد استفاده جهت گردآوری اطلاعات، آزمون مشاهده ای ACISبود که اطلاعات آن توسط کاردرمانگر تکمیل شده است. آزمونهای آماری مورد استفاده در این مطالعه عبارت است از: ضریب همبستگی اسپیرمن، ویل کاکسون و من ویتنی.

یافته‌ها:

  1. میانگین رتبه آزمون ACIS در گروه بیماران اسکیزوفرنی ، به صورت معنی داری پایین تر از گروه بیماران اسکیزوافکتیو بود(P<۰/۰۰۱)
  2. میانگین رتبه آزمون (ACIS) در گروه بیماران بستری به صورت معنی داری پایین تر از گروه بیماران سرپایی بود(P<۰/۰۰۱)
  3. میانگین رتبه ی آزمون ACIS در گروه بیماران روان پریش زن و مرد تفاوت معنی داری نشان نداد. 

نتیجه گیری: نتایج به دست آمده ضعف مهارت های ارتباطی و تعاملی در بیماران اسکیزوفرنی و نیز بیماران بستری را مشخص کرد. نتایج این تحقیق اطلاعات مفیدی در رابطه با مهارت های ارتباطی و تعاملی در اختیار کاردرمان گرانی که با بیماران سروکار دارند ، قرار میدهد. لیکن شناخت دقبق تر این مهارت ها در اختلال و مقعیت های دیگر ، احتیاج به بررسی بیش تری دارد.


کتایون خوشابی، آمنه ستاره‌فروزان، شهرام مرادی، پروانه محمدخانی،
دوره ۷، شماره ۳ - ( پاييز ۱۳۸۵ )
چکیده

هدف: با توجه به اهمیت بالینی اختلال بیش‌فعالی/ کمبود توجه به‌عنوان یکی از شایع‌ترین اختلالات رفتاری در کودکان و تأثیر آن در سیستم خانواده در پژوهش حاضر به بررسی عوامل خطرساز در ابتلا به این اختلال پرداخته می‌شود.

روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع تحلیلی مقایسه‌ای بوده و آزمودنی‌های پژوهش حاضر را ۱۹۲ کودک مبتلا به اختلال بیش‌فعالی/ کمبود توجه که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس در یک دوره زمانی دو ساله(ابتدای سال ۸۲ تا انتهای سال ۸۳) به مرکز روانپزشکی اطفال ارجاع شده بودند و تشخیص اختلال بیش‌فعالی/ کمبود توجه بر اساس معیارهای DSM-IV توسط دو روانپزشک کودک در آنها مسجل شده بود (گروه آزمایش) و ۲۱۰ کودک جامعه عادی که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی از مدارس و مهدهای کودک شهر تهران انتخاب شده و از لحاظ متغیرهای پژوهش با گروه آزمایش همتاسازی شده بودند (گروه کنترل)، تشکیل می‌دادند. داده‌های پژوهش با کمک روش‌های توصیفی مانند فراوانی و درصد و نیز استفاده از روش‌های آمار استنباطی نظیر خی‌دو مورد تحلیل قرار گرفتند.

 

یافته ها: یافته‌ها نشان داد جنسیت فرزندان یک عامل مهم در بروز این اختلال می باشد و میزان بروز این اختلال در پسران از دختران بیشتر است (P=۰/۰۰۰۱ و X۲=۳۳/۸). خویشاوندی والدین یک عامل خطرساز در بروز این اختلال می باشد و میزان بروز ADHD در فرزندان والدین دارای نسبت خویشاوندی از فرزندانی که والدین غیرخویشاوند دارند بیشتر است (P=۰/۰۳ و X۲=۴/۹۵). میزان بروز اختلال ADHD در کودکانی که سابقه ابتلا به اختلال بیش فعالی در والدین و بستگان آنها وجود دارد بیشتر از کودکانی است که سابقه ابتلا به اختلال بیش فعالی در والدین و بستگان آنها وجود ندارد (P=۰/۰۰۰۱ و X۲=۲۶/۸۸). دارا بودن سابقه بیماری‌های روانی در والدین نیز یک عامل خطرساز در بروز این اختلال می باشد و میزان بروز اختلال ADHD در کودکان والدینی که دارای سابقه بیماری های روانی می باشند بسیار بیشتر از کودکان والدینی است که سابقه بیماری های روانی ندارند (P=۰/۰۰۰۱ و X۲=۹/۸۳). در نهایت میزان بروز اختلال ADHD در فرزندان اول و دوم بسیار بیشتر از فرزندان سوم و بالاتر است (P=۰/۰۰۰۱ و X۲=۲۳/۴۱).

نتیجه‌گیری: پسر بودن، ازدواج خویشاوندی، سابقه ابتلا به اختلال بیش فعالی در والدین و بستگان، سابقه بیماری های روانی در والدین و فرزند اول و دوم بودن از عوامل خطرساز مهم در بروز ADHD می باشد.


کتایون خوشابی، شهرام مرادی، ستاره شجاعی، قربان همتی علمدارلو، غلام‌رضا دهشیری، ابوالقاسم عیسی‌مراد،
دوره ۸، شماره ۰ - ( ويژه‌نامه توان‌بخشي در بيماري‌ها و اختلالات رواني ۱۳۸۶ )
چکیده

هدف: اختلالات رفتاری طیف وسیعی از مشکلات دوران کودکی را تشکیل می‌دهد که شیوع آن در مناطق مختلف ایران و جهان دارای نوسانات بسیاری است. پژوهش حاضر به بررسی میزان شیوع اختلالات رفتاری در دانش‌آموزان دوره ابتدایی استان ایلام می پردازد.

روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی و مقطعی است که جامعه آماری آن را کلیه دانش‌آموزان مدارس ابتدایی استان ایلام در سال تحصیلی ۸۴-۱۳۸۳ تشکیل می دادند. حجم نمونه پژوهش حاضر ۱۵۴۶ دانش‌آموز بود که با استفاده از فرمول حجم نمونه و براساس شیوه نمونه‌گیری طبقه‌ای برحسب جنسیت، منطقه و محل زندگی و پایه تحصیلی و به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای جهت تکمیل پرسشنامه انتخاب شدند. از پرسشنامه راتر فرم معلم به عنوان ابزار غربالگری و فرم مصاحبه تشخیصی روانپزشکی برای دانش‌آموزانی که در آزمون راتر نمره بالاتر از نقطه برش داشتند، جهت تأیید تشخیص استفاده گردید. برای تحلیل داده‌ها آزمون خی دو مورد استفاده قرار گرفت

یافته‌ها: نتایج نشان داد که میزان شیوع اختلالات رفتاری در دانش‌آموزان دوره ابتدایی استان ایلام ۲/۱۰ درصد می‌باشد. میزان شیوع در پسران بیشتر از دختران، در مناطق شهری بیشتر از مناطق روستایی و در پایه تحصیلی سوم بیشتر از سایر پایه‌های تحصیلی است. همچنین نتایج میزان شیوع برحسب زیرگروه‌های طبقات تشخیصی اختلالات رفتاری آزمون راتر نشان داد که اختلال ناسازگاری اجتماعی بیشترین و اختلال رفتارهای ضداجتماعی کمترین میزان شیوع را داشتند و در بین عوامل جمعیت‌شناختی، تحصیلات والدین، طلاق والدین و سابقه بیماری روانی در خانواده با بروز اختلالات رفتاری در کودکان رابطه معناداری داشتند (P>۰/۰۵).

نتیجه‌گیری: میزان شیوع اختلالات رفتاری در استان ایلام در مقایسه با سایر پژوهشهای انجام گرفته در داخل و خارج از کشور در دامنه متوسط قرار دارد.


حمید یعقوبی، علی‌رضا جزایری، کتایون خوشابی، بهروز دولتشاهی، زهرا نیکنام،
دوره ۸، شماره ۰ - ( ويژه‌نامه توان‌بخشي در بيماري‌ها و اختلالات رواني ۱۳۸۶ )
چکیده

هدف: این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی روش نوروفیدبک و مقایسه آن با ریتالین و درمان ترکیبی نوروفیدبک و ریتالین توأم در کاهش علائم اختلال بیش‌فعالی / کمبود توجه انجام شده، یعنی اثربخشی این روشهای درمانی را بر افزایش نمرات هوشی آزمودنیها مد نظر قرار داده است.

روش بررسی: در این پژوهش شبه تجربی که به شکل (Case series) انجام شد، تعداد ۱۶ نفر آزمودنی مبتلا به اختلال بیش‌فعالی – کمبود توجه نوع مرکب که به صورت هدفمند انتخاب شده بودند، در ۴ گروه مختلف به مدت ۱۰ هفته تحت درمان با هر یک از سه رویکرد فوق قرارگرفتند. گروه چهارم هیچ درمانی نگرفتند.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که درمان ترکیبی نوروفیدبک و ریتالین در هر ۴ آزمودنی موجب افزایش هوشبهر شده است. درمان با ریتالین به تنهایی نیز در هر ۴ آزمودنی موجب افزایش نمرات هوشی گردید، اما این میزان در برخی موارد خیلی قابل توجه نبود. روش درمانی نوروفیدبک نیز در ۳ نفر از آزمودنیها موجب افزایش نمره هوشبهر گردید. در گروه چهارم تغییراتی حاصل نشد.

نتیجه‌گیری: اثربخشی درمان ترکیبی نوروفیدبک و ریتالین در افزایش نمرات کودکان مبتلا به اختلال بیش‌فعالی/نقص توجه در آزمون هوشی تجدید نظر شده وکسلر کودکان بیشتر از هریک از دو روش دیگر به تنهایی است.


پارسا هوش‌ور، فاطمه بهنیا، کتایون خوشابی، هوشنگ میرزایی، مهدی رهگذر،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۸۸ )
چکیده

هدف: اختلال نقص توجه – بیش فعالی شایعترین اختلال عصبی رفتاری دوران کودکی می باشد که برای بهبود تعاملات اجتماعی و عاطفی ایشان به مداخلات روانی اجتماعی نیاز است و یکی از تأثیرگذارترین این برنامه ها آموزش گروهی والدین می باشد. هدف این مطالعه بررسی تأثیر برنامه آموزش گروهی والدین بر میزان اختلالات رفتاری کودکان دچار نقص توجه- بیش‌فعالی می باشد.

روش بررسی: در این مطالعه شبه تجربی ۵۴ کودک ۴ تا ۱۰ ساله مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش‌فعالی، از بین مراجعه‌کنندگان به ۷ مرکز کاردرمانی سطح شهر تهران به‌روش ساده و در دسترس انتخاب و به طور تصادفی‌تعادلی به دو گروه شاهد و مداخله اختصاص یافتند. علاوه بر برنامه های کاردرمانی و دارودرمانی مشترک در هر دو گروه، به مادران کودکان گروه مداخله، به مدت ۸ جلسه دو ساعته و به‌صورت هفتگی برنامه آموزش گروهی والدین طبق دستورالعمل فرزندپروری مثبت ساندرز (۲۰۰۵) ارائه شد. ابزار گرد آوری داده ها شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه ۴۸ سئوالی مقیاس رده‌بندی والدین کانرز بود. داده‌های حاصل به وسیله آزمون های آماری مجذور خی، تی زوجی، تی مستقل و آنالیز کوواریانس تحلیل شد.

یافته‌ها: علی رغم بهبود معنادار هر دو گروه در ارزیابی درون‌‌گروهی قبل و بعد، میزان کاهش نمرات خرده مقیاس های رفتاری سلوک (P<۰/۰۰۱)، اضطراب (P<۰/۰۰۱)، شاخص بیش‌فعالی (P=۰/۰۱۶) و نمره کل پرسشنامه (P<۰/۰۰۱) در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد معنادار بود. در حالی که در خرده مقیاس های یادگیری (P=۰/۰۵۲)، تکانشی بیش فعالی (P=۰/۲۶۷) و مشکلات روان‌تنی (P=۰/۵۲۶) تغییر معناداری ایجاد نشد.

نتیجه‌گیری: آموزش گروهی والدین کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش‌فعالی در کاهش میزان اختلالات رفتاری و اضطرابی ایشان تأثیر گذار است و این مداخله می تواند در کنار برنامه های دارودرمانی و کاردرمانی سودمند واقع شود.


مریم ممقانیه، حمیدرضا پوراعتماد، فاطمه احمدی، کتایون خوشابی،
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۰ )
چکیده

هدف: بیماری درخودماندگی از وخیم‌ترین اختلالات عصب‌تحولی دوران کودکی است که با مشکلات رفتاری فراوانی همراه است. پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیرگذاری نظام ارتباطی مبادله تصویری (PECS) بر مشکلات رفتاری این گروه از بیماران صورت گرفته‌است.

روش بررسی: این مطالعه شبه‌آزمایشی و از نوع تک‌آزمودنی با طرح B-A است. بدین منظور، ۴ پسر درخودمانده ۳ تا ۷ ساله، با روش نمونه‌گیری در‌دسترس از بین مراجعین مرکز سامان‌دهی درمان و توانبخشی اختلالات درخودماندگی تهران انتخاب شده و به‌مدت چهار ماه (۴۲ جلسه)، سه جلسه در هفته تحت درمان قرار گرفتند. ابزار‌های مورد استفاده شامل مشاهده مستقیم و فهرست ارزیابی درمان درخودماندگی بود که ۶ بار طی مدت مطالعه به‌کار بسته شد.

یافته‌ها: در پایان دوره آموزش، نتایج به‌دست ‌آمده تأثیرات مثبت PECS را در کاهش مشکلات رفتاری سه کودک (%۷۵) نشان داد، هر چند که سرعت یادگیری آنها متفاوت بود.

نتیجه‌گیری: دستیابی کودکان مبتلا به درخودماندگی به یک ابزار ارتباطی، باعث کاهش علائم رفتاری آنها می‌شود.


سولماز سلوکی، فاطمه بهنیا، کتایون خوشابی، ابراهیم پیشیاره، سمانه حسین‌زاده،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۱ )
چکیده

هدف: این مطالعه ارتباط عملکرد حرکتی،توجه پایدار و کنترل تکانه را در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه بیش فعالی ((ADHD و عادی بررسی و مقایسه کرده است.

روش بررسی: در این پژوهش توصیفی تحلیلی ۲۱ پسر مبتلا به اختلال ADHDو ۲۱ پسر عادی در دامنه سنی ۷ تا ۱۰ سال شرکت کردند. عملکرد حرکتی با استفاده از آزمون «کفایت حرکتی برونینکز اوزرتسکی» و توجه پایدار و کنترل تکانه با استفاده از « آزمون عملکرد مداوم» بررسی شد.

یافته‌ها: نتایج آزمون تی مستقل و من ویتنی نشان داد گروه ADHD و عادی در عملکردهای حرکتی درشت، ظریف و کلی همچنین توجه پایدار و کنترل تکانه اختلاف معناداری با هم دارند (۰٫۰۰۰۱P) و کلی (۰/۰۰۰۱>P) بین دو گروه تفاوت معناداری دارد. ضریب همبستگی تکانشگری و عملکرد حرکتی درشت(۰/۳۷۹=P)، ظریف (۰/۹۲=P) و کلی (۰/۵۶۲=P) بین دوگروه تفاوت معناداری نداشت.

نتیجه‌گیری: بر طبق نتایج مطالعه توجه پایدار و کنترل تکانه با اغلب عملکردهای حرکتی در گروه ADHD و عادی مرتبط بودند این مسئله می‌تواند به درمانگران جهت تعیین اولویتهای توانبخشی و استفاده از راهکارهای دقیق جهت ارتقا عملکرد حرکتی کودکان کمک کند.



صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه آرشیو توانبخشی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Archives of Rehabilitation

Designed & Developed by : Yektaweb