مقدمه
تغذیه مناسب در دوران نوزادی و کودکی یکی از ارکان اساسی رشد و سلامت محسوب میشود. مطالعات نشان میدهد تغذیه مطلوب نهتنها بر رشد فیزیکی کودک تأثیرگذار است، بلکه نقش تعیینکنندهای در تکامل شناختی، عاطفی و اجتماعی او دارد [1]. بااینحال، اختلالات تغذیهای کودکان بهعنوان یک چالش مهم سلامت جهانی شناخته میشوند که شیوع آن در کودکان سالم 25-45 درصد و در کودکان با نیازهای ویژه تا 80 درصد گزارش شده است [2، 3]. پیامدهای این اختلالات میتواند هم کوتاهمدت و هم بلندمدت باشد. در کوتاهمدت، مشکلاتی مانند تأخیر رشد و افزایش حساسیت به عفونتها مشاهده میشود، درحالیکه عوارض بلندمدت میتواند شامل اختلالات شناختی و بیماریهای مزمن باشد [4، 5]. اختلالات تغذیهای کودکان میتوانند عواقب جدی در زمینههای تغذیهای، رشدی و روانشناختی به همراه داشته باشند و در صورت عدم تشخیص و درمان بهموقع، این مشکلات بهتدریج شدیدتر شده و حتی ممکن است به مرگ منجر شوند [2، 6]. نکته نگرانکننده این است که تشخیص این اختلالات اغلب تا 2-4 سالگی به تأخیر میافتد [7] که این تأخیر میتواند عواقب جبرانناپذیری بر رشد کودک و کیفیت زندگی خانواده داشته باشد [8-10]. راهحل گریز از این مشکلات، شناسایی بهنگام و مداخله بهنگام اختلالات تغذیهای (از ابتدای تولد و در 2 سال اول زندگی) میباشد [11، 12]. انجام هر اقدام بهنگامی مستلزم داشتن ابزارهای مناسب است.
درحالحاضر چندین ابزار برای ارزیابی رفتارهای تغذیهای کودکان وجود دارد. پرسشنامه رفتار تغذیهای کودکان (CEBQ) که نسخه فارسی آن در ایران برای گروه سنی 1 تا 5 سال مورد بررسی قرار گرفته، دارای پایایی مطلوب (آلفای کرونباخ بین 0/71 تا 0/83) و روایی سازه قابلقبول (تبیین بیش از ۵۰ درصد واریانس با چند عامل) است، اگرچه بهدلیل تعداد بالای گویهها اجرای آن نسبتاً زمانبر میباشد، همچنین برای گروه سنی زیر 1 سال نیز قابلاستفاده نیست [13]. ابزار غربالگری مشکلات تغذیهای (STEP) شامل 23 گویه است و توسط روانشناسان یا درمانگرانی که حداقل 6 ماه با بیمار کار کردهاند، تکمیل میشود. این ابزار بهمنظور شناسایی سریع مشکلات تغذیهای در افراد دارای ناتوانی ذهنی طراحی شده و در ارزیابیهای انجامشده از پایایی بین نمرهگذاران و اعتبار سازه قابلقبولی برخوردار بوده است [14].
علاوهبراین، ابزار ارزیابی تغذیه کودکان (Pedi-EAT) نیز وجود دارد که نسخه فارسی آن برای ارزیابی رفتارهای تغذیهای کودکان تا سن 7 سال به کار میرود. این ابزار دارای 4 خردهمقیاس با آلفای کرونباخ بین 0/83 تا 0/92 و پایایی بازآزمایی قوی (0/95=r) میباشد، اگرچه تکمیل آن نیز زمانبر است [15]. ابزار دیگری که نسخه فارسی آن نیز موجود است، پرسشنامه فهرست اختلال بلع اندرسون (MDADI) است که برای ارزیابی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیسفاژی طراحی شده است. بااینحال، بسیاری از ابزارهای موجود علاوهبر اینکه برای گروه سنی زیر 6 ماه مناسب نیستند، اجرای آنها نیز نسبتاً زمانبر و پیچیده است؛ بنابراین، نیاز به توسعه پرسشنامهای کوتاه، معتبر و مناسب برای غربالگری اولیه در این جمعیت احساس میشود [16]. هیچیک از این ابزارها بازه سنی کودکان زیر 6 ماه را پوشش نمیدهند؛ بنابراین، نیاز به ابزاری کوتاه، معتبر و مناسب برای غربالگری اولیه در جمعیت فارسیزبان زیر 6 ماه ضروری میباشد.
پرسشنامه تغذیه نوزاد و کودک (ICFQ) یک ابزار غربالگری والدمحور است که سیلورمن و همکاران برای کودکان (0) تا (4) سال طراحی کردهاند و هدف آن شناسایی زودهنگام نشانههای هشداردهنده در تغذیه میباشد. این پرسشنامه شامل 12 سؤال است که والدین آنها را تکمیل میکنند و با بررسی الگوهای رفتاری و نشانههای مرتبط با تغذیه کودک، امکان شناسایی اولیه اختلالات تغذیهای را فراهم میکند. ICFQ با بهرهگیری از طراحی ساده و قابلفهم، امکان استفاده در محیطهای بالینی و مراقبتی را برای والدین و متخصصان فراهم میسازد. این ابزار از ویژگیهای روانسنجی مطلوبی در نسخه اصلی خود برخوردار بوده است. سیلورمن روایی سازه پرسشنامه را از طریق مقایسه دو گروه شناختهشده (کودکان دارای اختلال تغذیه و کودکان بدون اختلال) تأیید نمود.
همچنین، روایی ملاکی آن با ارزیابی متخصصان همبستگی مناسبی داشت. تحلیل منحنی ROC نشان داد این پرسشنامه در تشخیص موارد نیازمند ارجاع دقت قابلتوجهی دارد و از حساسیت و ویژگی بالایی برخوردار است [17]. تعداد کم گویهها، تکیه بر والدین جهت تکمیل پرسشنامه و نیز پوشش سن زیر 6 ماه از ویژگیهای مثبت ICFQ است که آن را ابزار مناسبی برای تطبیق فرهنگی در جامعه ایران مینماید و قابلیت بالایی برای غربالگری اولیه اختلالات تغذیه در محیطهای بالینی و پژوهشی دارد. ازاینرو، مطالعه حاضر با هدف ترجمه پرسشنامه ICFQ و تعیین خصوصیات روانسنجی آن در زبان فارسی انجام شده است.
مواد و روشها
نوع پژوهش و شرکتکنندگان
این پژوهش از نوع مطالعات روششناختی است که با هدف ترجمه و اعتبارسنجی ابزار غربالگری اختلالات تغذیه در کودکان فارسیزبان انجام شد. مطالعه بهصورت مقطعی با دو گروه مجزا از شرکتکنندگان شامل کودکان دارای اختلال تغذیه و کودکان طبیعی به همراه والدین آنها طراحی شد. حجم نمونه با درنظرگرفتن حساسیت و ویژگی نسخه اصلی تعیین شد که شامل 220 کودک (100 کودک دارای اختلال تغذیه و 120 کودک بدون اختلال تغذیه و طبیعی) میباشد. نمونهگیری بهصورت دردسترس از کودکانی که در بازه سنی (0) تا (4) سال هستند و حداقل یکی از والدین آنها به زبان فارسی تسلط داشت، انجام شد.
معیار ورود برای گروه کودکان دارای اختلال تغذیه، تشخیص اختلال تغذیه توسط متخصص اطفال بود و برای گروه طبیعی، کودکانی که براساس فرم پرسشنامه سنین و مراحل رشد (ASQ) و نظر متخصص اطفال دارای رشد طبیعی بودند و هیچیک از شرایط پزشکی مستعدکننده مشکلات تغذیه (مانند آسیب جراحی یا ضربهای، ذاتالریه، کمآبی مزمن، سوءتغذیه، تشنج و غیره) را نداشتند، شامل میشد.
معیارهای خروج برای هر دو گروه کودکان نیز شامل تکمیل ناقص پرسشنامهها، انصراف والدین از ادامه همکاری و ازدستدادن معیارهای ورود والدین یا کودک میباشد. پیش از اجرای پرسشنامه بر روی والدین، روایی صوری و محتوایی ابزار توسط 10 گفتار درمانگر با تجربه بررسی شد.
ابزار پژوهش
پرسشنامه تغذیه نوزاد و کودک (ICFQ) با 12 سؤال، ابزار اصلی این پژوهش بود [17]. این پرسشنامه عمدتاً با پاسخهای بله/خیر توسط والدین تکمیل میشود و بهجز سؤال 5 که شامل دو گزینه «کمتر از 5 دقیقه» و «بیش از 30 دقیقه» برای مدتزمان تغذیه است و سؤال 11 که چندگزینهای بوده و ممکن است والدین بیش از یک رفتار را علامتگذاری کنند، سایر سؤالات بهصورت دوگزینهای بله/خیر پاسخ داده میشوند. در نمرهگذاری، بهجز سؤال 11، هر سؤال براساس وجود یا عدم وجود رفتار هشداردهنده نمرهگذاری میشود که در صورت مشاهده رفتار هشداردهنده، نمره (1) و در غیر این صورت نمره (0) داده میشود. سؤال 11 در نمره کل محاسبه نمیشود و صرفاً برای ارجاع بالینی کاربرد دارد. والدین سؤالات را میخوانند و پرسشنامه را تکمیل میکنند و در صورت نیاز میتوانند پرسشهای خود را از مصاحبهگر بپرسند. درنهایت، نمره کل ابزار براساس مجموع پاسخها به استثنای سؤال 11 محاسبه میشود. این ساختار نمرهگذاری، تعیین نقطه برش برای شناسایی کودکان در معرض اختلال تغذیه را ممکن میسازد و شفافیت در نحوه محاسبه نمره کل و ارتباط آن با پاسخهای والدین را فراهم میکند. پژوهش سیلورمن نشان داد پرسشنامه دارای روانسنجی مناسب است و شاخصهایی مانند مساحت زیر منحنی (AUC)، حساسیت (73 درصد) و ویژگی (93 درصد) محاسبه شد [17]. در صورت تأیید 2 یا بیش از 2 گویه، حساسیت کاهش اما ویژگی افزایش مییابد. همچنین، رفتارهای تعبیهشده در پرسشنامه میتوانند به شناسایی نیاز به ارجاع سریع به متخصصین کمک کنند.
روش اجرا
این پژوهش از آذر سال 1403 تا خرداد سال 1404 انجام شد. روشهای بهکاررفته در این مطالعه شامل ترجمه، مصاحبههای شناختی، ارزیابی روایی محتوایی و صوری، روایی سازه و ملاک، محاسبات توصیفی و تحلیل دقت تشخیصی، مشابه رویههایی است که در مطالعات پیشین نیز به کار گرفته شده است [18، 19]. پس از کسب مجوز ترجمه از طراح اصلی پرسشنامه، فرایند ترجمه و بومیسازی پرسشنامه ICFQ با رعایت دستورالعملهای سازمان بهداشت جهانی [20] برای انطباق فرهنگی ابزارهای سنجش انجام شد.
این پروتکل شامل چهار مرحله اصلی ترجمه روبهجلو، بررسی اعتبار صوری و محتوایی، ترجمه معکوس و روایی صوری (مصاحبههای شناختی) است. در مرحله ترجمه روبهجلو، پرسشنامه بهطور مستقل توسط دو گفتاردرمانگر که زبان مادریشان فارسی و مسلط به زبان انگلیسی بودند، ترجمه شد. سپس یک گفتاردرمانگر سوم، دو ترجمه را مقایسه کرده، تفاوتها را تحلیل و نسخه تلفیقی اولیه را تهیه کرد. در مرحله بعد، دو کارگروه تخصصی مجزا بهمنظور ارزیابی روایی صوری و محتوایی ابزار تشکیل شد: کارگروه اول شامل 3 متخصص (2 مترجم اصلی و 1 متخصص تغذیه) بود که بر صحت انتقال مفاهیم، دقت واژگان تخصصی و وضوح زبان نظارت داشتند. پس از تأیید اولیه، نسخه ترجمهشده به کارگروه دوم شامل 10 گفتاردرمانگر با درجات تحصیلی مختلف ارائه شد. این گروه، با بررسی دقیق گویهها از نظر درکپذیری، سادگی و تناسب فرهنگی، پیشنهاداتی برای بهبود ساختار و محتوای پرسشنامه ارائه دادند.
برای ارزیابی روایی محتوایی، همچون مطالعات پیشین از روش کمی مبتنی بر چارچوب پیشنهادی والتز و باسل، همزمان با بررسی اعتبار صوری استفاده شد [21، 22]. در این مرحله، پرسشنامه بهصورت جداگانه در اختیار 10 متخصص گفتاردرمانی باتجربه در زمینه اختلالات تغذیه کودکان قرار گرفت. داوران میزان کفایت هر گویه را براساس سه شاخص «وضوح»، «تناسب» و «سادهفهم بودن» در مقیاس 4 درجهای لیکرت (از 1=نامناسب تا 4=کاملاً مناسب) ارزیابی کردند. استفاده از مقیاس 4 درجهای در این مرحله مطابق رویههای متداول در ارزیابی روایی محتوایی و با هدف کاهش گزینههای میانی و تسهیل قضاوت داوران انجام شد. برای محاسبه شاخص روایی محتوایی هر گویه (I-CVI)، نسبت تعداد متخصصانی که نمره 3 یا 4 را به آن گویه داده بودند به کل تعداد ارزیابها محاسبه شد. مقادیر بالاتر از 0/79 بهعنوان سطح قابلقبول در نظر گرفته شدند. همچنین شاخص کلی روایی محتوایی (S-CVI) به روش میانگین CVI کل گویهها (SCVI/Ave) محاسبه شد.
جهت ترجمه معکوس، نسخه فارسی پرسشنامه توسط یک مترجم چهارم که به زبان انگلیسی مسلط و نسبت به نسخه اصلی ناآگاه بود، مجدداً به انگلیسی بازگردانده شد. مقایسه نسخه ترجمهشده با نسخه اصلی از نظر حفظ مفاهیم و معادلسازی فرهنگی صورت گرفت. این مرحله اطمینان میدهد که مفاهیم اصلی پرسشنامه در نسخه فارسی حفظ شده و با نسخه اصلی همخوانی دارد.
بهمنظور روایی صوری و برای اطمینان از وضوح و درکپذیری نسخه ترجمهشده در جامعه هدف، مصاحبههای شناختی با 10 والد فارسیزبان دارای کودک (0) تا (4) سال انجام شد (3 والد کودک با اختلال تغذیه و 7 والد کودک سالم). والدین پرسشنامه را با صدای بلند خواندند و برداشتها، ابهامات و پیشنهادات خود را مطرح کردند. این فرایند به اصلاح برخی عبارات، سادهسازی زبان و بهبود تناسب فرهنگی ابزار منجر شد و تأیید کرد که نسخه فارسی از نظر مفهومی و زبانی برای پاسخدهندگان قابلفهم است.
پس از تهیه نسخه فارسی پرسشنامه، دادهها از مراکز بهداشتی، کلینیکهای رشد و مهدکودکهای قم جمعآوری شد. والدین فرم رضایتنامه و پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی را تکمیل کردند. برای کودکان دارای اختلال تغذیه، نمونهها از طریق معرفی متخصصان اطفال مستقر در مراکز جامع رشد و تکامل انتخاب شدند و قبل از اجرای پرسشنامه تشخیص مشکلات تغذیه با ارزیابی متخصصان اطفال تأیید شده بود. برای کودکان گروه طبیعی، برخی از شرکتکنندگان مستقیماً از مهدکودکهای ویژه کارکنان مرکز جامع رشد و تکامل انتخاب شدند که در آنجا متخصص اطفال مستقر بود و سلامت و وضعیت تغذیه آنها توسط پزشک تأیید شد. سایر کودکان گروه طبیعی که از مهدکودکهای دیگر بودند، پیش از ورود به مطالعه جهت بررسی سلامت و تغذیه به متخصص اطفال مستقر در مرکز جامع رشد و تکامل ارجاع داده شدند. سپس برای تمام کودکان گروه طبیعی، فرم ASQ بهمنظور اطمینان از سلامت رشدی و تغذیهای تکمیل گردید و درنهایت، نظر متخصصان اطفال در هر دو گروه برای تأیید سلامت و تشخیص اختلال تغذیهای لحاظ گردید.
نسخه فارسی پرسشنامه ICFQ برای هر دو گروه تکمیل شد و پرسشنامه Pedi-EAT تنها در کودکان دارای اختلال تغذیه برای بررسی روایی سازه نسخه فارسی ICFQ استفاده شد. پرسشنامهها در فضایی آرام و بدون مزاحمت در مرکز جامع رشد و تکامل و یا در مهدکودکها تکمیل شدند. والدین کودکان پس از دریافت توضیحات لازم، پرسشنامه را شخصاً پر کردند و در صورت نیاز پژوهشگر برای رفع ابهام حضور داشت. تکمیل هر پرسشنامه بهطور میانگین 5 تا 7 دقیقه زمان برد.
سنجش روایی سازه به دو روش انجام شد. ابتدا روایی گروههای شناختهشده از طریق مقایسه میانگین نمرات ICFQ در دو گروه کودکان دارای اختلال تغذیه و کودکان با تغذیه طبیعی بررسی شد. سپس برای ارزیابی روایی همگرا، میزان همبستگی بین نمرات ICFQ و نسخه فارسی پرسشنامه معتبر Pedi-EAT که وضعیت تغذیه را در کودکان ارزیابی میکند، محاسبه گردید. روایی ملاکی نیز با مقایسه نتایج حاصل از پرسشنامه با تشخیص متخصصان اطفال بررسی شد. درنهایت، برای تعیین دقت تشخیصی ابزار، از تحلیل منحنی مشخصه عملکرد گیرنده (ROC) جهت تعیین توانایی پرسشنامه در افتراق بین کودکان دارای اختلال تغذیه و کودکان سالم استفاده شد. براساس منحنی ROC، بهترین نقطه برش تعیین و میزان حساسیت و ویژگی ابزار در این نقطه محاسبه گردید. در این تحلیل، تشخیص متخصص اطفال بهعنوان استاندارد طلایی برای تعیین وجود یا عدم وجود اختلال تغذیه در کودکان مورد استفاده قرار گرفت.
تجزیهوتحلیل آماری
تحلیل آماری دادهها در این پژوهش در دو سطح توصیفی و استنباطی انجام شد. در ابتدا برای توصیف مشخصات جمعیتشناختی شرکتکنندگان و نمرات ابزارها، از آمار توصیفی شامل میانگین و انحرافمعیار و فراوانی و درصد استفاده شد.
در سطح تحلیلهای استنباطی، برای ارزیابی روایی سازه از دو روش روایی گروههای شناختهشده و روایی همگرا استفاده شد که بهمنظور روایی گروههای شناختهشده، از آزمون تی مستقل جهت مقایسه میانگین نمرات پرسشنامه ICFQ در دو گروه کودکان دارای اختلال تغذیه و کودکان با تغذیه طبیعی استفاده گردید. برای سنجش روایی همگرا، از آزمون همبستگی پیرسون بین نمرات ICFQ و پرسشنامه Pedi-EAT و خردهمقیاسهای آن بهره گرفته شد. بررسی روایی ملاک از طریق آزمون کایاسکوئر برای مقایسه نتایج پرسشنامه با تشخیص متخصصان اطفال انجام شد. جهت تعیین دقت تشخیصی ابزار، از تحلیل منحنی مشخصه عملکرد گیرنده (ROC) استفاده شد و شاخصهای حساسیت، ویژگی و نقطه برش بهینه گزارش گردید. کلیه تحلیلهای آماری با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 25 انجام گرفت و سطح معناداری در تمامی آزمونها 0/05>P تعریف شده است.
یافتهها
این مطالعه بر روی 220 کودک در محدوده سنی (0) تا (4) سال انجام شد که شامل 100 کودک با اختلال تغذیه و 120 کودک طبیعی براساس فرم (ASQ) و تشخیص متخصص اطفال بود. مشخصات جمعیتشناختی شرکتکنندگان، شامل جنسیت کودک، سطح تحصیلات و وضعیت شغلی مادر، وضعیت درآمد، و میانگین سن مادر و کودک، در
جدول شماره 1 ارائه شده است.

تمامی این اطلاعات از طریق پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و پاسخ مستقیم والدین جمعآوری شد. ویژگیهای گفتاردرمانهایی که دادهها را جمعآوری کردند شامل سن 29 تا 50 سال، تحصیلات از کارشناسی تا دکتری و سابقه کاری 5 تا 20 سال بود. بهدلیل تعداد محدود گفتاردرمانان شرکتکننده و سادگی ارائه دادهها، اطلاعات بهصورت متنی گزارش شد و جدول جداگانهای ارائه نشد. ترجمه رو به جلو و بررسی کارگروهها به اصلاح گویهها و تأیید صحت انتقال مفاهیم، وضوح زبان و تناسب فرهنگی پرسشنامه منجر شد، بهطوریکه نسخه نهایی برای ارزیابی روانسنجی آماده گردید.
نتایج مصاحبههای شناختی نشان داد اغلب گویهها برای والدین قابل فهم بودند و تنها در چند مورد اصلاحات جزئی لازم بود. اصلاحات اعمال شده شامل موارد زیر بود:
گویه شماره 1: از «آیا نوزاد/کودک شما برای خوردن شیر/غذا متمایل است؟» به «آیا نوزاد/کودک شما دوست دارد شیر/غذا بخورد؟» تغییر یافت.
گویه شماره 3: از «آیا در زمان گرسنگی، نوزاد/کودک شما کاری انجام میدهد؟» به «آیا نوزاد/کودکتان زمانی که گرسنه است، به شما نشان میدهد که گرسنه است؟» تغییر یافت.
گویه شماره 10: از «آیا هنگام غذا دادن به نوزاد/کودکتان احساس رضایت میکنید؟» به «آیا از زمانی که برای غذا دادن به نوزاد/کودکتان میگذارید، لذت میبرید؟» تغییر یافت.
میانگین زمان تکمیل پرسشنامه توسط والدین حدود 5 تا 7 دقیقه بود و اکثر والدین گزارش کردند که پرسشنامه طولانی یا دشوار نیست. این اصلاحات موجب افزایش وضوح و سازگاری فرهنگی نسخه فارسی شده و آمادهسازی آن را برای مراحل بعدی ارزیابی روانسنجی تسهیل کرد.
بررسی روایی محتوایی ابزار ICFQ
روایی محتوایی پرسشنامه با استفاده از شاخصهای CVI و CVR توسط 10 متخصص گفتاردرمانی ارزیابی شد. مقادیر I-CVI تمامی گویهها بالاتر از 0/8 و شاخص کلی S-CVI برابر با 0/95 بود که نشاندهنده توافق بالای داوران و کفایت محتوایی مطلوب نسخه فارسی پرسشنامه است. علاوهبراین، تطابق مفهومی مطلوبی بین نسخه فارسی و نسخه اصلی پرسشنامه تأیید شد.
بررسی روایی سازه ابزار ICFQ
روایی گروه شناختهشده
برای بررسی روایی گروه شناختهشده، میانگین نمره کل اختلال تغذیه در دو گروه کودکان دارای اختلال تغذیه و کودکان با تغذیه طبیعی با استفاده از آزمون تی مستقل مقایسه شد. همانطور که در
جدول شماره 2 مشاهده میشود، تفاوت معنیداری بین نمرات دو گروه وجود دارد (0/001>P).
روایی همگرا
نتایج تحلیل همبستگی نشان داد پرسشنامه ICFQ با نمره کل Pedi-EAT همبستگی مثبت و معناداری دارد (0/01>P و 0/46=r). تحلیل همبستگی شامل بررسی رابطه ICFQ با نمره کل Pedi-EAT و همچنین همبستگی ICFQ با خردهمقیاسهای مختلف Pedi-EAT بود. همچنین، ICFQ با خرده مقیاسهای علائم فیزیولوژیک (0/01>P و 0/54=r) و رفتارهای مشکلساز هنگام وعدهغذایی (0/01>P و 0/46=r) از پرسشنامه Pedi-EAT همبستگی معناداری نشان داد (
جدول شماره 3).
دقت تشخیصی و تعیین نقطه برش ابزار ICFQ
براساس تحلیل منحنی ROC، حساسیت و ویژگی بهترتیب 93 و 91/7 درصد محاسبه شد (
تصویر شماره 1).
همچنین، بهترین نقطه برش برای ابزار مقدار 2/5 تعیین شد. مساحت زیر منحنی (AUC) نیز برابر با 0/97 با فاصله اطمینان 95% از 0/96 تا 0/99 محاسبه شد که دلالت بر دقت بسیار بالای ابزار دارد(0/001>P) (
جدول شماره 4).
بررسی روایی ملاکی ابزار ICFQ
نتایج آزمون کای اسکوئر نشان داد بین تشخیص پرسشنامه ICFQ و نظر متخصصان در شناسایی کودکان دارای اختلال تغذیه توافق قابلتوجهی وجود دارد. (0/001>P و 1=df و 157/03=χ²) بهطور خاص، پرسشنامه در 90/3 درصد موارد (93 نفر از 103 کودک) با تشخیص متخصصان همخوانی داشت. همچنین، در شناسایی کودکان طبیعی نیز 94 درصد توافق مشاهده شد (110 نفر از 117 کودک) (
جدول شماره 5).
بحث
هدف اصلی این مطالعه، ترجمه، انطباق فرهنگی و بررسی خصوصیات روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه تغذیه نوزاد و کودک (ICFQ) بود. نسخه 12 سؤالی ICFQ با تمرکز بر رفتارهای تغذیهای قابلمشاهده توسط والدین، ضمن حفظ کارایی ابزار، از لحاظ زمانی و مفهومی برای والدین و درمانگران کاربردی است. فرایند ترجمه و اعتبارسنجی پرسشنامه ICFQ مطابق با شیوهنامههای بینالمللی انجام شد و نتایج نشان داد نسخه فارسی پرسشنامه برای والدین روان و قابلفهم بود و والدین توانستند بدون ابهام به سؤالات پاسخ دهند؛ بهویژه اصطلاحات تخصصی یا دشوار در متن پرسشنامه وجود نداشت. همچنین، پرسشنامه به دلیل تعداد کم گویهها (12 سؤال) در مدتزمان بسیار کوتاهی تکمیل شد و این ویژگی در عمل بهعنوان یک مزیت بالینی مهم محسوب میشود. براساس متون تخصصی، پرسشنامههایی که در کمتر از 5 دقیقه تکمیل شوند، در گروه ابزارهای سریع و کارآمد قرار میگیرند و ICFQ نیز بهطور میانگین با 5 تا 7 دقیقه زمان جهت تکمیل، در این دسته جای میگیرد. این مزیت در کنار سادگی گویهها بهویژه زمانی اهمیت مییابد که ابزارهای مشابه اگرچه ممکن است ازنظر تعداد گویه بیشتر باشند، اما حتی پرسشنامههای کوتاه نیز در صورت داشتن پرسشهای مفهومی و پیچیده، زمانبر خواهند بود [23].
در روایی محتوایی پرسشنامه، تمامی گویهها سطح قابلقبول CVI داشتند و شاخص کلی S-CVI نیز نشاندهنده تطابق عالی نسخه فارسی با نسخه اصلی بود. این سطح از روایی محتوایی گزارششده براساس شاخصهای رایج در روانسنجی در محدوده «عالی» قرار میگیرد و همسو با گزارشهای مطالعات مشابه است [24]. این نتایج با مطالعات مشابه نصیرزاده و همکاران در سال 2016 [25] و دشتبزرگی و همکاران در سال 2017 [26] بر روی CEBQ همسو است که از روشهای مشابه برای اعتبارسنجی استفاده کردند، هرچند شاخص CVI در آنها گزارش نشده بود. همچنین مهدیزاده و همکاران در سال 2020 [27] در اعتبارسنجی NutriSTEP از شاخص CVI برای ارزیابی روایی محتوایی استفاده کردند و مقادیر بالایی به دست آمد.
در ارزیابی روایی سازه، نتایج گروههای شناختهشده نشان داد ICFQ قادر است کودکان دارای اختلال تغذیه را از کودکان سالم بهطور معنادار تمایز دهد. همچنین تفاوت معنیداری بین نمرات دو گروه وجود داشت (0/001>P) که نشاندهنده قدرت تمایز پرسشنامه ICFQ در شناسایی اختلال تغذیه در کودکان است. همچنین همبستگی معناداری بین نمرات ICFQ و نسخه فارسی پرسشنامه معتبر Pedi-EAT مشاهده شد که وجود روایی همگرای قابلقبول نسخه فارسی را تأیید میکند. این یافته نشان میدهد این دو ابزار تا حدی ابعاد مشترکی از مشکلات تغذیه را اندازهگیری میکنند. این نتایج حاکی از آن است که ICFQ بهویژه در سنجش جنبههای فیزیولوژیک و رفتاری مشکلات تغذیه از روایی همگرای مناسبی برخوردار است. بااینحال، همبستگی پایین با خرده مقیاسهای «خوردن انتخابی» و «پردازش دهانی» نشان میدهد که این پرسشنامه ممکن است ابعاد متفاوتی از مشکلات تغذیه را نسبت به Pedi-EAT مورد سنجش قرار دهد. این یافته با نتایج تویر و همکاران در سال 2018 [15] همسو است که در مطالعه خود بر روی Pedi-EAT، همبستگی بالایی با MBQ گزارش کردند.
در نسخه اصلی ICFQ، روایی سازه تنها بهطور محدود بررسی شده و همبستگی با ابزارهای معتبر ارائه نشده بود. در سایر مطالعات، نصیرزاده و دشتبزرگی برای ارزیابی روایی سازه CEBQ از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده کردند و بهترتیب 6 و 7 عامل استخراج شد. همچنین کامکی و همکاران در سال 2014 در CFQ ترکی، روایی سازه را با تحلیل عاملی تأیید کردند و ساختار 7 عاملی را گزارش دادند [28]. مقایسه این نتایج نشان میدهد اگرچه تعداد عوامل در ابزارهای مختلف متفاوت است، اما همگرایی بین خردهمقیاسهای مرتبط با رفتارهای تغذیهای در اکثر مطالعات مشاهده میشود. لازم به ذکر است که باتوجهبه ویژگیهای نسخه فارسی پرسشنامه ICFQ، شامل تعداد محدود 12 گویه و اغلب پاسخهای دوگزینهای، استفاده از تحلیل عاملی برای ارزیابی ساختار عاملی مناسب نبود. تحلیل عاملی معمولاً زمانی کاربرد دارد که تعداد گویهها کافی باشد تا بتوان خردهمقیاسها یا عوامل پنهان را استخراج کرد؛ در نسخه کوتاه ICFQ، تعداد اندک گویهها و ساختار مشخص نسخه اصلی، امکان استخراج عوامل قابلاعتماد را محدود میکند [29]. بنابراین، برای بررسی روایی سازه، رویکرد مقایسه میانگین گروههای شناختهشده و ارزیابی همبستگی با ابزار معتبر Pedi-EAT بهعنوان روشهای جایگزین و علمی انتخاب شد که برای نسخههای کوتاه و سنجشهای دوگزینهای مناسب و متداول است.
در روایی ملاکی ابزار، نتایج نشان داد تشخیص کودکان با مشکلات تغذیهای توسط پرسشنامه ICFQ با نظر متخصصان اطفال همخوانی بالایی دارد، بهطوریکه بیشتر کودکانی که توسط پرسشنامه بهعنوان مبتلا به اختلال تغذیه شناسایی شدند، توسط متخصصان نیز همین تشخیص را دریافت کردند. این تطابق حاکی از روایی ملاک مطلوب نسخه فارسی است. در نسخه اصلی ICFQ نیز به همخوانی کیفی با نظر متخصص اشاره شده، اما مقادیر عددی ارائه نشده است. سایر ابزارهای مشابه، از جمله ابزار غربالگری تغذیه برای کودکان پیش دبستانی (NutriSTEP) [27]، ابزار ارزیابی تغذیه کودکان (Pedi-EAT) [15] و پرسشنامه رفتار تغذیه ای کودک (CEBQ) [25] نیز از نظر متخصص برای بررسی روایی ملاک استفاده کردهاند، با این تفاوت که میزان تطابق در آنها به شکل کمی گزارش نشده و صرفاً بر اساس قضاوت حرفهای ارزیابی شده است.
در تحلیل دقت تشخیصی ابزار، نتایج حاصل از منحنی ROC نشان داد نسخه فارسی پرسشنامه ICFQ دارای حساسیت و ویژگی مطلوب و مساحت زیر منحنی قابلتوجهی است که نشاندهنده قدرت تشخیصی و توان بالای پرسشنامه در تمایز میان کودکان سالم و کودکان دارای اختلال تغذیه میباشد. در مقایسه با نسخه اصلی پرسشنامه در مطالعه سیلورمن و همکاران در سال 2020 [17]، که شاخصها تنها برای نسخه 6 سؤالی گزارش شده بود، عملکرد نسخه فارسی 12 سؤالی نشاندهنده بهبود توانایی ابزار در شناسایی صحیح گروهها است.
همچنین در مطالعه سیلورمن و همکاران، تحلیل دقت تشخیصی صرفاً برای نسخه کوتاهشده 6 سؤالی انجام شده و برای نسخه 12 سؤالی ICFQ، نقطه برش خاصی گزارش نشده است [17]. بااینحال، در مطالعه حاضر، با هدف ارزیابی جامعتر رفتارهای تغذیهای در کودکان، نسخه 12 سؤالی مورد استفاده قرار گرفت؛ چراکه این نسخه با پوشش خردهمقیاسهای متنوعتر، امکان سنجش طیف وسیعتری از مشکلات تغذیهای را فراهم میسازد و ازنظر محتوایی غنای بیشتری دارد. همچنین، نسخه 12 سؤالی امکان تحلیل دقیقتری از جنبههای مختلف رفتار تغذیهای کودک را فراهم میکند و قدرت تمییز بالاتری برای شناسایی کودکان دارای اختلال تغذیه دارد. براساس یافتههای این مطالعه، نقطه برش بهینه برای نسخه فارسی ICFQ ، مقدار ۵/۲ تعیین شد که در این نقطه، پرسشنامه قادر است با دقت بالا، کودکان دارای اختلال تغذیه را از کودکان طبیعی تشخیص دهد.
در نهایت پیشنهاد میشود مطالعات آینده نتایج استفاده از این ابزار در مراکز بهداشت برای غربالگری و ارزیابی اولیه وضعیت تغذیه کودکان را مورد بررسی قرار دهند و علاوهبر تعیین شیوع اختلالات تغذیه در مرحله غربالگری، تأثیر تشخیص بهنگام این اختلالات بر پیامدهای تکاملی کودکان را مورد مطالعه قرار دهند. علاوهبراین، بهکارگیری همزمان ICFQ با سایر ابزارهای معتبر میتواند امکان ارزیابی جامعتر و چندبعدی مشکلات تغذیهای کودکان را فراهم کند و اطلاعات کاملتری برای تصمیمگیریهای بالینی و بهداشتی ارائه نماید.
نتیجهگیری
نسخه فارسی پرسشنامه ICFQ بهعنوان یک ابزار غربالگری سریع، با زمان تکمیل میانگین حدود 5 تا 7 دقیقه، دارای مشخصات روانسنجی مطلوبی است و در شناسایی اولیه کودکان با اختلالات تغذیه از (0) تا (4) سالگی معتبر میباشد. این ابزار امکان تشخیص زودهنگام مشکلات تغذیه را فراهم میکند و میتواند به ارجاع سریع به سایر متخصصان برای ارزیابی جامعتر کمک کند. نسخه فارسی پرسشنامه در برخی جنبهها مانند دقت تشخیصی عملکرد بهتری نسبت به نسخه اصلی نشان داد و میتواند در مراکز بهداشت و مراقبتهای سلامت بهعنوان ابزار پایش رشد و غربالگری سریع کودکان مورد استفاده قرار گیرد.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این پژوهش با کد اخلاق (IR.USWR.REC.1403.130)، مورد تأیید کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی قرار گرفت. برای اطمینان از یکنواختی شرایط، تمام شرکتکنندگان در محیط مشابه و با نظارت پژوهشگر پرسشنامهها را تکمیل نمودند و حفظ رازداری و محرمانگی اطلاعات نیز در تمامی مراحل رعایت شد. تمامی مراحل پژوهش با رعایت اصول اخلاقی انجام شد و سلامت و رفاه کودکان و والدین در اولویت قرار گرفت. محرمانگی دادهها حفظ شد و رضایت آگاهانه والدین یا سرپرست قانونی، همانطور که پیشتر اشاره شد، اخذ گردید. افزون بر این، همه آزمودنیها در هر زمانی آزاد بودند که از مطالعه خارج شوند.
حامی مالی
مقاله حاضر برگرفته از پایاننامه کارشناسیارشد طیبه فقیهی در گروه گفتاردرمانی، دانشکده علوم توانبخشی، دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تهران میباشد و هیچگونه حمایت مالی از سازمانهای تأمین مالی در بخشهای مختلف دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
طراحی مطالعه، منابع، اجرا و نگارش پیشنویس اصلی: طیبه فقیهی، زهرا سادات قریشی، مریم مخلصین؛ مدیریت پروژه و نظارت: زهرا صادقی و زهرا سادات قریشی؛ روششناسی، اعتبارسنجی و ویراستاری: زهرا صادقی، محسن واحدی، طیبه فقیهی و پوران باقرپور؛ نهاییسازی نوشته: همه نویسندگان.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
نویسندگان از تمامی شرکتکنندگان به خاطر همکاریشان در این مطالعه تشکر و قدردانی میکنند.