دوره 27، شماره 2 - ( تابستان 1405 )                   دوره، شماره، فصل و سال، شماره مسلسل | برگشت به فهرست نسخه ها

Ethics code: IR.USWR.REC.1404.035IR.USWR.REC.1404.035


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Farahmand Fard B, Shirozhan S, Rafiee-Vardanjani L, Motie M. Educational Problems and Influencing Factors From the Perspective of Nurses at Rofeideh Rehabilitation Center, Tehran, Iran. Arch Rehabil 2026; 27 (2) :342-365
URL: http://rehabilitationj.uswr.ac.ir/article-1-3699-fa.html
فرهمندفرد بهناز، شیراوژن شیما، رفیعی وردنجانی لیلا، مطیعی مهدیه. بررسی تجربیات پرستاران از مشکلات آموزشی و عوامل تأثیرگذار در مرکز توانبخشی رفیده: تحلیل محتوای کیفی. مجله توانبخشی. 1405; 27 (2) :342-365

URL: http://rehabilitationj.uswr.ac.ir/article-1-3699-fa.html


1- کمیته تحقیقات دانشجویی، دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، تهران، ایران.
2- گروه پرستاری، مرکز توانبخشی اعصاب اطفال، دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، تهران، ایران.
3- گروه پرستاری بزرگسالان و سالمندان، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد، شهرکرد، ایران.
4- کمیته تحقیقات دانشجویی، دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، تهران، ایران. ، mahdiehmotie71@gmail.com
واژه‌های کلیدی: پرستار، توانبخشی، نیازسنجی، آموزش
متن کامل [PDF 1926 kb]   (66 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (1278 مشاهده)
متن کامل:   (27 مشاهده)
مقدمه
پرستاران از اعضای کلیدی تیم سلامت هستند که برای ارائه مراقبتی جامع و هدفمند، نیازمند دانش روز و آموزش‌های مستمر می‌باشند [1، 2]. امروزه به‌علت افزایش بیماری‌های مزمن، جامعه پرستاران بیش‌ازپیش به آموزش‌های تخصصی نیاز دارند [3]. برای آنکه بتوانند به‌عنوان آموزش‌دهندگان بیماران عمل کنند، لازم است آموزش‌هایی دریافت کنند که متناسب با نیازهای خاص حرفه آنان باشد [4].
آموزش مداوم از عناصر اصلی در توسعه حرفه‌ای پرستاران است [5]. آموزش مستمر در جنبه‌های مختلف خدمات پرستاری موجب ارائه مراقبت مقرون‌ به‌صرفه و افزایش توانایی تفکر انتقادی و قضاوت بالینی آنان می‌شود [6]. این نوع توسعه حرفه‌ای به بهبود مراقبت از بیماران و خانواده‌ها کمک می‌کند و برای ادامه‌دار ماندن فعالیت‌های یادگیری نیز ضروری است [7]. پرستار باید ابتدا بیمار و خانواده او را از نظر نیازهای آموزشی ارزیابی کرده و باتوجه‌به سطح سواد، فرهنگ، امکانات، مدت بستری و وضعیت بیمار، نیازهای آموزشی را اولویت‌بندی، طراحی، اجرا و ارزیابی کند [8].
برنامه‌های آموزشی هدفمند به پرستاران کمک می‌کند بیماران را بهتر ارزیابی کنند، طرح‌های مراقبتی مؤثر‌تری ارائه دهند، مداخلات مناسب را اجرا کنند و نتایج بیماران را با دقت بیشتری بسنجند. این فرایند درنهایت به کاهش چالش‌های اجتماعی و اقتصادی ناشی از بیماری‌های مزمن کمک می‌کند [4]. آموزش سلامت یکی از وظایف اساسی پرستاران است که شامل ارائه دانش مرتبط سلامتی و راهنمایی به بیماران، کمک به درک وضعیت سلامتی خود و اتخاذ اقدامات پیشگیرانه و درمانی مناسب است [9].
مطالعات مختلف نشان داده است بسیاری از پرستاران در برنامه های آموزشی مشارکت نمی‌کنند، زیرا این برنامه‌ها با نیازهای آموزشی آن‌ها هم‌راستا نیست. ازاین‌رو با ادامه این وضعیت فرصت برای ارتقای شغلی پرستاران کاهش می‌یابد و به تبع آن رضایت شغلی نیز کاهش می‌یابد. ازطرفی عدم به‌روزرسانی دانسته‌ها در پرستاری، ایمنی بیمار را به خطر می‌اندازد و کیفیت ارائه خدمات سلامت تحت تأثیر قرار می‌گیرد [10].
مهم‌ترین گام در برنامه‌ریزی آموزشی، شناسایی و اولویت‌بندی نیازهای آموزشی است که از آن با عنوان «ارزیابی نیازها» یاد می‌شود [11]. ارزیابی نیازها یعنی اینکه به‌طور منظم بررسی کنیم افراد یا گروه‌ها دقیقاً به چه آموزش‌هایی احتیاج دارند. این کار می‌تواند براساس نیازهای شخصی یا سازمانی و به شکل رسمی یا غیررسمی انجام شود. هدف اصلی آن هم برنامه‌ریزی بهتر و ارتقای کیفیت فعالیت‌های آموزشی است. در نظام سلامت، ارزیابی نیازها معمولاً نقش مهمی در آموزش‌های مداوم کارکنان دارد [12]. باتوجه‌به نقش مهم پرستاران در نظام سلامت، بررسی و تعیین نیازهای آموزشی آنان برای ارتقای شایستگی حرفه‌ای و درنتیجه، بهبود استانداردهای کاری ضروری است [13]. همچنین ارزیابی نیازهای آموزشی از اولویت‌های مهم پژوهشی در مطالعات و در مرکز توسعه آموزش پزشکی به‌شمار می‌رود [2].
ازسوی‌دیگر، تغییرات جمعیتی و وضعیت سلامت موجب افزایش سریع تعداد افراد نیازمند به توانبخشی شده است [14]. توانبخشی مجموعه‌ای از مداخلاتی است که با هدف بهینه‌سازی عملکرد و کاهش سطح ناتوانی افراد دارای شرایط سلامت و در تعامل با آنان طراحی می‌شود [15]. براساس آمار موجود، تعداد تخت‌های توانبخشی از 16٬802 مورد در سال 2002 به 80٬814 مورد در سال 2016 افزایش یافته است؛ درنتیجه تعداد پرستاران شاغل در بخش‌های توانبخشی نیز افزایش یافته است [14]. ازآنجاکه بیماران دارای معلولیت به‌علت بیماری یا حادثه استقلال خود را به‌صورت جزئی یا کامل از دست می‌دهند، پرستاران توانبخشی باید علاوه‌بر مهارت‌های فنی، از صلاحیت‌های ارتباطی و آموزشی نیز برخوردار باشند [16].
 وظیفه اصلی پرستاران توانبخشی، ارائه مراقبت‌های پس از مرحله حاد بیماری به‌منظور ارتقای کیفیت زندگی بیماران دارای معلولیت یا بیماری‌های مزمن است [17]. همچنین، فلسفه محوری پرستاری توانبخشی اعتقاد به این اصل است که افراد دارای معلولیت حق دارند در امر مراقبت‌های سلامت خود نقش فعال و تخصصی داشته باشند [18]. نتایج مطالعات مختلف نیز نشان داده‌اند کارکنان درمانی درک درستی از نیازهای بیماران و خانواده‌های آنان ندارند [8، 13]. باتوجه‌به هزینه بالای آموزش، ارزیابی نیازهای آموزشی روشی اقتصادی است که موجب مشارکت فعال پرستاران در برنامه‌های آموزشی می‌شود [19].
باتوجه‌به نو بودن حوزه توانبخشی و حساسیت بالای بیماران تحت مراقبت، این رشته نیازمند پرستارانی است که آموزش تخصصی و متمایز از سایر بخش‌ها دریافت کرده باشند. فقدان چنین آموزش هدفمندی، کیفیت مراقبت را با خطر مواجه می‌سازد. با وجود مطالعات فراوان در زمینه اهمیت آموزش پرستاران، پژوهش‌های اندکی به بررسی تجربیات پرستاران از مشکلات آموزشی پرداخته است. بر همین اساس، این مطالعه کیفی تحلیل محتوای حاضر با هدف شناسایی دقیق، عمیق و جامع نیازهای آموزشی پرستاران توانبخشی در مرکز آموزشی بیمارستان رفیده انجام شد. نتایج این پژوهش مبنای تدوین برنامه‌های آموزشی مؤثر و بهبود خدمات توانبخشی خواهد بود. 

روش پژوهش
این مطالعه از نوع تحلیل محتوای کیفی با رویکرد گرانهایم و لاندمن است. استفاده از رویکرد کیفی این امکان را می‌دهد که با استفاده از تجربیات و مشکلات آموزشی از دیدگاه مشارکت‌کنندگان، مفاهیم نهفته در داده‌های حاصل از پژوهش که به‌صورت واقعی از تجربه پرستاران در محیط کار به دست می‌آید، تجزیه‌وتحلیل گردد. در این مطالعه، مشارکت‌کنندگان (پرستاران شاغل در بخش‌های بالینی مرکز آموزشی توانبخشی رفیده) به روش نمونه‌گیری هدفمند، متناسب با ماهیت پژوهش کیفی انتخاب شدند. نمونه‌گیری هدفمند بدین معناست که افرادی به‌عنوان شرکت‌کننده برگزیده می‌شوند که علاوه‌بر تمایل به شرکت در پژوهش، به‌صورت روزانه با پدیده مورد بررسی درگیر بوده و تجربه آن را دارند و درعین‌حال دارای بیشترین تنوع ممکن هستند [20، 21]. نمونه‌گیری تا زمان اشباع داده‌ها ادامه یافت، به‌گونه‌ای که با انجام مصاحبه‌های بیشتر، داده جدیدی استخراج نشد.
معیارهای ورود شامل داشتن مدرک پرستاری (کارشناسی یا بالاتر)، اشتغال در یکی از بخش‌های بیمارستان توانبخشی رفیده و دارا بودن حداقل 1 ‌سال سابقه کار بالینی در بخش‌های توانبخشی بود. معیار خروج نیز انصراف داوطلبانه شرکت‌کننده از ادامه همکاری در هر مرحله از مطالعه بود. برای درک عمیق پدیده موردمطالعه و شناخت ابعاد و ویژگی‌های آن، از روش‌های مختلف گردآوری داده بهره گرفته شد که شامل مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته بود. 
مصاحبه‌ها به‌صورت فردی و در محیطی آرام و بدون مزاحمت توسط پژوهشگر اصلی انجام شد. پیش از آغاز مصاحبه، هدف، اهمیت و روش مطالعه برای شرکت‌کنندگان تشریح و رضایت‌نامه‌ آگاهانه‌ کتبی از آنان اخذ گردید. همچنین تمامی اطلاعات شرکت‌کنندگان محرمانه باقی ماند و در تمامی مراحل پژوهش، از طراحی تا تحلیل داده‌ها و گزارش نتایج، اصول اخلاقی ازجمله رازداری، حفظ بی‌نامی، احترام به حقوق مشارکت‌کنندگان و امانت‌داری علمی رعایت شد. برای ضبط صدای مصاحبه نیز با کسب اجازه‌ قبلی، به شرکت‌کنندگان اطمینان داده شد داده‌های به‌دست‌آمده صرفاً در راستای شناسایی نیازهای آموزشی پرستاران بیمارستان رفیده مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
پس از گردآوری اطلاعات جمعیت‌شناختی، مصاحبه با پرسش‌های عمومی آغاز و سپس براساس پاسخ‌های شرکت‌کنندگان، پرسش‌های اختصاصی‌تر در جهت دستیابی به هدف اصلی پژوهش مطرح شد. نمونه‌ای از پرسش‌های مصاحبه شامل:
«از نظر شما، پرستاران توانبخشی برای انجام مؤثر وظایف خود به چه آموزش‌هایی نیاز دارند؟» 
«در انجام وظایف روزمره‌ خود با چه چالش‌ها یا کمبودهای دانشی مواجه هستید؟ چه موضوعاتی را ضروری می‌دانید که در برنامه‌های آموزشی آینده گنجانده شود؟»
«به نظر شما، چه عواملی می‌تواند مانع یا تسهیل‌کننده یادگیری پرستاران در بخش توانبخشی باشد؟»
 تمامی مصاحبه‌ها با دستگاه ضبط صدا ثبت و سپس به‌صورت نوشتاری پیاده‌سازی و برای تحلیل کیفی آماده شدند. در مجموع 16 مصاحبه با میانگین زمان 30 الی 55 دقیقه از فروردین لغایت شهریورماه سال 1404 انجام گرفت. تحلیل داده‌ها با رویکرد عرفی و براساس روش گرانهایم و لاندمن صورت پذیرفت [22].
-در مرحله نخست، متون مصاحبه‌ها به‌صورت کلمه‌به‌کلمه پیاده‌سازی و به‌عنوان داده‌های اصلی پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. 
-در مرحله دوم، متن گردآوری‌شده به واحدهای معنایی خلاصه و کوتاه تقسیم شد. 
-در مرحله سوم، طراحی انتزاعی واحدهای معنایی و انتخاب کدها صورت پذیرفت.
-در مرحله چهارم، براساس مقایسه مداوم شباهت‌ها، تفاوت‌ها و تناسب‌ها، کدهایی که به موضوع یکسانی اشاره داشتند در یک طبقه و زیرطبقات قرار گرفته و طبقه‌بندی شدند. 
نکات مبهم و موارد نیازمند بررسی مجدد، علاوه‌بر بازبینی توسط شرکت‌کنندگان، در مصاحبه‌های بعدی نیز مورد توجه قرار گرفت تا ابهامات برطرف شده و مفاهیم اصلی و انتزاعی استخراج شوند. مفاهیم براساس توصیف مضامین درونی و در ارتباط با کل داده‌ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. درنهایت، اطلاعات به‌دست‌آمده تفسیر و گزارش نهایی تدوین شد [23].
به‌منظور سنجش روایی و پایایی داده‌ها در مرحله‌ نخست پژوهش، معیارهای پیشنهادی لینکلن و گوبا (1994) شامل پذیرندگی (اعتبار یا صحت)، قابلیت اعتماد، انتقال‌پذیری و تأییدپذیری به‌عنوان شاخص‌های دقت علمی در پژوهش‌های کیفی مورد توجه قرار گرفتند. برای پذیرندگی (اعتبار)، از مشارکت طولانی پژوهشگر در محیط پژوهش، تعامل مستمر با شرکت‌کنندگان، بازبینی و تأیید یافته‌ها توسط چند نفر از آنان و مقایسه‌ داده‌ها با منابع موجود استفاده شد. جهت قابلیت اعتماد، تمامی مراحل گردآوری، کدگذاری و تحلیل داده‌ها به‌صورت دقیق مستندسازی گردید تا روند پژوهش برای بررسی و تکرار توسط دیگر پژوهشگران شفاف باشد. برای انتقال‌پذیری، ویژگی‌های جمعیت‌شناختی شرکت‌کنندگان، شرایط محیط پژوهش و زمینه‌ انجام مصاحبه‌ها به‌تفصیل گزارش شد تا امکان قضاوت در مورد قابلیت تعمیم نتایج به محیط‌های مشابه فراهم شود. در راستای تأییدپذیری، تمامی مراحل تحلیل داده‌ها و تصمیمات پژوهشی در قالب یادداشت‌ در عرصه و یادآورهای پژوهشگر ثبت و مستند شد و همچنین نتایج حاصل با نظر متخصصان آموزش پرستاری مورد بازبینی قرار گرفت تا از بی‌طرفی و امانت‌داری در تفسیر داده‌ها اطمینان حاصل شود [24]. این مطالعه بر روی 16 پرستار شاغل در بیمارستان توانبخشی انجام شد (جدول شماره 1).



در فرایند تحلیل استقرایی داده‌ها، تعداد ۱۰۷ کد اولیه استخراج و در قالب ۲۵ زیرمقوله و ۴ مقوله اصلی خلاصه شدند (جدول شماره ۲). مقوله‌های اصلی شامل «چالش‌های آموزش پرستاری»، «ارزیابی نیازهای آموزشی»، «برنامه آموزشی مؤثر» و «حمایت سازمانی» بودند. این مقوله‌ها، زیرمقوله‌های مرتبط و نمونه‌هایی از گفت‌وگوها به‌صورت جامع در متن پژوهش تشریح شده‌اند.



چالش‌های آموزش پرستاری
نخستین مقوله‌ اصلی حاصل از یافته‌های پژوهش، «چالش‌های آموزش پرستاری» بود. این مقوله به مجموعه عواملی اشاره دارد که مانع تحقق اثربخشی آموزش و ارتقای توانمندی پرستاران در محیط‌های بالینی، به‌ویژه در حوزه توانبخشی می‌شود. تجارب شرکت‌کنندگان نشان داد فرایند آموزش پرستاری با کاستی‌هایی در شناسایی نیازهای واقعی یادگیری، طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی، به‌کارگیری روش‌ها و محتوای مناسب و فراهم‌سازی حمایت‌های لازم از سوی سازمان مواجه است. این شرایط سبب می‌شود آموزش‌ها نتوانند پاسخ‌گوی نیازهای حرفه‌ای پرستاران باشند و درنتیجه، رشد علمی و توسعه‌ حرفه‌ای آنان در عمل با محدودیت روبه‌رو گردد.
اولین مقوله اصلی حاصل از نتایج این مطالعه «چالش‌های آموزش پرستاری» با هفت زیرمقوله بود. این چالش به موانع و محدودیت‌های موجود در فرآیند آموزش اشاره دارد. این چالش‌ها شامل ارزیابی ناکارآمد نیازهای آموزشی، نبود برنامه‌های آموزشی منسجم و مبتنی بر نیاز پرستاران، محتوای آموزشی غیرکاربردی، روش‌های تدریس غیراثربخش، کمبود منابع و حمایت‌های سازمانی، فقدان نظام ارزیابی اثربخشی آموزش و کاهش انگیزه در میان کارکنان پرستاری است. این عوامل درمجموع موجب کاهش کیفیت و کارآمدی برنامه‌های آموزشی در حوزه توانبخشی و تضعیف توسعه حرفه‌ای پرستاران می‌شوند.

ارزیابی ناکارآمد نیازهای آموزشی
ارزیابی ناکارآمد نیازهای آموزشی به نبود رویکردی نظام‌مند در شناسایی و اولویت‌بندی نیازهای آموزشی اشاره دارد؛ به‌گونه‌ای که فرایند ارزیابی نیازها به‌صورت منسجم انجام نمی‌شود، اولویت‌های آموزشی مشخص نیست و نیازهای واقعی پرستاران به‌درستی در برنامه‌های آموزشی منعکس نمی‌گردد. یکی از شرکت‌کنندگان این وضعیت را چنین توصیف کرد:
«گاه ما پرستاران احساس می‌کنیم حضور در دوره‌های آموزشی بی‌معناست، زیرا کسی واقعاً از ما نمی‌پرسد چه مهارت‌هایی لازم داریم یا چه مواردی برای کارمان مهم‌تر است. به نظر می‌رسد این برنامه‌ها صرفاً روی کاغذ هستند و نیازهای واقعی ما در نظر گرفته نمی‌شود.» (شرکت‌کننده 1)

شرکت‌کننده دیگری بیان کرد:
«بسیار اتفاق افتاده است که دوره‌های آموزشی برگزار می‌شود اما نمی‌دانیم هدف آن چیست یا چرا اجرا می‌شود. اولویت‌های آموزشی ما روشن نیست و احساس می‌کنیم نیازهای واقعی ما مورد توجه قرار نمی‌گیرد.» (شرکت‌کننده 12)
نبود برنامه‌های ساختارمند و مبتنی بر نیازهای پرستاران
در ذیل مقوله‌ نبود برنامه‌های ساختارمند و پرستارمحور، مشکلاتی همچون زمان‌بندی نامناسب دوره‌ها و نبود اولویت‌بندی مشخص در آموزش مطرح می‌شود. این مسئله باعث می‌گردد پرستاران نتوانند در جلسات آموزشی شرکت کنند و مهارت‌های موردنیاز خود را کسب نمایند. یکی از شرکت‌کنندگان اظهار کرد:
«بارها کلاس‌ها یا دوره‌های آموزشی در زمانی برگزار می‌شود که ما در شیفت کاری یا به‌شدت مشغول هستیم، بنابراین نمی‌توانیم در آن‌ها شرکت کنیم یا به‌درستی از محتوای آموزش بهره ببریم.» (شرکت‌کننده 6)

محتوای آموزشی غیرکاربردی
محتوای آموزشی غیرکاربردی به دوره‌هایی اشاره دارد که صرفاً مبتنی بر آموزش نظری بوده و ارتباطی با واقعیت‌های روزمره حرفه پرستاری ندارند. این نوع محتوا فاقد کاربرد مستقیم در محیط بیمارستان است، با شرایط واقعی بالینی هم‌خوانی ندارد و از تجربه‌های عملی یا شبیه‌سازی‌شده کافی برخوردار نیست. نتیجه آن، دشواری در انتقال آموخته‌ها به مراقبت مؤثر از بیمار و کاهش اثربخشی دوره‌های آموزشی است. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«بسیاری از آموزش‌هایی که دریافت می‌کنیم کاملاً نظری هستند و با وضعیت واقعی بیمارستان ارتباطی ندارند. حتی اگر چیزی یاد بگیریم، به‌دلیل کمبود آموزش عملی یا شبیه‌سازی، اجرای آن در کار روزانه سخت است.» (شرکت‌کننده 2)

روش‌های آموزشی ناکارآمد
روش‌های آموزشی ناکارآمد به رویکردهایی اشاره دارد که نتوانند پرستاران را فعال در فرایند یادگیری درگیر کنند، با سبک‌های مختلف یادگیری سازگار نیستند و فرصت تمرین عملی مهارت‌ها را محدود می‌سازند، درنتیجه، حفظ و به‌کارگیری آموخته‌ها در محیط بالینی دشوار می‌شود. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«روش‌های تدریس خیلی خشک و صرفاً نظری هستند و یادگیری یا کاربرد آن، کار روزمره را آسان نمی‌کنند. گاهی واقعاً احساس می‌کنیم زمان‌مان بی‌فایده تلف می‌شود.» (شرکت‌کننده 15)

کمبود منابع و حمایت‌های لازم
کمبود منابع و حمایت‌ها به نبود زیرساخت‌های آموزشی و پشتیبانی سازمانی کافی برای آموزش مؤثر پرستاران اشاره دارد. این مسئله شامل کمبود امکانات آموزشی مانند مانکن‌ها و ابزارهای عملی، کمبود مربیان متخصص برای آموزش مهارت‌های بالینی و محدودیت حمایت مدیریتی جهت شرکت در دوره‌هاست. درنتیجه، پرستاران در کسب مهارت‌های لازم و اجرای مطمئن آن در عمل با مشکل مواجه می‌شوند. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«بسیار پیش آمده که ابزار یا مانکن کافی برای تمرین مهارت‌های توان‌بخشی وجود ندارد و مربیان متخصص کم هستند. علاوه‌براین، مدیران حمایت لازم برای حضور در کلاس‌ها یا آموزش‌های عملی را نمی‌کنند، بنابراین نمی‌توانیم مهارت‌های لازم برای مراقبت از بیماران توان‌بخشی را کامل بیاموزیم.» (شرکت‌کننده 10)

نبود نظام ارزیابی اثربخشی 
نبود نظام ارزیابی اثربخشی آموزش به نبود سازوکارهای ساختاریافته جهت سنجش تأثیر دوره‌های آموزشی بر دانش و مهارت‌های پرستاران اشاره دارد. این امر شامل عدم ارزیابی مهارت‌ها پیش و پس از آموزش، نبود پیگیری عملکرد کاری پس از دوره و اتکا صرف به حضور یا آزمون نظری به‌عنوان شاخص یادگیری است؛ به همین دلیل، تشخیص اثربخشی واقعی آموزش دشوار است. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«بعد از پایان دوره‌ها، هیچ‌کس نمی‌پرسد آیا مهارت‌های ما واقعاً بهتر شده یا نه. پیگیری در کار روزمره وجود ندارد و فقط حضور یا آزمون نظری ثبت می‌شود. حس می‌کنیم آموخته‌ها ماندگار نیستند و آموزش تأثیر واقعی ندارد.» (شرکت‌کننده 4)

کمبود انگیزه در میان کارکنان پرستاری
کمبود انگیزه در میان پرستاران به سطح پایین مشارکت و علاقه آنان در برنامه‌های آموزشی برمی‌گردد. این بی‌انگیزگی اغلب نتیجهٔ تکراری بودن دوره‌ها، بی‌ارتباطی آموزش با ارتقای شغلی یا مزایای ملموس و اجباری بودن کلاس‌هاست که باعث می‌شود شرکت در آموزش‌ها صرفاً وظیفه‌ای اداری تلقی گردد نه فرصتی برای رشد حرفه‌ای. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«بارها احساس می‌کنم دوره‌هایی که شرکت می‌کنیم تکراری و بی‌فایده‌اند، به‌ویژه وقتی هیچ تأثیری در ارتقای شغلی یا مزایا ندارند. وقتی کلاس‌ها اجباری هستند، دیگر انگیزه‌ای برای یادگیری یا به‌کارگیری مهارت‌ها باقی نمی‌ماند.» (شرکت‌کننده 16)

ارزیابی نیازهای آموزشی
ارزیابی نیازهای آموزشی از روش‌های مختلفی برای شناسایی آنچه پرستاران واقعاً باید بیاموزند استفاده می‌کند. این روش‌ها شامل خودگزارش‌ دهی، نظارت بالینی، بازخورد همکاران، تحلیل خطاهای بالینی، ارزیابی ویژگی‌های فردی و سنجش دانش و مهارت‌هاست. این رویکردها کمک می‌کنند برنامه‌های آموزشی کاربردی، مرتبط و متناسب با نیازهای واقعی پرستاران طراحی شوند.

خود گزارش‌دهی 
یکی از یافته‌های پژوهش، مقوله‌ «خودگزارش‌دهی» بود که بیانگر تلاش پرستاران برای مشارکت فعال در شناسایی و اولویت‌بندی نیازهای آموزشی خود است. شرکت‌کنندگان اشاره کردند که با بیان دیدگاه‌ها، تکمیل فرم‌های نیازسنجی و مشارکت در گفت‌وگوهای گروهی، می‌کوشند نیازهای واقعی خود را در فرایند آموزش منعکس کنند. به باور آنان، چنین مشارکتی سبب می‌شود برنامه‌های آموزشی با موقعیت‌های واقعی کار بالینی هم‌خوان‌تر و کاربردی‌تر گردد. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«وقتی خودمان می‌توانیم به پرسش‌های نیازسنجی پاسخ دهیم یا در مصاحبه‌ها و جلسات بحث شرکت کنیم واقعاً احساس می‌کنیم فرصت داریم بگوییم چه چیزها برایمان مهم است و چه مهارت‌هایی را باید تقویت کنیم.» (شرکت‌کننده 13)

نظارت بالینی
نظارت بالینی به مشاهده و راهنمایی ساختارمند پرستاران در محیط کار برای ارزیابی و بهبود مهارت‌های عملی اشاره دارد. این شامل مشاهده مستقیم عملکرد در بخش‌ها، استفاده از چک‌لیست برای ارزیابی مهارت‌های بالینی، ارائه بازخورد فوری توسط سرپرست، ارزیابی فرایندهای توان‌بخشی و نظارت بر نحوه استفاده از تجهیزات تخصصی است. این روش‌ها باعث می‌شوند پرستاران صلاحیت حرفه‌ای خود را در انجام کارهای عملی ارتقا دهند و دانش خود را به‌طور ایمن و مؤثر به کار برند. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«وقتی ناظر، ما را در بخش‌ها زیر نظر دارد، مهارت‌هایمان را با چک‌لیست ارزیابی می‌کند، بازخورد مستقیم می‌دهد و فرایند توان‌بخشی و استفاده از دستگاه‌ها را بررسی می‌کند، احساس می‌کنیم توانایی‌مان بهتر می‌شود و با اعتماد بیشتری کار می‌کنیم.» (شرکت‌کننده 9)
مرور همتایان
یکی از یافته‌های پژوهش، مقوله‌ «مرور همتایان» بود که به نقش بازخورد همکاران در بهبود عملکرد و شناسایی نیازهای آموزشی پرستاران اشاره دارد. شرکت‌کنندگان بیان کردند دریافت نظر و ارزیابی ازسوی سایر پرستاران و اعضای تیم درمان، به‌ویژه در محیط‌های بالینی توانبخشی، به آنان کمک می‌کند نقاط قوت و ضعف خود را بهتر بشناسند و مسیر توسعه حرفه‌ای خود را دقیق‌تر تعیین کنند. این بازنگری‌ها معمولاً در قالب گفت‌وگوهای غیررسمی، جلسات بازخورد تیمی یا مشاهده عملکرد همکاران صورت می‌گیرد و به‌عنوان ابزاری عملی برای یادگیری و اصلاح رفتار حرفه‌ای در نظر گرفته می‌شود. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«وقتی همکاران، پزشکان، فیزیوتراپیست‌ها و کاردرمانگران بازخورد می‌دهند و در جلسات تیمی نظراتشان را مطرح می‌کنند، بهتر درک می‌کنیم در چه چیزهایی قوی هستیم و در کجاها نیاز به بهبود داریم. این باعث می‌شود مهارت‌هایمان کاربردی‌تر و مؤثرتر شوند.» (شرکت‌کننده 11)

تحلیل خطاهای بالینی
یکی از یافته‌های پژوهش، مقوله‌ «تحلیل خطاهای بالینی» بود که به رویکرد پرستاران در استفاده از خطاها و رویدادهای ناخواسته به‌عنوان فرصت‌های یادگیری اشاره دارد. شرکت‌کنندگان بیان کردند بازنگری و گفت‌وگو درباره‌ خطاهای رخ‌داده در حین مراقبت، به آنان کمک می‌کند علل بروز اشتباهات را بشناسند و نیازهای آموزشی مرتبط با ایمنی بیمار را شناسایی کنند. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«وقتی گزارش خطاها و رویدادهای بیمارستانی، مثل خطاهای دارویی یا شکایات بیماران را بررسی می‌کنیم، دقیقاً می‌بینیم در چه زمینه‌هایی باید بهتر شویم. این کمک می‌کند دفعه بعد با اطمینان و ایمنی بیشتری از بیماران مراقبت کنیم.» (شرکت کنند 14)

ویژگی‌های فردی
یکی از مقوله‌های استخراج‌شده در پژوهش، «ویژگی‌های فردی» بود که به نقش خصوصیات شخصی پرستاران در شناسایی و اولویت‌بندی نیازهای آموزشی اشاره دارد. شرکت‌کنندگان بیان کردند سابقه کاری، تخصص، واحد کاری، سطح تحصیلات و تجربه‌های آموزشی قبلی بر اولویت‌های یادگیری آنان تأثیر می‌گذارد. همچنین علایق و اهداف توسعه حرفه‌ای شخصی باعث می‌شود برخی مباحث آموزشی برای برخی افراد جذاب‌تر و مرتبط‌تر باشد. توجه به این ویژگی‌ها، به برنامه‌ریزان آموزشی امکان می‌دهد برنامه‌هایی طراحی کنند که پاسخگوی نیازهای واقعی هر پرستار باشد و اثربخشی یادگیری را افزایش دهد. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«وقتی آموزش‌ها با سابقه کاری و بخش ما هماهنگ است و حتی علایق شخصی و اهدافمان را در نظر می‌گیرد، احساس می‌کنیم دوره‌ها واقعاً برای ما طراحی شده‌اند و یادگیری راحت‌تر می‌شود.» (شرکت‌کننده 7) 
به گفته یکی دیگر از مشارکت‌کنندگان: 
«وقتی آموزش با تجربه و علایق شخصی ما هماهنگ است و می‌توانیم با سرعت خودمان یاد بگیریم، یادگیری آسان‌تر می‌شود و دوره واقعاً مفید است.» (شرکت‌کننده 15)

ارزیابی دانش و مهارت‌ها
یکی از مقولات استخراج‌شده در پژوهش، «ارزیابی دانش و مهارت‌ها» بود که به فرایند سنجش توانایی‌های پرستاران در محیط بالینی توانبخشی اشاره دارد. شرکت‌کنندگان بیان کردند این ارزیابی‌ها شامل آزمون‌های کتبی برای سنجش دانش نظری، آزمون‌های عملی مانند ارزیابی مهارت‌های عملی، ارزیابی مهارت‌های بالینی با تمرین‌های سناریومحور، بررسی استفاده از ابزارهای سنجش عملکرد مانند مقیاس استقلال عملکردی و شاخص بارتل برای ارزیابی فعالیت‌های روزمره زندگی و آزمون‌های عملی کار با تجهیزات توانبخشی است. این اقدامات به تیم آموزشی کمک می‌کند تا مطمئن شود پرستاران از دانش و مهارت‌های لازم برای ارائه مراقبت ایمن و مؤثر در محیط توانبخشی برخوردارند و زمینه‌ توسعه حرفه‌ای آنان فراهم گردد. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان: 
«وقتی دانش و مهارت‌های ما از طریق کار با تجهیزات توان‌بخشی بررسی می‌شود، بهتر می‌بینیم در چه چیزهایی قوی هستیم و کجا باید بیشتر تمرین کنیم. این باعث می‌شود در کار بالینی واقعی اعتمادبه‌نفس بیشتری داشته باشیم.» (شرکت‌کننده 8)

برنامه آموزشی مؤثر
برنامه آموزشی مؤثر باید محتوایی کاربردی و قابل‌اجرا ارائه دهد که متناسب با نیازهای هر پرستار طراحی شده، با نظام مربی‌گری پشتیبانی شود، از روش‌های نوآورانه ترکیبی در آموزش بهره گیرد، زمان‌بندی منعطف داشته باشد و به‌طور منظم ارزیابی گردد تا واقعاً موجب ارتقای مهارت‌ها و عملکرد حرفه‌ای شود.

محتوای آموزشی کاربردی و عملی
این نوع محتوا بر مهارت‌های عملی و قابلیت استفاده در شرایط واقعی تمرکز دارد؛ شامل تمرین‌های سناریومحور مشابه موقعیت‌های واقعی‌بخش، توجه به مهارت‌های موردنیاز در شیفت‌های کاری، کاهش مباحث صرفاً نظری، استفاده از موارد واقعی بیماران در بخش توان‌بخشی و تمرین مستقیم با تجهیزات موجود در بخش. چنین آموزشی باعث می‌شود پرستاران آموخته‌ها را بلافاصله در مراقبت از بیمار به کار ببرند. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«وقتی آموزش‌ها عملی و دست‌ورزی هستند و با تجهیزات بخش تمرین می‌کنیم، یادگیری مهارت‌ها و به‌کارگیری‌شان در کار روزانه آسان‌تر می‌شود.» (شرکت‌کننده 12)

نظام مربی‌گری 
مربی‌گری یعنی همراهی پرستاران کم‌تجربه با افراد باتجربه برای انتقال دانش و مهارت و ارائه راهنمایی و حمایت. مؤلفه‌های اصلی آن شامل جلسات هفتگی، سیستم‌های حمایت همتایانه، برنامه‌های ساختارمند به‌اشتراک‌گذاری تجربه و بهره‌گیری از پرستاران ارشد به‌عنوان مربیان بالینی است. چنین فرآیندی موجب افزایش اعتمادبه‌نفس، تقویت مهارت‌های عملی و رشد حرفه‌ای در فضای حمایتی می‌شود. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
 «وقتی پرستاران تازه‌کار با افراد باتجربه جفت می‌شوند و جلسات هفتگی داریم یا تجاربمان را به اشتراک می‌گذاریم، اعتمادبه‌نفس‌مان سریع‌تر شکل می‌گیرد و مهارت‌هایمان بهتر می‌شود.» (شرکت‌کننده 1)

روش‌های نوآورانه ترکیبی
این روش‌ها ترکیبی از آموزش حضوری و دیجیتال هستند و درگیری ذهنی و تسلط بر مهارت‌ها را افزایش می‌دهند. شامل جلسات حضوری همراه آموزش الکترونیکی، استفاده از شبیه‌سازهای واقعیت مجازی، وبینارهای تعاملی، بانک‌های دیجیتال آموزشی و اپلیکیشن‌های موبایلی برای یادگیری است. چنین آموزش‌هایی تجربه‌ای جذاب، منعطف و مدرن فراهم می‌آورند. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«وقتی آموزش ترکیبی از جلسات حضوری و آنلاین با شبیه‌سازی و وبینارها باشد، یادگیری خیلی آسان‌تر می‌شود.» (شرکت‌کننده 6)

انعطاف‌پذیری برنامه‌ها
انعطاف‌پذیری به طراحی برنامه‌هایی اشاره دارد که با زمان‌بندی و ترجیحات کاری پرستاران سازگار باشند؛ ازجمله ارائه دوره‌ها در زمان‌های مختلف، جلسات کوتاه و ماژولار، امکان انتخاب زمان شرکت، برنامه‌ریزی در شیفت‌های گوناگون و آموزش در قالب آنلاین و آفلاین. این انعطاف باعث افزایش مشارکت و یادگیری مؤثر می‌شود. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«وقتی زمان کلاس‌ها انعطاف‌پذیر است، یادگیری برایمان خیلی آسان‌تر می‌شود.» (شرکت‌کننده 3)

ارزیابی اثربخشی دوره‌ها
این مرحله شامل بررسی میزان تأثیر آموزش‌ها بر عملکرد واقعی پرستاران است؛ از طریق سنجش عملکرد بالینی پس از دوره، ارزیابی انتقال یادگیری به محیط کار، استفاده از چک‌لیست‌های مشاهده‌ای، برگزاری آزمون‌های عملی دوره‌ای و گردآوری بازخورد بیماران درباره کیفیت مراقبت پرستاری. این فرایند باعث اطمینان از دستیابی به اهداف آموزشی و ارتقای کیفیت مراقبت می‌شود. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«بعد از دوره‌ها، وقتی مهارت‌هایمان در کار واقعی بررسی می‌شود، بهتر متوجه می‌شویم چه چیزهایی یاد گرفته‌ایم.» (شرکت‌کننده 5)

حمایت سازمانی
حمایت سازمانی پرستاران را در مسیر یادگیری و رشد حرفه‌ای یاری می‌دهد؛ از طریق ایجاد انگیزه، فراهم‌سازی منابع و زیرساخت‌های آموزشی، مشارکت اعضای هیئت علمی در آموزش بالینی، تشویق پژوهش، توسعه آموزش بین‌حرفه‌ای و تقویت فرهنگ سازمانی ارزش‌گذار به آموزش.

انگیزش پرستاران
به راهبردهایی اطلاق می‌شود که سبب تشویق پرستاران به مشارکت فعال در برنامه‌های آموزشی می‌گردد. ازجمله، اجرای نظام پاداش برای شرکت در دوره‌ها، ارتباط آموزش با ارتقای شغلی یا افزایش حقوق، اعطای گواهی معتبر و امتیاز بازآموزی، معرفی پرستاران نمونه در آموزش و ایجاد رقابت سالم بین بخش‌ها. این اقدامات موجب افزایش مشارکت، اشتیاق و تعهد به یادگیری می‌شود. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«وقتی آموزش همراه با پاداش، ارتقا یا رقابت سالم باشد، انگیزه‌مان برای شرکت در دوره‌ها بیشتر می‌شود.» (شرکت‌کننده 9)

تغییر نگرش نسبت به ارزش آموزش
شامل راهکارهایی است برای ارتقای اهمیت یادگیری مستمر نزد پرستاران و مدیران. ازجمله مطرح‌کردن ارزش آموزش‌های مداوم در جلسات عمومی، به ‌اشتراک‌گذاری موفقیت‌های حاصل از آموزش، نشان‌دادن سود سرمایه‌گذاری آموزشی برای مدیریت، پیوند دادن آموزش با شاخص‌های ارتقای کیفیت مراقبت و دعوت مدیران ارشد به مراسم‌های پایان دوره آموزشی. این اقدامات به شکل‌گیری فرهنگی کمک می‌کند که آموزش را ارزشمند می‌داند. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«وقتی در جلسات اهمیت آموزش مداوم مطرح می‌شود، موفقیت‌های آموزشی به اشتراک گذاشته می‌شود و مدیریت می‌بیند آموزش چگونه مراقبت را بهتر می‌کند، احساس می‌کنیم یادگیری واقعاً اهمیت دارد.» (شرکت‌کننده 14)

فراهم‌سازی زیرساخت‌های آموزشی
به فراهم‌سازی منابع و امکانات موردنیاز برای اجرای مؤثر آموزش پرستاری اشاره دارد. شامل اختصاص بودجه سالانه برای آموزش، تجهیز آزمایشگاه‌های مهارت با مانکن و ابزار تخصصی، فراهم‌سازی کتابخانه دیجیتال و منابع علمی به‌روز، دسترسی به پایگاه‌های علمی معتبر و استخدام کارشناسان آموزش تمام‌وقت است. وجود زیرساخت کافی موجب یادگیری مؤثر و کاربست ایمن مهارت‌ها در عمل بالینی می‌شود. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«وقتی آزمایشگاه‌های توان‌بخشی مجهز هستند و منابع یادگیری کافی داریم، یادگیری مهارت‌های مراقبتی عملی آسان‌تر می‌شود.» (شرکت‌کننده 11)

مشارکت اعضای هیئت علمی در آموزش بالینی
به حضور فعال اساتید دانشگاه در آموزش بالینی و توانمندسازی پرستاران اشاره دارد. این شامل تعریف نقش‌های مربی‌گری برای اعضای هیئت علمی، حضور منظم آنان در بخش‌ها، برگزاری برنامه‌های مشترک آموزشی، همکاری در طراحی محتوای آموزشی و تشکیل کمیته‌های مشترک بین پرستار و استاد است. چنین مشارکتی آموزش بالینی را علمی‌تر، مرتبط‌تر و مؤثرتر می‌سازد. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«وقتی اساتید در بخش حضور دارند، طراحی آموزش را با ما انجام می‌دهند و راهنمایی‌مان می‌کنند، یادگیری واقعی‌تر و آسان‌تر می‌شود.» (شرکت‌کننده 8)

ارتقای پژوهش در آموزش پرستاری
به ترویج مطالعاتی اشاره دارد که به بهبود آموزش و یادگیری پرستاری کمک می‌کنند. این شامل تخصیص بودجه پژوهشی، تشکیل تیم‌های پژوهش‌محور تحت هدایت پرستاران، حمایت از ارائه یافته‌ها در همایش‌ها، همکاری با مراکز دانشگاهی و انتشار نتایج در نشریات سازمانی است. این اقدامات موجب آموزش مبتنی بر شواهد و ارتقای مستمر حرفه پرستاری می‌شود. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«وقتی گروهی از پرستاران برای بهبود آموزش و یادگیری با هم کار می‌کنند، کارمان ساختارمندتر و آموزش‌ها کاربردی‌تر می‌شوند.» (شرکت‌کننده 16)

آموزش بین‌حرفه‌ای
آموزش بین‌حرفه‌ای بر یادگیری مشترک میان تیم‌های مختلف درمانی برای تقویت کار تیمی و مراقبت از بیمار تأکید دارد. شامل طراحی دوره‌های مشترک با فیزیوتراپی، کاردرمانی و پزشکی، برگزاری کنفرانس‌های موردی بین‌رشته‌ای، تشکیل تیم‌های مراقبتی مشترک برای بیماران خاص، تدوین پروتکل‌های درمان و آموزشی مشترک و اجرای تمرین‌های شبیه‌سازی بین‌حرفه‌ای است. این نوع آموزش موجب بهبود ارتباط، هماهنگی و کیفیت مراقبت می‌شود. به گفته یکی از مشارکت‌کنندگان:
«وقتی دوره‌های مشترک و جلسات شبیه‌سازی با فیزیوتراپیست‌ها، کاردرمانگران و پزشکان داریم، یاد می‌گیریم به‌صورت تیمی بهتر کار کنیم و مراقبت از بیمار بهبود پیدا می‌کند.» (شرکت‌کننده 4)

بحث
یافته‌های این مطالعه نشان داد آموزش پرستاران شاغل در بیمارستان توان‌بخشی رفیده با چالش‌های متعددی روبه‌رو است و نیازمند بازنگری و برنامه‌ریزی مبتنی بر نیازهای محیط کاری و واقعیت‌های بالینی می‌باشد. تحلیل داده‌ها حول چهار محور اصلی چالش‌های آموزش پرستاری، ارزیابی نیازهای آموزشی، برنامه آموزشی مؤثر و حمایت سازمانی شکل گرفت که هریک ابعادی از واقعیت‌های آموزشی کمتر موردتوجه را آشکار می‌سازند.
در زمینه چالش‌های آموزش پرستاری، کمبود پرستاران دارای تخصص توان‌بخشی سبب شده است پرستاران عمومی یا پرستاران با تخصص‌های دیگر در بخش‌های توان‌بخشی فعالیت کنند. این گروه در زمینه توان‌بخشی آموزش کافی ندیده و مهارت‌های خاص مربوط به مراقبت توان‌بخشی را ندارند. همان‌گونه که پژوهش‌های پیشین نیز نشان داده‌اند، یکی از چالش‌های اصلی در مراقبت توان‌بخشی، فقدان آموزش تخصصی پرستاران و کمبود دانش تخصصی در این حوزه است. کمبود دانش و مهارت بر عملکرد بالینی، ارتباط با بیمار و فرآیند توان‌بخشی تأثیر مستقیم دارد [25]. شکاف میان نیاز واقعی و اجرای مراقبت استاندارد، از نگرانی‌های مهم پرستاری است. ارزیابی نیازها ابزاری کاربردی برای شناخت ماهیت و گستره این شکاف‌هاست. برنامه‌ریزی دقیق مبتنی بر نیازها می‌تواند به انتقال مؤثر شواهد علمی به عمل بالینی و بهبود پایدار کیفیت مراقبت منجر شود [26].
نتایج مطالعه حاضر نشان داد مسائلی مانند ضعف در ارزیابی نیازهای آموزشی، محتوای غیرکاربردی، روش‌های سنتی آموزش و کمبود منابع آموزشی از موانع اصلی ارتقای کیفیت آموزش پرستاری در بیمارستان رفیده هستند. مطابق با مرور مطالعه «مانی»، استفاده مداوم از الگوهای محتوامحور و فقدان بازنگری ساختاری از دلایل ناکارآمدی آموزش پرستاری است. گذار به آموزش مبتنی بر صلاحیت مستلزم طراحی مجدد برنامه‌ها براساس نیازهای واقعی محیط بالینی، بهره‌گیری از روش‌های فعال یادگیری مانند شبیه‌سازی و مطالعه موردی و ایجاد نظام ارزیابی چندوجهی برای سنجش عملکرد واقعی پرستاران در موقعیت‌های حرفه‌ای است. به‌کارگیری این رویکرد می‌تواند اثربخشی آموزش و انگیزه پرستاران را افزایش داده و خدمات توان‌بخشی را بهبود بخشد [27].
یافته‌ها همچنین نشان داد فقدان حمایت سازمانی، کمبود منابع، روش‌های آموزشی غیرجذاب و نبود انگیزش از چالش‌های مهم پرستاران رفیده است. مطالعه «ملامبو و همکاران» نیز بر نقش محیط سازمانی حمایتی، تخصیص بودجه مناسب و طراحی برنامه‌های آموزشی منطبق با نیازهای روزمره بالینی تأکید داشته است که با نتایج این تحقیق همسو می‌باشد [1].
یکی از دلایل کاهش انگیزش در پرستاران رفیده، برگزاری دوره‌های اجباری با محتوای تکراری و غیرکاربردی است. یافته‌های این مطالعه با پژوهش‌های «زمان‌زاده» و «چغری» هم‌خوانی دارد که نشان دادند آموزش‌های اجباری بدون ارتباط با ارتقای حرفه‌ای یا عملکرد بالینی، موجب مشارکت پایین و احساس بی‌فایده‌بودن دوره‌ها می‌شود. در این راستا، اتخاذ سیاست‌های مناسب، تقویت ارزش‌های حرفه‌ای، صلاحیت علمی کافی و بهبود جایگاه اجتماعی حرفه پرستاری می‌تواند در آموزش، جذب و حفظ نیروهای متخصص نقش مهمی ایفا کند [28، 29].
در حوزه آموزش پرستاری توان‌بخشی، مطالعات مختلف تأیید کرده‌اند که محتوای تخصصی و کاربردی ترکیب‌شده با آموزش حضوری و مجازی تأثیر مثبتی بر رفع نیازهای آموزشی دارد. پژوهشی در پرتغال نشان داد اجرای برنامه آموزشی ترکیبی موجب افزایش دانش در زمینه پوکی استخوان و شکستگی در پرستاران توان‌بخشی شد [30].
همچنین گزارش سازمان بهداشت جهانی (۲۰۲۱) نشان داد بخش عمده اشتباهات پزشکی ناشی از ضعف ارتباطات میان کارکنان سلامت است [31]. مطالعه «تیواری و همکاران» اهمیت ارتباط مؤثر در درمان صحیح بیماران را تأیید نمود و بیان کرد ارتباط ناکافی می‌تواند به عوارض خطرناک منجر شود. ازاین‌رو، ارتقای مهارت ارتباطی و همکاری بین‌رشته‌ای از نیازهای اصلی آموزشی در این مطالعه شناخته شد. ناتوانی در برقراری ارتباط با تیم چندرشته‌ای از چالش‌های رایج در میان پرستاران تازه‌کار گزارش شده است [32]. درنتیجه، تقویت همکاری بین‌حرفه‌ای میان پرستاران توان‌بخشی، فیزیوتراپیست‌ها و کاردرمانگران موجب هماهنگی تیم، ارتقای کیفیت مراقبت و افزایش اثربخشی برنامه‌های توان‌بخشی می‌گردد.
همچنین مطالعات نشان داده‌اند پرستاران تازه‌وارد در هنگام انتقال از محیط آموزشی به محیط بالینی، به حمایت حرفه‌ای نیاز دارند [33]. به‌گفته «پرایس و رایکرت»، پرستاران مبتدی انتظار آموزش کافی برای ورود به محیط کار و فرصت‌های ارتقای علمی مستمر دارند. احساس ناتوانی در مهارت‌های بالینی، ترس از خطا و کمبود راهنمایی از عوامل ایجاد تجربه دشوار آنان است. بنابراین حضور مربیان شایسته و باصلاحیت برای حمایت از پرستاران جدید جهت پاسخ‌گویی به نیازهای سلامت جامعه ضروری است. رفع شکاف‌های شناسایی‌شده در نیازهای یادگیری از طریق برنامه‌های آموزش ضمن خدمت می‌تواند به افزایش صلاحیت بالینی، ارتقای کیفیت مراقبت و رضایت بیماران منجر شود [34].
درنهایت، این مطالعه نشان داد مشارکت فعال اعضای هیئت علمی در آموزش بالینی پرستاران در بیمارستان رفیده می‌تواند کیفیت آموزش و رضایت شغلی آنان را ارتقا دهد. یافته‌های این پژوهش با نتایج مطالعات «شهزیادی» و «‌استرندل» هم‌خوان است که بر اهمیت حضور اساتید در دوره‌های کارورزی و تعامل مستقیم با پرستاران تأکید دارند. مشارکت مؤثر اعضای هیئت علمی موجب افزایش استقلال حرفه‌ای، تقویت مهارت‌های بالینی و کاهش شکاف میان نظریه و عمل می‌شود [33، 35].

نتیجه‌گیری
نتایج این مطالعه نشان داد پرستاران توان‌بخشی با کمبود آموزش‌های مدون، محتوای غیرعملی و انگیزه پایین برای شرکت در دوره‌های آموزشی مواجه‌اند. طراحی برنامه‌های آموزشی کاربردی، فردمحور، ترکیبی و منعطف همراه با مشارکت اعضای هیئت علمی و تعامل بین‌رشته‌ای با فیزیوتراپیست‌ها و کاردرمانگران، می‌تواند اثربخشی آموزش و کیفیت مراقبت را ارتقا دهد. یافته‌های این بررسی می‌تواند راهنمایی برای برنامه‌ریزان آموزشی بیمارستان‌های توان‌بخشی در تدوین دوره‌های هدفمند و مؤثر باشد. پیشنهاد می‌شود مطالعات آینده اثربخشی این برنامه‌ها را در بهبود عملکرد بالینی و رضایت شغلی پرستاران ارزیابی کنند.

محدودیت‌ها و پیشنهادات مطالعه
یکی از محدودیت‌های این پژوهش،گردآوری داده‌ها از تعداد محدودی از پرستاران توان‌بخشی در یک بیمارستان است؛ ازاین‌رو تعمیم نتایج به سایر گروه‌های پرستاری یا مراکز دیگر با محدودیت همراه است. علاوه‌براین، داده‌ها براساس گزارش خودِ شرکت‌کنندگان گردآوری شد و احتمال دارد تحت تأثیر تمایل به ارائه پاسخ‌های مطلوب اجتماعی قرار گرفته باشد. در پژوهش‌های آتی پیشنهاد می‌شود نیازهای آموزشی پرستاران توانبخشی با استفاده از رویکردهای کمی یا ترکیبی به‌طور دقیق‌تری بررسی شود. همچنین طراحی و ارزیابی مداخلات آموزشی مبتنی بر نیازهای واقعی پرستاران می‌تواند به بهبود عملکرد بالینی آنان کمک کند. علاوه‌براین، مطالعه عوامل سازمانی و محیطی مؤثر بر فرایند آموزش پرستاران توانبخشی می‌تواند مسیر توسعه برنامه‌های آموزشی مؤثرتر را فراهم کند.

ملاحظات اخلاقی

پیروی از اصول اخلاق پژوهش

این مطالعه در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تهران با کد اخلاق (IR.USWR.REC.1404.035) تأیید شد. قبل از شروع پژوهش، هدف و مراحل انجام مطالعه برای شرکت‌کنندگان توضیح داده شد و رضایت‌نامه آگاهانه کتبی از تمامی آنان اخذ گردید. شرکت در پژوهش داوطلبانه بود و به شرکت‌کنندگان اطمینان داده شد که اطلاعات آنان محرمانه و به‌صورت ناشناس نگهداری خواهد شد. همچنین به آنان اطلاع داده شد می‌توانند در هر مرحله از پژوهش، بدون هیچ‌گونه پیامد منفی، از ادامه همکاری انصراف دهند. تمامی اصول اخلاقی مندرج در بیانیه هلسینکی در طول انجام پژوهش رعایت گردید.

حامی مالی
این پژوهش با حمایت مالی کمیته تحقیقات دانشجویی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی انجام شده است.

مشارکت نویسندگان
مفهوم‌سازی و نگارش پیش‌نویس: بهناز فرهمندفرد، مهدیه مطیعی؛ روش‌شناسی و اعتبارسنجی: بهناز فرهمندفرد، شیما شیراوژن، مهدیه مطیعی، لیلا رفیعی‌وردنجانی؛ تحقیق و بررسی و تحلیل: بهناز فرهمندفرد، شیما شیراوژن؛ ویراستاری و نهایی‌سازی نوشته: مهدیه مطیعی و لیلا رفیعی‌وردنجانی؛ نظارت و مدیریت پروژه: مهدیه مطیعی.

تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.

بیانیه استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی
در حین آماده‌سازی این پژوهش، نویسندگان از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی صرفاً برای ویرایش و بازبینی زبان انگلیسی، جهت ارتقای وضوح و خوانایی متن استفاده کرده‌اند. پس از استفاده از این ابزارها، نویسندگان محتوا را بازبینی و اصلاح کرده و مسئولیت کامل دقت و صحت متن نهایی را بر عهده می‌گیرند.

تشکر و قدردانی
نویسندگان از تمامی پرستاران و کارکنان بیمارستان رفیده به خاطر همکاری‌شان در طول جمع‌آوری داده‌ها و از کمیته تحقیقات دانشجویی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی به خاطر حمایتشان تشکر می‌کنند.




 
References
  1. Mlambo M, Silén C, McGrath C. Lifelong learning and nurses’ continuing professional development, a metasynthesis of the literature. BMC Nursing. 2021; 20(1):62. [DOI:10.1186/s12912-021-00579-2] [PMID] 
  2. Schneider M, Good S. Meeting the challenges of nursing staff education. Nursing. 2018; 48(8):16-7. [DOI:10.1097/01.NURSE.0000541402.97845.2f] [PMID]
  3. Nemati H. The Need to Revise and Change the Content of Home Care in Nursing Education Curriculum. International Journal of Community based Nursing and Midwifery. 2023; 11(3):224-5. [DOI:10.30476/ijcbnm.2023.98916.2268] [PMID]
  4. Fontán-Vinagre G, Ruíz-Núñez C, Domínguez-Fernández S, Ayuso-Murillo D, Herrera-Peco I. Assessment of the Educational Needs of Spanish Nurses in the Care and Management of Patients with Diabetes. Healthcare (Basel). 2025; 13(5):526.[DOI:10.3390/healthcare13050526] [PMID] 
  5. Coventry TH, Maslin-Prothero SE, Smith G. Organizational impact of nurse supply and workload on nurses continuing professional development opportunities: An integrative review. Journal of Advanced Nursing. 2015; 71(12):2715-27. [DOI:10.1111/jan.12724] [PMID]
  6. Lera M, Taxtsoglou K, Iliadis C, Frantzana A, Kourkouta L. Nurses’ attitudes toward lifelong learning via new technologies. Asian/Pacific Island Nursing Journal. 2020; 5(2):89-102. [DOI:10.31372/20200502.1088] [PMID] 
  7. Attari A, Aminoroaia M, Maracy MR. Efficacy of purposeful educational workshop of medical and nonmedical interventions based on needs assessments in nurses. Journal of Education and Health Promotion. 2017; 6:18. [DOI:10.4103/2277-9531.204745] [PMID] 
  8. Hajalizadeh A, Ahmadinejad M, Dehghan M, Arab M. The educational needs of family of patients discharged from the Intensive Care Units: The viewpoints of nurses and the patients’ families. Critical Care Research and Practice. 2021; 2021:9956023. [DOI:10.1155/2021/9956023] [PMID] 
  9. Zhang X, Wu M, Chen Y, Su Y, Zeng T. Perceived Learning Needs of Hospitalised Cancer Patients and Nurses. Nursing Open. 2025; 12(2):e70163. [DOI:10.1002/nop2.70163] [PMID] 
  10. Mamba WM, Dludlu MS. Exploring Barriers to Continuing Nursing Education Among Nurses: A Descriptive Qualitative Study. Nursing Science and Clinical Practice. 2025; 1(3):9-18. [DOI:10.64229/00q2wd35]
  11. Hosseini Alimardani F, Moradi Manesh F. [Assessment training needs of Psychiatric Ward Nurses in Educational Hospitals at Ahwaz University of Medical Sciences. (Persian)]. Educational Development of Judishapur. 2019; 9(4):217-28. [Link]
  12. Pilcher J. Learning Needs Assessment: Not Only for Continuing Education. Journal for Nurses in Professional Development. 2016; 32(4):122-9. [DOI:10.1097/NND.0000000000000245] [PMID]
  13. Mahdizadeh AH, Taheri Z. [Educational Needs Assessment of Nurses Working In Hospitals of Tehran University (Persian)]. Journal of Nursing Education. 2016; 5(3):1-9. [DOI:10.21859/jne-05031]
  14. Taylor R, Zwisler AD, Uddin J. Global health-care systems must prioritise rehabilitation. Lancet. 2021; 396(10267):1946-7. [DOI:10.1016/S0140-6736(20)32533-2] [PMID]
  15. Yamaguchi T, Sakai I. The unlearning process of senior clinical nurses in rehabilitation wards. Journal of Advanced Nursing. 2019; 75(11):2659-72. [DOI:10.1111/jan.14050] [PMID] 
  16. Vatani J, Arami M, Khanikosarkhizi Z, Shahabi Rabori MA, Khandan M, Dehghan N, et al. Safety climate and related factors in rehabilitation nurses of hospitals in Iran. Work. 2021; 68(1):189-96. [DOI:10.3233/WOR-203368] [PMID]
  17. Mitro JP, Pomeroy JML, Osman S, Matta V, Cai C, Garfinkel S, et al. Access, Utilization, and Implementation of Research Among Rehabilitation Nurses: A Qualitative Study. Rehabilitation Nursing. 2022; 47(3):99-108. [DOI:10.1097/RNJ.0000000000000367] [PMID] 
  18. Jesus TS, Papadimitriou C, Bright FA, Kayes NM, Pinho CS, Cott CA. Person-Centered Rehabilitation Model: Framing the Concept and Practice of Person-Centered Adult Physical Rehabilitation Based on a Scoping Review and Thematic Analysis of the Literature. Archives of Physical Medicine and Rehabilitation. 2022; 103(1):106-20. [DOI:10.1016/j.apmr.2021.05.005] [PMID] 
  19. Harb A, Al Ateeq E, Barshaid A. Meeting Nursing Staff Education through Learning Need Assessment. Journal of Nursing & Healthcare. 2020; 5(2):1-9. [DOI:10.33140/JNH.05.02.05]
  20. Palinkas LA, Horwitz SM, Green CA, Wisdom JP, Duan N, Hoagwood K. Purposeful Sampling for Qualitative Data Collection and Analysis in Mixed Method Implementation Research. Administration and Policy in Mental Health. 2015; 42(5):533-44. [DOI:10.1007/s10488-013-0528-y] [PMID] 
  21. Whitehead D, LoBiondo-Wood G, Haber J. Nursing and midwifery research: Methods and appraisal for evidence based practice. Amsterdam: Elsevier Health Sciences; 2016. [Link]
  22. Graneheim UH, Lundman B. Qualitative content analysis in nursing research: Concepts, procedures and measures to achieve trustworthiness. Nurse Education Today. 2004; 24(2):105-12. [DOI:10.1016/j.nedt.2003.10.001] [PMID]
  23. Graneheim UH, Lindgren BM, Lundman B. Methodological challenges in qualitative content analysis: A discussion paper. Nurse Education Today. 2017; 56:29-34. [DOI:10.1016/j.nedt.2017.06.002] [PMID]
  24. Lincoln YS, Guba EG. Criteria for Assessing Naturalistic Inquiries as Reports. Paper presented at: Annual Meeting of the American Educational Research Association. 5-9 April 1988; New Orleans, LA. [Link]
  25. Shirozhan S, Arsalani N, Seyed Bagher Maddah S, Mohammadi-Shahboulaghi F. Barriers and facilitators of rehabilitation nursing care for patients with disability in the rehabilitation hospital: A qualitative study. Frontiers in Public Health. 2022; 10:931287. [DOI:10.3389/fpubh.2022.931287] [PMID] 
  26. Graham ND, Graham ID, Vanderspank-Wright B, Nadalin-Penno L, Fergusson DA, Squires JE. Planning for implementation success: insights from conducting an implementation needs assessment. JBI Evidence Implementation. 2025; 23(1):90-102. [DOI:10.1097/XEB.0000000000000458] [PMID] 
  27. Mani ZA. Transitioning to competency-based education in nursing: a scoping review of curriculum review and revision strategies. BMC Nursing. 2025; 24(1):1111. [DOI:10.1186/s12912-025-03319-y] [PMID] 
  28. Chaghari M, Ebadi A, Ameryoun A, Safari M. An attempt for empowering education: A qualitative study of in-service training of nursing personnel. Iranian Journal of Nursing and Midwifery Research. 2016; 21(5):498-503. [DOI:10.4103/1735-9066.193404] [PMID] 
  29. Zamanzadeh V, Valizadeh L, Neshat H. Challenges of human resources management in nursing in Iran: A qualitative content analysis. Nursing Open. 2020; 7(1):319-25. [DOI:10.1002/nop2.393] [PMID] 
  30. Pimentel G, Cruz A, Lavareda Baixinho C, Loureiro M, Fernandes S, Ferreira RJO, et al. Assessment of rehabilitation nurses’ knowledge and results of nurse educational programme (C2F) regarding osteoporosis and fragility fractures. International Journal of Orthopaedic and Trauma Nursing. 2024; 54:101120. [DOI:10.1016/j.ijotn.2024.101120] [PMID]
  31. Matlhaba KL, Nkoane NL. Understanding the learning needs to enhance clinical competence of new professional nurses in public hospitals of South Africa: A qualitative study. Belitung Nursing Journal. 2022; 8(5):414-21. [DOI:10.33546/bnj.2180] [PMID] 
  32. Tiwary A, Rimal A, Paudyal B, Sigdel KR, Basnyat B. Poor communication by health care professionals may lead to life-threatening complications: Examples from two case reports. Wellcome Open Research. 2019; 4:7. [DOI:10.12688/wellcomeopenres.15042.1] [PMID] 
  33. Strandell-Laine C, Salminen L, Blöndal K, Fuster P, Hourican S, Koskinen S, et al. The nurse teacher’s pedagogical cooperation with students, the clinical learning environment and supervision in clinical practicum: A European cross-sectional study of graduating nursing students. BMC Medical Education. 2022; 22(1):509. [DOI:10.1186/s12909-022-03445-0] [PMID] 
  34. Price S, Reichert C. The importance of continuing professional development to career satisfaction and patient care: Meeting the needs of novice to mid-to late-career nurses throughout their career span. Administrative Sciences. 2017; 7(2):17. [DOI:10.3390/admsci7020017]
  35. Shahzeydi A, Taleghani F, Moghimian M, Farzi S, Yazdannik A, Farzi K. Exploring nursing faculty, managers, newly graduated nurses, and students’ experiences of nursing internship program implementation in Iran: A descriptive qualitative study. BMC Nursing. 2022; 21(1):371. [DOI:10.1186/s12912-022-01159-8] [PMID] 
نوع مطالعه: پژوهشی | موضوع مقاله: پرستاری

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه آرشیو توانبخشی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Archives of Rehabilitation

Designed & Developed by : Yektaweb