دوره 27، شماره 3 - ( پاییز 1405 )                   دوره، شماره، فصل و سال، شماره مسلسل | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Sabour Eghbali Mostafa Khan H, Hosseini S A, akbarfahimi N, Soleimani F, ravarian A. Developmental Supportive Interventions for Preterm Infants After Discharge from the Neonatal Intensive Care Units: A Scoping Review. Arch Rehabil 2026; 27 (3) :446-471
URL: http://rehabilitationj.uswr.ac.ir/article-1-3747-fa.html
صبور اقبلی مصطفی خان هاجر، حسینی سید علی، اکبرفهیمی نازیلا، سلیمانی فرین، راوریان آیدا. مداخلات حمایتی-تکاملی برای نوزادان نارس پس از ترخیص از بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان: مرور حوزه‌ای. مجله توانبخشی. 1405; 27 (3) :446-471

URL: http://rehabilitationj.uswr.ac.ir/article-1-3747-fa.html


1- گروه کاردرمانی، مرکز تحقیقات توانبخشی عصبی کودکان ، دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، تهران، ایران.
2- گروه کاردرمانی، دانشکده علوم توانبخشی، دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، تهران، ایران. ، alihosse@gmail.com
3- گروه کاردرمانی، مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت، پژوهشکده سلامت اجتماعی، دانشکده علوم توانبخشی، دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، تهران، ایران.
4- مرکز تحقیقات توانبخشی عصبی کودکان، دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، تهران، ایران.
متن کامل [PDF 4016 kb]   (278 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (951 مشاهده)
متن کامل:   (2 مشاهده)
مقدمه
زایمان زودرس که به تولد پیش از 37 هفته بارداری تعریف می‌شود، همچنان یکی از چالش‌های مهم سلامت عمومی در جهان است. براساس گزارش‌های اخیر سازمان بهداشت جهانی و مطالعات اپیدمیولوژیک، در سال 2020 سالانه حدود 13.4 میلیون نوزاد نارس متولد شده‌اند و میزان شیوع آن در جوامع مختلف بین 4 تا 16 درصد متغیر است [1، 2]. در ایران نیز شیوع زایمان زودرس حدود 11 تا 12 درصد گزارش شده است [3]. نوزادان نارس در معرض خطر بالاتری برای تأخیرهای تکاملی، اختلالات شناختی و دشواری‌های تنظیم حسی‌ـ‌هیجانی قرار دارند؛ پیامدهایی که می‌توانند اثرات ماندگاری بر یادگیری، عملکرد اجتماعی و کیفیت زندگی آنان داشته باشند [4، 5].
بستری شدن در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان، به‌ویژه برای خانواده‌ها و مادران، اغلب با فشار روانی قابل‌توجهی همراه است. این فشار می‌تواند دلبستگی ایمن والدـ‌نوزاد را مختل کند، کیفیت مراقبت را کاهش دهد و بر مسیرهای تکامل عصبی نوزادان اثر منفی بگذارد [6، 7]. با پیشرفت مراقبت‌های نوزادی و افزایش بقای نوزادان نارس، توجه نظام‌های سلامت از صرف زنده‌ماندن به سمت کیفیت رشد و تکامل پس از ترخیص معطوف شده است. دوره انتقال از بخش مراقبت ویژه نوزادان (NICU) به خانه مرحله‌ای حساس در تداوم مراقبت تکاملی است، زیرا در این مرحله مسئولیت اصلی مراقبت روزمره، تنظیم محیط، پاسخ به نشانه‌های نوزاد و فراهم‌سازی فرصت‌های رشدی از تیم درمانی به خانواده منتقل می‌شود [8، 9].
نوزادان نارس به‌دلیل عدم تکامل سیستم عصبی، دشواری در خودتنظیمی و حساسیت بیشتر به محرک‌های محیطی، ممکن است پس از ترخیص نیز به حمایت‌های تکاملی ساختارمند نیاز داشته باشند. ازسوی‌دیگر، والدین این نوزادان ممکن است با اضطراب، کاهش اعتمادبه‌نفس، دشواری در تفسیر نشانه‌های رفتاری نوزاد و نگرانی درباره مراقبت در خانه مواجه شوند [6، 10]. بنابراین، مراقبت پس از ترخیص نیازمند رویکردی دوجانبه است. دراین‌راستا و باتوجه‌‌به اهمیت دوران طلایی رشد مغز، خاصیت نوروپلاستیسیته امکان بازسازی و تشکیل سیناپس‌های جدید را در پاسخ به محرک‌های محیطیِ هدفمند فراهم می‌کند؛ لذا طراحی هرگونه مداخله باید بر پایه این اصول عصب‌شناختی استوار باشد تا مسیر رشد عصبی-رفتاری نوزاد بهینه گردد [11، 12].
در پاسخ به این نیازها، مداخلات حمایتی‌ـ‌تکاملی مختلفی طراحی شده‌اند، اما شواهد موجود ازنظر محتوا، مبانی نظری و اجزای اجرایی بسیار ناهمگون است [13، 14]. با وجود مطالعات مروری پیشین در زمینه مداخلات زودهنگام، بررسی دقیق نشان می‌دهد این پژوهش‌ها غالباً دارای نواقص روش‌شناختی قابل‌توجهی هستند؛ ازجمله فقدان توجه به چارچوب‌های نظری زیربنایی مداخلات (مانند نظریه سین‌اکتیو) و تمرکز صرف بر گزارش اثربخشی بالینی، بدون ارائه یک مدل یکپارچه. درواقع، فقدان یک نقشه‌برداری جامع که بتواند ویژگی‌های اجرایی و مبانی مفهومی این مداخلات را دسته‌بندی کند، مانع از استانداردسازی مراقبت‌های پس از ترخیص و بومی‌سازی آن‌ها در نظام‌های سلامت مختلف شده است [13، 15]. 
بنابراین، مرور حاضر با هدف پوشش این شکاف‌های علمی و روش‌شناختی و شناسایی، توصیف و طبقه‌بندی نظام‌مند مداخلات حمایتی-تکاملی برای نوزادان نارس پس از ترخیص از NICU انجام شده است. این پژوهش در پی آن است تا با نقشه‌برداری از نوع مداخلات، مبانی نظری و اجزای محتوایی، چارچوبی منسجم فراهم کند. نتایج این مطالعه کاربرد بالینی مستقیمی داشته و می‌تواند به‌عنوان یک راهنمای عملی و مبتنی بر شواهد برای درمانگران بالینی (به‌ویژه کاردرمانگران، فیزیوتراپیست‌ها و پرستاران نوزادان) جهت طراحی و اجرای دقیق مداخلات تکاملی، در دوران حساس پس از ترخیص، مورد استفاده قرار گیرد.

روش بررسی
روش مرور حوزه‌ایی یک رویکرد نظام‌مند برای شناسایی، نقشه‌برداری و تبیین شواهد موجود و همچنین شناسایی شکاف‌های دانشی در یک حوزه پژوهشی است. در مطالعه حاضر از چارچوب پیشنهادی Arksey و O’Malley شامل پنج مرحله اصلی استفاده شد [13]. همچنین، برای افزایش دقت روش‌شناختی و گزارش‌دهی مطالعه، توصیه‌های به‌روز مؤسسه جوانا بریگز و راهنمای PRISMA-ScR مدنظر قرار گرفت [14، 15].

شناسایی سؤال پژوهش
سؤالات تحقیق حاضر عبارت بودند از: 
«چه نوع مداخلات حمایتی-تکاملی برای نوزادان نارس پس از ترخیص وجود دارد؟» 
«این مداخلات براساس چه مبانی نظری طراحی شده‌اند؟» 
«پیامدهای مورد ارزیابی در این مطالعات کدام‌اند؟»

شناسایی مطالعات مرتبط
جست‌وجوی مطالعات در بازه زمانی 1 تا 15 آگوست سال 2024 انجام شد. پایگاه‌های اطلاعاتی وب‌آوساینس، اسکوپوس، پابمد و گوگل‌اسکالر به‌صورت مستقل مورد جست‌وجو قرار گرفتند. راهبرد جست‌وجو براساس ترکیبی از کلیدواژه‌ها و معادل‌های مرتبط با نوزاد نارس، مداخلات زودهنگام، مراقبت تکاملی، مراقبت خانواده‌محور، تعامل والد–نوزاد و پیامدهای تکامل عصبی تدوین شد و متناسب با ساختار هر پایگاه تعدیل گردید. 
راهبرد جست‌وجو در پابمد به‌صورت زیر طراحی شد:
A) “preterm infants”[Title/Abstract] OR “premature infants”[Title/Abstract] OR neonates[Title/Abstract]
B) “early intervention”[Title/Abstract] OR “developmental care”[Title/Abstract] OR “family-centered care”[Title/Abstract] OR “mother-infant relationship”[Title/Abstract] OR “neurodevelopmental treatment”[Title/Abstract]
C) A AND B
این راهبرد برای پایگاه اسکوپوس با استفاده از فیلدهای جست‌وجوی عنوان، چکیده و کلیدواژه به شرح زیر تطبیق داده شد:
TITLE-ABS-KEY (“preterm infants” OR “premature infants” OR neonates) AND TITLE-ABS-KEY (“early intervention” OR “developmental care” OR “family-centered care” OR “mother-infant relationship” OR “neurodevelopmental treatment”)
همچنین در پایگاه وب‌آوساینس جست‌وجو با استفاده از عملگر جست‌وجوی موضوعی (TS) بدین شکل انجام گرفت:
TS=(“preterm infants” OR “premature infants” OR neonates) AND TS=(“early intervention” OR “developmental care” OR “family-centered care” OR “mother-infant relationship” OR “neurodevelopmental treatment”)
در موتور جست‌وجوی گوگل‌اسکالر نیز باتوجه‌به محدودیت‌های پذیرش فرمول‌های پیچیده (Boolean strings)،از بخش جست‌وجوی پیشرفته (Advanced Search) استفاده شد و ترکیب عبارات کلیدی اصلی (نظیر“preterm infants”همراه با “early intervention” و “developmental (care” جست‌وجو گردید و نتایج تا زمان رسیدن به اشباع در یافتن مطالعات مرتبط، غربال‌گری شدند.
همچنین برای افزایش جامعیت جست‌وجو، منابع مقالات مرتبط نیز بررسی شدند و جست‌وجوی دستی در فهرست منابع مطالعات منتخب انجام گرفت.

انتخاب مطالعات
معیارهای ورود به مطالعه شامل مقالاتی بود که به زبان انگلیسی یا فارسی چاپ شده باشند، در بازه زمانی سال‌های 2000 تا 2024 منتشر شده باشند و جمعیت موردمطالعه آن‌ها نوزادان نارس، والدین نوزادان نارس یا مراقبان اصلی آنان باشد. از منظر طراحی مطالعه و رعایت حداقل معیارهای کیفی، تنها مقالات پژوهشی اصیل شامل کارآزمایی‌های بالینی تصادفی‌سازی‌شده، مطالعات نیمه‌تجربی و مطالعات هم‌گروهی وارد بررسی شدند. به‌منظور اطمینان از تعمیم‌پذیری و اعتبار نتایج، مطالعاتی که دارای حجم نمونه بسیار کوچک بودند (درمجموع کمتر از 14 نفر)، همراه با گزارش‌های موردی، سری‌های موردی، نامه‌ها به سردبیر و مقالات مروری از روند انتخاب خارج گردیدند.
همچنین، موضوع اصلی مطالعات باید برنامه‌های مراقبت تکاملی، مداخلات حمایتی‌ـ‌تکاملی، مراقبت خانواده‌محور، آموزش والدین، مداخلات زودهنگام، تعامل مادرـ‌نوزاد یا سایر برنامه‌های مداخله‌ای مرتبط با بهبود تکامل عصبی نوزادان نارس پس از ترخیص باشد. مطالعاتی نیز وارد شدند که برنامه مداخله‌ای آن‌ها از بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان آغاز شده و پس از ترخیص نیز ادامه یافته بود. علاوه‌براین، مطالعات باید حداقل یکی از پیامدهای مرتبط با تکامل عصبی، رشد حرکتی، رشد شناختی، رشد رفتاری، تعامل والد نوزاد یا پیامدهای مرتبط با والدین را گزارش کرده باشند.
معیارهای خروج از مطالعه شامل مطالعات مروری، مرورهای نظام‌مند، فراتحلیل‌ها، پروتکل‌ها، نامه به سردبیر، مقالات نظری و مطالعاتی بود که متن کامل آن‌ها در دسترس نبود. همچنین، مطالعاتی که جمعیت هدف آن‌ها نوزادان ترم یا کودکان بدون سابقه نارس‌بودن بود، یا مداخلات آن‌ها صرفاً دارویی، جراحی یا پزشکی بوده و ارتباط مستقیمی با مراقبت تکاملی یا حمایت عصبی‌ـ‌تکاملی نداشت، از مطالعه خارج شدند. افزون‌براین، مطالعاتی که فاقد برنامه مداخله‌ای مشخص بودند، صرفاً به توصیف وضعیت تکامل عصبی، عوامل خطر، شیوع اختلالات تکاملی یا ارتباط بین متغیرها پرداخته بودند، یا پیامدهای مرتبط با تکامل عصبی و رشد نوزاد را گزارش نکرده بودند، از مرور کنار گذاشته شدند.
با وجود اینکه مرورهای حوزه‌ای معمولاً طیف گسترده‌ای از طراحی‌های پژوهشی را شامل می‌شوند، در مطالعه حاضر تمرکز بر شناسایی و طبقه‌بندی برنامه‌های مداخله‌ای حمایتی‌ـ‌تکاملی برای بهبود تکامل عصبی نوزادان نارس پس از ترخیص بود. بنابراین، تنها مطالعات مداخله‌ای شامل کارآزمایی‌های بالینی تصادفی، کارآزمایی‌های بالینی غیرتصادفی و مطالعات شبه‌آزمایشی وارد مرور شدند. دلیل این محدودسازی آن بود که این نوع مطالعات امکان استخراج دقیق‌تر اجزای مداخله، ویژگی‌های اجرایی برنامه، مبانی نظری طراحی مداخله و پیامدهای قابل‌انتساب به مداخله را فراهم می‌کردند. درنتیجه، مطالعات غیرکارآزمایی و غیرمداخله‌ای که فاقد برنامه مشخص و ساختار اجرایی قابل‌ارزیابی بودند، از مطالعه خارج شدند.

گام‌های انتخاب مطالعات
پس از وارد کردن کلیدواژه‌ها و جست‌وجو، در ابتدا مقالات تکراری با استفاده از نرم‌افزار EndNote و پس از آن مطالعاتی که عناوین آن‌ها با معیارهای ورود همخوانی نداشتند حذف شد. در مطالعات باقیمانده، چکیده بررسی و تعدادی از مطالعات به سبب عدم همخوانی با معیارهای ورود حذف شدند. پس از آن، مقالات باقیمانده به‌صورت متن کامل با جزئیات مورد بررسی قرار گرفتند و در پایان مطالعاتی که مداخله‌ای را ارائه نکرده و یا شرح مناسبی از اجرای مداخلات را ارائه نکرده بودند، حذف شدند. کلیه مراحل به‌صورت جداگانه توسط دو محقق مستقل صورت گرفت. نتایج هر مرحله توسط دو محقق به بحث گذاشته شد و در موارد اختلاف نظر با توافق هردو تصمیم‌گیری صورت گرفت.

استخراج، تحلیل نمودارسازی داده‌ها
داده‌ها توسط دو پژوهشگر به‌صورت مستقل و با استفاده از فرم استخراج داده از پیش طراحی‌شده استخراج شدند. متغیرهای استخراج‌شده شامل نویسنده و سال انتشار، هدف مطالعه، حجم نمونه، ویژگی‌های شرکت‌کنندگان، نوع مطالعه، چارچوب نظری مداخله، ویژگی‌ها و اجزای مداخله، مدت و زمان اجرای برنامه، ابزارهای ارزیابی و پیامدهای گزارش‌شده بود. اختلاف‌نظرهای احتمالی در فرآیند استخراج داده‌ها از طریق بحث و توافق میان پژوهشگران برطرف شد.
پس از تکمیل استخراج داده‌ها، مطالعات از نظر مبانی نظری، اهداف مداخله، ویژگی‌های اجرایی، محتوای برنامه‌ها و پیامدهای گزارش‌شده مورد مقایسه قرار گرفتند. سپس با استفاده از تحلیل محتوای توصیفی، مداخلات دارای ویژگی‌های مشترک در طبقات مفهومی مشابه دسته‌بندی شدند. براین‌اساس، مداخلات شناسایی‌شده در چهار دسته اصلی شامل مداخلات حرکتی، مداخلات حسی، مداخلات رفتاری و برنامه‌های خانواده‌محور مبتنی بر توانمندسازی والدین طبقه‌بندی شدند. درنهایت، نتایج در قالب جداول خلاصه مطالعات و نمودار جریان انتخاب مطالعات مطابق دستورالعمل PRISMA-ScR ارائه شد.

یافته‌ها
روند انتخاب مطالعات براساس فلوچارت استاندارد PRISMA انجام شد. در جست‌وجوی اولیه در پایگاه‌های اطلاعاتی ذکرشده (وب‌آوساینس، اسکوپوس، پابمد و گوگل‌اسکالر)، در مجموع 3156 مقاله شناسایی شد. پس از انتقال تمامی منابع به نرم‌افزار مدیریت منابع EndNote، تعداد 1143 مقاله به‌عنوان موارد تکراری شناسایی و حذف گردیدند. در مرحله غربال گری اولیه، عنوان و چکیده 2013 مقاله باقیمانده توسط دو پژوهشگر به‌صورت مستقل بررسی شد که در این مرحله 1946 مقاله به‌دلیل عدم ارتباط با اهداف مطالعه کنار گذاشته شدند. در مرحله بعد، متن کامل 67 مقاله باقیمانده جهت بررسی دقیق معیارهای ورود و خروج ارزیابی گردید. ازاین میان، 52 مقاله به دلایل مشخص ازجمله عدم تمرکز بر نوزادان نارس، عدم تطابق با مداخلات حمایتی-تکاملی، عدم اجرای مداخله پس از ترخیص از بیمارستان، عدم گزارش پیامدهای مورد نظر، طراحی غیرمداخله‌ای و یا اطلاعات ناکافی، از روند مطالعه حذف شدند. درنهایت، 15 مطالعه که واجد تمامی معیارهای ورود بودند، جهت استخراج داده‌ها و تحلیل به این مرور حوزه‌ای وارد شدند (تصویر شماره 1).
خلاصه ویژگی‌های مطالعات واردشده، شامل اهداف پژوهش، ویژگی‌های نمونه، طراحی مطالعه، اجزای مداخله، ابزارهای ارزیابی و پیامدهای گزارش‌شده، در جدول شماره 1 ارائه شده است.
تحلیل مطالعات نشان داد برنامه‌های مراقبت تکاملی نوزادان نارس پس از ترخیص از بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان از نظر چارچوب‌های نظری، مؤلفه‌های مداخله، مدت و شدت اجرای برنامه، میزان مشارکت والدین و پیامدهای موردارزیابی، تنوع قابل‌توجهی دارند. براساس شباهت در مبانی نظری و ویژگی‌های اجرایی، مداخلات شناسایی‌شده در چهار دسته اصلی شامل مداخلات حرکتی، مداخلات حسی، مداخلات رفتاری و برنامه‌های خانواده‌محور مبتنی بر توانمندسازی والدین طبقه‌بندی شدند. مقایسه ویژگی‌های کلیدی این چهار دسته مداخله از نظر چارچوب نظری، مؤلفه‌های اجرایی، میزان مشارکت والدین، پیامدهای هدف و نتایج گزارش‌شده در جدول شماره 2 ارائه شده است.

مداخلات حرکتی
در این طبقه‌بندی 6 مطالعه قرار گرفته‌اند. 3 مطالعه براساس تئوری درمان عصبی-رشدی است که با استفاده از تکنیک‌های دست‌کاری و نقاط کلیدی کنترل، حرکت و توانایی حفظ وضعیت بدن را تحت تأثیر قرار می‌دهد [16-18]؛ و 3 مطالعه براساس نظریه ادراک کنش، غنی‌سازی محیط و مشارکت فعال نوزاد در بازی مبتنی برحرکت و حل مسئله طراحی شده بودند (جدول شماره 2) [19-21].

مداخلات حسی
در این طبقه‌بندی 2 مطالعه قرار گرفته‌اند. یک مطالعه از تحریک چندحسی و مطالعه دیگر از مراقبت کانگرویی استفاده کرده است. تحریک چند حسی به‌منظور شبیه‌سازی محیط داخل رحمی طراحی شده بود و شامل تحریک حس‌های شنوایی، لامسه، بینایی و وستیبولار. بدین‌ترتیب بود که برای تحریک شنوایی، پخش لالایی ملایمی؛ برای تحریک لامسه، ماساژ به‌صورت نوازش ملایم؛ برای تحریک بینایی، کارت تحریک بینایی سیاه و سفید؛ برای تحریک وستیبولار، تکان دادن ملایم نوزاد به‌صورت عمودی و افقی استفاده می‌شد [22]. مراقبت کانگرویی یک استراتژی مراقبتی برای نوزادان نارس است که امکان تماس پوست با پوست و تغذیه با شیر مادر را فراهم کرده و به دلبستگی، تعامل مادر- نوزاد کمک می‌کند [23]. این دو مطالعه علاوه‌بر NICU تا 2 ماه بعد از ترخیص ادامه داشتند ‌(جدول شماره 2).

مداخلات رفتاری
در این طبقه‌بندی 4 مطالعه قرار گرفته‌اند. مداخلات رفتاری عمدتاً بر پایه نظریه مشارکتی رشد استوار هستند که رفتار نوزاد را به‌عنوان زبان اصلی او برای بیان وضعیت پایداری یا استرس در نظر می‌گیرند. این چارچوب نظری به درمانگران و والدین کمک می‌کند تا با تفسیر دقیق نشانه‌های رفتاری، به تقویت رفتار خودتنظیمی و هم‌تنظیمی بپردازند. در این رویکرد، رفتارهای نوزاد براساس نشانه‌های چهار زیرمجموعه اینترارگانیسم ( اتونومیک، حرکتی، حالت، توجهی/ارتباطی) با سه طبقه نزدیکی، خودتنظیمی، استرسی تعیین می‌شود. در هریک از چهار زیر سیستم، رفتارها در امتداد زنجیره‌ای از پاسخ‌ها از مشارکت (نزدیکی) تا عدم مشارکت (استرسی) قرار می‌گیرند. بین رفتارهای نزدیکی و استرسی، رفتارهای خودتنظیمی قرار می‌گیرند. نوزاد ممکن است از رفتارهای خودتنظیمی به این منظور استفاده کند؛ 1. حفظ توجه و ارتباط، 2. مقابله یا کنارآمدن با ارتباطات چالش‌برانگیزتر، 3. برگشتن به وضعیت باثبات. رفتارهای نزدیکی و خودتنظیمی اشاره به این دارد که نوزاد قادر به تحمل دروندادهای محیطی است و می‌تواند از تجربیات محیطی یاد بگیرد. ازسوی‌دیگرغلبه رفتارهای استرسی به والد یا درمانگر علامت می‌دهد که محرکات از تحمل نوزاد فراتر می‌باشد و والد باید شدت تحریکات را تغییر دهد. رفتارهای خودتنظیمی ممکن است والد را به استفاده از تکنیک‌های خاصی جهت حمایت هم‌تنظیمی هدایت کند (مانند تسهیل گرفتن پا یا تلاش‌های چنگ زدن). براساس این مشاهدات گایدلاین‌ها و استراتژی‌هایی به‌منظور به حداقل رساندن استرس نوزاد، تسهیل توجه و ارتباط نوزاد و حمایت از تلاش‌های خودتنظیمی نوزاد توسعه می‌یافت. علاوه‌براین والد درکی از مجموعه رفتارهای منحصربه‌فرد نوزاد و ظرفیت تحمل و پاسخ به محرکات محیطی به ‌دست می‌آورد (جدول شماره 2) [24-27]. 

مداخلات توانمند‌سازی والدین
در این طبقه‌بندی 3 مطالعه قرار گرفته‌اند. در این مطالعات به کاهش استرس والدین که ناشی از بستری شدن نوزاد در بخش مراقبت ویژه است، پرداخته می‌شود و از طریق فراهم‌سازی اطلاعات رفتاری نوزاد و اطلاعات درباره نقش والدی در مراقبت از نوزاد با بهبود کیفیت تعامل مادر-نوزاد، موجب توانمند‌سازی و بهبود خودکارآمدی والدین می‌شوند (جدول شماره 2) [28-30].
بررسی پیامدهای ارزیابی‌شده در مطالعات واردشده نشان داد بیشترین تمرکز پژوهش‌ها بر تکامل و عملکرد حرکتی بوده است؛ به‌طوری‌که این پیامد در 10 مطالعه مورد بررسی قرار گرفت. پس از آن، تکامل شناختی در 8 مطالعه ارزیابی شد. همچنین پیامدهای مرتبط با تکامل زبانی و مهارت‌های ارتباطی، استرس یا تاب‌آوری والدین و پیامدهای رفتاری و خودتنظیمی هریک در 4 مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند. درمقابل، پیامدهای اجتماعی-عاطفی کمتر مورد توجه بوده و تنها در 3 مطالعه ارزیابی شدند. این یافته‌ها نشان می‌دهد اگرچه مطالعات موجود عمدتاً بر ابعاد حرکتی و شناختی تکامل نوزادان نارس متمرکز بوده‌اند، سایر ابعاد مهم تکامل ازجمله پیامدهای اجتماعی-عاطفی، رفتاری و خانوادگی کمتر مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

بحث
مطالعه حاضر نشان داد مداخلات حمایتی-تکاملی برای نوزادان نارس پس از ترخیص، با وجود تنوع قابل‌توجه در مبانی نظری، محتوای برنامه‌ها، ساختار اجرا و پیامدهای موردارزیابی، در چهار حیطه اصلی شامل مداخلات حرکتی (6 مطالعه)، مداخلات حسی (2 مطالعه)، مداخلات رفتاری (3 مطالعه) و برنامه‌های خانواده‌محور مبتنی بر توانمندسازی والدین (4 مطالعه) قابل‌طبقه‌بندی هستند (جدول شماره 2). 
اگرچه این مداخلات بر مبانی نظری متفاوتی استوار هستند، مطالعات واردشده نشان می‌دهند این دسته‌ها لزوماً رویکردهایی مستقل یا رقیب یکدیگر نیستند. درواقع، هریک از این رویکردها جنبه‌ای از مراقبت تکاملی نوزاد نارس را هدف قرار می‌دهند و می‌توانند به‌صورت مکمل به کار گرفته شوند. مداخلات حسی و حرکتی عمدتاً بر ارتقای ظرفیت‌های عصبی–رشدی و فراهم کردن تجربیات مناسب برای رشد نوزاد تمرکز دارند، درحالی‌که مداخلات رفتاری بر حمایت از خودتنظیمی نوزاد و بهبود تعامل والد–نوزاد تأکید می‌کنند. ازسوی‌دیگر، مداخلات خانواده‌محور با افزایش دانش، اعتمادبه‌نفس و مشارکت والدین، بستر اجرای مؤثر سایر مداخلات را در محیط خانه فراهم می‌سازند. بنابراین، شواهد موجود از برتری یک رویکرد بر سایر رویکردها حمایت نمی‌کند و این مداخلات را می‌توان به‌عنوان اجزای مکمل یک مدل جامع مراقبت تکاملی خانواده‌محور پس از ترخیص در نظر گرفت. این طبقه‌بندی، ضمن ارائه تصویری ساختاریافته از مداخلات موجود، امکان مقایسه رویکردهای مختلف ازنظر اهداف، مؤلفه‌های اجرایی، میزان مشارکت والدین و پیامدهای موردانتظار را فراهم می‌کند و به درک بهتر دامنه مراقبت‌های حمایتی–تکاملی پس از ترخیص کمک می‌نماید.
یافته‌های این مطالعه در امتداد مرورهای پیشین در زمینه مداخلات زودهنگام و مراقبت‌های عصبی–تکاملی نوزادان نارس قرار می‌گیرد، اما از نظر تمرکز با آن‌ها تفاوت دارد. مرورهای اسپیتل و همکاران و اورتون و همکاران عمدتاً بر اثربخشی مداخلات زودهنگام تمرکز داشته و اثرات مثبت آن‌ها را بر برخی پیامدهای حرکتی و شناختی گزارش کرده‌اند، هرچند ناهمگونی در نوع مداخله، زمان شروع، شدت برنامه و ابزارهای ارزیابی، نتیجه‌گیری قطعی را محدود کرده است [9، 11]. همچنین گریفیت و همکاران تنوع گسترده برنامه‌های حمایتی پس از ترخیص و نبود چارچوبی منسجم برای طبقه‌بندی آن‌ها را گزارش کردند [8]. در همین راستا، راگوپاتی و همکاران نیز نشان دادند مداخلات خانواده‌محور می‌توانند پیامدهای حرکتی و عصبی–رفتاری نوزادان نارس را بهبود بخشند، اما تفاوت در ساختار برنامه‌ها همچنان چالشی مهم در تفسیر شواهد محسوب می‌شود [31]. برخلاف این مرورها، مطالعه حاضر بر شناسایی و طبقه‌بندی نظام‌مند مداخلات، مبانی نظری و ویژگی‌های اجرایی آن‌ها تمرکز داشت.
در حوزه مداخلات حرکتی، دو رویکرد اصلی شامل مداخلات مبتنی بر درمان عصبی–رشدی و مداخلات مبتنی بر بازی اکتشافی، یادگیری فعال و حرکت خودآغازگر شناسایی شد [6-21]. رویکردهای سنتی‌تر بیشتر بر تسهیل الگوهای حرکتی طبیعی و کنترل وضعیت تمرکز داشتند، در الی‌که رویکردهای جدیدتر بر مشارکت فعال نوزاد، تعامل با محیط و یادگیری مبتنی بر تجربه تأکید می‌کردند؛ ازجمله این برنامه‌ها می‌توان به برنامه حمایت از بازی، اکتشاف و تکامل زودهنگام اشاره کرد که با تأکید بر غنی‌سازی محیط و مشارکت فعال نوزاد طراحی شده است. این تغییر جهت با دیدگاه‌های نوین تکامل عصبی همسو است که نقش تجربه، محیط و مشارکت فعال کودک را در شکل‌گیری مهارت‌های حرکتی برجسته می‌دانند [11، 32]. بااین‌حال، تفاوت در شدت و مدت مداخلات، میزان مشارکت والدین و پیامدهای مورد سنجش، مقایسه مستقیم نتایج مطالعات را دشوار می‌سازد؛ برای‌مثال، درحالی‌که مطالعات مبتنی بر بازی اکتشافی و مشارکت فعال والدین بهبودهایی در پیامدهای حرکتی گزارش کردند، مطالعه کامرون و همکاران که بر درمان عصبی–رشدی و تکنیک‌های وضعیت‌دهی و دستکاری حرکتی تمرکز داشت، تفاوت معناداری در عملکرد حرکتی نوزادان مشاهده نکرد. این تفاوت ممکن است ناشی از تفاوت در محتوای مداخله، میزان فرصت‌های یادگیری فعال برای نوزاد، شدت مشارکت والدین و یا حساسیت ابزارهای مورداستفاده برای ارزیابی تغییرات تکاملی باشد [17].
در حوزه مداخلات حسی، برنامه‌ها عمدتاً شامل تحریک چندحسی و مراقبت کانگورویی بودند [22، 23]. مبنای مشترک این مداخلات، فراهم کردن درون‌دادهای حسی سازمان‌یافته و متناسب با ظرفیت پردازش نوزاد نارس است. این برنامه‌ها تلاش می‌کنند تجربه‌های حسی نوزاد را از حالت پراکنده و گاه استرس‌زا به تجربه‌هایی قابل‌پیش‌بینی، حمایتی و تنظیم‌کننده تبدیل کنند. همان‌گونه که پیندا و همکاران گزارش کرده‌اند، مداخلات حسی از نظر نوع محرک، شدت، مدت، زمان‌بندی و بستر اجرا بسیار متنوع هستند [12]. یافته‌های مطالعه حاضر نیز این تنوع را تأیید می‌کند و نشان می‌دهد انتقال چنین مداخلاتی از NICU به محیط خانه تنها به انتخاب نوع محرک محدود نمی‌شود، بلکه به آموزش والدین و انطباق برنامه با شرایط خانواده نیز وابسته است.
در حوزه مداخلات رفتاری، برنامه‌هایی مانند برنامه ارزیابی و مداخله رفتاری نوزاد و برنامه حمایت تکاملی انتقالی برای نوزادان نارس عمدتاً بر نظریه سین‌اکتیو آلس استوار بودند [24-27]این مداخلات بر آموزش والدین برای مشاهده و تفسیر نشانه‌های رفتاری نوزاد و پاسخ‌دهی متناسب به آن‌ها تمرکز داشتند. در این رویکرد، والدین بخشی از فرایند مداخله محسوب می‌شوند و ارتقای کیفیت تعامل والد–نوزاد و حمایت از خودتنظیمی نوزاد، سازوکار اصلی اثرگذاری برنامه را تشکیل می‌دهد. این یافته با مطالعات اخیر درباره اهمیت مراقبت‌های خانواده‌محور و نقش تعامل والد–نوزاد در پیامدهای تکاملی نوزادان نارس همسو است [11، 31]. با وجود شباهت نظری میان این برنامه‌ها، تفاوت قابل‌توجهی در تعداد جلسات، زمان شروع مداخله، مدت پیگیری و میزان مشارکت متخصصان مشاهده شد. همچنین برخی برنامه‌ها مانند TOP اگرچه ساختاریافته و جامع هستند، اما به‌دلیل نیاز به بازدیدهای مکرر خانگی، اجرای آن‌ها ممکن است با محدودیت‌های اجرایی و هزینه‌ای همراه باشد. ازسوی‌دیگر، نتایج مطالعه کاینو و همکاران نشان داد برنامه تعامل مادر–نوزاد تأثیر معناداری بر پیامدهای شناختی، حرکتی و رفتاری نوزادان نارس نداشت[10]. این تفاوت با نتایج سایر مطالعات ممکن است ناشی از تفاوت در شدت و مدت مداخله، زمان شروع برنامه، مدت پیگیری، ویژگی‌های نمونه موردمطالعه و ابزارهای ارزیابی مورد استفاده باشد. این یافته نشان می‌دهد صرف اتکا به یک چارچوب نظری مشترک لزوماً به نتایج مشابه منجر نمی‌شود و عوامل اجرایی و زمینه‌ای مداخله نیز در اثربخشی برنامه‌های رفتاری نقش مهمی ایفا می‌کنند.
در برنامه‌های خانواده‌محور، تمرکز اصلی بر توانمندسازی والدین، افزایش آگاهی آنان نسبت به ویژگی‌ها و نیازهای نوزاد نارس، تقویت اعتمادبه‌نفس در مراقبت و بهبود کیفیت تعامل والد–نوزاد بود [28-30]. برنامه‌هایی مانند برنامه ایجاد فرصت برای توانمندسازی والدین نشان داده‌اند ارائه اطلاعات و آموزش‌های هدفمند می‌تواند به کاهش اضطراب والدین و افزایش آمادگی آنان برای ایفای نقش مراقبتی کمک کند [28، 29]. بااین‌حال، یافته‌های این مرور نشان داد برخی از برنامه‌های خانواده‌محور بیشتر بر دوره بستری در NICU تمرکز داشته‌اند و پس از ترخیص تداوم محدودی داشته‌اند. درمقابل، برنامه فرزندپروری مثبت برای نوزادان الگوی گسترده‌تری از حمایت والدگری ارائه می‌دهد، اما اجرای آن در بافت‌های مختلف نیازمند سازگاری فرهنگی، زیرساخت خدماتی و منابع اجرایی کافی است [30]. همچنین شواهد نشان می‌دهد اثربخشی این مداخلات تنها به محتوای آموزشی وابسته نیست، بلکه تداوم حمایت و مشارکت فعال والدین پس از ترخیص نیز نقش مهمی در موفقیت آن‌ها دارد [31].
ازمنظر مبانی نظری، مداخلات بررسی‌شده بر چارچوب‌های متنوعی ازجمله نظریه‌های تکامل عصبی، یادگیری حرکتی، نظریه سین‌اکتیو و مراقبت خانواده‌محور استوار بودند. بااین‌حال، در برخی مطالعات مبنای نظری مداخله به‌صورت شفاف گزارش نشده بود. همچنین، تنوع قابل‌توجهی در پیامدهای موردارزیابی مشاهده شد، به‌طوری‌که مطالعات مختلف پیامدهای حرکتی، شناختی، رفتاری، تعامل والد–نوزاد و شاخص‌های روان‌شناختی والدین را بررسی کرده بودند. این یافته نشان می‌دهد مداخلات حمایتی-تکاملی پس از ترخیص ماهیتی چندبعدی دارند و اثرات آن‌ها تنها به تکامل نوزاد محدود نمی‌شود، بلکه ابعاد خانوادگی و روانی را نیز دربر می‌گیرد.
مطالعه حاضر از چند جهت مکمل مرورهای پیشین است. برخلاف مطالعات مروری چون گریفیت و همکاران[8]، اوروتون و همکاران [9]، اسپیتل و تریواد [11] و راگوپاتی و همکاران [31] که عمدتاً بر اثربخشی مداخلات تمرکز داشته‌اند، این مطالعه با رویکردی قلمروسنجی به شناسایی و طبقه‌بندی نظام‌مند مداخلات، مبانی نظری، اجزای برنامه و پیامدهای مورد ارزیابی پرداخت. یافته‌ها نشان داد تفاوت میان مطالعات تنها به نوع مداخله محدود نمی‌شود، بلکه مبانی نظری، ویژگی‌های اجرایی و پیامدهای انتخاب‌شده نیز در شکل‌گیری این تنوع نقش دارند. ازاین‌رو، مطالعه حاضر با سازمان‌دهی مداخلات موجود در چهار حیطه اصلی، درک روشن‌تری از ساختار و دامنه مراقبت‌های حمایتی–تکاملی پس از ترخیص ارائه می‌دهد.
ازمنظر کاربردی، قابلیت اجرای مداخلات شناسایی‌شده در بستر نظام سلامت ایران نیازمند توجه ویژه است. برخی از برنامه‌ها، مانند مداخلات مبتنی بر بازدیدهای مکرر خانگی توسط متخصصان یا برنامه‌های چندمرحله‌ای با پیگیری طولانی‌مدت، به منابع انسانی، زمان و هزینه قابل‌توجهی نیاز دارند و اجرای گسترده آن‌ها در شرایط محدودیت منابع ممکن است با چالش همراه باشد. درمقابل، مداخلات خانواده‌محور مبتنی بر آموزش و توانمندسازی والدین، مراقبت کانگورویی، آموزش پاسخ‌دهی به نشانه‌های رفتاری نوزاد و برنامه‌های مبتنی بر بازی و فعالیت‌های روزمره، به‌دلیل هزینه کمتر، امکان ادغام در خدمات معمول مراقبت پس از ترخیص و اتکای بیشتر به مشارکت والدین، از قابلیت اجرایی بالاتری برخوردار هستند. باتوجه‌به ساختار شبکه مراقبت‌های بهداشتی کشور و نقش مراکز بهداشتی و درمانی در پیگیری نوزادان در معرض خطر، به نظر می‌رسد توسعه مدل‌های خانواده‌محور و آموزش‌محور می‌تواند رویکردی عملی و پایدار برای گسترش مراقبت‌های تکاملی پس از ترخیص در ایران باشد. بااین‌حال، برای تعیین امکان‌پذیری، پذیرش و اثربخشی این مداخلات در شرایط فرهنگی و سازمانی ایران، انجام مطالعات بومی ضروری است.

محدودیت‌ها
این مرور حوزه‌ای با هدف شناسایی و طبقه‌بندی مداخلات حمایتی–تکاملی برای نوزادان نارس پس از ترخیص از بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان انجام شد؛ بااین‌حال، نتایج آن باید با در نظر گرفتن چند محدودیت تفسیر شود. نخست، ماهیت مرور حوزه‌ای بر نقشه‌برداری و توصیف شواهد موجود متمرکز است و بنابراین ارزیابی کمی اثربخشی مداخلات یا انجام فراتحلیل در دامنه این مطالعه قرار نداشت. دوم، اگرچه جست‌وجوی جامعی در پایگاه‌های اطلاعاتی اصلی انجام شد، منابع خاکستری شامل پایان‌نامه‌ها، گزارش‌های پژوهشی، مقالات منتشرنشده و مجموعه مقالات همایش‌ها به‌صورت نظام‌مند جست‌وجو نشدند؛ بنابراین احتمال از دست رفتن برخی مطالعات مرتبط و بروز سوگیری انتشار وجود دارد. همچنین، محدود شدن جست‌وجو به مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی می‌تواند به سوگیری زبانی منجر شده باشد. افزون‌براین، با وجود انجام مراحل غربالگری و استخراج داده‌ها توسط دو پژوهشگر مستقل، احتمال سوگیری در انتخاب، طبقه‌بندی و تفسیر مطالعات به‌طور کامل قابل‌حذف نیست. ازسوی‌دیگر، ناهمگونی قابل‌توجه مطالعات واردشده از نظر ویژگی‌های نمونه، زمان شروع مداخله، شدت و مدت برنامه‌ها، میزان مشارکت والدین، چارچوب‌های نظری و پیامدهای ارزیابی‌شده، مقایسه مستقیم یافته‌ها و شناسایی مؤلفه‌های مؤثر مداخلات را محدود می‌کند. همچنین در برخی مطالعات، جزئیات مربوط به مبانی نظری، اجزای فعال مداخله و نحوه اجرای برنامه‌ها به‌طور کامل گزارش نشده بود. درنهایت، مطابق با رویکرد مرور حوزه‌ای، کیفیت روش‌شناختی و خطر سوگیری مطالعات واردشده به‌صورت رسمی ارزیابی نشد؛ بنابراین یافته‌های حاضر بیشتر بیانگر گستره، ویژگی‌ها و شکاف‌های موجود در شواهد هستند تا کیفیت یا قدرت اثربخشی آن‌ها. باوجوداین محدودیت‌ها، مطالعه حاضر تصویری جامع از مداخلات حمایتی–تکاملی پس از ترخیص نوزادان نارس ارائه می‌دهد و می‌تواند مبنایی برای طراحی پژوهش‌های آینده و توسعه برنامه‌های خانواده‌محور در این حوزه باشد.

پیشنهادات 
باتوجه‌به یافته‌های این مرور و شرایط نظام سلامت ایران، پیشنهاد می‌شود برنامه‌های حمایتی–تکاملی پس از ترخیص نوزادان نارس به‌صورت ساختاریافته، خانواده‌محور، کم‌هزینه و قابل ادغام در مراقبت‌های موجود طراحی شوند. این برنامه‌ها بهتر است از دوران بستری در NICU و پیش از ترخیص آغاز شده و پس از ترخیص از طریق کلینیک‌های پیگیری نوزادان پرخطر، مراکز بهداشتی، تماس تلفنی، پیام‌رسان‌ها یا تله‌هلث ادامه یابند.
محتوای برنامه‌ها باید بر آموزش عملی والدین در زمینه شناخت نشانه‌های رفتاری و تکاملی نوزاد، پاسخ‌دهی حساس به نیازهای او، تنظیم محیط خانه از نظر نور، صدا و تحریکات حسی، حمایت از خواب و خودتنظیمی، مراقبت‌های حرکتی و حسی ایمن و تقویت تعامل والد–نوزاد متمرکز باشد. همچنین، حمایت از سلامت روان والدین، به‌ویژه مادران، باید به‌عنوان بخشی از مراقبت پس از ترخیص در نظر گرفته شود.
برای افزایش قابلیت اجرا در ایران، استفاده از بسته‌های آموزشی استاندارد، محتوای تصویری ساده، آموزش گروهی، پیگیری تلفنی و مراقبت از راه دور می‌تواند به افزایش دسترسی خانواده‌ها، به‌ویژه در مناطق کم‌برخوردار کمک کند. در مطالعات آینده نیز لازم است اثربخشی، هزینه‌اثربخشی و پایداری این مداخلات، همراه با پیامدهایی مانند رشد تکاملی نوزاد، خودکارآمدی والدین، استرس والدگری و کیفیت تعامل والد–نوزاد ارزیابی شود.

نتیجه‌گیری
یافته‌های این مرور گویای آن است که اگرچه مداخلات پس از ترخیص نوزادان نارس از تنوع بالایی برخوردارند، اما نباید به‌عنوان مجموعه‌ای از تکنیک‌های پراکنده در نظر گرفته شوند. درواقع، ترخیص از بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان نقطه پایان مداخلات تکاملی نیست، بلکه آغاز فاز بحرانیِ انتقال مراقبت به محیط خانه است. براین‌اساس، به‌جای رویکردهای صرفاً توصیفی، به درمانگران (کاردرمانگران، فیزیوتراپیست‌ها و پرستاران) توصیه می‌شود از یک دستورالعمل بالینی یکپارچه، گام‌به‌گام و هم‌افزا استفاده نمایند. دراین‌راستا، درمانگران باید پیش از اعمال هرگونه مداخله فیزیکی، ظرفیت خودتنظیمی نوزاد را ارزیابی کرده و در صورت بروز علائم استرس، ابتدا از تکنیک‌های تنظیم حسی بهره ببرند و سپس تمرینات حرکتیِ هدفمند را صرفاً در زمان‌های هوشیاری آرام نوزاد و بر بستر ثبات فیزیولوژیک اجرا کنند. افزون‌براین، نقش کادر درمان باید از «مجری مستقیم مداخله» به «مربی و تسهیل‌گر» تغییر یابد تا والدین توانمندی لازم را برای اجرای روزمره برنامه‌ها کسب نمایند.
در سطح کلان نیز باتوجه‌به خلأهای موجود و نیاز به تطابق فرهنگی و اقتصادی مداخلات، پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران سلامت و مراکز توانبخشی اقدام به طراحی یک «برنامه بومیِ یکپارچه حمایت تکاملی پس از ترخیص» نمایند. این برنامه بومی باید دربرگیرنده اجزای کلیدی مشخصی باشد، از جمله ارائه بسته آموزش ساختارمندِ انتقال به خانه در روزهای منتهی به ترخیص، استفاده از ظرفیت توانبخشی از راه دور جهت پایش منظم روند تکامل و رفع اضطراب والدین در مناطق دارای محدودیت دسترسی به خدمات تخصصی، و درنهایت اجرای یک پروتکل ترکیبی والد-محور شامل تکنیک‌های ساده حسی، حرکتی و خواندن زبان بدن نوزاد. طراحی چنین ساختاری در قالب کتابچه‌های راهنمای بومی‌سازی‌شده و با جلب مشارکت اعضای کلیدی خانواده (متناسب با بافت فرهنگی کشور در حمایت از مادر)، نه‌تنها به استانداردسازی مراقبت‌ها کمک می‌کند، بلکه پلی پایدار و اثربخش میان مراقبت‌های فوق‌تخصصی NICU و محیط طبیعی خانه می‌سازد.

ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش

این مطالعه پس از دریافت تأییدیه از کمیته اخلاق دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی با کد اخلاق پژوهش (IR.USWR.REC.1403.210) انجام شد. باتوجه‌به ماهیت مطالعه (مرور حوزه‌ای)، این پژوهش شامل مداخله مستقیم بر روی شرکت‌کنندگان یا جمع‌آوری داده‌های فردی از افراد نبوده است؛ بنابراین رضایت‌نامه کتبی از شرکت‌کنندگان موردنیاز نبوده است. 

حامی مالی
این پژوهش با حمایت مالی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی انجام شده است. 

مشارکت نویسندگان
مفهوم‌سازی: هاجر صبور اقبلی مصطفی‌خان، نازیلا اکبرفهیمی، فرین سلیمانی؛ روش‌شناسی: هاجر صبور اقبلی مصطفی‌خان، نازیلا اکبرفهیمی، سید علی حسینی؛ اعتبارسنجی: نازیلا اکبرفهیمی، سید علی حسینی، فرین سلیمانی؛ تحلیل و تحقیق و بررسی: هاجر صبور اقبلی مصطفی‌خان، آیدا رواریان؛ نگارش پیش‌نویس و بصری‌سازی: هاجر صبور اقبلی مصطفی‌خان؛ ویراستاری و نهایی‌سازی نوشته: سید علی حسینی، نازیلا اکبرفهیمی، فرین سلیمانی، آیدا رواریان؛ نظارت: سید علی حسینی، نازیلا اکبرفهیمی؛ مدیریت پروژه: سید علی حسینی؛منابع و خوانش و تأیید مطالعه: تمامی نویسندگان.

تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.

بیانیه استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی 
نویسندگان اعلام می‌کنند که در فرآیند نگارش، تحلیل داده‌ها یا تولید محتوای علمی مقاله از هیچ ابزار هوش مصنوعی استفاده نشده است.


 
References
  1. Ohuma EO, Moller AB, Bradley E, Chakwera S, Hussain-Alkhateeb L, Lewin A, et al. National, regional, and worldwide estimates of preterm birth in 2020, with trends from 2010: A systematic analysis. Lancet. 2023; 402(10409):1261-71. [DOI:10.1016/S0140-6736(23)00878-4] [PMID]
  2. World Health Organization. Born Too Soon: Decade of Action on Preterm Birth. Geneva: World Health Organization; 2023. [Link]
  3. Sharifi N, Khazaeian S, Pakzad R, Fathnezhad Kazemi A, Chehreh H. Investigating the prevalence of preterm delivery in Iranian population: A systematic review and meta-analysis. Journal of Caring Sciences. 2017; 6(4):371-80. [DOI:10.15171/jcs.2017.035] [PMID]
  4. Hintz SR, deRegnier RA, Vohr BR. Outcomes of Preterm Infants: Shifting Focus, Extending the View. Clinics in Perinatology. 2023; 50(1):1-16. [DOI:10.1016/j.clp.2022.10.001] [PMID]
  5. Treyvaud K. Parent and family outcomes following very preterm or very low birth weight birth: A review. Seminars in Fetal and Neonatal Medicine. 2014; 19(2):131-5. [DOI:10.1016/j.siny.2013.10.008]
  6. Ionio C, Mascheroni E, Colombo C, Castoldi F, Lista G. Stress and feelings in mothers and fathers in NICU: Identifying risk factors for early interventions. Primary Health Care Research & Development. 2019; 20:e81. [DOI:10.1017/S1463423619000021]
  7. Martínez-Shaw M, Sánchez-Sandoval Y. Effective stress intervention programs for parents of premature children: A systematic review. Stress and Health. 2023; 39(2):236-54. [DOI:10.1002/smi.3194] [PMID]
  8. Griffith T, Singh A, Naber M, Hummel P, Bartholomew C, Amin S, et al. Scoping review of interventions to support families with preterm infants post-NICU discharge. Journal of Pediatric Nursing. 2022; 67:e135-49. [DOI:10.1016/j.pedn.2022.08.014] [PMID]
  9. Orton J, Doyle LW, Tripathi T, Boyd R, Anderson PJ, Spittle AJ. Early developmental intervention programmes provided post hospital discharge to prevent motor and cognitive impairment in preterm infants. The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2024; 2(2):CD005495. [DOI:10.1002/14651858.CD005495.pub5] [PMID]
  10. Aagaard H, Hall EOC, Audulv Å, Ludvigsen MS, Westergren T, Fegran L. Parents’ experiences of transitioning to home with a very-low-birthweight infant: A meta-ethnography. Journal of Neonatal Nursing. 2023; 29(3):444-52. [DOI:10.1016/j.jnn.2022.11.012]
  11. Spittle AJ, Treyvaud K. The role of early developmental intervention to influence neurobehavioral outcomes of children born preterm. Seminars in Perinatology. 2016; 40(8):542-8. [DOI:10.1053/j.semperi.2016.09.006]
  12. Pineda R, Guth R, Herring A, Reynolds L, Oberle S, Smith J. Enhancing sensory experiences for very preterm infants in the NICU: an integrative review. Journal of Perinatology. 2017; 37(4):323-32. [DOI:10.1038/jp.2016.179] [PMID]
  13. Arksey H, O’Malley L. Scoping studies: Towards a methodological framework. International Journal of Social Research Methodology. 2005; 8(1):19-32. [DOI:10.1080/1364557032000119616]
  14. Peters MDJ, Marnie C, Tricco AC, Pollock D, Munn Z, Alexander L, et al. Updated methodological guidance for the conduct of scoping reviews. JBI Evidence Synthesis. 2020; 18(10):2119-26. [DOI:10.11124/JBIES-20-00167] [PMID]
  15. Tricco AC, Lillie E, Zarin W, O’Brien KK, Colquhoun H, Levac D, et al. PRISMA Extension for Scoping Reviews (PRISMA-ScR): Checklist and Explanation. Annals of Internal Medicine. 2018; 169(7):467-73. [DOI:10.7326/M18-0850] [PMID]
  16. Lekskulchai R, Cole J. Effect of a developmental program on motor performance in infants born preterm. Australian Journal of Physiotherapy. 2001; 47(3):169-76. [DOI:10.1016/S0004-9514(14)60264-6] [PMID]
  17. Cameron EC, Maehle V, Reid J. The effects of an early physical therapy intervention for very preterm, very low birth weight infants: A randomized controlled clinical trial. Pediatric Physical Therapy. 2005; 17(2):107-19. [DOI:10.1097/01.PEP.0000163073.50852.58] [PMID]
  18. Ochandorena-Acha M, Terradas-Monllor M, López Sala L, Cazorla Sanchez ME, Fornaguera Marti M, Muñoz Pérez I, et al. Early Physiotherapy Intervention Program for Preterm Infants and parents: A Randomized, single-blind clinical trial. Children. 2022; 9(6):895. [DOI:10.3390/children9060895] [PMID]
  19. Dusing SC, Tripathi T, Marcinowski EC, Thacker LR, Brown LF, Hendricks-Muñoz KD. Supporting play exploration and early developmental intervention versus usual care to enhance development outcomes during the transition from the neonatal intensive care unit to home: A pilot randomized controlled trial. BMC Pediatrics. 2018; 18(1):46. [DOI:10.1186/s12887-018-1011-4] [PMID]
  20. Finlayson F, Olsen J, Dusing SC, Guzzetta A, Eeles A, Spittle A. Supporting Play, Exploration, and Early Development Intervention (SPEEDI) for preterm infants: A feasibility randomised controlled trial in an Australian context. Early Human Development. 2020; 151:105172. [DOI:10.1016/j.earlhumdev.2020.105172] [PMID]
  21. Altunalan T, Sarı Z, Doğan TD, Hacıfazlıoğlu NE, Akman İ, Altıntaş T, et al. Early developmental support for preterm infants based on exploratory behaviors: A parallel randomized controlled study. Brain and Behavior. 2023; 13(11):e3266. [DOI:10.1002/brb3.3266] [PMID]
  22. Nelson MN, White-Traut RC, Vasan U, Silvestri J, Comiskey E, Meleedy-Rey P, et al. One-year outcome of auditory-tactile-visual-vestibular intervention in the neonatal intensive care unit: effects of severe prematurity and central nervous system injury. Journal of Child Neurology. 2001; 16(7):493-8. [DOI:10.1177/088307380101600706] [PMID]
  23. Ghazi M, Zare M, Ramezani M, Heidarzadeh M, Behnam Vashani H. The effect of home visit program based on the continued kangaroo mother care on maternal resiliency and development of premature infant: A randomized clinical trial. International Journal of Community based Nursing and Midwifery. 2021; 9(1):64-75. [DOI:10.30476/ijcbnm.2020.86141.1321] [PMID]
  24. Koldewijn K, Wolf MJ, van Wassenaer A, Meijssen D, van Sonderen L, van Baar A, et al. The infant behavioral assessment and intervention program for very low birth weight infants at 6 months corrected age. The Journal of Pediatrics. 2009; 154(1):33-8. e2. [DOI:10.1016/j.jpeds.2008.07.039] [PMID]
  25. Kynø NM, Ravn IH, Lindemann R, Fagerland MW, Smeby NA, Torgersen AM. Effect of an early intervention programme on development of moderate and late preterm infants at 36 months: A randomized controlled study. Infant Behavior and Development. 2012; 35(4):916-26. [DOI:10.1016/j.infbeh.2012.09.004] [PMID]
  26. Newnham CA, Milgrom J, Skouteris H. Effectiveness of a modified mother-infant transaction program on outcomes for preterm infants from 3 to 24 months of age. Infant Behavior and Development. 2009; 32(1):17-26. [DOI:10.1016/j.infbeh.2008.09.004] [PMID]
  27. Halbmeijer NM, Jeukens-Visser M, Onland W, Flierman M, van Kaam AH, Leemhuis A, et al. Neurodevelopmental Outcomes at Two Years’ Corrected Age of Very Preterm Infants after Implementation of a Post-Discharge Responsive Parenting Intervention Program (TOP Program). The Journal of Pediatrics. 2023; 257:113381. [DOI:10.1016/j.jpeds.2023.02.025] [PMID]
  28. Melnyk BM, Alpert-Gillis L, Feinstein NF, Fairbanks E, Schultz-Czarniak J, Hust D, et al. Improving cognitive development of low-birth-weight premature infants with the COPE program: A pilot study of the benefit of early NICU intervention with mothers. Research in Nursing & Health. 2001; 24(5):373-89. [DOI:10.1002/nur.1038] [PMID]
  29. Shafaroodi N, Askary Kachoosangy R, Heidarzadeh M, Qorbani M, Shojaei SH, Beheshti SZ. Promoting developmental outcomes of premature infants by creating opportunities for parent empowerment (COPE). Iranian Rehabilitation Journal. 2022; 20(1):11-8. [DOI:10.32598/irj.20.1.125.4]
  30. Colditz PB, Boyd RN, Winter L, Pritchard M, Gray PH, Whittingham K, et al. A randomized trial of baby triple P for preterm infants: Child outcomes at 2 years of corrected age. The Journal of Pediatrics. 2019; 210:48-54. e2. [DOI:10.1016/j.jpeds.2019.01.024] [PMID]
  31. Raghupathy MK, Parsekar SS, Nayak SR, Karun KM, Khurana S, Spittle AJ, et al. Effect of Family-Centered Care Interventions on Motor and Neurobehavior Development of Very Preterm Infants: A Systematic Review and Meta-Analysis. Physical & Occupational Therapy in Pediatrics. 2025; 45(3):257-286. [DOI:10.1080/01942638.2024.2449387] [PMID]
  32. Sabour HE, Fahimi NA, Hosseini SA. Early rehabilitation interventions in improving neuromotor skills of preterm infants in the intensive care unit: A scoping review. Archives of Rehabilitation. 2024; 25(1):26-47. [DOI:10.32598/RJ.25.1.3794.1]

 
نوع مطالعه: مروری | موضوع مقاله: کاردرمانی

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه آرشیو توانبخشی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Archives of Rehabilitation

Designed & Developed by : Yektaweb